تازه های آسمونی
  • ساحل گشت - تور کانادا
  • مشاورین املاک کوهک
  • طراحی سایت
  • تبلیغات در آسمونی
  • نقد فیلم شنل

    شنل فیلمی به کارگردانی حسین کندری، نویسندگی حمیدرضا بابابیگی و تهیه‌کنندگی علیرضا شجاع نوری محصول سال ۱۳۹۵ است. آسمونی در این بخش به معرفی و نقد فیلم شنل می پردازد.

    فیلم شنل در تاریخ ۲۶ مهر ۱۳۹۶ در سینماهای ایران اکران شده است.

    داستان فیلم شنل

    این فیلم روایت‌گر داستان زندگی یک زن پرستار است که با شرایط خاصی با فرزندش زندگی می‌کند و بنابر اتفاقات و اشتباهی ماجراهایی برای وی رخ می‌دهد.

    تحلیل‌ها و نظرها در مورد فیلم شنل

    بعد از اکران فیلم شنل در سی‌و پنجمین جشنوارهٔ فیلم‌فجر، نقدهایی برای آن مطرح شد. عباس کریمی عباسی؛ منتقد سینما نحوهٔ ارائهٔ اطلاعات در این فیلم را قطره‌ چکانی توصیف کرد و عنوان کرد که فیلم‌نامه ضرب‌آهنگ سریعی دارد و مخاطب را خسته نمی‌کند.

    باران کوثری بازیگر نقش اول این فیلم در مصاحبه‌ای تصویری گفت: «دلیل من برای قبول کردن این فیلم، فیلم‌نامه بود و قصه‌ای که خیلی خیلی به نظرم تازه می‌آمد.»

    بازیگران فیلم شنل

    • باران کوثری
    • رضا بهبودی
    • بهار کاتوزی
    • مهدی حسینی‌نیا
    • آیسان حداد
    • رضا احمدی
    • مسعود فروتن
    • فهیمه رحیم‌نیا
    • بابک انصاری

    نقد فیلم شنل

    میزانِ موفقیت یک اثر سینمایی در وهله ی نخست به قصه پردازی مربوط می شود اینکه فیلمساز بتواند با بستر سازی مناسب قالبِ یک فیلم را در همان سکانس های اولیه شکل بدهد و بعد از آن با بهره گیری صحیح فیلم را به جلوببرد، فیلم شنل دومین ساخته حسین کندری این میزان موفقیت را دارد؛ فیلمساز علاوه بر ایجاد قصه توانسته یک شخصیت خاص به آن بیفزاید، در شروع فیلم تماشاگر با قصه یی مبهم مواجه می شود قصه ای که فاقدِ پیش فرض های مرسوم است از همین جهت چارچوب شنل بر اساس اطلاعات قطره چکانی شکل می گیرد به طوری که کندری به عنوان یک دانای کل به طور لحظه یی به تماشاگرش اطلاعات می دهد ، چرخه ی اصلی درام با شخصیت خبیث یا همان آنتاگونیست معروف به نام طاهر شکل می گیرد، شخصیتی پیچیده که کندری توانسته با مهارت خاصی آن را به مخاطب معرفی کند، شنل شخصیت های خاکستری و فضای ناامنی دارد فیلمساز سعی کرده بر اساس مناسبات اجتماعی به جامعه ی کنونی برسد جامعه یی که دیگر اعتماد کردن در آن معنایی ندارد و همه می خواهند از دیگری سواستفاده کنند،

    آدم های شنل با توجه با معیارهای امروزی شخصیت پردازی شده اند صحرا برای اینکه به زندگی آرمانی اش برسد با کسی ازدواج می کند که چیزی از آن نمی داند صحرا برای اینکه دخترش را حفظ کند نیاز به شناسنامه دارد اما با مرگ مهندس در شرایط بحرانی گیر می افتد حالا باید پرده از رازها و دروغ هایی که گفته است بردارد از سوی دیگر آیدا بی وقفه در کارهای صحرا دخالت های بی مورد می کند و هامون که وقتی اصل ماجرا را می فهمد می خواهد از شرایط صحرا سواستفاده کند تا سرپرستی باران را بر عهده بگیرد در دیالوگ ها هم گفته می شود که چند سال پیش صحرا باعث شده تا آیدا بچه اش را بندازد یک زنجیره یی به هم پیوسته از آدم هایی را در فیلم می بینیم که به طور خودآگاه از یک دیگر توقع دارند ، در کنار این شخصیت های خاکستری طاهر شخصیت سیاهی دارد درونیات او پر از کینه است که باعث شده طلبکارانه با زندگی اش برخورد کند به گفته ی خودش روزی در پاساژی در تهران مغازه ی عطرفروشی داشته که یک روز بعد ازدواجش زنش از او طلاق می گیرد و طاهرباید مهریه اش را بدهد طوری که آن زن دارایی های طاهر را از او می گیرد و حالا طاهر بنا به دیالوگ خودش آدم سیاه کاری شده است که برای خالی کردنِ کینه اش دست به هر کاری می زند،

