تازه های آسمونی
خانه > سبک زندگی > همسرداری > علل خیانت زنان و مردان
  • ساحل گشت - تور کانادا
  • مشاورین املاک کوهک
  • طراحی سایت
  • تبلیغات در آسمونی
  • علل خیانت زنان و مردان

    Causes-of-female-infidelity-husband-infidelity
    دلایل زیادی وجود دارد که موجب می شود زن یا مرد به همسرش خیانت کند ما در این بخش آسمونی تعدادی از این دلایل را به طور خلاصه ذکر می کنیم اما نمی توان برای آنها اولویت و مرتبه ای در نظر گرفت.

    1- سردی روابط :

    وقتی بین زوج ها روابط محبت آمیز، عاطفی و هیجانی کم می شود و دیگر خبری از احساس شور و عشق اولیه نیست، در این زمان ممکن است یکی از زوج ها وارد رابطه خیانت آمیز شود.

    2- سرد شدن نسبت به ظاهر یکدیگر :

    در زندگی زناشویی افرد به تدریج ممکن است نسبت به ظاهر همسرشان دلسرد شوند یا اینکه جذابیت های فرد مقابل برایشان یکنواخت و تکراری شده باشد.

    3- اعتماد به نفس پایین و خودانگاره منفی نسبت به خود :

    افراد برای آنکه عزت نفس و خودانگاره شان را حفظ و تقویت کنند، می کوشندت از طریق رفتارهایشان نشان دهند عزت نفس شان بالاست و در این زمینه مشکلی ندارند.

    این دسته از اشخاص به دنبال رابطه هایی خارج از سیستم خانواده می گردند تا خودشان را اثبات کنند. البته گاهی هم فرهنگ ها باعث ایجاد این تصورات می شوند. مرد می خواهد از طریق مردانگی و زن از طریق جذابیت، خود را نشان دهد.

    4- داشتن اختلالت و مشکلات روانشناختی :

    افرادی که دچار یکسری از اختلالات بالینی هستند بیشتر در معرض خیانت به همسرانشان قرار می گیرند. مثلا اشخاصی که کنترل های هیجانی ندارند یا اینکه دچار ضعف شخصیت اند.

    5- ازدواج های اجباری :

    زن یا مردی که برخلاف میل شان و به دلیل اصرار خانواده تن به ازدواج می دهند، احتمال آن که به همسرشان خیانت کنند بیشتر از سایرین است.

    6- انتقام گرفتن :

    زن و شوهر ممکن است به خاطر رنجشی که از یکدیگر دارند دست به انتقام بزنند و راه خیانت را انتخاب می کنند. مثلا مردی که به همسرش بدبین است و او را تحت فشار قرار می دهد، همسرش برای انتقام گرفتن از او بی وفایی می کند. این مورد در زنان شایع است چرا که دائما زنان به این فکرند کارهای بدی را که همسرشان در حق شان کرده تلافی کنند.

    7- برآورده نشدن نیازهای جنسی :

    افرادی که در روابط جنسی به مشکل برمی خورند به جای آن که از طریق مشاوره و مراجعه به متخصصان مشکلاتشان را حل کنند، سعی می کنند به همسرشان خیانت کنند.

    8- هیجان خواهی :

    یکسری از افراد دوست دارند دست به کارهای پنهانی بزنند چرا که برایشان تولید هیجان می کند و این احساس را به دست می آورند که افراد زرنگ اند و دیگران نمی توانند این قضیه را بفهمند اما این را باید دانست بالاخره روزی این روابط آشکار می شود.

    9- علل اقتصادی :

    وقتی یکی از همسرها در زندگی مشترک، خواسته های مادی اش برطرف نمی شود وارد رابطه ای قرار می گیرد که مرکز توجه اند و نیازهای اقتصادی شان فراهم می شود می شود که بیشتر در مورد زنان مصداق دارد.

    10- کنجکاوی :

    گاهی افراد به دلیل صحبت سایرین درباره روابط خارج از سیستم خانواده، به دنبال بی وفایی می روند و به اصطلاح می خواهند ببینند چه خبر است.

    + سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


    امتیاز شما به این صفحه:
    1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 2٫00 out of 5)
    Loading...

    < اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

    🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=56642
    loading...
  • تبلیغات در آسمونی
  • شبکه اشتراک ویدئو واو
  • ترنج - مجری دکوراسیون داخلی
  • کانال تلگرام آسمونی
  • اینم جالبه !

    روانشناسی : نکات همسرداری

    به نام یگانه عالم هیچگاه به خاطر خنده دیگران در جمع و در حضور دیگران …

    43 دیدگاه

    1. همه مردا خیانت میکنن دیر و زود داره سوخت و سوزم داره ولی چی میشه کرد احساس میکنم تقصیر جنس خودمونه…من که یه ماهه نامزد کردم فقط یه دو روز قهر بودیم به همه قبلیا پیام داد و چت کرد و درخواست ملاقات داد.ازدواج مزخرفترین مقوله ی زندگیه حالا موندم ببخشم عقد کنم یا نکنم.ترکش کنم یا نه که نمیتونم.قهر کنم چیکار کنم؟؟؟؟؟؟???

