آسمونی
قرآن کریم

تفسیر سوره کوثر

جایزه ملی یادگیری الکترونیکی

تفسیر سوره کوثر : سوره کوثر کوتاهترین سوره قرآن است که مفسران مختلف، تفاسیر متفاوتی از این سوره دارند. آسمونی در این بخش تفسیر سوره کوثر از مفسران مختلف را برای شما عزیزان منتشر می کند.

تفسیر سوره کوثر

بسم الله الرحمن الرحيم

إنا اءعطينک الکوثر (1)

فصل لربک و انحر (2)

إن شانئک هو الابتر (3)

ترجمه سوره کوثر

بنام خداوند بخشنده مهربان

1 – ما به تو کوثر (خير و برکت فراوان ) عطا کرديم .

2 – اکنون که چنين است براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى کن .

3 – مسلما دشمن تو ابتر و بلا عقب است .

تفسير سوره کوثر

آسمونی : Sūrat al Kawthar tafsir 1 تفسیر سوره کوثر

ما به تو خير فراوان داديم

روى سـخـن در تمام اين سوره به پيغمبر اکرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) است

(مانند سـوره و الضـحـى و سـوره ا لم نشرح ) و يکى از اهداف مهم هر سه سوره تسلى خاطر آن حضرت

در برابر انبوه حوادث دردناک و زخم زبانهاى مکرر دشمنان است .

نخست مى فرمايد: ما به تو کوثر عطا کرديم (انا اعطيناک الکوثر).

(کوثر) وصف است که از کثرت گرفته شده ، و به معنى خير و برکت فراوان است ، و به افراد سخاوتمند نيز کوثر گفته مى شود.

تفسیر سوره کوثر : در ايـنـکـه مـنـظـور از کـوثـر در ايـنـجـا چـيـسـت ؟

در روايـتـى آمده است که وقتى اين سوره نـازل شد پيغمبر اکرم (صلى الله عليه و آله و سلم )

بر فراز منبر رفت و اين سوره را تـلاوت فـرمـود، اصـحاب عرض کردند:

اين چيست که خداوند به تو عطا فرموده ؟ گفت :

نهرى است در بهشت ، سفيدتر از شير، و صافتر از قدح (بلور) در دو طرف آن قبه هائى از در و ياقوت است ….

در حـديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم که فرمود:

کوثر نهرى است در بـهـشت که خداوند آن را به پيغمبرش در عوض فرزندش (عبد الله که در حيات او از دنيا رفت ) به او عطا فرمود.

بـعـضـى نـيـز گـفته اند: منظور همان حوض کوثر است که تعلق به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) دارد

و مؤمنان به هنگام ورود در بهشت از آن سيراب مى شوند.

بـعـضـى آن را بـه نـبـوت تفسير کرده ، و بعضى ديگر به قرآن ، و بعضى به کثرت اصـحـاب و يـاران ،

و بـعـضـى بـه کـثـرت فـرزنـدان و ذريـه کـه هـمـه آنـهـا از نـسـل دخـتـرش فـاطمه زهرا (عليهاالسلام ) به وجود آمدند،

و آنقدر فزونى يافتند که از شماره بيرونند، و تا دامنه قيامت يادآور وجود پيغمبر اکرمند،

بعضى نيز آن را به شفاعت تـفـسـيـر کـرده و حـديـثـى از امـام صـادق در ايـن زمـيـنـه نقل نموده اند.

Sūrat al Kawthar tafsir 2 تفسیر سوره کوثر

آسمونی : تـا آنـجـا کـه (فـخـر رازى ) پانزده قول در تفسير (کوثر) ذکر کرده است،

ولى ظاهر اين است که غالب اينها بيان مصداقهاى روشنى از اين مفهوم وسيع

و گـسترده است ، زيرا چنانکه گفتيم (کوثر) به معنى (خير کثير و نعمت فراوان ) اسـت،

و مـى دانـيـم خـداوند بزرگ نعمتهاى فراوان بسيارى به پيغمبر اکرم (صلى الله عـليـه و آله و سـلم )

ارزانى داشت که هر يک از آنچه در بالا گفته شد يکى از مصداقهاى روشن آن است ،

و مصداقهاى بسيار ديگرى نيز دارد که ممکن است به عنوان تفسير مصداقى براى آيه ذکر شود.

تفسیر سوره کوثر : بـه هـر حـال تـمـام مواهب الهى بر شخص پيغمبر اکرم (صلى الله عليه و آله و سلم )

در تـمام زمينه ها حتى پيروزيهايش در غزوات بر دشمنان ،

و حتى علماى امتش که در هر عصر و زمـان مـشعل فروزان قرآن و اسلام را پاسدارى مى کنند،

و به هر گوشهاى از جهان مى برند، همه در اين خير کثير وارد هستند.

