تازه های آسمونی
صفحه اصلی > دین و اندیشه > اسلام > امام زمان در احادیث معصومین
تبلیغات اینترنتی

امام زمان در احادیث معصومین

Imam zaman in infallible Hadiths امام زمان در احادیث معصومین

امام زمان در کلام حضرت علی (ع)

علقمه بن قیس می گوید: امیرالمومنین (ع) بر منبر کوفه خطبه لولوه ی خود را برای ما خواند و در آخر آن فرمود : من به زودی از این سرا کوچ خواهم کرد. آنگاه مردی به نام عامر بن کثیر از جا برخاست و گفت : یا امیرالمومنین !پیشوایان کفر و خلفای باطل را برای ما بیان کردی. ما را از پیشوایان حق و راست گویان بعد از خودت با خبر کن.

حضرت فرمود : آری این عهدی است که رسول خدا (ص) نموده است با من که این امر را امامان دوازده گانه مالک و عهده دار شوند. نه نفر آنها از فرزندان حسین باشند. پیامبر فرمود : هنگامی که من به آسمان عروج کردم ، به ساق عرش نظر نمودم در آن نوشته بود لا اله الا الله محمد رسول الله ، او را به علی تایید و به علی یاری کردم و دوازده نور را مشاهده کردم. گفتم : پروردگارا ! این انوار کیان اند؟ ندا شد ای محمد! این انوار امامان از ذریه تو باشند. علی (ع) می گوید گفتم یا رسول الله ! نام آنان را برایم ذکر نمی کنی ؟ فرمود : آری تو امام و جانشین بعد از من باشی . دینم را ادا کنی و وعده های مرا تحقق بخشی و بعد از تو دو فرزندت حسن و حسین و بعد از حسین فرزندش علی زین العابدین و بعد از او فرزندش محمد که باقر خوانده شود و بعد از محمد فرزندش جعفر که صادق خوانده شود و بعد از جعفر فرزندش که کاظم خوانده شود و بعد ار موسی فرزندش علی که رضا خوانده شود و بعد از علی فرزندش محمد که زکی خوانده شود و بعد از محمد فرزندش علی که نقی خوانده شود و بعد از علی فرزندش حسن که امین خوانده شود و قائم از اولاد حسین هم نام من و شبیه ترین مردم به من که زمین را پر از عدل و داد کند همانگونه که پر از جور و ظلم شده باشد.

حضرت مهدی (ع) در کلام حضرت فاطمه (س)

جابربن عبدالله می گوید: من بر فاطمه (س) وارد شدم و در برابر آن حضرت لوحی دیدم که در آن اسماء اوصیا بود. آن اسامی را شمردم دوازده نام بود که آخر آنها قائم بود نام سه تن از آنها محمد و نام چهار نفر از آنها علی صلوات الله علیهم اجمعین بود.

از حضرت فاطمه (س) نقل شده است که فرمود :

سوگند به خدا اگر حق را رها کرده و اجازه داده بودند که در دست اهلش باشد و از عترت پیامبر (ص) پیروی کرده بودند حتی او نفر هم درباره خدا اختلاف نمی کردند و منصوب شدگان از طرف رسول خدا (ص) امر امامت یکی پس از دیگری به ارث برده تا این که قائم ما که نهمین از فرزندان حسین (ع) است قیام نماید ولی اینان آنچه را که خداوند موخر قرار داده بود مقدم داشتند و آنرا که خدا مقدم داشته بود موخر قرار دادند تا آنگاه که رستاده پروردگار پیامبر (س) را در قبر دادند آنگاه خواسته ها و امیال خود را شکار کرده و به آرای خود عمل نمودند. پس هلاکت باد آنان را . آیا کلام خدا نشنیدند که می فرماید: پروردگار تو می آفریند و هرچه که می خواهد اختیار می کند و برای مردم اختیاری نیست؟ آری شنیدند ولی ایشان همانگونه اند که خدا می فرماید : دیده ظاهر آنها نابینا نیست ولی دیده دل آنان که در سینه های آنهاست کور است هیهات آنان آرزوهای خود را در دنیا گسترانیدند و مرگ خود را فراموش کردند. پس هلاکت بر ایشان باد کردار انها گمراهی است. پروردگارا به تو پناه می برم از نقصان پس از زیاده.

