تازه های آسمونی
تبلیغات اینترنتی

نقد فیلم دهلیز

dehliz intro 10 نقد فیلم دهلیز

 

 

نام فیلم : دهلیز

نام کارگردان : بهروز شعیبی

بازیگران : رضا عطاران، هانیه توسلی، محمدرضا شیرخانلو، نگار عابدی، افسانه چهره آزاد و …

نویسنده: علی اصغری(کارگاه قلم) بر اساس طرحی از بهروز شعیبی

مدیر فیلمبرداری: مهدی جعفری

صدابردار: وحید مقدسی

طراح صحنه و لباس: بابک کریمی طاری

طراح گریم: زهرا کمالی، فاطمه کمالی

مجری طرح: مرتضی متولی

تدوین: حمید رضا قربانی

صداگذاری و میکس: علیرضا علویان

موسیقی: بهزاد عبدی

مدیرتولید: مرتضی متولی

برنامه ریز: روزبه سجادی حسینی

دستیار اول کارگردان: علی جودی

مدیر تدارکات: حمید پرهیز

عکاس: اسماعیل حاتمی‌کیا

مشاور رسانه ای: احسان ظلی پور

فیلمبردار پشت صحنه: حمید مشایخی

منشی صحنه: حمیرا نعمت الله

تیتراژ و جلوه های ویژه: محراب مشهدبان

دستیار دوم کارگردان: امین خنکال

دستیار برنامه‌ریزی: ساناز سرمدی

دستیارصدابردار: جواد جهانگیری

مجریان گریم: حمید فروهر، رضا عربی، زهرا کمالی

دستیارصحنه: هادی نصیری

دستیار لباس: فریماه دولت آبادی

گروه صحنه و لباس: حمید زیادی، فرامرز احمدی

دستیاراول فیلمبردار: وحید ابراهیمی

نورپرداز: بهروزسیفی

خلاصه داستان فیلم : شیوا سرپرست خانوار است و با تلاش و کوشش سعی کرده زندگی خوب و آبرومندی برای خود و تنها پسرش فراهم کند. با رسیدن نامه ای زندگی آنها دچار تحول می شود و در مسیر جدیدی قرار می گیرد. 

 

 

dehliz intro نقد فیلم دهلیز

 

 

فیلمنامه و بازیگری در فیلم دهلیز

دهلیز به عنوان نخستین ساخته بهروز شعیبی فیلمی دو لبه و به اصطلاح پنجاه- پنجاه است. به عبارت دیگر پس از پایان تماشای آن، تماشاگرانی هستند که فرم و محتوای آن را می‌پسندند و در مقابل نیز تماشاچیانی هستند که با ساختار و محتوای این اثر هیچ رابطه خوبی برقرار نمی‌کنند و به احتمال قریب به یقین این فیلم در اکران عمومی تماشاگر حد وسط نخواهد داشت. موضوع کلی فیلم که در بستر اجتماعی روایت می‌شود مساله قصاص است. موضوعی که علی‌اصغری فیلمنامه نویس از دیدگاه و زاویه متفاوتی به تصویر می‌کشد و شرایط را برای مخاطب داستان به گونه‌ای رقم می‌زند تا موافق مساله و دیدگاه طرح شده در داستان و فیلم باشد و یا مخالف آن. عبور از تاریکی دهلیز و رسیدن به روشنایی نیز دلیلی بر این مدعا است. یعنی مخالفان می‌توانند به زعم خود انواع و اقسام سیاه‌نمایی را در داستان فیلم کشف و ضبط کنند و موافقان هم قادرند تا با تفسیر همه المان‌ها و مضامین موجود در فیلمنامه، آن را یک فیلم با ارزش دینی قلمداد نمایند و اتفاقا معتقدم که این مساله از هوشمندی نویسنده فیلمنامه در درجه اول و دقت نظر بالای کارگردان در گام بعدی سرچشمه می‌گیرد تا میدان را برای تقابل آرا فراهم سازند.

 

 

dehliz intro 3 نقد فیلم دهلیز

 

 

بهروز شعیبی که پیش از این خود را در عرصه‌ها‌ی مختلف بازیگری و کارگردانی فیلم‌ها‌ی کوتاه نیز آزموده بود در دهلیز دست به ریسکهای بزرگی زده است. از انتخاب فیلمنامه‌ای که شرحش در بالا رفت تا انتخاب بازیگری مانند رضا عطاران و ساختار‌شکنی نقش‌ها‌ی کلیشه شده وی و استفاده از او در یک نقش کاملا جدی. نکته مهم دیگر استفاده بجاو بازی گرفتن بسیار خوب شعیبی از بازیگر نوجوان فیلم محمدرضا شیرخانلوست و بازی خوب و مناسب‌ها‌نیه توسلی نیز پازل بازیگری این فیلم را تکمیل کرده است. به واقع یکی از موارد مهمی که بعد از فیلمنامه در دهلیز می‌توانست این اثر را به سراشیبی سقوط بکشاند بازی بازیگران بوده که خوشبختانه بهروز شعیبی از این ریسک بزرگ سربلند بیرون آمده. چرا که یکی از عوامل اصلی در این فیلم به دلیل نوع داستان خاصش بازی بازیگران است. صحنه پایانی فیلم نیز از بخش‌های درخشان کار است.

