در تلگرام منتظر شما هستیم
عضویت در کانال آسمونی
تازه های آسمونی
صفحه اصلی > دین و اندیشه > اسلام > شب بیستم محرم
پیش بینی فوتبال

شب بیستم محرم

twentieth night muharram1 شب بیستم محرم

 

 

هلاکت معتصم عباسی و پایان دولت بنی عباس

وفات شیخ الطائفه محمدبن حسن طوسی رضی الله عنه سال ۴۶۰ قمری.

ورود امام علی بن ابی طالب علیه السلام به صفین، جهت نبرد با سپاه معاویه

 

1. دفن بدن جون در کربلا

بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعى از بنى اسد بدن شریف جون غلام ابى ذر غفارى را پیدا کردند در حالى که صورتش نورانى و بدنش معطر بود و سپس او را دفن کردند.

 

جون کسى بود که امیرالمؤمنین(علیه السلام) او را به 150 دینار خرید و به ابوذر بخشید. هنگامى که ابوذر را به ربذه تبعید کردند این غلام براى کمک به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امیرالمؤمنین(علیه السلام) بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبى(علیه السلام) و سپس به خدمت امام حسین(علیه السلام) رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا آمد.

 

هنگامى که جنگ در روز عاشورا شدت گرفت او خدمت امام حسین(علیه السلام) آمد و براى میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست. حضرت فرمودند: در این سفر به امید عافیت و سلامتى همراه ما بودى! اکنون خویشتن را به خاطر ما مبتلا مساز.

 

جون خود را بر قدمهاى مبارک امام حسین(علیه السلام) انداخت و بوسید و گفت: اى پسر رسول خدا، هنگامى که شما در راحتى و آسایش بودید من کاسه لیس شما بودم، و حال که به بلا گرفتار هستید شما را رها کنم؟

 

جون با خود فکر کرد: من کجا و این خاندان کجا؟! لذا عرضه داشت: آقاى من، بوى من بد است و شرافت خانوادگى هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است. یا اباعبدالله، لطف فرموده مرا بهشتى نمایید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگى به دست آورم و رو سفید شوم. نه آقاى من، از شما جدا نمى شوم تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد. جون مى گفت و گریه مى کرد به حدى که امام حسین(علیه السلام)گریستند و اجازه دادند.

 

با آنکه جون پیرمردى 90 ساله بود، ولى بچه ها در حرم با او انس فراوانى داشتند. او به کنار خیمه ها براى خداحافظى و طلب حلالیت آمد، که صداى گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هر یک را به زبانى ساکت کرد و به خیمه ها فرستاد و مانند شیرى غضبناک روى به آن قوم ناپاک کرد. او جنگ نمایانى کرد، تا آنکه اطراف او را گرفتند و زخمهاى فراوانى به او وارد کردند. هنگامى که روى زمین افتاد، امام حسین(علیه السلام) سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست، و دست مبارک بر سر و صورت جون کشید و فرمود: «اللهم بیِّض وجهه و طیِّب ریحه و احشره مع محمد و آل محمد(علیهم السلام): بارالها رویش را سفید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت(علیهم السلام)محشورش نما.

از برکت دعاى حضرت روى غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوى عطر از وى به مشام رسید. چنانکه وقتى بدن او را بعد از ده روز پیدا کردند صورتش منور و بویش معطر بود.

[AD] پایان سال دیده شوید: تبلیغات اینترنتی

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=22358
تبلیغات اینترنتی
کانال تلگرام آسمونی

اینم جالبه !

تاریخ تولد و شهادت امامان و چهارده معصوم

آسمونی در این مقاله تاریخ تولد و وفات چهارده معصوم علیهم السلام را برای شما …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تبلیغات اینترنتی