فـرامـوش نـبـايـد کرد اين سخن را خداوند زمانى به پيامبرش مى گويد که که آثار اين خـيـر کثير هنوز ظاهر نشده بود،

اين خبرى بود از آينده نزديک و آينده هاى دور،

خبرى بود اعجازآميز و بيانگر حقانيت دعوت رسول اکرم (صلى الله عليه و آله و سلم ).

ايـن نـعـمـت عظيم و خير فراوان شکرانه عظيم لازم دارد، هر چند شکر مخلوق هرگز حق نعمت خـالق را ادا نمى کند،

بلکه توفيق شکرگزارى خود نعمت ديگرى است از ناحيه او لذا مى فـرمـايـد:

Sūrat al Kawthar tafsir 3 تفسیر سوره کوثر

آسمونی : اکـنـون کـه چـنـيـن اسـت ، فـقط براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى کن (فصل لربک و انحر).

آرى بـخـشنده نعمت او است ،

بنابراين نماز و عبادت و قربانى که آن هم نوعى عبادت است بـراى غـيـر او مـعنى ندارد،

مخصوصا با توجه به مفهوم رب که حکايت از تداوم نعمتها و تدبير و ربوبيت پروردگار مى کند.

کوتاه سخن اينکه (عبادت ) خواه به صورت نماز باشد، يا قربانى کردن مخصوص رب و ولى نعمت است ،

و او منحصرا ذات پاک خدا است .

اين در برابر اعمال مشرکان است که براى بتها سجده و قربانى مى کردند،

در حالى که نـعـمـتـهـاى خـود را از خـدا مـى دانـسـتـنـد!

و بـه هـر حـال تـعـبـيـر (لربـک ) دليل روشنى است بر مساءله لزوم قصد قربت در عبادات .

بسيارى از مفسران معتقدند که منظور نماز روز عيد قربان ، و قربانى کردن در همان روز اسـت ،

ولى ظـاهـرا مـفـهـوم آيه مفهوم عام و گسترده اى است هر چند نماز و قربانى روز عيد يکى از مصداقهاى روشن آن است .

تعبير به (وانحر) از ماده (نحر) که مخصوص کشتن شتر است ،

شايد به خاطر اين است که در ميان قربانيها شتر از اهميت بيشترى برخوردار بود،

و مسلمانان نخستين علاقه بسيار به آن داشتند، و قربانى کردن شتر بدون ايثار و گذشت ممکن نبود.

در اينجا دو تفسير ديگر براى آيه فوق ذکر شده است :

1 – مـنـظـور از جمله (وانحر) رو به قبله ايستادن به هنگام نماز است ،

چرا که ماده نحر بـه مـعـنـى گـلوگـاه مـى بـاشـد، سـپـس عـرب آن را مـعـنـى مـقـابـله بـا هـر چـيـز اسـتـعـمـال کـرده اسـت ،

و لذا مـى گـويـنـد (مـنـازلنـا تـتـنـاحـر) يـعنى : منزلهاى ما در مقابل يکديگر است .

2 – مـنـظـور بـلنـد کـردن دسـتـهـا بـه هـنـگـام تـکـبـيـر و آوردن آن در مـقـابـل گـلوگـاه و صـورت اسـت ،

Sūrat al Kawthar tafsir 4 تفسیر سوره کوثر

در حـديـثـى مـى خـوانـيـم :

آسمونی : هـنـگـامـى کـه ايـن سـوره نـازل شـد پـيـغـمـبـر اکـرم (صـلى الله عـليـه و آله و سـلم ) از جبرئيل سؤ ال فرمود:

اين (نحيره ) اى که پروردگارم مرا به آن ماءمور ساخته چيست ؟

(جـبـرئيل ) عرض کرد: (اين نحيره نيست ، بلکه خداوند به تو دستور مى دهد هنگامى که وارد نماز مى شوى موقع تکبير،

دستها را بلند کن ، و همچنين هنگامى که رکوع مى کنى يـا سـر از رکـوع برمى دارى ، يا سجده مى کنى ،

چرا که نماز ما و نماز فرشتگان در هفت آسمان همين گونه است ، و براى هر چيزى زينتى است ،

و زينت نماز بلند کردن دستها در هر تکبير است ).

و در حديثى از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم

که در تفسير اين آيه با دست مبارکش اشـاره کـرده و فـرمـود:

آسمونی : مـنـظور اين است که دستها را اينگونه در آغاز نماز بلند کنى به طورى که کف آنها رو به قبله باشد.