    فیلمساز تاکید مناسبی در شخصیت طاهر داشته چنین شخصیتی در جامعه کنونی کم نیستند آدم های عقده ای که برای کمبود هایی که دارند دچار روان پریشی عصاب شده اند به همین دلیل این شخصیت به هر طوری که شده برای بدست آوردن اعتماد به نفس دیگران را آزار می دهد، طاهر می توانست به طور عادی در شرایطی مرسوم صحرا را طلاق بدهد و همه چی تمام شود اما طاهر برای عقده گشایی و تلکه کردن صحرا را آزار می دهد چرا که طاهر تقاص پول های از دست داده را که به عنوان مهریه به زنش داده است را می خواهد از صحرا بگیرد؛ از سوی دیگر صحرا در گذشته با دروغ یا پنهان کاری نسب به دوست صمیمی اش سعی داشته برای اقامت در ایران با یک مرد ازدواج کند کندری می توانست برای کامل شدن صحرا تمرکز و پردازش بیشتری کند حتی با فلاش بکِ کوتاه می شد از ارجاعات دیالوگی برای شناخت بهتر صحرا پرهیز کرد اطلاعات کد گذاری شده گاهی شخصیت را تکمیل نمی کند به طور مثال کندری در بوجود آوری شخصیت طاهر به هدف نهایی رسیده است طاهر با نگاه ترسناک و رفتار پیچیده اش به یک شخصیت حرص درآور رسیده که بنا به دیالوگش در سکانس پایانی به صحرا می گوید (خیلی طول می کشه که باور کنی که دیگه منو نمی بینی) درست می گوید این شخصیت به دلیل ابعاد استاندارش در قالب یک ضدقهرمانِ زور گو و خبیث از ذهن مخاطب هم پاک نمی شود ، شنل با تعلیق های فراوان تاکید به قصه گویی می کند گره افکنی ها و شکل قصه با ابهاماتی صورت گرفته که در گره گشایی به آنها جواب منطقی داده می شود، چرخه ی درام به وسیله ی  شخصیت ها و ایجاد یک بحران به راه می افتد و طاهر نیروی محرکی مناسبی ست تا قصه با چارچوب محکم ادامه داشته باشد اوج و فرودهای قصه فضای فیلم را معمایی کرده است.

    اما شنل مطمئنا فیلمِ بی نقصی نیست یکی از نقص های بارز در پایانبندی فیلم است، صحرا با هامون گفتگویی می کند و با گریه خانه را ترک می کند در سکانس آخر قرص و محکم جلوی طاهر می ایستد و با قدرت دیالوگ می گوید این دیالوگ ها چرا در چند سکانس عقب تر گفته نشد؟ چه اتفاقی برای صحرا می افتد که او با این اعتماد به نفس از زندگی اش دفاع می کند و حتی طاهر را به مرگ تهدید می کند!

    انگار صحرا قبول می کند تا سرپرستی باران را به هامون و آیدا بسپارد اما این یک پیش فرض ست برای پایان رها شده ی فیلم، پایان شنل می توانست با یک اتفاق غیرمنتظره به اتمام برسد اما انگار این پایان فارغ از نقطه گذاری متقاعد کننده رها شده در چنین شرایطی فضای مطلوب قصه زیر سوال می رود زمانی که فیلمساز توانسته با موقعیت پردازی قصه را سروپا نگه دارد چرا فکری برای پایانبدی نکرده است اساسا دیالوگ هایی که در سکانس آخر از دهان صحرا درمی آید ربط منطقی با ابعاد شخصیتی اش نداشته و همین باعث می شود تماشاگر پایان شنل را نپذیرد.

    اگر چه قصه پردازی در شنل با توجه به تعلیق گذاری هایش پایه و چارچوبِ محکمی دارد اما انگار کندری برای فرم فیلمش تلاشی نکرده سروشکل فیلم شنل با توجه به قصه اش این پتانسیل را داشت که بتواند میزان سن های قابل توجهی داشته باشد اما در شرایط فعلی ساختار سینمایی شنل بیشتر به تله فیلم ها شباهت پیدا کرده به طوری که ابعاد فیلم با توجه به قاب های بسته و بی حرکتش در پرده سینما بی رنگ و روح دیده می شود ، بازی رضا بهبودی از مهم ترین نکاتِ این فیلم به حساب می آید بهبودی به درستی توانسته به نقش برسد و توانسته آن را به بهترین شکل اجرا کند ، البته که موفقیت بهبودی در اجرای شخصیت طاهر به فیلمنامه برمی گردد همان طور که گفته شد فیلمنامه نویس در ایجاد شخصیت طاهر کوشش بیشتری نسبت به سایر شخصیت های دیگر کرده، طاهر در بیشتر سکانس ها وجود ندارد اما پتانسیل و ابعاد این شخصیت طوری طراحی شده که در سکانس هایی هم که وجود ندارد می شود حضور ترسناکش را احساس کرد، بازی باران کوثری در شنل شباهت به چند فیلم اخیرش از جمله هفت ماهگی دارد؛ واکنش های عصبی این بازیگر در شخصیت صحرا اگر چه تا حدودی باورپذیرست اما انگار دورغ و پنهان کاری هایش را نمی شود باور کرد چرا که فیلمساز پردازش عمیقی در شناخت بیشتر صحرا نکرده و به همین دلیل بازی باران کوثری در بیشتر سکانس ها ما را به یاد فیلم های گذشته اش می اندازد.

    با توجه به شیوه ی نادرست اکران های پاییزی این احتمال وجود دارد که شنل آن طور که باید دیده نشود اما این فیلم به دلیل پتانسیل لازم در فیلمنامه می توانست مخاطب های بیشتری داشته باشد اما اگر در زمان دیگری اکران می شد.

    + سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


    امتیاز شما به این صفحه:
    1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
    Loading...

    < اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

    🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=313317
    loading...
  • تبلیغات در آسمونی
  • شبکه اشتراک ویدئو واو
  • ترنج - مجری دکوراسیون داخلی
  • کانال تلگرام آسمونی
  • اینم جالبه !

    معرفی فیلم ما همه با هم هستیم

    ما همه با هم هستیم فیلمی به کارگردانی کمال تبریزی و تهیه کنندگی رضا میرکریمی …

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.