تازه های آسمونی
خانه > سبک زندگی > همسرداری > سیاست های زنانه در همسرداری
  • املاک کوهک
  • تبلیغات در آسمونی
  • سیاست های زنانه در همسرداری

    politics-of-women-in-married

    می‌توان گفت تقریباً همه مردها نفوذ‌ پذیرند، به‌شرط آنکه شما نافذ خوبی باشید . سعی کنید شیوه نفوذ همسر خود را بشناسید و با تأمل و سنجیده در این مسیر گام بردارید. با سایت آسمونی همراه باشید

    در این راستا خوب است بدانید:

    1- شاید یکی از دلایل این‌که شما بیش از دیگران از زندگی‌تان گله‌مندید این است که به جزئیات بیش از حد توجه می‌کنید

    2- این شما هستید که اقتدار و غرور مردانه یک مرد را شکل می دهید و بهبود می بخشید.

    3- هرگز شوهرتان را با شخص دیگری مقایسه نکنید؛ مگر آنکه در آن مورد برتری با همسر شما باشد.

    4- از لحاظ خلقی، خود را به ایده‌‌‌آل همسرتان، نزدیک و نزدیک‌تر کنید.

    5- توقعات و نیازهای مالی خود را فقط زمانی مطرح کنید که مطمئن باشید شوهرتان قادر به برآوردن آنهاست.

    6- در برنامه‌ریزی‌های مالی چنان تصمیم بگیرید که هرگز باعث ضرر نشوید.

    7- بدون هماهنگی با همسرتان برای مهمانی رفتن، مهمانی برگزار کردن و مواردی از این دست، تصمیم نگیرید.

    8- تا کاملاً مجبور نشده‌اید، سعی کنید بدون همسرتان در برنامه‌های تفریحی و مسافرت‌ها شرکت نکنید.

    9- بکوشید لحظاتی که با همسرتان دارید، کاملاً پرانرژی و بانشاط باشید.

    10- در مجالس دوستانه، سعی کنید همواره توجه‌تان معطوف به او باشد.

    11- حریم اطلاعات زندگی خود را حفظ کنید، هیچ لزومی ندارد که مسایل و مشکلات شما و شوهرتان در سطح فامیل، عمومی گردد.

    12- اگر در مسئولیت‌های زندگی کوتاهی کنید، محکوم به شکست خواهید بود و همسرتان را نیز وادار به شکست می کنید.

    13- نقاط مثبت و ضعف مرد خود را بشناسید و بپذیرید و با این وجود باز هم به او توجه کنید.

    14- دقت کنید ممکن است نیازهای زناشویی زن و مرد با هم متفاوت باشند، ولی با هم در تقابلند.

    15- سعی کنید هیچ وقت زودتر از همسرتان به خواب نروید!

    16- به کلیه نیازهای همسرتان همواره رسیدگی کنید.

    17- فراموش نکنید شما برای حصول به رضایت، آرامش و احتیاجات خود، زمانی موفق خواهید بود که همسرتان را از تمامی این جهات تامین کنید.

    18- سالگرد ازدواج و تاریخ تولد همسرتان را فراموش نکنید.

    19- به مناسبات و بهانه‌‌‌های مختلف، گاهی برایش هدیه تهیه کنید.

    20- هرگز هدایای دریافتی از او را، حتی اگر بی‌مصرف بودند، به کسی نبخشید.

    21- از عودت یا تعویض هدیه، در هر شرایطی بپرهیزید.

    22- از کلیه هدایایش، حتی آن‌هایی که مطابق میل و سلیقه شما نبوده، برای یکبار هم که شده، درحضور خودش استفاده کنید.

    23- رفتار خود را گاه‌گاهی ارزیابی کنید.

    – نویسنده : مهدخت قربان عسگری

    + سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


    امتیاز شما به این صفحه:
    1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (6 votes, average: 2٫83 out of 5)
    Loading...

    < اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

    🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=10348
    loading...
  • تبلیغات در آسمونی
  • شبکه اشتراک ویدئو واو
  • ترنج - مجری دکوراسیون داخلی
  • موسسه حقوقی ثبتی آماتیس
  • کانال تلگرام آسمونی
  • اینم جالبه !

    نکته ای در باب همسرداری

    به نام یگانه عالم عصبانیت یک امر طبیعی است ولی باید بدانید در حین عصبانیت …

    43 دیدگاه

    1. شوهر من همیشه طرف مادر و خواهر موذیشو میگیره. انقدر حرصم میدن که مرض اعصاب گرفتم .قلبم درد میکنه. نمیدونم پناه یه زن کی میتونه باشه که باید با همه بسازه

    2. سلام دوستای گلم
      من 22 سالمه و ازدواج نکردم توی خونه هستم
      یعنی بابام نمیزاره از خونه بیام بیرون
      خونمون واسم جهنم شده
      تقریبا دارم هر روز از دستشون گریه میکنم
      تنها راه نجات از این خونمونو توی شوهر کرددنم میبینم
      واسم دعا کنید
      خواهش میکنم

    3. شوهر منم یه بیشعور عقده ای هست که هر وقت با خانواده اش بحثم میشه و اکثرا تقصیر اوناست طرف اونارو میگیره…چون بابام پولداره مدام وادارم میکنه ازش قرض بگیرم و مدام پیش خانواده ام تحقیر میشم و میگن اون تورو واسه پول بابات و خوشگلیت میخواد فقط…هر وقتم به حرفش گوش نمیکنمو نمیرم از بابام پول بگیرم روزگارمو سیاه میکنه…مدام واسه پول بابام نقشه میکشه و هروقت میخواد منو واسه قرض گرفتن خونه بابام بفرسته فقط اون موقع ها بهم محبت میکنه و قربون صدقه ام میره…مادرشم یه موذی به تمام معناست با اینکه ظاهرا خودشو آدم مومن و با خدا نشون میده یه ریاکار به تمام معناست و به پسرش خط میده و دوتایی واسه پول بابام همه اش نقشه میکشن…با اینکه از یه خانواده سطح پایین و فقیر بود چون شخصیت خودشو قبل ازدواج خیلی خوب نشون میداد عاشقش شدم و باهاش ازدواج کردم اما الان که شخصیت واقعی وپلیدش برام رو شده ازش متنفرمو فقط به خاطر آبروی خودم و بابام تحملش میکنم چون قبلا یک بار طلاق گرفتم و این شوهر دوممه چاره ای جز سوختن و ساختن ندارم… فقط دختر خانوما توو خدا تو انتخابتون دقت کنین و راحت گول حیوون های آدم نما رو نخورین …ازدواج نکردن بهتر از ازدواج بده…

    4. من میخواهم دراین سیایت زیبای ومقبول تان دوست باشم که تا بیتوانم باخوددوست پیدانمایم روز بخیر

    5. بیست ودوساله ازدواج کردم.همسرم غیرازدروغ گفتن
      وپشت سرمن برای خانوادش دروغ بگه کاری بلدنیست.پسرهام میگن جدا شو.ولی پنجاه سالمه وحوصله دادگاه و….ندارم.ضمنا ای کیو زیرصفر.

