تازه های آسمونی
صفحه اصلی > دین و اندیشه > دین پژوهی و ادیان > عشق از نگاه ادیان مختلف
تبلیغات اینترنتی

عشق از نگاه ادیان مختلف

love the look of different religions عشق از نگاه ادیان مختلف

 

عشق در تفکّر یهودی: 

در فرهنگ یهود وزبان عبری، عشق، مترادف کلمه «اهاوا(ahava)» است و به طور یکسان، هم در مورد عشق به خدا و هم عشق زمینی به کار می رود. عرفان یهود، منبع معرفت و زندگی را عشق می داند ومعتقد است که عشق انسان به خدا، باید از طریق عشق به همنوعان ابراز شود. عرفان یهود، هدف نهایی عشق میان انسان و خدا را «تیفون» می داند که به معنای اصلاح جهان، پیشرفت انسان و تبدیل زمین به چیزی شبیه بهشت است.

 

عشق در مکاتب یونانی و مسیحیت: 

در مکاتب یونانی وآیین مسیحیت کلمه عشق، دارای معانی متفاوتی است، به طوری که در متون یونانی باستان، چند نوع عشق وجوددارد: 

1ـ اروس(EROS) : یکی از انواع عشق در زبان یونانی ونام فرزند «ونوس» (الهه عشق) است. اروس، بیشتر به عشق احساسی وبا تمایلات زمینی اطلاق می شود. در واقع، این عشق، همان عشق غریزی وشهوانی (فاقد منطق) است که واسطه جذّابیت وکشش های جسمانی و یا ابراز آن به طور فیزیکی، نمایان می گردد که می توان آن را با «عشق در نگاه اوّل» که با شدّت آغاز می شود و به سرعت فروکش می کند، یکی دانست. شکل اروس، مانند نوزاد بالداری است که معمولاً همراه با تیر وکمان نشان داده می شود. 

 

2ـ لودوس(LUDUS) : همان عشق تفنّنی ورمانتیک زود گذری است که بیشتر متعلّق به دوران نوجوانی است. در واقع، لودوس همان ابراز ظاهری عشق است و رابطه دراز مدت در آن، بعید به نظر می رسد.

 

3ـ فیلو(PHILO): عشقی برادرانه، که مبتنی بر وحدت و همکاری بوده وهدف آن، دستیابی به منافع مشترک است. این عشق، در حقیقت، همان عشقی است که ما نسبت به عزیزانمان داریم که عشقی دوسویه است. تنها عیبی که حکمای یونانی بر آن وارد می آورند، این است که فرد، تنها به این دلیل عشق می ورزد که به او عشق بورزند. 

 

4ـ استورگ( STORGE): عشقی دوستانه و وابسته به احترام ونیز نگرانی نسبت به منافع متقابل است. در این عشق، همنشینی وهمدمی بیشتر نمایان است ودر واقع، عشقی است که بر اساس صمیمیت وتعهّد وبه دور از شهوت و غریزه جنسی، بین دو نفر شکل می گیرد ومعولا پایدار وبادوام است. 

 

5ـ پراگما(PRAGMA) : عشق منطقی و مبتنی به منافع و دورنمای مشترک است. از آن جا که این نوع عشق، بر پایه ر سیدن به اهداف ومنافع مشترک شکل می گیرد، معمولاً در بین افرادی دیده می شود که نگران این موضوع اند که آیا فرد مقابلشان در آینده پدر و مادر خوبی برای فرزندشان خواهد شد یانه! 

 

6ـ مانیا (MANIA): عشق افراطی، انحصار طلب وحسادت بر انگیز است که در آن، شیفتگی شدید به معشوق، اغلب به احساسات مبالغه آمیز افراطی منجر می گردد. مانیا را معمولا عشقی دردسر ساز و وسواس گونه تعریف کرده اند. 

 

7ـ اگاپه(AGAPE) : این نوع عشق که از دیگر عشق ها برتر است، عشقی الهی، فداکارانه و از خود گذشته است که در آن بیشتر، حالت نوع دوستی ( تمایل به انجام دادن کاری برای دیگران بدون چشمداشت) دیده می شود و به نوعی به معنای خیر خواهی وهمدلی برای همه انسان هاست. در اگیپ یا آگاپه، هیچ چیزی در عوض عشق، مطالبه نمی شود وهنگامی که فردی به این مرحله می رسد، عشق او به دیگران به دلیل ارزشمند بودن آنها یا وجود ویژگی ای بخصوص در آنها نیست؛ بلکه علت اصلی آن این است که خداوند به آنها عشق می ورزد. 

 

عشق در نظر متفکّران مسلمان: 

در اسلام، کهن ترین منبع در موضوع عشق، قرآن مجید است؛ امّا در قرآن لفظ عشق نیامده و به جای آن، از واژه هایی چون: «حبّ» و«محبّت» و «ودّ» و… استفاده شده است. به عنوان مثال، قرآن در سوره یوسف، شدت عشق زلیخا به یوسف را به «شغفها حبا» ( یعنی خاطر خواهی وعشق شدید اورا کور کرده بود) تعبیر کرده است.

از سویی در عرفان اسلامی نیز، عشق، جایگاه ویژه ای دارد، به طوری که از نظر عرفا بنیاد هستی، بر عشق، بنا نهاده شده است؛ عشقی که نوعی جنب وجوش است وسراسر وجود را فرا گرفته است. 