    2. میشه بهم کمک کنین؟؟؟خواهش میکنم .من سه ساله ازدواج کردم البته عقدم.قراره تابستون عروسیم باشه .ی ماه پیش فهمیدم شوهرم خیانت میکنه .روزی ک فهمید متوجه شدم ،گف قولدمیدم خوب شم هرکار توبگی و … .انا الان زندگیمون واقعا سرد و حال بهم زن شده .خودش میگه ک تو هیچی کم نداری ،همه چی تمومی و مشکل از من بوده .واقعا هیجی کم نذاشتم واسش .حالا هرچی بهش میگم ب من محبت کن کمبود محبت دارم (حتی حاضر شدم ب این صراحت بگم )اما دریغ از ی کلمه محبت امیز واقعا کم اوردم .تورو خدا بهم جواب بدین

    3. مطمئنا یه خبرایی هست
      روابط از چت شروع میشه و احساس بوجود میاد و بعد کم کم به دیدار و ملاقات و قرار و …
      مردا راحت خیانت میکنن چون بدون احساس خاص هم می تونن رابطه جنسی برقرار کنن اما خانما باید حتما به طرف علاقمند باشن تا بتونن رابطه داشته باشن واسه همین مردا خیانتکار ترن
      منم شوهرم بهم خیانت کرده تازه با جزییاتش برام تعریف هم کرده ولی من بخاطر علاقه ای که بهش داشتم بدون هیچ دعوا مرافعه ای بخشیدمش
      حالا بعد هشت سال بخاطر مشکلات جسمی که براش پیش اومده نیازجنسی نداره
      ولی همش نگرانه که مبادا من بهش خیانت کنم
      اعصابم خورد کرده
      نه جرات دارم بهش نزدیک شم و محبت کنم فکر میکنه قضیه جنسیه نه جرات دارم نزدیک نشم که مبادا بدبینیش بیشتر شه
      واقعا موندم

    4. سلام من 47سالمه متاسفانه شوهری دارم که اعتماد به نفس پایینی داره و از همه بدتر اختلال شخصیت هم داره فوق العاده هم دروغگو هستش 29ساله که ازدواج کردم همه جوره باهاش راه اومدم چندین سال جور زندگی رو کشیدم بخاطر بیکاری هاش و اینکه چند سال هم نبوده و من و بچه هام تنها بودیم ولی حس میکنم خیانت میکنه نمیدونم باهاش چکار کنم آدم فوق العاده بی چشم وروایی اصلا زحمتها و صبوری منو توی زندگیش نمیبینه به هیچ وجه مثل مردهای دیگه که دلسوز زندگی و زن و بچشون هستن نیست نمیدونم چکار کنم

    5. سلام منم زنم بهم خیانت کرده چهارسال هست ازدواج کردم نمیدونم چرا من اینقدر بدبختم با بدبختی بزرگ شدن کسی رونداشتم ولی زندگی خوبی براش ساختم ولی بهم خیانت کرد خیلی برام سخته خیلی…داغون ده روز پیش بازم بهم خیانت کرد توی تلگرام مچش رو گرفتم دعوامون شد قهر کرد رفت خونه پدرش این دهدروز خیلی سخت بود برام سه روزه حتی یه لیوان ابم نخوردم فکر بدی اومده تو سرم خسته شدم میخوام خودم رو راحت کنم اشکام نمیزازه ادامه بدم به این نتیجه رسیدم نه میتونم بدون اون زندگی کنم نه میتونم ببخشمش تصمیم گرفتم خودکشی کنم خیلی خسته ام چند روز تا صبح بیدارم

      • سلام دوست عزیز اولا باید مطمین باشی ویقین داشته باشی که همسرت بهت خیانت کرده ،با استناد به تلگرام وچت نمیشه اتهام زد شاید در حد یه دوستیه وهنوز اتفاقی نیفتاده و فرصت داری که به کمک مشاور به رابطه هاش پایان بدی ولی اگر یقین حاصل کردی که تا آخر خط خیانت رفته، وبچه هم نداری ،درنگ جایز نیست بهترین کار اینه که جدابشید، وگرنه تا آخر عمرت تو این آتش میسوزی،

    6. سلام.تحمل خیانت فقط به دلیل وجودبچه است.وگرنه فردی که باصداقت زندگی میکندبه محض فهمیدن خیانت همسر،محبت وعشق طرف مقابل ازدلش میرود.ازآن به بعدتنهامیتوان یک همزیستی مسالمت آمیز داشت.