    6. سلام.منم یکی ازهمون خانوماییم کا باهمسرم ازاول مشکل داشتم و برای زندگی موندم نمیگم روزای خوب نداشتیم داشتیم ولی روزای بدمونم کم نبود هرکدوممون معتقده اون یکی درکش نکرده اوایل برای خواسته هام یکم میجنگیدم گریه میکردم ولی کسی پشتم نبود خونواده ام مردسالاربودن زنگ میزد اونامی اومدن طرفشومیگرفتن من میموندم تنهادیگه بعدش کوتاه اومدم هرچیزی نخواستم هرکاری خواست کردم ولی دیگه تحمل ندارم هنوزیه هفتهبود ازدواج کرده بودیم گف قبلادوست دخترداشتم بهش الانم زنگ زدم گفتم ازدواج کردم وفلان من سوختم ولی گفتم کم نیارم گفتم منم داشتم این بلای زندگیمون شد خودش هنوز بهش اس میزنه که دوستت دارم خانومم بعد صاف میگه توازمن بدتری میگم من اگه چیزیم بود قبل ازتوبود زیر بارنمیره کلاهمیشه ورقو به نفع خودش برمیگردونه منم هرچهقدر بحث میکنم انگار دیواره ….همیشه هرجا مشکلی دارم زود جبهه میگیره که منو درکم کن من ازتو واجب ترم برای خونه بحث داریم خونه من یه خونه کوچیک پایین شهره میگم بریم دیگه بعدچندسال مدام نداشتنای پدرمو به رخم میکشه دیگه خسته شدم نمیگم بد مطلقه ولی نمیتونم با خودخواهیاش با مسخره کردناش کناربیام نمیتونم به خاطر یه غذااشک منو دربیاره جدیدنم تامیگمش خونه پول قلبشومیگیره که وای سکته کردم تا 10روز که توقاتلی میخاستی منو بکشی درصورتیکه ماهی یه بار کاریمیکنه قلب من تامرز سکته میره با قرص خوب میشم اون یه با رتو شرایط من قرارگرفته ولی ادعاداره که نه خودش مهمه من نمیفهمم داشته سکته میکرده من قاتلم خسته شدم واقعا پشت وپناهیم ندارم واقعا زندگی همینه که تو25 سالگی روزی هزاربار بگی عزراییل کجایی به دادم برس

    7. به نظر من اگه مردی معتاد یا زن باز یا مشروب خور و دست بزن دار و امثالهم باشه که زندگی کردن باهاش غیر ممکنه. اگه بچه نداریم باید جدا بشیم . اگه بچه داشته باشیم رو نمیدونم. ولی غیر از این عیبا اگه عیب دیگه ای دارن مثلا مغرور و افاده ای خسیس کم پول لجباز و امثال اینا باید تحمل کرد و بی خیال بود چون این عیبا رو 90 درصدشون دارن. خیلی با هم فرق ندارن. همشون گندند.

    8. سلام دوستان. همسرمنم خیلی خودخواهه. وقتی اوضاع خوبه اونم خوبه اما تا یه مساله ای پیش میاد غیر قابل تحمل میشه. همیشه منو مقصر میدونه. توی دعوا وقهر حق ندارم برم تو اتاق تنها باشم. حق ندارم به گوشیم دست بزنم حق ندارم بهش سلام نکنم و باش حرف نزنم. رفتارش عذابم میده. نمیدونم باید چکار کنم همیشه سکوت میکنم. دیگه خسته شدم قلبم داره میترکه.

    9. سلام عزیزان من میخواهم دراین صفحه مطالب زیبای بخوانم وبا شما دوست باشم

    10. سلام عزیزان من بنده چهارماهه خانه دارم ودوساله توعقدبودم وتمام این مدت شوهرم هیچ کادویاگلی برای من نگرفته حتی بااینکه بارهازمان تولدم رابه اوگوشزدمیکردم ولی بازهم خبری از گل یاکادونبود وهمیشه ام به من بی توجهی میکنه وهروقت کوچکترین حرفی بینمون میشه میگه برو خونه مامانت شما بگین چیکارکنم

    11. اره واقعا مردا خیلی نامردن
      منکه دیگ بخدا خسته شدم

    12. اصلا میدونید چیه مشکل اینکه راه نفوذ طرف مقابلت رو هنوز نمیدونی ینی نمی دونی چطوری میتونی راحت مثل موم توی دستات بگیریش