 

 

dehliz intro 4 نقد فیلم دهلیز

 

 

این بخش از اثر از چنان ساختار دقیق و مناسبی برخوردار است که با درگیر کردن احساسات تماشاگران به نوعی عواطف و وجدان ایشان را به چالش می‌کشد و بدون اینکه باعث آزار تماشاچی شود او را در داستان خود شریک می‌کند و صد البته همانگونه که پیشتر نیز یاد‌آور شدم در این راه دو گروه کاملا مخالف و کاملا موافق پیدا می‌کند. در مجموع معتقدم که شعیبی در گام نخست فیلمسازی بلندش هوشمندانه عمل کرده و اگر چه استفاده از برخی نمادها و استعارات چه در فرم و چه در محتوای فیلمش به شدت آزار دهنده است اما فیلمی ساخته که جای بحث و گفت و گو دارد و اتفاقا این یکی از خصایص سینماست که بتواند شرایط را برای گفتمان فراهم آورد که معنایش درگیر شدن تماشاگر با کل اثر است. فقط امیدوارم که موافقان و مخالفان فیلم در فضایی عاری از سوء‌تفاهم و به دور از سوء‌گیری این اثر را به تماشا بنشینند و به عنوان سینما با آن مواجه شوند و نه چیز دیگر. چرا که به جد معتقدم سینمای ایران برای ادامه حیات خود به فیلم‌هایی مانند دهلیز نیاز مبرم دارد.

 

 

dehliz intro 6 نقد فیلم دهلیز

 

 

کفش های آهنی یک زن

شیوا کفش های آهنی به پا کرده است تا به جنگ مشکلات برود. همین مضمون کافی است تا فیلم «دهلیز» اولین فیلم بلند داستانی بهروز شعیبی فیلمی درخور تبیین و تحلیل از منظر حوزه زنان و خانواده باشد. در جو غالب و انحصاری سینمای روشنفکری، عادت کرده ایم که شاهد زنانی باشیم که یا در نقش معشوق به کار عشوه گری مشغول اند و یا در نقش مظلوم در حال له شدن زیر انگاره های مردسالارانه جامعه. نیازی به مثال نیست. در ذهن خود چند فیلم جدی سینمایی و زنان آن را تصور کنید تا این کلیشه های زنانه را به یاد آورید، اما در فیلم دهلیز، «هانیه توسلی» در نقش «شیوا»، مادری است جوان که در غیاب شوهری که پنج سال است در زندان به سر می برد، سرپرستی خانواده را بر عهده گرفته است.

 

 

dehliz intro 8 نقد فیلم دهلیز

 

 

به واقع «زن»، کانون خانواده است. غیاب زن، خانواده را در معرض از هم گسیختگی قرار می دهد. جایی دیده بودم که پدر از دست داده را یتیم گویند و مادر از دست داده را لطیم(به معنای کسی که لطمه خورده است). زن چه در جایگاه همسر و چه در جایگاه مادر، حتی اگر از منظر اقتصادی و معیشتی سرپرست خانواده محسوب نشود، سرپرست عاطفی خانواده و منشأ پیوند و پایداری مفهومی به نام خانواده است؛ چراکه بنای خلقت عالم بر محبت است و باید بنای همبستگی جامعه و سلول های جامعه یعنی خانواده را نیز بافته ای از تاروپود محبت ادراک کرد. برخلاف نظر همه تئوری پردازان غربی این ماده، اقتصاد و منفعت نیست که شالوده و زیربناست، بلکه عشق و محبت است که به زندگی انسانی معنا می دهد و زیربنای حیات اجتماعی را مستحکم می کند.
شیوا کار می کند تا هزینه زندگی را تأمین نماید. شیوا وظایف مادری اش را به نحو احسن انجام می دهد و پنج سال است که نه تنها بر غیاب شوهرش صبر می کند، بلکه وفادارانه به هر دری می زند تا رضایت شاکیان شوهرش را گرفته و او را از زندان برهاند.

