تازه های آسمونی
صفحه اصلی > سینما و موسیقی > نقد و بررسی فیلم > نقد کامل فیلم من سالوادور نیستم
تبلیغات اینترنتی

نقد کامل فیلم من سالوادور نیستم

I am not Salvador4 نقد کامل فیلم من سالوادور نیستممن سالوادور نیستم فیلمی به کارگردانی منوچهر هادی و تهیه‌کنندگی مشترک سید امیر پروین‌حسینی و منصور سهراب‌پور تولید سال ۱۳۹۴ می‌باشد که با استقبال بی نظیر مردم مواجه شد. این فیلم در تاریخ ۵ اسفند ۱۳۹۴ در سینماهای ایران اکران شده است. اما این فیلم مانند سایر فیلم های دیگر خالی از نقص نبود به همین دلیل در این مقاله از آسمونی نقد کامل فیلم من سالوادور نیستم را برای شما عزیزان تهیه و تنظیم کرده ایم که با هم می خوانیم.

ناصر ایزدی (رضا عطاران) معلمی است که چندی پیش مقدار زیادی پول پیدا کرده و آن را به صاحبش تحویل داده است. او به برنامه‌های مختلف تلویزیونی دعوت می‌شود تا در مورد این فداکاری توضیح دهد و بسیار مشهور شده است. یک روز با او تماس می‌گیرند و می‌گویند به خاطر کار خیری که کرده برنده سفر به برزیل شده و تمام هزینه‌های سفر او را آژانس تعطیلات رؤیایی می‌پردازد. ناصر که به ظاهر فردی پایبند به اصول شریعت اسلام است راضی به این سفر نیست و آن را مناسب نمی‌داند اما با اصرار همسرش قبول می‌کند تا به برزیل برود.

او به همراه خانواده‌اش به به برزیل می‌رود. یک روز همراه با سیامک پروین نماینده تعطیلات رؤیایی به ساحل می‌رود آن جا زنی برزیلی به نام آنجل او را با نامزد سابق خود اشتباه می‌گیرد و او را سالوادور صدا می‌کند و ناصر از دست او فرار می‌کند دختر پیش پلیس می‌رود واز ناصر شکایت می‌کند و می‌گوید او بادستش به صورت من ضربه زده است پس از پادرمیانی سیامک پروین، آنجل موافقت می‌کند رضایت بدهد اما یک شرط می‌گذارد و آن این است که ناصر نقش سالوادور را بازی کند و به دیدار مادربزرگ آنجل برود.

I am not Salvador5 نقد کامل فیلم من سالوادور نیستمناصر پس از مدتی می‌فهمد که مادربزرگ به آنجل قول داده در صورت ازدواج یک چک به آنجل بدهد. الهام همسر ناصر که به اوشک کرده او را تعقیب می‌کند و در نهایت وقتی ماجرا را می‌فهمد همراه ناصر به خانه مادربزرگ می‌رود تا نقش خواهر ناصر را ایفا کند. آنجل به مادربزرگ گفته که سالوادور معلم رقص سامبا است، مادربزرگ از ناصر می‌خواهد تا سامبا برقصد، ناصر رقص با چوب تربت جامی را انجام می‌دهد و وقتی مادربزرگ می‌پرسد این چه رقصی است الهام می‌گوید رقص سامبای تربتی است.

بعد از چند روز سیامک پروین اعتراف می‌کند که او به آنجل علاقه‌مند است و به خاطر او این نقشه را کشیده تا ناصر نقش سالوادور را بازی کند تا آنجل به این پول برسد و تمام هزینه‌ها را خود سیامک داده است و او وقتی ناصر را در تلویزیون دیده است متوجه شباهت او به سالوادور شده و این فکر به ذهنش رسیده است، او فقط یک کارمند تعطیلات رؤیایی است. آنجل هم این پول را برای جلوگیری از تعطیلی یک یتیم خانه لازم دارد و خودش هم یتیم بوده است و مادربزرگ هم در واقع سرپرست آنجل بوده است.