    13. خواهش میکنم کمکم کنید
      من 3 ساله ازدواج کردم
      شوهر من مرد خوبیه، خیلی صبور و مهربونه و توی کارهای خونه به من کمک میکنه و به مناسبت های مختلف برام کادو میگیره اما یه چند تا اشکال داره…
      اصلا محبتاش رو به زبون نمیاره، بخدا من اگه بهم بگه دوستم داره برام کافیه و اصلا به کادو نیاز ندارم، اما هیچوقت حرف عاشقونه بهم نمیزنه، اس ام اسم هاش خیلی عاشقونه است اما رو در رو حرفی نمیزنه، اونقدر متفاوت میشه گه گاهی فکر میکنم یکی دیگه اون اس ام اس هارو میفرسته!!!
      یه مشکل خیلی خیلی خیلی بزرگ هم داره و اون اینه که به شدت مامانیه، یعنی حتی من و احساساتم رو زیر پا میذاره تا مامانش رو خوشحال کنه، واقعا از این مورد خسته شدم، اگه کاری که مادرش میخواد رو انجام نده، مادرش میگه حلالت نمیکنم و شوهر منم چون مذهبیه فورا به غلط کردن میفته و میره عذرخواهی
      درحالی که در مقابل من اینطوری نیست و توی دعوا حرفایی میزنه که واقعا دلمو میرنجونه
      جدیدا هم میگه حرف اول و آخر رو من باید بزنم و یه جورایی زورگویی میکنه درحالی که تا چند ماه پیش اینجوری نبود…
      من تموم سعیم رو میکنم که از زندگیش راضی باشه، هرچقدر من تلاش میکنم عادت های بدم رو ترک کنم، اون عادت های بد جدید پیدا میکنه…
      کمکم کنید…

    14. فقط.نامزد خودم البته 4 سال باش بودم بخدا شرمندهشم هزار ماشاالله

    15. سلام. اگه شوهرم تاریخ تولدمو فراموش کنه(اولین سال عروسی) بهترین برخوردی که میشه باهاش کرد چیه؟
      (روز زن برام سنگ تموم گذاشت ولی نمیدونم چرا ۲ مرداد یادش رفته…)

    16. سلام من یک ساله با همسرم ازدواج کردم.متاسفانه خیلی عصبی و سرده. کلا ادم سردیه. خیلی دهن بینه و هروقت میخایم خونشون بریم رفتارش با من بدتر میشه و فحش میده. خواهش میکنم بهم بگید چیکار کنم که تمام اعتمادش به من جلب بشه و چه سیاستی داشته باشم که تو دلش حسابی جا باز کنم و اداره زندگیو دسته خودم بگیرم. چون حرفه همرو قبول داره غیر از من.تا میام از خانوادش انتقاد کنم دادو بیداد میکنه

      • خانمی که گفتید همسرتون فحاشی میکنن اگر همسرتون فحاشی کرد جوری مظلومانه باهاشون رفتار کنید که از کارشون شرمنده بشن اینو یه آقایی بهم گفتن وقتی در مقابل فحاشیشون بعداز فروکش کردن عصبانیت هردوتون بهش با لحن آروم بگید دلت اومد باهام اینجوری کنی من که پناهی جز تو ندارم طاقت ندارم تو ناراحتم کنی زن باید غیر مستقیم به همسرش بفهمونه که باید از دلش دربیاره حتی با یه شاخه گل