      • ابولفضل

        بله صد درصد. اما بدترین تجربه دنیا همن خیانت به خصوص زن به مرد که مردن فقط چارهکاره

    7. سلام منم 2ساله ازدواج کردم و 17 سالمه مشکل منم اینکه شوهرم گوشیشو رمز میزاره و بهم اجازه نمیده که نگاه کنم وقتی میگم میگه دوستام پیام های بی ادب و عکس های بد میفرسته نمیخوام ببینی نمیدونم بهم خیانت میکنه یا نه فقط این کارش منو به شک انداخته وگرنه به موقع میاد خونه و تماسهای مشکوک ویا پیامهای مشکوک نداره و چون شوهرم قبل از ازدواج خیلی شلوغ کاری کرده مردم همه بهم میگن شوهر تو حتما الانم شلوغه وچون خوشتیبه همه اینطوری بهم میگن دیگه خسته شدم لطفا به منم نظر بدین خیلی داغونم

    8. 3سال ازدواج کردم
      الانم باردارم
      البته قبل از ازدواج باهمسرم اشنایی هم داشتیم همه چیز عالی بود
      از عشق هم میمردیم
      همه جوره رابطمون خوبه ازلحاظ همه چی اوکی
      ازوقتی ازدواج کردیم همسرم هر2 یا3شب در میان بادوستاش میرفت بیرون ازین کارش خیلی بدم میاد چندن بارم بهش گفتم امابیفایده بود
      چن وقتی میشه ک احساس میکنم داره چیزیو ازم مخفی میکنه
      بیرون نمیذاشتم بره بداخلاقی میکردوپرخاش
      ی روز گوشی شو برداشتم دیدم با ی محسن نامی چندین بارتوروز تماس گرفته و پیام داده توساعتی از روز ک سرکاربودم یا خونه نبودم با اون خونه نبوده هیچ خبری هم از اون همه پیام نبود
      اولش بیخیال شدم گفتم حتمادوستش
      چن وقت دیگه سرکارنمیرم
      میبینم روزاگوشی آقاسایلنت و هروقت من میام قفل میکن گوشیشومیذاره کنار!
      دیگه خیلی شک کردم
      ی روز امدم همه کانتکای گوشیمو توی وایبرو لاینموبهش معرفی کردم ک اونم این کاروبکن
      امانکرد
      چنتادختربودن ک تمام عکساو مطالبی ک شوهرم گذاشته بود لایک کرده بودن
      دیگه شکم ب یغین رسید
      ازش پرسیدم این باباکیه؟ در ابتدای امر نمیشناختش
      بعداگفت سیم کارت قدیمیموفروختم ب برادر این دختره موردی نیست
      من هم ک ازدست کاراوپرخاش و مخفی کاریاش خسته شده بودم
      شماره محسن جون رو برداشتم از بیرون زنگ زدم متوجه شدم ب دخترست
      ازش پرسیدم فلانی کیه؟ گفت یکی از بچه هاست
      پرسیدم این بچه ها احتمالادخترنیست؟!
      شکه شد!
      شروع کرد ب داستان گفتن
      دوست دخترسعید ،من پول میخواستم ازش قرض گرفتم
      فرداش رفت سرکار طی کلاس آموزشی خانم شد نامزددوستش
      پس فرداش شد ی بی پدر ک برای رضای خدا ب هرکسی پول قرض میده
      هیچ کدوم از حرفتش باورم نشد
      تواین روزوروزگار کسی ب کسی ک نمیشناسه پول بده
      بیخیال اینقددیگه … ن ندیگه نیستم
      بعدشم دست پیشوگرفت ک پس نیونته چرارفتی بی اجازه ب گوشم دست زدی!
      کلی باهاش حرفیدم
      گفت بباسیم کارتامونوعوض کنیم گفتم باشه گفت ن نمیشه پسرازنگ میزنن درست نیست
      گفتم سیم کارتتوعوض کن گفت ن نمیشه از سرکارمیزنگن برام بد نیشه
      در آخرمثل همیشه ابراز علاقه کردو قسم و ایه خورد جون مادرپدرشو منو بچه رو قسم خورد ک چیزی نیست
      من هنوز بهش مشکوکم
      چ کنم؟
      دوسش دارم
      نمیخوام بیخودی زندگیموخراب کنم
      الان دیگه تنهانیستم آینده بچم هم درمیان
      چ کارکنم ؟
      چجوری این بی اعتمادی ازبین میره؟
      لطفاکمکم کنید

    9. همسرمن بادوست مجردش که دوست دختر داره زیاد رابطه داره.وحدود یک.ماه پیش وارد برنامه های چت شده من درمورد این موضوع خیلی نگران بودم اولش خوب بود بهم پیاماشو نشون نیداد ولی چندوقت بعد.پیام های مشکوکی میداد به این دلیل که نمیذاشت من ببینم اگه میرفتم کنارش گوشیش رو قفل.میکرد منم خیلی ناراحت شدم چندبارخواستم نگاه کنم.ببینم ولی متوجه شد ازاونروز فقط سرکارانلاین میشد چندبارهم.بهش شک کردم بهش میگفتم ولی دعوامون میشد قهر میکرد تآینکه چندروز متوجه شدم که ازطریق دوست مجردش بایه دختری اشنا شده وبهش پیام میده ولی نمیدونم این رابطه از کی شروع شده چجوری هست؟به دیدنش هم میرم یانه اصلا نمیدونم قبلا هم اینکارارو میکرده یانه خیلی سردرگمم نمیتونم تحمل کنم من فقط ۱۸سالمه سه ساله ازدواج کردم همیشه فک میکردم شوهرم خیلی دوسم داره چون رفتاراش اینو نشون میداد هنوزمباورم نمیشه اینکارو کرده،میخوام بهش بگم ولی میترسم بدتربشه چون قبلا چیزای دیگه ای ازش فهمیدم بهم میگفت فضولی کردی حقته همیشهمیگفت هیچوقت فضولی نکن (ازطریق گوشی مخصوصا)ممکنه یه چی ببینی که نباید ببینی منم این قضیه رو ازطریق گوشیش متوجه شدم به نظرشما من مقصرم؟ یادوستش ؟ یاخودش ؟ دارم دیوونه میشم به هیچکس نگفتم میترسم اگه به خودش بگم بدتر بشه من واقعا دوسش دارم به نظرشما چه کاکنم؟؟خواهش میکنم حتما جواب بدین

