تازه های آسمونی
صفحه اصلی > سینما و موسیقی > ساز و ترانه > موسیقی معنای زندگی
تبلیغات اینترنتی

موسیقی معنای زندگی

music of means live موسیقی معنای زندگی

بتهوون موسیقی دان معروف و نام آور آلمانی در ردیف معدود هنرمندان بزرگ اروپاست که اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم میلادی می زیسته و شهرت جهانی دارد.هنرمند نامی سخنی دارد که دو قرن ورد زبانها است.او میگوید:

انجا که سخن باز می ماند موسیقی آغاز می شود.

آن نوازنده با ذوق و هنرمند نامدار در اندیشه بیان قدر و ارزش موسیقی است وسخن او هم بسیار ارزنده و زیبا ست..اما می توان به این صورت هم به حضور و اثر موسیقی اشاره کرد وشاهد مثالی هم ازشاعر و عارف نامی ایرانی و ادیب مشهور قرن نهم هجری  قمری نور الدین عبدالر حمان جامی آورد و گفت :گاه چون موسیقی آغاز می شود سخن ادامه نمی یابد.

تا گرفتی چو زهره در بر چنگ               چنگ زهره فتادی از آهنگ

جامی در نفحات الانس با شرح حال فخر الدین عراقی از افکار و حالات عارفانه او سخن می گوید و از غوغای عاشقانه  وشور حال اش با غزلی با مطلع زیر یاد می کند که نشانه اثر وارزش ساز و موسیقی در مکتب عشق صوفیانه است.

ساز طرب عشق که داند که چه ساز است             کز زخمه ی او نه فلک اندر تک وتاز است

حقیقت امر این است که نمی توان سخن از موسیقی به میان آورد و از یاد عارف نام آورایران زمین که شش قرن پیش از این میزیسته غافل بود.عارف و صوفی نامی مورد نظر ما مولانا جلال الدین محمد بلخی است که شش دفتر پر بار مثنوی معنوی خود را به نام نی و با آهنگ موسیقی و آوای نی نوا آغاز کرده که به راستی در نوع خود نه تنها کم سابقه که بی نظیر است.

بشنو از نی چون حکایت می کند             از جدایی ها شکایت می کند 

خوب است به یاد بیاوریم بیشتر شاعران به ویژه عارفان و صوفیان نام آور دیوان اشعار و اغلب داستان های منظوم و حتی منثور خود را به نام خدا و در نعت پیامبر ودر قرون اولیه هجری قمری اغلب همراه یادی از خلفای راشدین آغاز کرده یا مقدمه آثارشان را به نام پیامبر و علی علیه السلام وگاه فرزندانش زینت می بخشیدند.نمونه معروف آن گلستان و بوستان دو اثر معروف شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی است.گلستان او با بسم الله الرحمن الرحیم ومنت خدای را عز وجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت به زیبایی آغاز می شوددر آغاز بوستان سعدی هم این ابیات دیده می شود که مشهور خاص و عام است:

به نام خداوند جان افرین                 حکیم سخن در زبان افرین

خداوند بخشنده ی دستگیر             کریم خطابخش پوزش پذیر

دیوان حافظ هم با الایا ایها الساقی شروع می شود در عین حال که صاحب نظران معتقدند حافظ موسیقی دان وحداقل موسیقی شناس بوده.او عاشق است و سخن بسیار دارد و در غزلی با بهره گیری از سپر غم به میدان عشق قدم می گذارد :

بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد

من و ساقی به هم سازیم و بنیادش بر اندازیم

استاد حسینعلی ملاح در کتاب حافظ و موسیقی اظهار عقیده می کند که: اگر چه حافظ به صورت ظاهر موسیقی دان نبوده ولی موسیقی شناس بوده و میشود یقین داشت موسیقی را صدای خدا می دانسته است. عارف و شاعر قرن ششم هجری شیخ فرید الدین عطار نیشابوری که چندین اثر معروف به نظم و نثر دارد و کتاب منطق الطیر معروف ترین انهاست این اثر خود را به نام خدا و با بسم الله الرحمن الرحیم و به دنبال آن این ابیات آغاز می کند:

آفرین جان آفرین پاک را                 آن که جان بخشید و ایمان خاک را

عرش را بر آب بنیاد او نهاد             خاکیان را عمر بر باد او نهاد

البته باید کار کم سابقه ی مولانا را مورد توجهه قرار داد که مثنوی را صرف نظر از مقدمه منثور عربی ان که بسم الله الرحمن الرحیم داردو چنین شروع می شود هذا کتاب المثنوی اصول اصول الدین فی کشف الا سرار که این همه معرفی کتاب است به زبان عربی و با این جمله پایان می پذیرد  که:حسبنا الله و نعم الوکیل.او دفتر اول مثنوی خود را با فریاد نی هجران کشیده و دور افتاده می گشاید که :

بشنو از نی چون حکایت می کند               از جدایی ها شکایت می کند

کز نیستان تا مرا ببریده اند                       در نفیرم مرد و زن نالیده اند

به باور نویسنده مولانا که عارفی نامی است با این کار بی سابقه خواسته در برابر متحجرینی که به موسیقی نگاهی غضب آلود داشتند فریاد بردارد:موسیقی صدای خداست.صدایی که او از دل تاریخ قرون و اعصار ایران شنیده است.باید توجه داشت که تمام وجهه اهنگین و موسیقیایی مناجات های اسلامی و حتی اذان هنری است که در صدر اسلام وجود نداشته وپس از مسلمان شدن ایرانیان به تدریج پدید امده است.تا آنجا که در حال حاضر مناجات اهنگین در ناخود اگاه اغلب ایرانیان با احساسات ناب عرفانی در هم اویخته و در حقیقت این دو جدایی ناپذیر شده اند.به این صورت که در مجالس مذهبی کنونی شیعیان ایرانی آواز-آن هم برابر ردیف های رسمی موسیقی مطرح است و مورد ایراد هم نیست.محمود خوشنام پژوهشگر موسیقی ایرانی معتقد است:هر کار موسیقیایی که قبل از تسخیر ایران بین اعراب معمول بوده کارهای بسیار ساده ای  است که از دوران جاهلیت نشان داشته.  ولی با نفوذ سنت موسیقی باربدی ایران پیش از اسلام به فرهنگ عرب زیر نفوذ فرهنگ تازه قرار گرفته و پرورده شده که این همه نمودار این واقعیت است که:ارتباط موسیقی و دین و مذهب در ایران بر عکس تصورات رایج دو جانبه بوده است.ابوالفرج بیرونی که به عقیده محققان نوشته های او یکی از معتبر ترین منابع عربی در باره ترانه های موجود در قرن های دوم وسوم هجری قمری است از330 ترانه سرای عرب نام بردکه نود تن از بهترین های ایشان یا زاده ایران و ایرانی هستند یا ایرانی تبار بوده اند .در مورد قرون اولیه هم که می گویند همه جا سکوت حاکم بوده می توان باور داشت که اهل دل در زیر زمینها و سرداب ها به صورت پنهانی موسیقی سنتی باربدی را حفظ کرده اند .به این امید که وقتی موج تعصبات فروکش می کند کم کم در میان مهاجمان دوستداران را یافته و آنان را با شعر و ترانه و موسیقی سنتی باربدی ایران قبل از اسلام اشنا کنند.آنان کم کم با بهره گرفتن از موسیقی برای ارائه بهتر آداب وآئین مذهبی نظیر اذان توانسته اند توجه دینداران متعصب را به ارزش موسیقی جلب کرده از این طریق به حفظ موسیقی سنتی ایران کمک کنند.بعد ها به تدریج استفاده از موسیقی در مراسم روضه خوانی وتعزیه گردانی هم به خوبی رواج یافته و گسترش پیدا کرده تا آنجا که در حال حاضر اغلب قاریان قران و بیشتر مداحان اهل بیت  با ردیف های موسیقی ایرانی آشنایی دارند و روضه و مدح وتعزیه و قران را بر اساس دستگا ه های موسیقی و ردیف های آن می خوانند.بیهوده نیست که گفته اند ابو نصر فارابی مسلمان  کتاب موسیقی الکبیر را نوشته و به صورت عملی موسیقی را در زمان خویش نظم ونسق و دستوری تازه بخشیده است.