      • تا زمانی که اعتمادشو کامل جذب نکردی از خانوادش انتقاد نکن . تازه بهتره تعریف هم بکنی تا باور کنه که راجع به خانوادش خوشبینی و تو رو با خودش تو یه جناح ببینه.مثلا رفتی خونشون موقع برگشتن بگو آخه طفلی مامانت دس تنها این همه غذا های خوشمزه درس کرده بود دستش درد نکنه ما هم باید این احترام و وقتی و که برای ما گذاشته رو جبران کنیم . وقتی چند ماه این حرفا رو تکرار کنی تو پوست گوشت و استخونش میره که تو خانوادش رو دوس داری و نسبت به اونها غرضی نداری . بعد از این چند ماه اگه نکته ای رو دیدی که آزارت داد (البته اون نکته باید منصفانه باشه نه یه ناراحتی خاله زنکی و از روی زود رنجی) با ارامش و با صدای پایین و در زمانی که خسته ، گرسنه ، تشنه، عصبانی و در هوای گرم نیست باهاش در میون بذار با این لحن: مثلا دیروز از اینکه مامان بهم اینجوری گفت دلم گرفت یه لحظه غصم شد نمیدونم شاید منظوری نداشت ولی اون لحظه احساس کردم به عنوان عروسش مستحق اون جمله نبودم . دیگه کشش نده قضیه رو از اون چیزی که هست بزرگ تر جلوه نده خودتو ناراحت نگیر اگه چیزی گفت بگو چون ما زن و شوهریم و باید سنگ صبور هم باشیم خواستم باهات درد دل کنم دوس دارم همه ی احساساتمو بهت بگم هر چی تو دلمه هم خوبا رو هم بدا رو. بعدش هم دیگه عادی باش که فکر نکنه که اگه درد دلای تو رو گوش بده دیگه باید تا چند روز نازتو بکشه و از این حرفا.

    17. سلام عزیزان بخدا من بعد ده سال زندگی تجربه ای ک بدست اوردم این بود وقتی شوهرت خونستو دوس نداره شما بیرون باشی شک نکن ک عاشقته.عزیزی ک گفت شوهرم چون رفتم مراسم ترحیم ناراحت شده شوهرم.میخوام بگم عزیزم من بدون اینکه ببینمت مطمئنم شوهرت دوست داره.من خیلی سختی کشیدم 7سال پای شوهرم توعقد بودم قبلش یکسال نامزد باکلی مشکلات حالا 2 سال اومدیم خونمون میگه بچه نمیخوام پس من چه دلی دارم ک دارم زندگی میکنم؟باکلی مشکل دیگه خیلی زیاد ک نمیدونم کدومشو بگم.اخه چرا بعضی ازاین مردا همش ظلم میکننو تاوان پس نمیدن.خدااااااااااااجون ما بنده ها مثل تو صبرمون زیاد نیس.کمکمو کن نذار زندگیامون از هم بپاشه.

      • حق باشهرزاد جونه چراخداتاوان این بدب مردارونمیده ای خدااااااااااااااااااااااا

    18. سلام دوستان
      من هم دردوران عقدهستم وتجربه ای که ازبرخوردعروس هامون دارم اینه که فقط باسیاست زنانه شوهرتوبه خودت وابسته کنی یعنی با زبون نازشونوبکش
      لبخندرولب یادتون نره
      شوخ طبع بودن خوبه
      توروابط جنسی مطالعه کنین شده به اون هم توصیه کنین
      درمان نزدیک شدن زوجین ازهرجهت وصمیمی شدنشون فقط ازطریق حرف زدن هست
      سعی کنین زیادباهاش صحبت کنین
      مردها باچشمشون عاشق میشن وزنها باگوششون
      به همه افرادی که متن منومیخونن توصیه میکنم این مطب روجدی بگیرن
      واستفاده کنن
      راستی یه کتابی میخوندم
      که مردهابه زنشون مثل منظره نگاه میکنن سعی کنین توخونه تنوع بدین به خودتون منظورم همیشه ارایش و…نیست سعی کنین روحیه زنانگیتونو تقویت کنین وبه نحواحسن دلبری برای شوهرتون
      که دراین صورت هم شوهرتون وهم خدا ازتون راضیه
      ممنونم به امیدروزی که درجامعه مون طلاق عاطفی نباشه همه زن وشوهرها بامحبت وعشق باهم رفتارکنن
      امین .صلوات