      • نترس .اگه کسی اشتباهی کرده اون همسرته . اون باید از کاری که کرده شرمنده باشه حق هر زن و شوهریه که از روابط یک دیگر مطلع باشند . اینو بدون که هر کسی که از گوشیش به صورت افراطی محافظت میکنه حتما ریگی به کفشش هست. در مورد اینکه بروش بیاری یا نه برو پیش مشاور . به نظر من باید کاری کنی که متوجه اشتباهش بشه در غیر این صورت بازم تکرار خواهد شد.

      • مردها همینجوری هستن کنترلش نکن خوب میشه

    10. به نظر من برای زندگی با همچین مردای هوس بازی باید یه سنگ برداری بزاری رو قلبت که قلبت از جنس سنگ بشه عزیزای من به شوهراتون به چشم یه کارگر نگاه کنید که فقط وظیفش تعمین نیازهای شما چه از لحاظ جنسی وچه مادی وچه عاطفی هست واصلا به رابطه هاشون فکر نکنین برای خودتونو بچه هاتون زندگی کنین سعی کنین شاد باشین و از زندگی لزت ببرین چطور اونا برن به عشقو حالشون برسن بعد ماها بشینیم توی خونه غصه بخوریم وخودمونو از بین ببریم نه همیشه سعی کنین به خودتون خوش بگزرونین من 12 ساله ازدواج کردم 7ساله شوهرم داره بهم خیانت میکنه وهر بارم به روش اوردم انکار کرده منم دارم همون کارایی که گفتمو میکنم شاد باشید

    11. بهد از35 سال زندگی زنم پاره تنم بهم خبانت کرده دارم دیوانه میشم یکی پدادم برسه بخدا داغونم

    12. اقایون ول کنید به خودتون برسید تا از انها سرتر باشید از انها فراوان استفاده کنید بد بختشون کنید پیرشون کنید نتونند سر از لاکشون بیرون کنند

    13. من هم از همسرم خیانت دیدم الان هشت ساله داره بهم خیانت میکنه در کمال نامردی.از هیچ چیزی تو زندگی براش کم نگذاشتم همیشه سعی
      کردم زندگی رو براش جذاب ومتنوع کنم اما فایده ای نداره وبه کارش ادامه میده وهمیشه تکیه کلامش اینه که پیامبر دهها زن داشته ومن هم حقمه که با خانمهای مختلف باشن وخوش بگذرونم تا پای طلاق رفتم اما پشیمون شد ومنو برگردوند وقول داد دیگه تکرار نکنه اما قولش دوماه هم دوام نیاورد!!! والان هم با کمال بیشرمی علنی به کارهاش ادامه میده وفقط بهم میگه یا صدات در نیاد و زندگیتو بکن یا اگه نمیتونی تحمل کنی هرررری

    14. خانمی هستم تحصیلکرده با خانواده خوب. 5 سال از ازدواجمون می گذره و فوق الاده همدیگرو دوست داشتیم چند سال قبل از ازدواج با هم دوست بودیم و خوشحال بودم علاقه شوهرم هم بسیار زیاد بود ولی از همون اوایل زندگی متوجه خیانت همسرم شدم اول دعوا و بعد هم آرومم می کرد که اشتباه کرده و دیگه تکرار نمی شه ولی باز هم چند روز پیش یک مکالمه اس ام اس هاش رو دیدم انکار کرد.ولی من می دونم این موضوع واقعیت داره.
      بعد از ازدواج از شهر تولدم ساری و خانواده ام به خاطر عشق و ازدواج نقل مکان کردم و به مشهد محل زندگی همسرم اومدم. الان به این فکر می کنم آیا این عشق که با خیانت همسرم همراه است ارزش این همه رنج دوری از خانواده و محل تولد رو داشت؟ مسلما نداشت حتی علاقم هم کم شده یک رابطه سرد. به خاطر اینکه خونوادم رو ناراحت نکنم حاضر به خاتمه رابطه نیستم خودم رو با کار سرگرم می کنم. و البته تا زمانی که بتونم تحمل کنم . ضعف شخصیتی و لذت از هیجان بیشتر مردها رو به بیرون از خونه می کشونه و شرم آوره.