حضرت مهدی (عج) در کلام امام حسن مجتبی (ع)

امام حسن بن علی بن ابی طالب (ع) می گوید :

از جدم رسول خدا (ص) از امامان بعد از او سوال کردم فرمود : امامان بعد از من به تعداد نقبای بنی اسرائیل دوازده نفر می باشند که خداوند به آنها علم و فهم مرا عطا فرموده است و تو ای حسن! از جمله آنان می باشی. پس گفتم یا رسول الله ! چه زمانی قائم ما اهل بیت خروج خواهد کرد؟ فرمود ای حسن! زمان قیام او مانند قیامت است که خداوند علم آنرا بر اهل آسمان ها و زمین مخفی کرده است که به طور ناگهانی خواهد بود.

امام زمان (ع) در کلام امام حسین (ع)

عبدالرحمن بن سلیط می گوید:

حسین بن علی بن ابیطالب (ع) فرمود : از ما خاندان دوازده نفر مهدی است که اول آنها امیرالمومنین علی بن ابیطالب و آخر آنها نهم از فرزندان من است و او امامی است که قیام به حق نماید و خداوند زمین را به واسطه او پس از مردن زنده نماید و به وسیله او دین حق را بر تمام ادیان غالب و ظاهر گرداند اگر چه مشرکان آنرا مکروه دارند. برای او غیبتی خواهد بود که اقوامی در آن مرتد شوند و گروههای دیگری بر دین ثابت بمانند و مورد اذیت قرار گیرند و به آنها گفته شود : اگر راست می گویید این وعده چه زمانی است؟

بدانید همانا کسی که در غیبت او صبر و شکیبایی پیشه کرده در مقابل آزار دشمنان مقاومت کند و تکذیب آنها را تحمل نماید همانند کسی خواهد بود که برابر رسول خدا (ص) با شمشیر جهاد کرده باشد.

حضرت مهدی (ع) در کلام امام سجاد (ع)

ابوحمزه می گوید:

از حضرت علی بن الحسین (ع) شنیدم که می فرمود : همانا خداوند تبارک و تعالی محمد و علی و یازده امام از صلب او را از نور خود خلق نمود. آنها ارواحی بودند در پرتور نور خداوندی که او را قبل از آفرینش مخلوقات عبادت و تسبیح و تقدیس می نمودند و آنان امامان هدایت کننده از آل محمد (ع) می باشند.

عمروبن ثابت می گوید:

علی بن الحسین سید العابدین(ع) فرمود : کسی که بر موالات ما استوار بماند در غیبت قائم ما خداوند عزوجل به او پاداش هزار شهید از شهدای بدر و احد عطا فرماید.

زهری می گوید :

نزد علی بن الحسین (ع) بودیم گفتم ای پسر رسول خدا ! پیامبر (ص) درباره اوصیای بعد از خودش چه عهدی با شما کرده است؟ حضرت فرمود : در صحیفه و لوح دوازده نام با ذکر اسامی پدران و مادران و نیز امامت آنها نوشته شده است. سپس فرمود : از صلب فرزندم محمد هفت نفر از اوصیای بیرون آیند که از جمله آنها مهدی صلوات الله علیهم می باشد.

حضرت مهدی (ع) در کلام امام محمد باقر (ع)

ام هانی ثقفیه می گوید : من خدمت مولا و سیدم حضرت محمد بن علی باقر 0ع) رسیدم و به آن حضرت عرض کردم ای سید من ! آیه ای در این کتاب خدای عزوجل می باشد که در دلم خطور کرده که آن را نمی دانم! حضرت فرمود:  سوال کن  ای ام هانی ! آن آیه کدام اس؟ به حضرت عرض کردم ای سیدمن این سخن خدای عزوجل که می فرماید: فلا اقسم بالخنس الجوار الکنس.

امام باقر (ع) فرمود : خوب مساله ای را پرسیدی ای ام هانی ! این آیه اشاره دارد به مولودی که در آخرالزمان است و نام او مهدی است که از این عترت خواهد بود و برای او تحیر و غیبت است. گروهی در آن غیبت گمراه و گروهی دیگر هدایت شوند. خوشا به حال تو اگر او را درک نمایی و خوشا به حال کسی که او را درک کند.