    19. سلام شوهرم مرد خیلی مغروری همیشه وقتی نقطه ضعفامو بهش گفتم ک مثلا نگاه کردن بزنهای نامحرم دیگه منو ناراحت میکنه اون بدتر میکنه حتی توفامیل وقتی چشش ب یکی دیگه میافته ک روش حساسم بدتر باهاش شوخی وبگو بخند راه میندازه در صورتی ک من ارزومه یکبار بااین لحن و شوخیاروبامن بکنهه..همیشه از ایراد گرفتن و پشت سر دیگران گفتن من بدش میاد مخصوصا پشت سرخانوادش گفتن بدش میاد حتی کسانی ک خودش پشت سرشونم بد میگه اگه خودش وقتی پاش بیافته پشت سر خانواده من چیزایی میگه که من ارزوی مرگ میکنم درصورتیم ک هیچ کدوم حرفاش واقعیت نداره وقتی ازش چیزی میخوام میگه ی نگاه ب وضع خودتون بکن بعد از من چ یزی بخواه مثلا چون خونه بابام کوچیکتر ازخونه خودشون ووضع مالیشون بهتر از ما من نباید حرفی بزنم واقا همش باید تصمیم بگیره وسط رابطه جنسیمون اگه مادرش میگه فلان خانواده بازن و دختراش خونن بیارابطه رو بدون اینکه هیچ کدوم ارضا شده باشیم نیمه کاره رهامیکنه میره تازه ازمنم انتظاردار ه صدامم درنیاد شوهر داری کنم ازمن میخواد بادست حالش بیارم این بیرحمانه ترین کارشه ک واقعا وجود منو زیر سوال میبره دلم میخوادبمیرم وقتی این رفتارو داره درصورتی ک من خیلی خواستگار داشتم قربانی مردی شدم ک ب اجبار زنش شدم میدونم دوسم نداره باین ک من از نظر ظاهری وخانوادگی خیلی از اون سرتر م خانواده اون بجز پول دیگه هیچی ندارن ن شرافت ن انسانیت من برااینده زندگیمون نگرانم چون یکسالم نیس ک ازدواج کردم بااین وجود دوسش دارم ونمیخوام از دستش بدم چون دیگه کار از کار گذشته ونمیخوام توزندگیم شکست بخورم بنظر شما من باید چیکارکنم تاهمسرم این رفتاروشو ترک کنم خواهش میکنم کمکم کنید

      • عزیزم من توی بحث روانشناسی جنسی زیاد مطالعه کردم این نشون میده که شوهر شما از رابطه با دست راضی تره تا با خود شما…
        اگه میتونی حتما برو پیش روانشناس تا بهتر کمکت کنه…
        بعدم وقتی میخواین رابطه جنسی رو شروع کنین، طوری که شوهرت متوجه نشه تموم راه های ارتباطی رو قطع کن، تلفن رو از پریز بکش، موبایل هاتون رو خاموش کن و..
        و نکته دیگه اینکه با دست اینکارو براش نکن، اینقدر دلبری کن که مجبور بشه بیاد طرفت…
        چندبار هم خودتو حسابی خوشگل کن و براش ناز کن و وقتی دیدی میخواد بیاد طرفت بگو بریم خونه مامان اینات(مادرشوهرت) اون مادر و دلش تنگ میشه و…. بعد خودت زودتر آماده شو، البته همش با مهربونی و ناز، بذار تشنه ات بشه
        اما حواست باشه زیاد این کارو انجام ندی که شورش دربیاد
        در واقع یکی به نعل و یکی به میخ
        موفق باشی

      • عزیزم منم زندگیم درس مث تویه کاش کسی راهنماییمون میکرد

      • شوهر منم خیلی اذیت میکنه کلا فکر میکنن از دماغ فیل افتادن برن به جهنم

    20. احمد از اهواز

      منظور از اینکه سیاست داشته باشه یعنی اینکه نظر مرد شو بر نظر خودش ارجع بدونه در مقابل مردش تسلیم باشه . و یا سر کار نره یا در مخارج زندگی همکاری کنه . دست از نازای به مورد بر داره و ………………..

