تازه های آسمونی
صفحه اصلی > دین و اندیشه > اسلام > رجز خوانی زهیر بن قین
تبلیغات اینترنتی

رجز خوانی زهیر بن قین

Zuhayr ibn Qayn1 رجز خوانی زهیر بن قینزهیر بن قین بجلی از بزرگان قبیله بجیله بود که در کوفه می‌زیست.  وی از مردان شریف و شجاع شهر کوفه و قوم خود شمرده می‌شد و به واسطه حضور در جنگ‌ها و فتوحات بسیار، جایگاه رفیعی به دست آورده بود. حتما شما هم ماجرای رجزخوانی زهیر بن قین را شنیده اید، سایت آسمونی در این مقاله زندگینامه کوتاهی از او و ماجرای رجزخوانی زهیر بن قین را برای شما عزیزان تهیه کرده است.

زهیر از هواداران عثمان به شمار می‌رفت. در سال شصت هجری، او و همسرش به همراه برخی از خویشاوندان و اهل قبیله‌اش هنگام بازگشت از مناسک حج به کوفه، در یکی از منازل بین راه، به نام زَرُود با امام حسین(ع) و همراهانش که به سوی کوفه در حرکت بودند _هم منزل_ روبرو شدند. بنابر نقل دینوری، این ملاقات در منزل‏گاه زَرُود انجام گرفته است.

امام حسین(ع) شخصی را نزد زهیر فرستاد و خواستار ملاقات با او شد. زهیر در ابتدا تمایلی به این دیدرا نشان نداد؛ اما به توصیه همسرش- دیلم یا دَلْهم دختر عَمرو به محضر امام حسین(ع) حاضر شد. این دیدار مسیر زندگانی زهیر را تغییر داد. او پس از این ملاقات، شادمان نزد خانواده و دوستانش بازگشت و فرمان داد تا خیمه و بار و بُنه او را به کنار خیمه امام حسین(ع) منتقل کنند.

زهیر با همسرش نیز وداع کرد و بنا به نقلی همسرش را طلاق داده و گفت: «من عازم شهادت همراه امام حسین(ع) هستم. تو با برادر خود نزد خانواده ‌ات برگرد، زیرا نمی‌‏خواهم از سوی من چیزی جز خوبی به تو برسد.»

زهیر بعد از وداع با همسرش، به همراهانش گفت: «هر که دوستدار شهادت است، همراه من بیاید، و گرنه برود و این آخرین دیدار من با شماست.

زهیر خاطره‌ای برای آنان نقل کرد و گفت: زمانی که به جنگ بلنجر رفته بودیم، به پیروزی و غنایم فراوانی دست یافتیم و بسیار خوشحال شدیم. سلمان فارسی -در برخی منابع به جای سلمان فارسی، سلمان باهلی گفته شده است.- که همراه ما بود گفت: «آن‏گاه که سید جوانان آل محمّد(ص) را درک کردید، از پیکار و کشته شدن در کنار او بیش از دستیابی به این غنایم شادمان باشید.

برخی منابع آورده‏ اند سلمان بن مضارب، پسر عموی زهیر، با وی همراهی کرد و به سپاه امام حسین(ع) پیوست.

در چگونگی پیوستن او به سپاه امام(ع) جماعتی از قبیله بنی فزاره و بجیله نقل کرده‌اند که:

«ما با زهیر بن قین از مکه باز می‌گشتیم و در راه، چون حسین(ع) در محلّی فرود می‌آمد، ما در جای دیگری فرود می‌آمدیم! اما در بعضی از منازل ما هم به ناچار در همان محلّی فرود می‌آمدیم که حسین(ع) در آن‌جا فرود آمده بود! در منزل زرود بود که فرستاده حسین(ع) بر ما وارد شد.»

