تازه های آسمونی
صفحه اصلی > دین و اندیشه > دین پژوهی و ادیان > علل و عوامل دین ستیزی
تبلیغات اینترنتی

علل و عوامل دین ستیزی

causes of irreligion علل و عوامل دین ستیزی

گاها احساس میشود که بررسی علل و ریشه های دین گریزی ویا حتی دین ستیزی، امروزه، در جامعه ما، امری بیهوده است. به شدت با چنین حکمی مخالفم. اگر کسی منکر وجود چنین معضلی باشد باید بداند که همه گیر شدن چنین آفتی، راهی برای اصلاح باقی نمیگذارد و اگر بنا بر اصلاح و پیشگیری باشد باید امروزچاره ای اندیشید. از طرفی دیگر با توجه به عوامل تاریخی شیوع دین گریزی ، که در همین نوشته به ایشان اشاره خواهم کرد و به طبع آن وجود مصداق عینی بسیاری ازعلل نامبرده در جامعه ما، جایی برای انکار وجود این معضل ،البته برای اهل تفکر و تدبر، وجود ندارد. این نکته نیز قابل ذکر است که به استناد اجرای برخی مناسک و رسوم سنتی نمیتوان احتمال وجود دین گریزی را در نزد مردم جامعه منتفی دانست و باید بیشتر درون رابنگریم و حال را.

با نگاه کلی به علل و عوامل دین گریزی میتوان آنها را به دو دسته عوامل درونی و بیرونی تقسیم کرد.
عوامل درونی عواملی هستند که ریشه در خود انسان و تجربیات و باورهای او دارند. البته لازم به ذکر است جامعه نیز میتواند عاملی بر تشدید این علل باشد. از جمله این موارد میتوان : ۱) جهل ۲) خطا و گناه را نام برد. عوامل بیرونی نیز بیشتر شامل عواملی میشوند که ظهور و منشأ آنها در خارج از شخص دین گریز قرار دارد و از این قرارند: ۳) فقر ۴) علل انعکاسی و تبلیغاتی ۵) علمگرایی ۶) تحریفات دین و…

حال به جهت آشنایی، یکایک موارد مورد بحث قرار میگیرند:

۱) جهل: دو نوع جهل وجود دارد: جهل بسیط و جهل مرکب. جهل بسیط آن است که انسان چیزیرا نمی‏داند درحالیکه خودش از جاهل بودن خود آگاه است و جهل مرکب آن است که انسان نمی‏داند، ولی نمی‏داند که نمی‏داند. در اینجا منظور از جهل بیشتر جهل مرکب است. ساده ترین عامل مفروض برای دینگریزی را میتوان همینعامل دانست و به این مفهوم است که شخص دین گریز اصلا شناخت و علمی بر دین ندارد و نمیداند که عملکرد او به گونه ای مورد قضاوت قرار میگیرد که او را در جرگه افراد دین گریز معرفی مینماید. شاید بی گناهترین دینگریز را میتوان انسان جاهل دانست. البته لازم به ذکر است شخصی که حقیقتی را میتواند بیاموزد و سرباز میزند خطا کار است و کسی که حقیقتی را میداند و چنان وانمود میکند که انگار نمیداند نیز کافر است (کافر به معنای کسی است که بر حقیقتی سرپوش میگذارد و آن را کتمان میکند).
لازم به ذکر است که این عده را نمیتوان به راستی دین گریز تعمدی دانست و اکثر اهل الجنه البلها. البته تصور وجود چنین افرادی با امکانات پیام رسانی گسترده امروزی محال به نظر می رسد.

۲) خطا و گناه: در آموزه های دینی ما از گناههایی که انسانها مرتکب میشوند به لکه هایی تشبیه شده که کاغذ سفید دل را چرک آلود میکنند و ایمان را ضعیف میکنند. ضعف ایمان خود میتواند علت دین گریزی باشد. لازم به ذکر است که گاها خطاهایی در نزد مردم یک جامعه عادی و روزمره میشود و حتی گاها خطایی رسم و یا سنت اجتماعی میشود که کماکان از آثار سوء آن خطا نمیتوان در امان بود. از جمله خطاهایی که در جامعه امروز ما رواج دارد میتوان دروغ و ریا را نام برد.

۳) فقر: تأثیر فقر بر ایمان و دینداری مشهود است البته این حکم مثالهای نقیضی نیز به همراه دارد ولی در حالت کلی از یک انسان گرسنه و فقیر نمیتوان دین طلب کرد. این عامل از جمله سیاسی ترین و وابسته ترین عامل به حکومت و آیین مملکت داری میباشد، چرا که نهایتا سیاستهای صحیح یا غلط یک حکومت است که معیشت غالب اعضای جامعه را تعیین میکند.