 

 

dehliz intro 7 نقد فیلم دهلیز

 

 

او مدام به مغازه داماد خانواده ای می رود که فرزندشان در جریان یک نزاع به صورتی ناخواسته و غیرعمد توسط شوهرش کشته شده و به همین دلیل به زندان افتاده است. شوهر، مردی است آبرومند که قبلاً معلم بوده و در زندان نیز از رفتار او رضایت دارند. داستان گرچه حول محور قصاص و تعلیق ناشی از اجرا یا عدم اجرای آن به پیش می رود، اما تمام بار فیلم بر دوش شیواست. کودکِ داستان و شیطنت های او نیز بخش عمده ای از فیلم را شکل می دهد و در جای خود برای چنین بازی گرفتنی از کودک باید کارگردان را ستایش کرد. نحوه نمایش رابطه کودک و پدری که در زندان است، از ابتدای ملاقات آنها که با سردی و غریبی کودک همراه است تا انتها که به گرمی می رسد و اوج نیاز کودک به پدر را نشان می دهد، نیز خوب از کار درآمده و می توان آن را در راستای تنبه جامعه به اهمیت خانواده ارزیابی کرد.

 

 

dehliz intro 5 نقد فیلم دهلیز

 

 

شیوا متوجه می شود که مادرش مخفیانه به ملاقات شوهرش رفته و او را ترغیب به طلاق کرده، اما شیوا با اینکه پنج سال است در فراغ شوهر زندگی می کند، هرگز به طلاق فکر نمی کند.
کم رنگ کردن و به حاشیه بردن طلاق و در عوض پرداخت به مضامینی چون صبر، تعهد، محبت، وفاداری و ارزش های خانوادگی را باید مهم ترین نقاط قوت روایت فیلم «دهلیز» دانست. همچنین شنیدن عباراتی چون توکل بر خدا و اعتماد به تقدیر خداوندی و سوگند خوردن به ائمه در سینمایی که معمولاً سکولارتر از آن است که چنین چیزهای در آن دیده و شنیده شود، ستایش برانگیز است. سکانس های خلوت میان زن و شوهر بدون هیچ گوشه و کنایه جنسی نیز به خوبی رابطه عاشقانه را ترسیم کرده است؛ گرچه استفاده از نمادهایی مانند خوردن سیب همواره در سینما کاربرد داشته است.اما فیلم دهلیز را از حیث تمرکز بیش از حد بر کاراکتر شیوا و عدم توجه به سایر شخصیت ها می توان سرزنش کرد. مخاطب، علت این همه لجاجت و عصبانیت و بی طاقتی خواهر مقتول را درک نمی کند. مادر مقتول نیز تنها زنی بیمار و گریان به روی تخت است. سخن این نیست که چرا کارگردان این زنان را عصبی و احساسی و بی طاقت بازنمایانده است، بلکه نشان ندادن درد و رنجی که به دلیل از دست دادن این فرزند بر خانواده عارض شده باعث ایجاد این ضعف شده است. اگر قصه از زاویه نگاه این خانواده روایت می شد، مسلماً اصرار آنها بر قصاص قابل درک تر بود. قصاصی که به فرموده کتاب خداوند در آن زندگانی است. (ولکم فی القصاص حیات) البته شخصی به نام اعظم نیز در قصه حضور دارد که قصد کمک کردن به زندانی و گرفتن رضایت برای او را دارد، ولی باز به دلیل کمرنگ بودن و عدم شخصیت پردازی به حاشیه رفته است

 

 

dehliz intro 2 نقد فیلم دهلیز

 

 