    15. پدرم به مادرم خیانت میکرد و حالا درسن سی سالکی شاهدخیانت شوهرم هستم.دلیل اصلیشونمیدونم.چندبارخاطر انتقام خواستم خیانت کنم اما وجدانم اجازه نمیداد.دنیابرام تیره وتارشده.دخترپنج سالم آسیب روحی دیده.به جدایی فکرمیکنم اما از بعدش میترسم.البته شوهرم قبول نداره که خیانت کرده ومرتب قسم میخوره.راهنماییم کنید واقعا توان ادامه ندارم.

    16. من با مردی آشنا شدم که یک همسر و سه فرزند داشت…15 سال از خودم بزرگتر بود…. با همسرش مشکل داشت بخاطر اینکه آقا به خانوم خیانت کرده بود و خانم هم به دلیل انتقام جواب خیانت رو با خیانت داد… این آقا می گفت مشکلی نیست… بلاخره حتما نیازی داشته… ولی بهتره از نظر شرعی هم صحیح باشه… بخاطر همین از هم جدا شدند… البته نه به این راحتی….
      منه بیچاره اومدم و این ماجرا رو براشون تمام کردم….. 20 سال بود که ازدواج کرده بودند… این طور که اون آقا برام تعریف می کرد… خودش دو سه سال بعد ازدواج شروع کرد به شیطنتی که ،مسبب اش رو خانومش می دونست… میگفت انقدر به زنهای اطرافم حساسیت نشان داد که حواس من رو به آنها جلب کرد…آین آقا از کسانی که باهاشن رابطه داشت برام تعریف کرده بود… خلاصه این ماجرا 20 سال طول کشید…. تا اینکه آخرین نفری که آمد در زندگی این آقا من بودم…. زندگی آنها نسبتا تمام شده بود… فقط مانده بود که در دفتر خانه ثبت طلاق کنند…
      4 سال این آقا از من خواستگاری کرد و البته همراه با دلبری بیش از اندازه… منم یک دختر جوان و شکست خورده از روابط با پسرهای بی عاطفه اطرافم….
      مهربانی این آقا بی اندازه بود… تا جایی که من واقعا تسلیم عشقش شدم و میتونم بگم عاشق شدم و پیشنهاد ازدواجش رو قبول کرد….4 ماه بعد از ازدواج ما خانمش طلاق گرفت و رفت….
      و اما فرزندان…. و شروع مشکلات زندگی من…..
      زندگی من با فحش و آبروریزی خانم و فرزندان و بی احترامی و بی ادبی آنها نسبت به من شروع شد…( شاید حق داشتند) ولی من نمی تونستم درکشون کنم….
      من از احساس گناه خراب کردن زندگی دیگران دچار بیخوابی و مشکلات فکری شده بودم… اطرافیانم… بیشتر خانواده همسرم…. مقصر را زن سابق همسرم می دانستند… و از پسرشان تعریف می کردند…. مرد خوبی بود… بهتره بگم پدر خوبی بود و هست…. تمام حق و حقوق همسرش رو پرداخت کرد….ولی مشکلات کما کان ادامه داشت… به دلیل ارتباط بچه ها با مادر و رد و بدل شدن اخبار هر از گاهی دچار حمله های اس ام اسی می شدیم….
      همسرم وقتی میخواست با من ازدواج کنه… گفت فرزندان من اصلا کاری به زندگی من ندارند…. رفتند سراغ زندگیشون… بزرگه خارج از ایرانه… دومیه…در شهرستان دانشجو هست و همانجا هم میماند… کوچیکه هم با مادرش به خارج از ایران سفر میکنه….
      اما متاسفانه بعد از چند ماه…. فرزند بزرگ بخاطر ترس از دادن اموال پدر…. درس و کار رو ول کرد و به ایران آمد و در خانه پدری سکنی گزید (خانه ای که بعد از طلاق همسرم داده بود اجاره و ما خودمون جای دیگه ای زندگی می کردیم… من خودم تمایل نداشتم در اون خانه زندگی کنم)…. فرزند دوم بعد از اتمام درس با گله از اینکه شهرستان جای مناسبی برای ایشون نیست به تهران مراجعه کرد و پدر برای ایشون یک خانه اجاره کرد…. و فرزند سوم به دلیل ناسازگاری با همسر مادر ش به پیش پدر برگشت….
      من ماندم و یک همسر با سه فرزندش….
      همسرم خودش رو بیشتر یک پدر فرض میکرد تا یک همسر….بدلیل اینکه به همسر سابقش اثبات کنه پدر خوبیه بال و پرش رو برای فرزندانش باز کرد….
      و اما روابط ما… من از اول بدلیل مشکلات ناشی از طلاق آنها دچار ترس و اظطراب شده بودم و در روابط خصوصی با همسرم چندان موفق نبودم… ایشون هم با توجه به این مسائه رعایت من رو میکرد… بعد از مدتی با حضور فرزندان و پدری کردن همسرم برای بچه هایی که نفرت رو من از توی چشمانشان می خواندم باز هم دچار مشکلات فکری و عدم ارتباط مناسب با همسرم شدم…. وقتی گله ای می کردم… خانواده شوهرم یا هر کسی که از ماجرای ما خبر داشت میگفت هر کی خربزه میخوره باید پای لرزش هم بشینه … خب منم نشستم… خانواده خودم هم که میگن خود کرده را تدبیر نیست و دیگه از مشکلاتم برای کسی نگفتم…
      سرانجام باردار شدم….. و حالا مشکلات بعد زایمان و دوران شیردهی و سختی بچه داری به مشکلات من اضافه شد….
      توی این چند سال بلاخره بیشتر همسرم رو شناختم… و متوجه یکسری خصوصیاتش شدم و بخاطر زندگیم خیلی نصیحتش می کردم و از کارهاش ایراد می گرفتم… اشتباهاتی که انجام می داد بیش اندازه عجیب بود و هست و ضرر هایی که به دلیل تصمیهای اشتباهش به سراغش میاد دائم تکرار میشد… خلاصه به مرور زمان در زندگی من شدم مظهر عقل و ایشون مظهر نادانی…. (به گفته ایشون البته) و این احساس رفته رفته زیاد تر شد تا اینکه بیش از اندازه روابطمون به سردی کشیده شد…
      مدتی احساس میکردم همسرم یه جورایی سرش گرمه…
      ما زنها در حس خیانت اشتباه نمی کنیم……این رو هر زنی میدونی
      خلاصه تا اینکه موضوعی پیش آمد و بطور اتفاقی من از ماجرایی با خبر شدم..بدون اینکه کارآگاه بازی در بیارم و به دنبال جاسوسی از همسرم باشم…… با توجه به سابقه ای که ازش دیده بودم و خودش هم برام تعریف کرده بود…. مطمئنم که حتما حقیقت داره….
      و صدای شکستن قلبم رو شنیدم….
      میدونم که خیلی هاتون که این ماجرا رو بخونید میگید….. حقته….
      باشه …..امیدوارم که این درد تاوان دل شکسته همسر سابق شوهرمه…. یا تاوان نفرت و گریه های بچه هاشه….
      ولی چیزی که من میدونم اینه که من هیچ دلبری برای همسرم نکردم…. اونه که با حرفها و قول هاش دل من رو بدست آورد….اون من رو عاشق کرد… امید داد…. زندگی رو بهم نشون داد…. حس مادر بودن رو بهم داد… و سرانجام طعم تلخ خیانتش رو بهم چشاند…
      باورم نمیشد یک روز این احساس سراغم بیاد…. چه عشقی بود… احساس می کردم دنیا یک رنگ دیگه هست… احساس می کردم فقط توی دنیا منم که خوشبختم… احساس می کردم خدا خیلی دوستم داره که من رو با او آشنا کرده…احساس می کردم هیچ وقت از من دور نمیشه و همیشه با من احساس خوبی داره….
      اما خیلی چیزهای دیگه هم فهمیدم….
      من الان فقط خودم رو یک مادر میدونم… انشااله بتونم فرزندم رو خوشبخت کنم….
      مادری که احساس خوشبختی نکنه چطور میتونه برای خوشبختی فرزندش تلاش کنه… مادری که از عشق ضربه خورده چطور میتونه به فرزندش درس عشق بده…
      امیدوارم فقط خدا کمک کنه…