۴) انعکاسی و تبلیغاتی: مواردی که شامل این علت میشوند بسیار گسترده میباشد. قطعا تبلیغات ضد دین و سکولاریستی جوامع غربی تأثیر بسزایی دارد و از آنجایی که ایشان پیشرفتهای علمی و صنعتی جوامع خود را تا حد زیادی مرهون نگاه دین گریزانه خود میدانند، این امر به خودی خود عاملی تبلیغاتی است برای دوری از دین. جهت بررسی حقیقت امر یادآوری جمله سید جمال الدین اسد آبادی خالی از لطف نیست: “در غرب رفتم اسلام دیدم و مسلمان ندیدم ، به شرق برگشتم مسلمان دیدم و اسلام نیافتم”
از جمله عوامل دیگری که در این باب میتوان نام برد دفاع نابخردانه از دین میباشد چنانکه غزالی در کتتصویری از یک صوفیاب اعترافات خود چهار علت عمده دین گریزی مردم عهد خود را گفتار فیلسوفان، کردار صوفیان ، پندار تعلیمیان و رفتار عالم نماهای دین و روحانیون زمان خود معرفی میکند. کلیه این موارد در جرگه آثار سوء تبلیغاتی برای دین میباشد. لازم به ذکر استکه درآن زمان فیلسوفان فقط به عقل خویش اکتفا میکردند و برای اثبات همه چیز از عقل کمک میخواستند و این در حالی بود که صوفیان در اعمال خود کمترین توجهی به عقل نشان میدادند و با رفتارهای ناشایست خود بر دوری از تعقل اصرار میورزیدند!تعلیمیان نیز معتقد بودند که تعلیم جز به دست معصوم الهی ممکن نیست و در ایمان خویش تنها متکی بر کتب و احادیث بودند و عالمان دینی نیز گاها با تحریفات خود مردم را به خرافه پرستی دعوت مینمودند.
یکی دیگر از مواردی که میتوانست به صورت جداگانه مورد بحث واقع شود ولی به دلیل قرابت معنایی در همینجا ذکر میکنیم. دین گرایی و یا حتی دین گریزی موروثی است. دین گرایی موروثی به سبب سطحی بودنش عموما با ضعف ایمان همراه است و دینگریزی موروثی ( به این منظور که شخصی فقط به تقلید از والدین یا گذشته گانش این مسلک را ادامه دهد) نیز به دلیل متعصبانه بودنش میتواند انسانی را بر دیدن هر حقیقتی نابینا و بر شنیدن هر کلام حقی ناشنوا کند.

۵) علم گرایی: امروزه با پیشرفت تکنولوژی و کشف برخی رازهای طبیعت، انسان به شدت به استفاده از عقل و تجربه علمی وابسته شده و این در حالیست که این امر منطقا به ضرر است زیرا انسان تنها قادر است بر آنچه بر او محیط است شناخت کامل پیدا کند. کانت اولین کسی بود، در غرب، که مرزی میان آنچه قابل تعقل هست و آنچه نیست معرفی نمود تا یکی طبیعیات و دیگری ماوراء الطبیعه نامیده شود ولی سؤال اینجاست که انسان بر چه چیزی به غیر از خودش محیط است؟! نتیجتا انسان بر هیچ چیزی غیر از خودش کاملا محیط نیست و اگر رابطه ای میان مخلوق و خالق وجود داشته باشد قطعا بهترین کاندیدا برای یافتن این مسیر، خود انسان است که عقل نیز به خاطر محصور بودن و محدود بودنش از درک این ارتباط به صورت کامل بازمیماند و نسیب علم گرایان مطلق در این دایره چیزی نیست جز سرگردانی!

۶) تحریفات دینی: تحریفات دینی باعث میشوند که مرز میان واقعیات و خرافات محو شود و تشخیص این دو از هم کار راحتی نیست. وجود تحریفات در دین اعتماد انسان را از این یگانه تکیه گاه و مفرح روح و روان سلب میکند و پذیرش دین را امری غیر معقول و نابخردانه جلوه میدهد. این معضل امروزه به شدت عیان است و باید مسیرهای ورود تحریفات به دین سریعا شناسایی و مسدود شوند. قطعا وجوب پاسداری از دین بیشتر از برگزاری مناسب یک آیین سنتی عزاداری احساس میشود که این دو باید در امتداد هم باشند و نه در تقابل با یکدیگر!

نهایتا دین مایه آرامش روانی و اخلاقی انسان و جامعه اوست و مسلک اشتباه مایه تباهی و گمراهی. در امور مربوط به مذهب کمی دقت بیشتری به خرج دهیم؛ دین خود را از اهلش طلب کنی؛ به امانات الهی، کتاب خدا (همانی که بر مرده هایمان میخوانیم)، عترت پیامبر (همان بزرگوارانی که تا حد یک شفا دهنده و گره گشا پایین آوردیمشان)، تمسک بجوییم و از لوازم شناخت خود چون عقل، حواس، احساس به عدالت بهره ببریم.

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=55769
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

secularism1

سکولاریسم چیست

سکولاریسم عقیده‌ای مبنی بر جدا شدن نهادهای حکومت از نهادهای مذهبی و مقام‌های مذهبی است. …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.