ابن مریم عبدالغفار بن قاسم می گوید:

بر مولایم حضرت امام محمد باقر (ع) وارد شدم و گروهی از اصحابش نزد او بودند. سخن از اسلام مطرح شد. من گفتم ای سید من کدام اسلام افضل است؟ حضرت فرمود: اسلام کسی که مومنان از زبان و دست او سلامت باشند. گفتم : کدام اخلاق افضل است؟ فرمود : بردباری و سماحت. گفتم : ایمان چی کسی کامل تر اس؟ فرمود: کسی که خلق او نیکوتر باشد. گفتم : کدام جهاد افضل است؟ فرمود : کسی که در راه خدا مقاومت کند تا آنجا که مرکب خود را پی کند و خونش ریخته شود. گفتم : کدام نماز افضل است ؟ فرمود : کسی که قنوت را طولانی نماید. گفتم : کدام صدقه افضل است؟ فرمود : این که از آنچه خداوند عزوجل بر تو حرام کرده است دوری جویی . گفتم : ای سید من ! چه می فرمایی درباره رفتن نزد سلطان ؟ فرمود : من آن را به مصلحت نمی دانم. گفتم : من گاهی به سفر شام می روم و بر ابراهیم بن ولید وارد می شوم . فرمود : ای عبدالغفار ! بدرستی که رضایت به آنچه خداوند قسمت تو کرده است. گفتم : ای پسر رسول خدا (ص) من مردی عائله مند هستم و برای تجارت به آنجا می روم تا منفعتی بدست آورم . شما چه نظری دارید؟ فرمود ای بنده خدا من تو را به ترک دنیا امر نمی کنم بلکه امر می کنم به ترک گناه . ترک کردن دنیا فضیلت است و ترک گناهان فریضه و واجب است و تو به برپاداشتن واجب نیازمندتر از کسب فضیلت هستی . عبدالغفار می گوید: من دست و پای آن حضرت را بوسیدم و گفتم پدر و مادرم به فدایت ای پسر رسول خدا (ص) علم صحیح را جز نزد شما نمی یابم . من زیاد پیر و ناتوان شده ام و چیزی در شما نمی بینم جز آنچه که بر شما خواهد گذشت و مرا غمگین کند و شما را می بینم در حالی که شما را منزوی ساخته و به شهادت می رسانند و شما خائف و بیمناک هستید و من مدتی است که در انتظار قائم شما هستم و میگویم امروز و فردا ظاهر می شود.

فرمود : ای عبدالغفار به درستی که قائم ما هفتم از اولاد من است و اکنون وقت ظهور او نیست و پدرم از پدرش و او از پدرانش حدیث کرد که رسول خدا (ص) فرمود : امامان بعد از من دوازده نفر هستند به تعداد نقبای بنی اسرائیل . نه نفر آنها از صلب حسین (ع)  هستند و نهمین آنها قائم عجل الله تعالی فرجه می باشد که در آخر الزمان ظهور نماید و دنیا را پر از عدل و قسط کند ، بعد از آن که پر از جور و ظلم شده باشد. گفتم : ای پسر رسول خدا (ص) اگر این امر محقق می شود پس چه کسی بعد از شما خواهد بود ؟ فرمود جعفر و او سید فرزندان من و پدر امامان است که در گفتار و کردار صادق است و تو ای عبدالغفار سوال بزرگی نمودی و تو برای اجابت و پاسخ اهل و قابل هستی. پس آن حضرت فرمود : بدان ! به درستی که کلید علم و دانش سوال است و این شعر را خواند :

شفاء العمی طول السوال و انما                          تمام العمی السکوت علی الجهل

شفای کوری سوالات پی در پی است و همانا تمام کوری سکوت طولانی در حال جهل است.

حضرت ولیعصر (ع) در کلام امام موسی کاظم (ع)

علی  بن جعفر از برادرش موسی بن جعفر (ع) نقل کرده است که فرمود : هنگامی که پنج از اولاد هفتم ناپدید شد شما را درباره حفظ دینتان سفارش می کنم مواظب باشید کسی شما را سست نکند و شما را از آن جدا نسازد.

یونس بن عبدالرحمن می گوید:

بر موسی بن جعفر (ع) وارد شدم و به آن حضرت عرض کردم ای پسر رسول خدا (ص) شما قائم به حق می باشید؟ فرمود : من قائم به حق هستم ولی قائمی که زمین را از دشمنان خداوند عزوجل پاک سازد و زمین را پر از عدل و داد گرداند همانگونه که پر از ظلم و جور شده پنجم از فرزندان من است که برای او غیبتی است که زمان آن به طول انجامد از بیم و خوفی که بر خود دارد و در آن هنگام گروه هایی مرتد شوند و از دین برگردند و گروهی دیگر ثابت و استوار در دین بمانند.