ولى تـفـسـيـر اول از هـمـه مـنـاسـب تـر اسـت ،

چـرا کـه مـنـظـور نـفـى اعـمـال بـت پـرسـتـان اسـت که عبادت و قربانى را براى غير خدا مى کردند،

ولى با اين حـال جـمـع مـيـان هـمه معانى و رواياتى که در اين باب رسيده است هيچ مانعى ندارد

و به خـصـوص اينکه درباره بلند کردن دست به هنگام تکبيرات روايات متعددى در کتب شيعه و اهـل سـنـت نـقـل شـده اسـت ،

بـه ايـن تـرتـيـب آيـه مـفـهـوم جـامـعـى دارد کـه ايـنـهـا را نـيـز شامل مى شود.

Sūrat al Kawthar tafsir 5 تفسیر سوره کوثر

و در آخـريـن آيـه ايـن سوره با توجه به نسبتى که سران شرک به آن حضرت مى دادند مى فرمايد:

(تو ابتر و بلاعقب نيستى ، دشمن تو ابتر است !) (ان شانئک هو الابتر).

(شـانـى ء) از مـاده (شنئان ) (بر وزن ضربان ) به معنى عداوت و کينه – ورزى و بدخلقى کردن است ،

و (شانى ء) کسى است که داراى اين وصف باشد.

تفسیر سوره کوثر : قـابـل توجه اينکه : (ابتر) در اصل به معنى (حيوان دم بريده ) است

و انتخاب اين تعبير از سوى دشمنان اسلام به منظور هتک و توهين بود، و تعبير (شانى ء)

بيانگر ايـن واقـعـيـت است که آنها در دشمنى خود حتى کمترين ادب را نيز رعايت نمى کردند،

يعنى عداوتشان آميخته با قساوت و رذالت بود، در حقيقت قرآن مى گويد:

اين لقب خود شما است نه پيغمبر اکرم (صلى الله عليه و آله و سلم ).

از سـوى ديـگر همانگونه که در شاءن نزول سوره گفته شد:

قريش انتظار مرگ پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و برچيده شدن بساط اسلام را داشتند،

چرا که مى گفت ند او بلا عقب است ، قرآن مى گويد تو بلا عقب نيستى ، دشمنان تو بلا عقب اند!

نکته های تفسیر سوره کوثر :

1 – فاطمه (عليهاالسلام ) و کوثر

تفسیر سوره کوثر : گفتيم کوثر يک معنى جامع و وسيع دارد، و آن خير کثير و فراوان است ، و مصاديق آن زياد اسـت ،

ولى بـسـيارى از بزرگان علماى شيعه يکى از روشن ترين مصداقهاى آن را وجود مـبـارک (فـاطـمـه زهـرا) (سـلام الله عـليـهـا) دانـسـتـه انـد،

چـرا کـه شـاءن نـزول آيـه مى گويد: آنها پيغمبر اکرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) را متهم مى کردند که بلا عقب است ،

قرآن ضمن نفى سخن آنها مى گويد: ما به تو کوثر داديم .

از اين تعبير استنباط مى شود که اين (خير کثير) همان فاطمه زهرا (عليهاالسلام ) است ،

زيرا نسل و ذريه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )

به وسيله همين دختر گرامى در جـهـان انـتـشـار يافت نسلى که نه تنها فرزندان جسمانى پيغمبر بودند، بلکه آئين او و تمام ارزشهاى

Sūrat al Kawthar tafsir 6 تفسیر سوره کوثر

اسـلام را حـفـظ کـردنـد، و بـه آيـنـدگـان ابـلاغ نـمـودنـد،

نـه تـنـهـا امـامـان مـعـصـوم اهـل بـيـت (عـليـهـمـالسـلام ) کـه آنها حساب مخصوص به خود دارند،

بلکه هزاران هزار از فـرزنـدان فـاطـمـه (عـليـهـاالسـلام ) در سراسر جهان پخش شدند

که در ميان آنها علماى بزرگ و نويسندگان و فقها و محدثان و مفسران والا مقام و فرماندهان عظيم بودند

که با ايثار و فداکارى در حفظ آئين اسلام کوشيدند.

آسمونی : در ايـنـجـا بـه بـحث جالبى از (فخر رازى ) برخورد مى کنيم که در ضمن تفسيرهاى مختلف کوثر مى گويد:

قـول سـوم ايـن اسـت کـه ايـن سـوره بـه عـنـوان رد بـر کـسـانـى نـازل شـده که عدم وجود اولاد را بر پيغمبر اکرم (صلى الله عليه و آله و سلم )

خرده مى گـرفـتـنـد، بـنـابـرايـن مـعـنـى سـوره ايـن اسـت کـه خـداونـد بـه او نـسـلى مى دهد که در طـول زمـان بـاقـى مـى مـانـد،

بـبـيـن چـه انـدازه از اهـل بـيـت را شـهـيـد کـردنـد، در عـيـن حـال جـهـان مـملو از آنها است ،

اين در حالى است که از بنى اميه (که دشمنان اسلام بودند) شـخـص قابل ذکرى در دنيا باقى نماند،

سپس بنگر و ببين چقدر از علماى بزرگ در ميان آنها است ، مانند باقر و صادق و رضا و نفس زکيه و.