برای واکاوی و تحلیل ساختاری یک روایت بایست کنشگران آن را بسته به نقشی که در پیرنگ روایت ایفا می کنند، دسته بندی کرد. در مجموع می توان چهار نوع کنشگر را در روایت از یکدیگر بازشناخت؛ قهرمان، ضدقهرمان، قربانی و یاری کننده. 
قهرمان این روایت شیواست و قربانی شوهر اوست که به دلیل یک لحظه غفلت و چیره شدن عصبانیت؛ ناخواسته مرتکب قتلی غیرعمد شده است. او هرگز ضدقهرمان روایت نیست و شیوه رفتار او با مسئولین زندان(به عنوان مثال درس دادن به یکی از مأمورین زندان) نیز شاهدی بر این مدعاست. کودک نیز به نحوی دیگر قربانی شده و محکوم است به تحمل بی پدری. داماد خانواده مقتول که مغازه دار است، مسئول زندان و اعظم که به دنبال کسب رضایت و کمک به شیوا هستند را نیز می توان یاری گران قهرمان دانست.اما ضدقهرمان در این روایت کیست؟ به نظر می رسد علاوه بر مفاهیم و مضامین صبر و وفاداری و محبت، محوری ترین کلیدواژه این فیلم را باید در مفهوم بخشش یا گذشت جست. خوشبختانه مؤلف در دام دوگانه پردازی قصاص در برابر بخشایش و در نتیجه منفی نشان دادن قصاص در برابر مثبت جلوه دادن بخشش نمی افتد. چه اینکه قصاص اگر نبود سنگ روی سنگ بند نمی شد و حیات اجتماعی به خطر می افتاد. ضدقهرمان کسی نیست که خواهان اجرای حکم قصاص است، بلکه کسی است که نمی تواند پذیرای غفلت انسان ها و عذر آنها باشد. شکستن شیشه همسایه توسط کودک و عذرخواهی کودک از مرد همسایه و برخورد زشت همسایه که به لحاظ ظاهری نیز شخصیتی نچسب طراحی شده است، اشاره به این معنا دارد.اگرچه قصاص برای حیات اجتماع ضروری است، اما این به معنای انکار ارزشمندی گذشت و بزرگی دل نیست. قصاص به مثابه حکم خداوند ارزشمند است؛ ولی گذشت و بزرگی دل نیز واجد ارزش است. پلان نهایی فیلم، اشک های مادر مقتول است که تحت تأثیر حرف های کودک نشان از بخشش دارد. بهزاد(شوهر شیوا که در زندان است)، در جایی از فیلم برای کودکش تعریف می کند که در کودکی از «دهلیز» تاریکی که در خانه پدربزرگش بوده است می ترسیده و آن دهلیز ترسناک شاید همان دل های تیره و کوچکی است که قدرت بخشیدن ندارند.

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=40035
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

abad-va-yek-rooz

نقد فیلم جنجالی ابد و یک روز

 فیلم “ابد و یک روز” یکی از آثار شاخص بخش نگاه نو و سودای سیمرغ …

13 نظرات

  1. وب خوبی داری هرکی دوست داره نویسنده شه بیاد وبم نظر بده فقط بگه میخوام نویسنده شم

  2. با سلام و ممنون از نقدتون
    این فیلم به نظرن جز فیلمهای خوب و با ابروی سینمای ایرانه
    به شخصه این فیلم را بسیار پسندیدم و احساسات من رو درگیرخود کرد
    با ارزوی موفقیت بیشتر و دیدن کارهای بهتر و قویتر از اقای ششعیبی

  3. خانم/آقای ارشیا اگه اول صفحه و شناسنامه فیلم روببینی اسم بازیگرخردسال رونوشته.بعدش هم این یه نقدومعرفی ازفیلم بوده حالا توفرض کن اسم بازیگرخردسال حسنعلی جعفر بود.الان مشکل تو درمورداین فیلم فقط اسم بازیگرخردسال بود؟؟؟!!!

  4. عبدالله

    مرسی از نقد خوبتون.

  5. خوب بود,موجب شدید که فردا حتما واسه دیدن فیلم بعد از فیلم جدایی نادر از سیمین برم سینما!!!!

  6. محمد ارزانی

    با سلام نقدتون رو پسندیدم خصوصا اطلاعات کامل که از فیلم در ابتدا گذاشتید
    ممنون

  7. دوست عزیز اسم بازیگر کودک این فیلم محمدرضا شیرخانلو است که میتونید تحقیق کنید لطفا وقتی از چیزی اطلاعی ندارید نظر ندین

  8. جوجه مامان

    عزیز دلم اون پسره اسمش محمد رضا شیرخانی ه.
    در ضمن مجری طرح این فیلم هم موسسه فرهنگی هنری سیمای مهر ه
    لطفا اطلاعات درست و به مردم بدید متشکرم

    • ناشناس

      در درباره مجری طرح، ما در هیچ منبعی موردی که فرمودین رو ندیدیم، اگر منبعی دارید بفرمایید، ممنون

  9. سلام
    من این فیلمو ندیدم ولی شنیدم که خیلی جالب نیس.نظر شما چیه؟

  10. سلام
    یه نکته ای که در فیلم ایجاد سوال کرد این بود که بهزاد مرتکب قتل غیرعمدی شده و مسلما مجازات قتل غیرعمد پرداخت دیه و حبس با نظر قاضی دادگاهه……چرا که بهزاد مرتکب قتل عمد نشده و قصد قتل هم نداشته……………لذا تاکید بر قصاص منطق داستان را مواجه با مشکل میکنه و این نکته است که در هیچ نقدی به اون پرداخته نشده………..خوشحال میشم نظرتونو بدونم
    با احترام

    • ناشناس

      از بیان این نکته ممنونیم، بله این مسئله ای است که در داستان به آن اشاره شده ولی نشانه از بین بردن فلسفه درست داستان نیست، چرا که چیزی جز واقعیت نیست و در اکثر نقاط دنیا و حتی ایران، در چنین مواقعی ممکن است قاضی نیز تحت شرایط و فشارها!! نظری عکس داشته باشد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.