امام عصر (عج) در کلام امام رضا (ع)

حسین بن خالد از حضرت علی بن موسی الرضا 0ع) نقل کرده است و او از پدرش و ایشان از پدرانش (ع) که رسول خدا (ص) فرمود : هر که دوست دارد به دین من تمسک جوید و بر کشتی نجات بعد از من سوار شود به علی بن ابی طالب اقتدا نماید و با دشمن او دشمنی و با دوست او دوستی کند. او وصی و جانشین من بر امت من در حیات و بعد از وفات من است و او امیر هر مسلمان و امیر هر مومنی بعد از من خواهد بود. قول او قول من و امر او امر من و نهی او نهی من و پیرو او پیرو من و ناصر او ناصر من و خاذل او خاذل من است. سپس فرمود : بعد ار من هر که از علی جدا شود روز قیامت مرا نبیند و من نیز او را نبینم و هر که با علی مخالفت کند خداوند بهشت را بر او حرام کند و جایگاه او را در آتش قرار دهد که بد منزلگاهی است و هر که از یاری علی خودداری کند روز قیامت مخذول گردد و هر که علی را یاری کند خداوند روز ملاقات او را یاری و حجت او را به او تلقین نماید. سپس فرمود : حسن و حسین دو امام امت من هستند بعد از پدراشان و دو سید جوانان اهل بهشت اند و مادرشان سیده زنان عالم وپدرشان سید اوصیا باشد و از اولاد حسین نه امام خواهد بود که نهمین آنها قائم از فرزندان من است طاعت آن امامان طاعت من و معصیت انها معصیت من است. به خدا شکایت می کنم از کسانی که فضل انها را انکار و حرمت آنها را بعد از من ضایع نمایند و کافی است که خدا ولی و ناصر عترت من و امامان امت من باشد و از کسانی که حق آنها را انکار کنند انتقام گیرد(( و سیعلم الذین ظلمو ای منقلب ینقلبون)).

حضرت مهدی (ع) در کلام امام جواد (ع)

عبدالعظیم حسنی می گوید :

بر مولای خود محمدبن علی بن موسی بن جعفر (ع) وارد شدم و خواستم از قائم عجل الله تعالی فرجه سوال کنم که آیا او مهدی است یا غیر او می باشد، حضرت فرمود : ای ابوالقاسم : همانا قائم از ما همان مهدی (ع) می باشد که در زمان غیبت باید انتظار او را کشید و در زمان ظهور باید او را اطاعت کرد و او هم اسم من و از فرزندان من است و سوگند به آن که محمد (ص) را به نبوت مبعوث کرد و ما را به امامت مخصوص گردانید همانا اگر از دنیا باقی نمانده باشد مگر یک روز خداوند آنروز را چنان طولانی کند تا این که او ظهور نماید و زمین را پر از عدل و داد کند همانگونه که پر از ظلم و جور شده باشد و همانا خداوند تبارک و تعالی امر او را در یک شب اصلاح کند همانطور که امر کلیم خود موسی(ع) را اصلاح کرد هنگامی که او آمد تا برای اهل خود آتش ببرد و بازگشت در حالی که پیامبر و نبی بود. سپس فرمود : افضل اعمال شیعیان ما انتظار فرج است.

حضرت ولیعصر (عج) در کلام امام هادی (ع)

صقربن ابی دلف می گوید:

هنگامی که متوکل سید ما حضرت هادی (ع) را به سامرا منتقل کرد من آمدم تا از آن حضرت خبر بگیرم. رازقی دربان متوکل به من نظر کرد و دستور داد که نزد او بروم و گفت چه کار داری ؟ گفتم : خیر ای استاد ! گفت بنشین – صقر می گوید : من با خود گتم خطا کردم و اشتباه نمودم که به اینجا آمدم . سپس هنگامی که مردم ازنزد او رفتند رازقی به من گفت : چه حاجتی داری و برای چه مقصودی آمده ای ؟ گفتم : برای امری خیر . گفت : شاید برای خبر گرفتن از مولای خود آمده ای؟ به او گفتم چه کس مولای من است؟ مولای من امیرالمومنین است. گفت ساکت باش مولای تو حق است و از من پنهان مکن که من نیز بر عقیده تو می باشم. گفتم : خدا را حمد می کنم. گفت دوست داری او را ببینی ؟ گفتم : آری . گفت : بنشین تا صاحب پیک نزد او بیرون آید. صقر می گوید: من نشستم تا این که بیرون آمد. رازقی به غلام خود گفت دست صقر را بگیر و او را به نزد آن علوی که در حجره محبوس می باشد ببر و او را با آن علوی تنها بگذار . صقر می گوید: مرا به حجره داخل کرد و اشاره به آنجا کرد که امام (ـع) در آنجا محبوس بود. من داخل شدم و دیدم امام هادی (ع) بر روی حصیری نشسته و مقابل او قبری کنده و آماده بود. سلام کردم و امام (ع) پاسخ داد و به من امر کرد بنشینم. سپس فرمود : ای صقر ! برای چه به اینجا آمده ای؟ گفتم : ای سید من! آمده ام تا از شما خبر بگیرم. سپس نظر به آن قبر کردم و گریستم. امام (ع) نگاهی به سوی من کرد و فرمود : ای صقر ! نگران مباش که در این وقت از آنها آسیبی به من نخواهد رسید. صقر می گوید: گفتم الحمدالله . سپس گفتم ای سید من! حدیثی از پیامبر(ص) روایت شده است که معنای آن را نمی دانم. فرمود آن چیست؟ گفتم کلام پیامبر (ص) که فرمود: (( لا تعادوا ایام فتعادیکم با ایام دشمنی نکنید که با شما دشمنی نماید)) معنای این حدیث چیست؟ فرمود ایام ما هستیم، از آن زمان که آسمان و زمین بر پا گردید. پس شنبه به اسم رسول خدا (ص) و یکشنبه کنایه از امیرالمومنین دارد و دوشنبه به نام حسن و حسین و سه شنبه علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد است و چهارشنبه موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و من می باشد و پنج شنبه فرزندم حسن بن علی و جمعه به نام فرزند فرزندم می باشد که پیروان حق گرد او جمع شوند و او همانکس است که زمین را پر از عدل و داد کند. همانگونه که پر از ظلم و جور شده باشد و این معنی ایام است. پس در دنیا با آنها دشمنی ننمایید که در آخرت با شما دشمنی ورزند. سپس فرمود : وداع کن و بیرون رو که من بر جان تو ایمن نمی باشم.