    21. هر وقت مرد سیاست زن داری یاد گرفت بعد . چراااااااااااااااا همش زن زن زن زن یاد بگیره . زنا افسار عقلشونو بدن دست مردا دیگه . مثل دوران قجریه مردسالاری دیگه ……………. زن وقتی شوهر میکنه شوهر که نمیکنه سر کارگر میگیره . این چیزا دیگه قدیمی شده جمع کنین . زن و مرد مساوین . هر دو شون باید تلاش کنن . پس حقه زن چی میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/؟؟؟؟؟؟

    22. والا چرا مردا دنبال سیاست زنداری نباشن همیشه زنا خودشونو حقیر کنن . مردا موجوداته عجیبن . بهشون زیاد رو بدی هم خودخواه میشن هم اذیتت میکنن

    23. چرا مرد در برابر زن سیاست نداشته باشه زن داشته باشه ؟ والا زنا رو برده گیر اوردن چرا مردا برده نباشن ؟

    24. واقعن زن نعمت خداوند است

    25. ما7 ماهه که ازدواج کردیم خونمون جدااز مادرشوهرمه ولی الان میگن بایدباما و دخترشون زندگی کنی.بااینکه میلی به این کارندارم ومخالفت میکردم دیگه مجبورشدم.اگه بیشترمخالفت کنم بیشتراز چشم میوفتم پس بهترین راه باشوهری که همین جوریش هرروز خونه مادرشه سازشه.من ازمحبت براش کم نذاشتم حتی واسه خانوادش.ولی این حکم بر وظیفه شده میشه بگید نوع رفتارم باید چگونه باشه که هم دوسم داشته باشن هم حرفم عملی بشه.باشوهرم چیکارکنم که بیشترجذبم بشه.

    26. منظورتون چیه که مرد هر چی مشکل و ایراد داره می اندازید تقصیر زنش! مگه مرد زی شعور نیست؟!

    27. شوهر من آدم خودخواهیه که من باید همیشه در اختیارش باشم همیشه بهش محل بزارم اون کار داشته باشه من گذشت کنم که منو گردش نبرده ولی وقتی من رفتم مراسم ترحیم هفتم عمه ام باهام سرسنگین شده که تو وظیفته که 5 شنبه جمعه مال من باشی تو رابطه همیشه من باید پیش قدم باشم همش من قربونش برم حتی وقتی حال من خوب نیست پریودم ناز کشیدنی وجود نداره فقط جگر وپسته وپوله که حال من رو خوب میکنه دیگه از هرچی پوله حالم بهم میخوره زنهای خیابونی هم که برای یه وعده غذا خودشونو میفروشن من دیگه کم آوردم از دست این توقعات شوهرم نمیدونم چکار کنم؟ یه راه حل میخوام خواهش میکنم بگید با این آدم متوقع خودخواه چه رفتاری داشته باشم درآخر هم بهم میگه تو هنر شوهرداری بلد نیستی هر مرد دیگه ای بود برای من میمرد ولی این قدر نشناسه چون پول داره میدونه که همه جا خریدار داره البته آدم خوبیه ولی این رفتارهاش آدم رو دیوونه میکنه همیشه باید مراقب رفتار کردار حرف زدن همه چیم باشم مبادا به آ‌قا بربخوره تو زندگیم اصلا نتونستم باهاش راحت باشم

      • --> آسمونی

        ممکن است همسر شما آدم متوقعی باشد، اما با صفت بستن به او امکان حل و فصل مسئله را منتفی می‌کنید. واقعیتی است که طرز برخورد زن و شوهر با مسایل به روابط موجود میان آنها بستگی دارد. اگر نسبت به رفتار ناخوشایند همسرتان واکنش ناخوشایند نشان دهید، او نیز به احتمال زیاد متقابلاً در مقام تلافی با شما برخورد منفی خواهد کرد. در این شرایط، آنچه مسئله می‌شود رابطه‌ای است که میان شما وجود دارد.
        در برخی مسایل اگر شخصیت زن و مرد مکمل یکدیگر باشد، مسئله‌‌ای بروز نمی‌کند.
        یکی از موانع مهم بهبود در ازدواج‌های ناموفق، تمایل زن و شوهر به این است که به شخصیت یکدیگر انواع و اقسام صفات منفی را نسبت می‌دهند (خودخواه، متکبر، ظالم، و غیره) و از کنار رفتارهای مثبت هم بی‌تفاوت می‌گذرند.
        و حرف آخر اینکه کم محلی بهترین راه برخورد با آدم های خودخواه می باشد تا شخص درست شود