 

از نظر ملاصدرا، عشق، دوگونه است:« عشق حقیقی» و«عشق مجازی(غیر حقیقی)». او عشق حقیقی را محبت به خدا و صفات و افعال او می داند ومی گوید: «چون ذات حق تعالی، بالفعل، جامع جمیع کمالات است، احق است که معشوق ومطلوب ومقصود کل و مطلق باشد». امام جعفر صادق(ع) دراین مورد می فرماید: «هرگاه مؤمن از دلسپردگی به دنیا بپرهیزد، بلندمرتبه می گردد وشیرینی محبت خدا را در می یابد. آن گاه نزد دنیا پرستان، دیوانه می نماید؛ در حالی که شیرینی عشق خدا با وجود او در آمیخته وبدین روی،دل خویش جز به خدا مشغول نمی دارد».

 

ملاصدرا،عشق مجازی را عشق به غیر خداوند تعریف می کند وآن را هم به دو گونه کوچک تر تقسیم می نماید:«عشق نفسانی»و«عشق حیوانی». ملاصدرا معتقد است که عشق نفسانی،بدون مقدّمه وغافلگیرانه وغیر اختیاری است ومی توان آن را نتیجه توجّه وعنایت الهی به بنده دانست وحادثه وآزمونی است که به ناگاه، انسان را از خود پرستی بیرون می برد وحصار ومحدودیتی را که انسان در اثر خود پسندی وخود خواهی به دور خویش کشیده، می شکند و وجود عاشق را توسعه می دهد وکانون هستی اش را عوض می کند. این نوع عشق،نفس و روح را نرم، آرام، مهربان،صاحب وجد و بهجت شادی و شعف و سخاوت و نرمی دل می کند. در این نوع عشق،عاشق شیفته،تصویری متعالی متکامل از معشوق برای خود ترسیم می کند وحواس خود را بر آن متمرکز می نماید،به طوری که حواس او دیگر در مقابل غیر محبوبش،حساسیتی ندارد. 

 

ملاصدرا، عشق حیوانی را نتیبجه مقدّماتی اختیاری و ناپرهیزگارانه( همچون: بی پروایی، حضور در محیط معاصی، معاشرت و مراوده با بی پروایان) می شمرد. او همچنین مبدا عشق حیوانی را شهوات بدنی وغریزه می داند وهدف آن را نیز کسب لذّت حیوانی و ارضای تمایلات جسمی معرّفی می کند ومعتقد است که از این نوع عشق،خشونت وجنایت وبخل واندوه وافسردگی بر می خیزد. به نظر ملاصدرا، انسان تا وقتی که تحت تاثیر شهوات خویش است، از خود، بیرون نرفته است وشخص وشیء مورد علاقه را تنها برای خود می خواهد واگر به او می اندیشد بدین صورت است که چگونه از وصال او بهره مند شود وحداکثرتمتّع راببرد واگر نسبت به او غیرت می ورزد، غیرتش حیوانی است ومانع رشد وتکامل محبوب خویش می شود. او هرگز تکامل وتعالی معشوق را نمی خواهد؛ زیرا همواره نگران از دست دادن اوست. همیشه ملتهب و افسرده خاطر است و دائم به فکر تصاحب وتملّک محبوب است وگاه رفتارهای ناشایست و خلاف عقل از او سر می زند. او تا آنجا پیش می رود که از آزردن معشوق خود باکی ندارد. چنین عشقی با وصول به معشوق وگذشت ایّام، رو به سردی می گذارد وگاهی هم به کینه و نفرت تبدیل می شود وتا جایی پیش می رود که چه بسا معشوق، دشمن ترین دشمنان او می گردد. 

 

آنچه از ملاصدرا نقل کردیم ـ ومربوط به کتاب «اسفار اربعه» اوست ـ ، جامع و شامل آرای پیشینیان او، همچون بو علی سینا در کتاب «اشارات» وسهروردی در «رساله فی حقیقه العشق» ومولوی وحافظ نیز هست. متفکّران اسلامی، به وضوح برای عشق، مراتبی را ذکر کرده اند که هم شامل عشق دنیوی می شود وهم عسق الهی وهم برای هر یک، مراتبی را در نظر گرفته اند که جایگاه افراد را در آن مشخص می کند. اندیشمندان کمتر دین یا مکتبی به مانند متفکّران عالم اسلام، درباره مقوله عشق،این قدر بحث و تفکّر نموده اند و این، نشان از جایگاه رفیع عشق در نزد آنان دارد که به منزله نردبانی برای رسیدن به معبود است. 

 

در پایان، مقاله را با سخنی حکیمانه از خواجه عبد الله انصاری به پایان می رسانیم: «عشق،آتش سوزان است وبحر بیکران است. همه، جان است وقصه بی پایان است. عقل وادراک در وی حیران است ودل در یافت وی ناتوان است. نهان کننده عیان است وعیان کننده نهان. روح روح است وفتوح فتوح.اگر خاموش باشد، دلش چاک کند و از غیر خود پاک کند واگر بخروشد وی را زیر وزبر کند و شهر را خبر کند. هم آتش است،هم آب؛ هم ظلمت است هم آفتاب. عشق درد است؛ لیکن به درد آرد وچنان که علّت حیات است، سبب ممات است. هر چند مایه راحت است، پیرایه آفت است».

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=26548
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

secularism1

سکولاریسم چیست

سکولاریسم عقیده‌ای مبنی بر جدا شدن نهادهای حکومت از نهادهای مذهبی و مقام‌های مذهبی است. …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.