به این ترتیب صمیمانه می توان نظر مولانا را باور داشت که موسیقی صدای خدا و آوای پرشور و حال پر و بال زدن فرشتگان خداست. موسیقی صدایی است که با پیدایش انسان پدید آمده و تا کنون علیرغم  همه مشکلات به جا مانده و باز هم باقی خواهد ماند.مولانا مثنوی را با بشنو از نی آغاز کرده که گویی سر آن داشته صدای خدا را از دل نی برآرد و به گوش همه عارفان و عاشقان برساند و با نوای جانسوز نی عشق را در دل های پذیرای عشق فریاد کند.

آتش عشق است کاندر نی فتاد                  جوشش عشق است کاندر می فتاد

ما چو چنگیم و تو زخمه می زنی                زاری از ما نه تو زاری می کنی

ما چو ناییم و نوا در ما ز توست                  ما چو کوهیم و صدا در ما ز تو است

استاد دکتر محمد استعلامی که بخش عمده ای از عمر پر بار خود را صرف تحقیق و تفحص در مثنوی مولانا کرده  گونه ای دیگر به این نکته مهم پر داخته و با صراحت  می نویسد:این نی خود مولاناست مولاناست که در مثنوی و دیوان شمس بارها خود را به نی وچنگ تشبیه کرده است و عشق که در او آوازمی آفریند نفس آن نوازنده ای است  که همه ی نی ها را در هستی به صدا درآورده است. مولانا علاوه بر آنچه در مقدمه مثنوی آورده و بدان وسیله موسیقی را صدای خدا اعلام کرده در دیوان غزلیاتش هم که آن را به نام شمس تبریزی مراد خود سروده همه جا موسیقی یا آهنگ شعرجلوه ای قابل توجه دارد.استاددکترمحمد شفیعی کدکنی در مقدمه گزیده غزلیات شمس موسیقی یا آهنگ  شعر را در غزلیات شمس به چهار دسته طبقه بندی کرده است :موسیقی بیرونی یا وزن عروضی  موسیقی کناری یا قافیه وردیف  موسیقی داخلی یا مجموعه هم آهنگی هایی که از طریق وحدت یا تضاد صامت ها و مصوت ها کلمات پدید می آید و بالا خره موسیقی معنوی یا ارتباط های پنهانی عناصر یک مصرع که از رهگذر انواع تضادها و تقابل پدید می آید.در موسیقی بیرونی تنوع و پویا یی اوزان عروضی است که زمینه اصلی دیوان کبیر را تشکیل می دهد و دارای بار موسیقی یا وزن خیزابی و تندی است مثل:

ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی منتها

یا:

مرده بدم زنده شدم گریه بدم  خنده شدم

یا:زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا

در موسیقی کناری کوشش مولانا برای استفاده از ردیف و انواع قافیه است که در هیچ دیوان دیگری سابقه ندارد و جای جای موسیقی کناری را فریاد جان مواج خویش ساخته نظیر:

 رندان سلامت می کنند               جان را غلامت می کنند

مستی ز جامت می کنند                مستان سلامت می کنند

یا:

بی همگان به سر شود               بی تو به سر نمی شود

داغ تو دارد این دلم                  جای دگر نمی شود

در موسیقی داخلی نکته مهم این است که:این موسیقی از همان قافیه درونی حاصل می شود .در حقیقت قافیه داخلی در اوزان خیزآبی به سادگی جایش را باز می کند نظیر:

یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا

یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا

نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی

 سینه ی مشروح تویی بر در اسرار مرا

بالاخره در مورد موسیقی معنوی باید گفت که نزد مولانا از آن موسیقی معنوی که آگاهانه از طریق صنایعی چون مراعات نظیر و تضاد و طاق و غیر پدید آید و شاعر بدان ملتزم شودکمتر نشانی هست.باقی خدا

– نویسنده : جواد م

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=9950
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

trumpet1

آشنایی با ساز ترومپت

ترومپت یکی از سازهای ایرانی است که قدمتی چندین و چند ساله دارد. از ساز …

2 نظرات

  1. فقط میتونم بگم عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.