زهیر نزد کوفیان شخصیتی شجاع، ممتاز و مشهور بود. به همین خاطر در اولین ساعت‌های روز عاشورا زهیر از سوی سالم و یسار -غلامان زیاد بن ابیه و عبیدالله بن زیاد- که مبارز می‌طلبیدند و رجز می‌خواندند، به مبارزه دعوت شد. وقتی عبدالله بن عمیر کلبی به مصاف آنها رفت، آن دو به وی گفتند: «ما تو را نمی‏ شناسیم. بگذار زهیر بن قین یا حبیب بن مظاهر به جنگ ما بیاید. پس زهیر از جای برخاست تا در میدان رزم به ندای آن دو جواب محکمی بدهد؛ اما امام حسین(ع) به او اجازه نبرد نداد و عبدالله بن عمیر را به نبرد با آن دو فرستاد.
Zuhayr ibn Qayn3 رجز خوانی زهیر بن قینرجزخوانی زهیر بن قین

زهیر هنگام نبرد این گونه رجز می ‌خواند:

انَا زُهَیْرٌ وَانَا ابْنُ الْقَیْنِ • اذُودُکُمْ بِالسّیْفِ عَنْ حُسَیْنِ .

من زهیرم، فرزند قین؛ شما را با شمشیر از حسین علیه السلام دور می ‌کنم.

برخى منابع، دو بیت دیگر نیز در ادامه رجز زهیر نقل کرده‌ اند:

« انَّ حُسَیناً احَدُ السِّبْطَینِ • مِنْ عِتْرَهِ البَرِّ التَقِىّ الزِّیْنِ‌

ذَاکَ رَسُولُ اللَّهِ غَیْر المَیْنِ • اضْرِبُکُمْ وَلا ارى‌ مِنْ شَیْنِ»

گاهی نیز به عنوان مژده و بشارت، خطاب به امام علیه السلام این گونه می ‌سرود:

الْیَوْمَ نَلْقَی جَدَّکَ النَّبیَّا • وَحَسَناً وَالْمُرتَضَی عَلِیَّا

وَذَا الْجَنَاحَیْنِ الْفَتَی الْکَمِیَّا

«امروز جدّ تو را دیدار می ‌کنیم، و نیز حسن علیه السلام و علی مرتضی علیه السلام و ذوالجناحین، آن جوانمرد شجاع -جعفر طیار- را.»

برخى منابع، مانند این اشعار را به« حجاج بن مسروق» نیز نسبت داده ‌اند.Zuhayr ibn Qayn4 رجز خوانی زهیر بن قینشهادت:

پس از ادای نماز، زهیر برای امام(ع) این اشعار را خواند:

اقدم هدیت هادیاً مهدیا                       الیوم تلقی جدّک النّبیا(ص)

و حسناً(ع) و المرتضی علیا(ع)                       و ذا الجناحین الفتی الکمیا

و اسد الله الشّهید الحیا                      

«به پیش ای هدایت شده و راهنما، امروز جدّت نبی اکرم(ص) را دیدار خواهی کرد، و هم چنین حسن مجتبی(ع) و علی مرتضی(ع) را و جعفر طیار آن جوانمرد شجاع و حمزه شیر خدا شهید زنده را.»

پس از کسب اجازه زهیر از امام(ع) برای نبرد، این رجز را میخواند:

انا زهیر و انا ابن القین                     اذودکم بالسیف عن حسین(ع)

ان حسیناً(ع) احد السبطین                 من عتره البر التقی الذی

ذاک رسول الله غیر المین                  اضربکم و لا اری من شین

«من زهیر پسر قین هستم با شمشیر خود از حریم حسین(ع) دفاع می کنم. حسین(ع) یکی از دو نواده رسول خدا(ص) است از خاندانی که نیکی و تقوا زینت آن هاست، و اکنون او فرستاده پاک خدا از دو نسل نبوی است و من شما را می‌کشم و عیب نمی‌دانم.»

نقل شده است او صد و بیست تن از دشمنان را در میدان نبرد به هلاکت رساند.

زهیر به دست کثیر بن عبدالله شعبی و مهاجر بن اوس تمیمی به شهادت رسید

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=204117
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

rabiol-aval1

ماه ربیع الاول چه ماهی است

گرچه در تمام‌ها، ماه‌ها خداوند همواره برکاتش را برای انسان‌ها ارزانی داشته و تمام ایام …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.