Sūrat al Kawthar tafsir 7 تفسیر سوره کوثر

2 – اعجاز اين سوره

آسمونی : تفسیر سوره کوثر : ايـن سـوره در حـقـيـقـت سـه پـيـشگوئى بزرگ در بردارد:

از يکسو اعطاء خير کثير را به پـيـغـمـبـر نـويـد مـى دهـد (گـر چـه (اعـطـيـنـا) بـه صـورت فـعـل مـاضـى اسـت ،

ولى مـمـکـن اسـت از قـبـيـل مـضـارع مـسـلم بـاشـد کـه در شکل ماضى بيان

شده ) و اين خير کثير تمام پيروزيها و موفقيتهائى را که بعدا نصيب پيغمبر اکرم (صلى الله عـليـه و آله و سـلم ) شـد،

بـه هـنـگـام نـزول ايـن سـوره در مـکـه قابل پيشبينى نبود، شامل مى شود.

از سوى ديگر خبر مى دهد که پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بلا عقب نخواهد بود،

بلکه نسل و دودمان او به طور فراوان در جهان وجود خواهند داشت .

از سـوى سـوم خـبـر مـى دهد که دشمنان او ابتر و بلا عقب خواهند بود،

اين پيشگوئى نيز تحقق يافت ، و چنان دشمنانش تار و مار شدند که امروز اثرى از آنها باقى نمانده است ،

در حـالى کـه طوائفى همچون بنى اميه و بنى عباس که به مقابله با پيغمبر (صلى الله عـليـه و آله و سـلم )

و فـرزنـدان او بـرخـاسـتـنـد روزى آنـقـدر جـمـعـيـت داشـتـنـد کـه فـامـيـل و فـرزنـدان آنـهـا قابل شماره نبود،

ولى امروز اگر هم چيزى از آنها باقى مانده باشد هرگز شناخته نيست .

Sūrat al Kawthar tafsir 8 تفسیر سوره کوثر

3 – ضمير جمع در باره خدا براى چيست ؟

آسمونی : تفسیر سوره کوثر : قابل توجه اينکه در اينجا و در آيات فراوان ديگرى از قرآن مجيد خداوند

با صيغه متکلم مع الغير از خود ياد مى کند مى فرمايد: ما کوثر را به تو عطا کرديم !

ايـن تـعـبـيـر و مانند آن براى بيان عظمت و قدرت است ،

زيرا بزرگان هنگامى که از خود سخن مى گويند نه فقط از خود که از ماءمورانشان نيز خبر مى دهند،

و اين کنايه از قدرت و عظمت و وجود فرمانبردارانى در مقابل اوامر است .

در آيـه مـورد بـحـث کـلمـه (ان ) نـيـز تـاءکـيد ديگرى است بر اين معنى ،

و تعبير به (اعطيناک ) و نه (آتيناک ) دليل بر اين است که خداوند (کوثر) را به حضرتش بخشيده

و اعطا فرموده است ، و اين بشارتى است بزرگ به پيغمبر اکرم

تـا در بـرابـر يـاوه گـوئيـهاى دشمنان قلب مبارکش آزرده نشود،

و در عزم آهنينش فتور و سستى راه نيابد،

و بداند تکيه گاه او خدائى است که منبع همه خيرات است و خير کثير در اختيار او نهاده .

خـداونـدا! مـا را از بـرکـات اين (خير کثير) که به پيامبرت مرحمت فرمودى بى نصيب مگردان .

پـروردگـارا! تـو مـى دانـى مـا آن حـضـرت و ذريـه طـاهـريـنـش را از صـمـيـم دل دوست داريم ، ما را در زمره آنان محشور کن .

بارالها! عظمت او و آئينش بسيار است روز به روز بر اين عظمت و عزت و شوکت بيفزاى .

آمين يا رب العالمين

تازه های مرتبط

تفسیر سوره ملک

ندا رحیمی

تفسير سوره مجادله

ندا رحیمی

تفسير سوره نازعات

طاهره رضایی

استخاره چیست؟ و روش گرفتن استخاره

مقاومت و پایداری در قرآن

طاهره رضایی

دختران آسمانی

آسمونی

درج نظر