    17. سلام دوستان منم همسری دارم که باعشق وعلاقه فراوان اون اوراپذیرفتم اما متاسفانه خیانت کرد با دو بچه دوقلو میگید چی کارکنم دارم دیوونه میشم هرروز یه ابتکار ویه جلب توجه جدید کشف میکنم واجرا میکنم یه غذای جدید یه تزیین واسه اتاق خواب ویه تیپ وآرایش شیک اما بازاس های عاشقانه او روی گوشیشه خدایامن چه گناهی کردم گیراین مرد افتادم اوایل عاشق حالا خیانت بادوبچه وآیندشون چه کنم یکی یه راه حل بده مشاوره هم رفتم

    18. دلشکسته

      میدونید مسأله از کجا اب میخوره از اونجایی که مردا فکر میکنن چون خدا این حق رو بهشون داده تا زمانی که زنده اند باید برای یکبار هم که شده از این حقشون استفاده کنند وگرنه روزگار واسشون تیره و تار میشه هیچوقت از ما نمیپرسن شما مشکلت چیه نیازت چیه شاید ما به خاطر حیامون یا عشقمون نتونیم نیازاتمون؛ مشکلاتمون رو مطرح کنیم اگر اینجوریه پس ایثار تو زندگی چه نقشی داره پس تکریم و احترام خانواده چه نقشی داره پس زنها دلشون تو دنیا به چی خوش باشه اصلا واسه چی زنده باشن واسه کی بمیرن مردا اول ایه رو میگیرن اخرش رو رها میکنن خداوند متعال میفرماید مردان میتونن چهار زن بگیرن اگر عدالت رو رعایت کنند درحالی که نمیتوانند وقتی عدالت رو نمیتوانن رعایت کنن غلط میکنن برن یکی دیگه بگیرن