در پایان در یک برنامه تلویزیونی به نام ابی قرار است مادربزرگ چک را به آنجل بدهد وقتی از ناصر و آنجل برای گرفتن چک دعوت می‌شود تا روی صحنه بروند ناصر روی صحنه می‌رود و تمام حقیقت را می‌گوید مادربزرگ و جمعیت تحت تأثیر قرار می‌گیرند و مادربزرگ قول می‌دهد چک را به آنجل بدهد.

در پایان ناصر به همراه آنجل و مادربزرگ به یتیم خانه مادر ترزا می‌روند و مادربزرگ چک را می‌دهد .ریوالدو فوتبالیست سرشناس بزیلی هم که ناصر را در تلویزیون دیده و تحت تأثیر حرف‌های او قرار گرفته برای کمک به همین یتیم خانه می‌آید تا به کودکان کمک کند.

I am not Salvador3 نقد کامل فیلم من سالوادور نیستمبازیگران

  • رضا عطاران در نقش ناصر ایزدی/سالوادور
  • یکتا ناصر در نقش الهام ایزدی، همسرناصر
  • کارول ویدوتی در نقش آنجل
  • مهدی محرابی در نقش سیامک پروین
  • سوگل محرابی در نقش سوگل دختر ناصر
  • بری فیوکا در نقش مادربزرگ آنجل
  • ریوالدو در نقش خودش
  • ژیلا صادقی در نقش خودش (مجری تلویزیون)

حاشیه‌ها

پس از اکران این فیلم به دلیل وجود عکس بازیگر زن برزیلی، بسیاری از بیلبوردهای فیلم بر سردر سینماها پاره شد.


نقد فیلم من سالوادور نیستم:

من سالوادور نیستم در مسیر همان کلیشه های همیشگی و قدیمی فیلم فارسی حرکت می کند. خانواده ای از طبقه متوسط، کاری خیرخواهانه و سپس قرار گرفتن در یک موقعیت غریب و انبوه اشتباهات و سوتفاهماتی که به سبب تفاوت های فرهنگی به وجود می آید و قرار است از مخاطب خنده بگیرد. اولین نکته در مواجهه با چنین فیلم هایی این است که به شدت سهل الوصول اند و به سبب قرار گرفتن در کشوری دیگر، انواع شوخی های جنسی و مبتذل خود را در نهایت با نوعی از اخلاق مداری جمع می کنند تا بتوانند مجوز اکران بگیرند. ابتذال یعنی چیزی که به درستی در جای خودش به کار نرفته باشد. شوخی های جنسی بخش مهمی از شوخی ها در فیلم های کمدی است. اما جای مشخص و اندازه ای خاص دارد. فیلم ابدا خودش را جدی نمی گیرد. و وقتی فیلمساز کار خود را جدی نگیرد، مشخص است که در اولین قدم به تماشاگر خود بی احترامی کرده. از طرفی دیگر اگر فیلم فارسی دوران پیش از انقلاب، به سبب ویژگی های فرهنگی و اجتماعی خاص آن دوران، دارای خاستگاه و پایگاه مهم اجتماعی بود، فیلم فارسی های مدرن شده امروزی،یا در حال نوستالژی بازی با گذشته اند، و یا با دست گذاشتن بر روی سطحی ترین غرایض و احساسات آدمی، او را وارد بازی ای می کنند که بدون ذره ای زحمت می تواند وقتش را تلف کند.
I am not Salvador1 نقد کامل فیلم من سالوادور نیستمدر واقع مخاطب تبدیل به ابژه میل می شود. و به همین دلیل است که در ذات این نوع فیلم ها، مخاطب در نهایت احساس تحقیر می کند. این در حالی است که فیلم فارسی پیش از انقلاب، به دنبال عقده ها و تفکرات توده های پایین مردمی بود که آرزوهایشان را در پرده سینما دنبال می کردند. در کل می توان می گفت منوچهر هادی تمامی عناصر گول زننده را به خوبی می شناسد و می تواند مخاطب خودش را پس نزند. و زمانی نزدیک به نود دقیقه از عمر مخاطب را تلف کند بدون آنکه درگیرش کرده باشد یا محتوای فکری به او ارائه داده باشد. ناصر به پاس برگردان پولی که پیدایش کرده، از طرف یک آژانس هواپیمایی به سفر برزیل دعوت می شود. ناصر را در برزیل با فردی به نام سالوادور اشتباه می گیرند. سالوادور نامزد کارول بوده که به او خیانت کرده. ناصر هم که زیاد از این تشابه ظاهری اش با سالوادور بدش نیامده نقش سالوادور را برای کارول بازی می کند. تا کارول دل مادر بزرگش را شاد کند و از او چک پولی را به عنوان هدیه ازدواج بگیرد تا هزینه ی مدرسه ی شبانه روزی کودکان بی بضاعت و مستمند بکندمهدی محرابی ایفاگر نقش فردی است که ناصر و خانواده اش را به برزیل آورده، او خودش را به ناصر نماینده ی آژانس مسافرتی معرفی کرده که به خاطر کار خداپسندانه ناصر، آژانس، او و خانواده اش را میهمان مسافرت برزیل کرده است.
I am not Salvador2 نقد کامل فیلم من سالوادور نیستماو عاشق کارول است و همه ی این ها دسیسه های ذهن اوست تا با آوردن ناصر به برزیل از تشابه اش با سالوادور استفاده کند تا دل معشوقه را بدست بیاورد و معشوقه بتواند کار خداپسندانه اش، حفظ مدرسه را انجام دهد. برای مادر بزرگ میهمانی به خاطر کارهای خداپسندانه اش ترتیب داده اند. مادر بزرگ، مادربزرگ واقعی کارول نیست، سرپرستی اش را به عهده گرفته بوده است ناصر و کارول در میهمانی هستند که دست بر قضا مجری میهمانی ایرانی است. ناصر و کارول روی استیج میهمانی می روند. ریوالدو بازیکن معروف فوتبال برزیل در مدرسه حاضر می شود. ریوالدو اظهار می کند تحت تاثیر صحبت های ناصر قرار گرفته و برای کمک به بچه ها آمده است و توپی را هم به ناصر این انسان نمونه هدیه می دهد. می بینید؟ شاید خواندن پلات اصلی فیلم به جای نوشتن هر نوع نقد و یادداشتی کارگشا تر باشد. کارگردان و نویسنده سر در گم این همه نیکی و سرشت الهی کاراکترهایشان شده اند. یا این سردرگمی باعث فراموشی اشان شده یا راضی به زحمت نشده اند برای این اتفاقات دم دستی اشان کمی منطق و دلیل دست و پا کنند.

انگار همه ی این رویداد ها فقط برای دور هم جمع شدن منوچهر هادی و همکارانش برای رفتن به برزیل و دور همی فیلم ساختن حادث شده است. این همه کار خداپسندانه، این همه انسان نیک سرشت و پاک در برزیل و ایران اول از همه خود عوامل سازنده را مبهوت ساخته وگرنه مخاطب از همان اول تکلیف اش با خودش مشخص است که آمده کمی بخندد و وقتش را تلف کند. البته نباید فراموش کرد که کارگردان هم تکلیف مشخصی دارد بنا را بر گول زدن مخاطبش گذاشته چرا که خوب می داند فیلمش باید ظاهری خوش رنگ و لعاب داشته باشد وتصاویر شارپ باشند برای همین توفیر چندانی بین سفر به برزیل و جزیره کیش نیست. ولی علی الظاهر سفر برزیل بهتر است چون هم فال دارد و هم تماشا و از همه مهمتر بازیگر مو بور و چشم آبی.

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=204428
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

angeles-men

سریال تلویزیونی مردان آنجلس

مردان آنجلس سریالی مذهبی تاریخی است که داستان آن یکی از قصص قرآن مجید است. …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.