امام زمان (ع) در کلام امام حسن عسگری

احمد بن اسحاق گوید :

ای پسر رسول خدا (ص) امام و خلیفه بعد از شما کیست؟ آن حضرت برخاست و با شتاب وارد اطاق شد آنگاه بیرون آمد در حالیکه بر شانه او کودکی بود مانند ماه که نزدیک سه سال داشت و مرا فرمود : ای احمد بن اسحاق اگر تو در پیشگاه خداوند عزوجل و حجت های او گرامی نبودی من این فرزندم را به تو نشان نمی دادم او هم نام رسول خدا (ص) و هم کنیه او است کسی که زمین را پر از عدل و داد کند پس از آنکه پر از ظلم و جور شده باشد.

ای احمد بن اسحاق مثل او در این امت مانند خضر (ع) و مانند ذوالقرنین است و سوگند به خدا غیبتی برای او باشد که نجات پیدا نکند مگر کسی که خداوند عزوجل او را بر عقیده به امامت ثابت نگه دارد و او را برای دعاء به تعجیل فرج موفق نماید.

احمد بن اسحاق عرض کردم : ای مولای من ، ایا علامتی دارد که دل با آن مطمئن شود ؟ در این هنگام آن کودک به زبان عربی فصیح فرمود : من بقیه الله در زمین و انتقام گیرنده از دشمنانم پس دیگر بدنبال علامت و اثر پس از معاینه نباش ای احمد بن اسحاق.

احمد بن اسحاق گوید: من ، سرور و شادمانی بیرون آمدم و فردای آن روز نزد امام حسن عسگری (ع) رفته و به آن حضرت عرض کردم : ای پسر رسول خدا (ص) سرور من به آنچه بر من نهادی زیاد گردید.

آن سنتی که از خضر و ذوالقرنین در او می باشد چیست؟ فرمود : ای احمد غیبت طولانی گفتم : ای پسر رسول خدا (ص) آیا غیبت او بسیار طولانی شود؟ فرمود : آری و سوگند به خدا پروردگارم آنقدر طولانی شود تا بیشتر کسانیکه به او اعتقاد دارند برگردند و باقی نماند مگر آنکه خداوند عزوجل برای ولایت ما از او تعهد  گرفته است و ایمان را در دل او قرار داده و او را به روح از جانب خود تایید کرده است.ای احمد بن اسحاق این امر از امر خدا باشد و رازی از رازهای او وغیبی از غیبهای خدا است .

خوب شکر خدا و الطاف الهی این موضوع هم به پایان رسید البته کلام زیاد بود و من به یکی دو تا از هر ائمه بسنده کردم خلاصه شرمنده و ببخشید انشالله که کمال استفاده رو برده و خواهید برد .

برای سلامتی و ظهور آقا یک صلوات با اللهم عجل لولیک الفرج بگین…

– منبع : پرچمداران سپاه امام زمان

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=10085
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

rabiol-aval1

ماه ربیع الاول چه ماهی است

گرچه در تمام‌ها، ماه‌ها خداوند همواره برکاتش را برای انسان‌ها ارزانی داشته و تمام ایام …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.