      • این رو باید دونست که هر مردی یه قلق داره شوهر من در اوایل ازدواج آدم کم حرف تا حدی خود خواه و به من بی توجه بود و واقعا وقتی روش خوش میشد که میل جنسی داشت.راهایی که پیش گرفتم
        1وقتی میل جنسی نداشتم راحت میگفتم میلی ندارم و بمونه واسه بعد در عین حال سعی میکردم خیلی تحریکش کنم تا تمایلش بهم زیاد بشه.
        2 وقتی خودشو میگرفت و همش مجبور بودم من برم طرفش دیگه این کارو نکردم و اکثرا وقتی حرف نمیزد خودمو با یه چیزی سرگرم میکردم تا خودش خسته میشد و میومد سراغم.
        3خیلی راحت ازش بخواه برات هر چند وقت یک بار گل یا کادو بگیره و بگو اینجوری میفهمی که براش مهمی.
        مردها دوست دارن زنارو خوشحال کنن به شرطی که زنا خوشحال شدنو ازشون بخوان

        • عزیزم 1-من اگه کم محلی کنم اون بدتر میکنه2-میل جنسیش رو میبره جای دیگه بهم غر میزنه که تو هیچ کاری نمیکنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟3-گل وکادو زیاد میگیره! بخاطر همین خودخواهه فکر میکنه چون هدیه های گرون برام میگیره دیگه خیلی مرد آس وتکیه در صورتیکه وظیفشه من زنشم

          • --> آسمونی

            یک نکته ای رو بد نیست بگیم خدمتتون که بعضی مردانی که ما فکر می کنیم خودخواه هستند خودخواه نیستند و این ما هستیم که با بعضی رفتار های نسنجیده خودخواهشان می کنیم…

            مثلا در مقابلشان نمی ایستیم لوسشون می کنیم و…

            شاید طرف اصلا خودخواه نبوده و این ما بودیم که بدون اینکه بخوایم طرف رو خودخواه کردیم و طرف هم امر بهش مشتبه شده…

            پس باید سعی کنیم ابتدا رفتار خودمون رو اصلاح کنیم

          • ستاره من فکر کنم اگه مردتو متکبر باشه تو هم خود مشکل داری
            برات گل و کادو میگیره و تو اینطوری قدرناشناسانه راجع بهش حرف میزنی
            مگه دیدی که میلش رو جاهای دیگه میبره که راحت اینو میگی
            در ضمن اگه مرد خودخواه باشه گل نمیده چون خودخواهیش نمیزاره هر کسی هم زبان محبت کردن خودشو داره
            تو باید نفس مطلب رو بگیری

      • سال 1250 شمسی

        ببخشید اگه روک صحبت میکنم ، پس بفرمایید شما رو با برده جنسی اشتباه گرفته !

      • چرا شما میگدید اقایون ( یعنی همه ای اقایون) این طوری هستند و همه رو با یک چوب میزنید من الان پنج سال ازدواج کردم .خدا رو شکر با همدیگه هیچ مشکلی وناراحتیی نداریم . مثل این میونه اقایون هم بگن همه ای خانم ها این چنین مشکلی دارند . چون یک نفر به شما بدیی کرده نباید همه رو سر زنش کرد . به نظر من جمع زدن کار درستی نیست .

      • شوهرم خیلی بداخلاق بد دهن ومتکبره پول داره ولی به زور وبامنت خرج من وبچه هام میکنه اولها کتکم میزد به خاطر بچه هام زندگی میکنم از خدا آرزوی مرگ دارم

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.