    19.  من یک مرد هستم و توی زندگی تجربه های زیادی از مسائل مختلف داشتم . میخوام بگم خیانت دلیل نمیخواد . خیانت پاسخ به هوس های کثیفه . اگه مشکلی وجود داره باید نشست و برطرفش کرد نه اینکه خیانت به وجود بیاد . خیانت در خانمها علل زیادش برمیگرده به کم توجهی شوهر و مشکلات روزمره زندگی اما در مردها خیانت بیشتر ریشه در بولهوسی مردها داره . چه بسا خانمهای پاک و خوب که اسیر مردهای اینچنینی میشن . یک توصیه برای خانمها دارم و اون اینه که با اولین خیانت مرد به سراغ بزرگترها و مشاوره برن و حتما فاتحه اون زندگی رو بخونن و ازش طلاق بگیرن من خودم یک مردم و میدونم که مردی که یک بار خیانت کرده حتما قبلا و یا بعدا دوباره خیانت میکنه و زنی که میگه خیانت شوهر رو دیده و تحمل کرده و مونده داره زندگی میکنه از نظر شخصیتی خیلی در سطح نازلی قرار داره برای اینکه خودش رو به حساب نمیاره . در ضمن زنده باد مردهایی که علی رغم مشکلات عدیده در زندگی زناشویی اما حاضر نیستن که به خانمشون خیانت کنن و همچنین زندباد زنان پاک ایرانی . بدرود

      • باهاتون موافقم
        کسیکه یکبارخیانت کردبارهاهم انجام میده

        مثل همسرمن

      • آقای بهمن تمام حرفهایتان زیبا و درست بود ولی ممکنه زن بیچاره در شرایطی باشه که حتی راه به خانه پدرش نداشته باشه اونوق چیکارکنه؟!!!!!

    20. سلام من یک دختر 19ساله ام.بابام به مامانم خیانت کرده و با یکی از همکارهاش رابطه داشته.مامانم بطور پنهانی تونسته پیامک هاشونو بخونه و قضیشونو بفهمه.ازتون خواهش میکنم بهم بگید چیکار کنم امروز که فهمیدم همش داشتم گریه میکردم.مامانم اصلا غذا نمیخوره و بدنش هم میلرزه.من واقعا نمیدونم چی بگم که بتونه آرومش کنه.لطفا منو راهنمایی کنید.یه خواهش دارم از پدرومادرای عزیز مخصوصا از باباها…خیانت فقط کمر همسرتونو نمیشکنه بچه هاتونو هم از بین میبره.چه فایده داره این دنیای فانی که بخاطر یه هوس مسخره از بین بره؟چه بسا آخرتتونو هم به شیطان میفروشید.امیدوارم همه ی خانواده ها بدون خیانت باشه.بدترین درد عالم خیانته…مخصوصا اگه اون فرد پدرت باشه…

    21. وقتی میفهمی کسی رو که با تمام وجودت دوسش داری بهت خیانت کرده دنیا خراب میشه روی سرت، چه حس بدیه خدایا ! چرا مردا یه ذره وجدان ندارن چرا ما زنها فقط یه وسیله ایم براشون! اول زندگی با تمام بدبختیاشون میسازیم اما چندوقت بعد ووقتی خودشون رو پیدا کردن تازه هوای یکی دیگه به سرشون میزنه! چندوقتیه که فهمیدم همسرم بهم خیانت میکنه!! چرا مردا خودشون رو محق میدونن که هرکاری بکنن ! بدون عذاب وجدان و ذره ای فکر کردن به عواقبش! خدایا فقط تو میتونی بهم کمک کنی، کمکم کن

    22. با بنفشه موافقم وهمسر من هم دقیقا اینگونه است ومن هم مانند بنفشه تمام این ویژگی ها را داشته ام وبرای همسرم هر کاری کرده ام ولی بارها شاهد خیانتش بوده ام و به خاطر دوفرزندم تحمل کرده ام هر بار هم صحبت کرده ام زیر بار نرفته و فقط می گوید از اینکه اینگونه فکر می کنی متاسفم ضمنا در مورد روابط او کاملا مطمین هستم ولی گاهی کم می آورم خدایا کمکم کن

    23. من 12 سال ازدواج کردم یه دختر 9 ساله دارم الان 29 سالمه 4 سال پیش با اس ام اس هواوبعضی چیز ها مشکوک شدم به شوهرم اعتیاد هم داشت الان تو ترکه اونقدر گیجم کرده که یواش یواش فکر میکنم دیوونه شدم

    24. به من کمک کنید چگونه خیانت شوهرم رو فراموش کنم ! حای یکبار تا مرز خودکشی پیش رفتم .داغونن 3ماهه شب و روزم شده گریه هیچکی هم بجز بچه هام و بکیاز ریش سفیدهای مورداعتماد نذاشتم بفهمه.کمکم کنید دا م زجر می کشم

    25. به نظرم عوامل زیادی در خیانت مردان نقش داره که مهمترینش تنوع طلبیه .همسر منم چندماه پیش بهم خیانت کرد و عاشق چشمای دختری شد ولی خوشبختانه اون دختر زیاد بهش پا نداده بود و بافهمیدن من قضیه تموم شد ولی چیزی که داره منو زندگیم رو نابود میکنه وحود ده ها شک وشبهه تو زندگیمه که متاسفانه بدلیل اینکه راست گفتن رو بلد نیست نمی تونم حلش کنم و
      باهاش کنار بیام.و تمام زندکیم شده توام بازجر و عذاب چرا که ازش متتفرشدم و حتی ارزوی مرگش می
      کنم.البته بدلیل حفظ شلن خودم وخانواده ام وبچه هام
      این غم سنگین رو تتهایی دارم تحمل می کنم به امید
      روزی که فراموش کنم ولی متاسفانه هر روز این زخم
      عمیق تر و چرکی تر میشه. شاید اگه از آبرو بچه هام و خانواده ام نمی ترسیدم حتما خودکشی می کردم کار من فقط شده انتظار برای پایان زندگیم و مردن چرا که طلاق در خانواده و شهر ما اونم بعد از گذشت 20سال زندگی مشترک یعنی فاجعه
      تما در کل در مورد همسرم عوامل خیانت رو موارد زیر میدونم:1.شغل 2.راه اندازی ماهواره 3.دیدن فیلم های مبتذل 4.داشتن دوستانی که خیانت رو با شوخی عادی جلوه میدن 5.عدم علاقه طرفین در هنگام ازدواج6.سست شدن ایمان و اصول اخلاقی

    26. تعریف خیانت از نظر شما چیه؟ آیاتابه حال با او صحبت کرده اید؟آیاقبلا موضوع بحثی داشته اید؟ممکن است بعضی خانمها دربرخورد ظاهری همسرانشان باافرادغیرکه صمیمانه رفتار می کنندگمان بد ببرند.(ممکن است مورد شما این نباشد)درقضیه دوم اگرمرداحساس کند که همسر اوبه اوعلاقه مند است واز خود واکنش نشان می دهد (منطقی)بعید نیست که خوشحال هم بشود.درباره قضیه سوم مسایل کمی پیچیده می شود.این موضوعات از گذشته وحتی حال راهم شامل می شود.خواهرم مباحث جنسی وشیوه های متنوع لذت ازهمسر وبرخورد درنزد دیگران والی آخر حتماباید مدنضرتان باشد .باتوکل برخداوتدبیر صحیح جنابعالی اینشاالله مشکل حل شود.

      • سلام منم ی زن خیانت دیده ام همسرم الان هشت ساله به طرق مختلف داره بهم خیانت میکنه فقط به خاطر بچه هام وترس از طلاق وجدایی دارم زندگی میکنم بارها باهاش صحبت کردم ولی در کمال پررویی این عمل رو حق خودش میدونه ومیگه مردا میتونند این کار رو بکنند پس من هم میکنم.تا پای طلاق هم رفتیم اما خودش اصرار کرد که برگردیم وادامه بدیم .بهم قول داده بود درست زندگی میکنه ودیگه خیانت نمیکنه اما قولش دو ماه هم دوام نیاورد.والان در کمال نامردی این کار رو انجام میده .داغون شدم خودم وبچه هام داریم چوب هوسبازیهای این اقا رو میخوریم .خانمهای عزیز مردی که خیانت کرد وتکرار کرد ارزش ادامه زندگی نداره ودرست بشو نیست .توبه گرگ مرگه

    27. سلام من 14سال ازدواج کردم هردومون 20 ساله بودیم شاید باور نکنید اما همه اصول زناشویی رو رعایت کردم و می کنم خوش برخوردم تحصیلکرده شغل خوب دارم خوش هیکل و زیبا هستم به خودم می رسم بهش می گم دوسش دارم اما بازم بهم خمیانت می کنه نمی دونم چرا البته ادینکارو 3 سالهاخیر انجام داده باور کنید همیشه سعی کردم احساس نکنه من تحصیلات بالاتری دارم یا شغل بهتری دارم تا اعتماد به نفس داشته باشه اما نمیدونمواقعا چه کمبودی داره که بازم بهم خیانت می کنه؟؟؟

      • بنفشه جون من فکر میکنم ذات اون مرد این جوریه،یعنی ذاتش خرابه عزیزم

      • خواهر من خیانت کرده؟
        بستگی ب این داره ک تعریف شما از خیانت چیه؟
        باهم رک هستین؟
        اگه چیزی بخان بهتون میگن؟

      • لیلا از کزج
        من هم شوهرم از طریق وایبر و چت و اس ام اس با هر خانمی دوست میشه ولی به من میگه کارش خیانت نیست و همه اینها دروغه هر کاری از دستم میاد تو هر زمینه عاطفی و روابطمون براش کم نمی زارم اما باز نمیشه و فقط خودم را بیشتر با این کارهام عذاب می دم چکار کنم کمکم کنید حتی اگه دروغه خواستم بدونم چرا ؟

    28. متاسفم برای همه مردان هوسباز خیانتکار چون خیلی حقیرند

    29. شوهر من درحق م

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.