تازه های آسمونی
صفحه اصلی > سبک زندگی > آداب و اخلاق > اخلاق اسلامی در نظام خانواده
تبلیغات اینترنتی

اخلاق اسلامی در نظام خانواده

islamic morality in the family6 اخلاق اسلامی در نظام خانواده

از جمله ویژگی هایی که خداوند متعال در سوره ی فرقان برای عبادالرحمان بیان می کند، اهتمام به صلاح خانواده و فرزندان است. این سیره ی پسندیده ای است که در قرآن کریم به حضرت ابراهیم نسبت داده شده است. عبادالرحمان از خدا می خواهند که زن و فرزندشان را مایه ی چشم روشنی آنان قرار دهد.

علاقه به همسر و فرزند، میل و غریزه ای طبیعی است که موجب بقای نسل بشر است. فلسفه ی وجودی این میل طبیعی، تشکیل خانواده ، تسکین و آرامش اعضای خانواده در پرتو آن است. با شکل گیری خانواده، میان همسران و فرزندان، مودت و رحمت به وجود می آید. این دو رمز و راز پویایی و نشاط خانواده هاست.

باید مواظب بود که این دو در خانواده به افراط و تفریط دچار نشود. تفریط در محبت و مودت در خانواده ها، مایه ی تلاشی خانواده ها و روی آوری اعضای خانواده به انواع رفتارهای نابهنجار است؛ همان گونه که محبت بیش از حد، در بسیاری اوقات موجب منع از انجام تکلیف دینی می شود. ملاک و معیار، اعتدال در محبت و مودت است، به گونه ای که مانع از انجام تکالیف دینی نشود.
کلید واژه ها: قره العین، چشم روشنی، محبت ، مودت، ناسپاسی، نعمت های الهی، اعتدال.

اهتمام به صلاح خانواده:

«والذین یقولون ربنا هب لنا من أزواجنا و ذریاتنا قره أعین و اجعلنا للمتقین اماما» (فرقان: 74)

بحث درباره ی آیات آخر سوره ی فرقان و در وصف عبادالرحمان بود. در ادامه، این آیه به دو موضوع دیگر پرداخته است: یکی اهتمام عبادالرحمان به خانواده ، و دوم اهتمام آنان به صلاح و پیشرفت جامعه. در مورد ویژگی اول عبادالرحمان می فرماید: «والذین یقولون ربنا هب لنا من أزواجنا و ذریاتنا قره أعین.» عبادالرحمان کسانی هستند که گفتار، منش و خواسته های آنان این است که در دعاهای خود از خدا می خواهند: «از همسران و فرزندانمان نور چشمی به ما ببخش.»

اینکه بندگان شایسته خدا، به صلاح خانواده های خود اهتمام داشته باشند و بخواهند فرزندان و همسرانشان، همسران و فرزندانی صالح باشند، این شیوه ی انبیاء، صالحان و به تعبیر قرآن عبادالرحمان است. این شیوه از جمله سیره ی حضرت ابراهیم علیه السلام بوده است. از جمله فرازهای برجسته ی زندگی حضرت ابراهیم علیه السلام، که تا روز قیامت ماندگار است، بنای کعبه است که به کمک فرزندش حضرت اسماعیل آن را ساختند.

islamic morality in the family5 اخلاق اسلامی در نظام خانواده

قرآن نقل می کند: آن گاه که پدر و پسر مشغول ساختن خانه ی خدا بودند، این گونه دعا می کردند: «ربنا واجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا أمه مسلمه لک.» (بقره: 128) آنان در حالی که مشغول خدمت بزرگ و شایسته ای بودند و می دانستند که خدای متعال به این کار رضایت دارد و دعایشان را هم در این حال اجابت می کند ، دعا می کردند.

دعای حضرت ابراهیم علیه السلام این است که خدایا من و اسماعیل را مسلم قرار بده؛ یعنی تسلیم خودت گردان . به این هم اکتفا نمی کند، می فرماید: «و من ذریتنا امه مسلمه لک» ذریه ما را هم امت مسلمان قرار بده .

مقام حضرت ابراهیم علیه السلام در قرآن بسیار بالاست. در روایات داریم که خدای متعال ابتدا مقام نبوت و رسالت را به حضرت ابراهیم اعطا کرد ، بعد مقام خلت را؛ «و اتخذ الله ابراهیم خلیلا.» (نساء: 125) بعد از این سه مقام ، مقام امامت را به آن حضرت اعطا نمود. آن حضرت برای اینکه به مقام امامت برسند، شرایطی لازم بود و می بایست امتحان شوند.

اگر در امتحان الهی موفق می شدند، آن گاه امامت به او اعطا می شد: «و اذا ابتلی ابراهیم ربه بکلمات» (بقره : 124) خدا حضرت ابراهیم را در چند مورد آزمایش کرد و او همه را به درستی و کمال انجام داد و خوب و سرافراز هم از این امتحانات بیرون آمد . «فأتمهن.» (بقره : 124)آن گاه که امتحانات تمام شد و او از این امتحانات سرافراز بیرون آمد، خدا پاداشش را این گونه قرار داد : «قال انی جاعلک للناس اماما.» (بقره: 124) این اوج مقام و منزلت ابراهیم نزد خدای متعال است که پس از مقام نبوت ، رسالت و خلت ، یک مقام والایی به او داده شد .

این مقام ، پس از پیروزی در امتحانات الهی به او عطا شد. آن حضرت پس از دریافت این مقام و منزلت، فوراً به خدای متعال عرض کرد: «و من ذریتی» (بقره: 124) ؛ خدایا! به فرزندان من هم این مقام می رسد؟ پاسخ شنید: «قال لا ینال عهدی الظالمین»؛ این مقام به همه کس داده نمی شود ، به کسانی که اهم ظلم و گناه نباشند، این مقام اعطا می شود. به هر حال این سیره ی حضرت ابراهیم علیه السلام است که همواره در فکر صلاح خود و ذریه و خانواده و خاندان خویش است و این از ویژگی های برجسته ی عبادالرحمان است که همواره به فکر خانواده شان هستند .

چشم روشنی عبادالرحمان:

اما تعبیر «هب لنا من أزواجنا و ذریاتنا قره أعین» به چه معناست؟ ابتدا سؤالی مطرح است و آن اینکه علاقه به زن و فرزند چه نوع علاقه ای است و تا چه اندازه مطلوب است؟ آیا به راستی این علاقه به هر درجه ای که باشد، مطلوب است؟ اما پیش از هر چیز باید گفت : در فارسی ما تقریباً معادل «قره العین» را داریم. برخلاف بسیاری از واژه های عربی که معادل آن در فارسی عیناً پیدا نمی شود .

البته، متقابلاً در فارسی هم واژه هایی هست که عیناً معادل آن در عربی نیست ، اندکی با هم تفاوت دارد. به هرحال، مفهوم «قره العین» تقریباً همان است که ما در فارسی می گوییم : چشم روشنی . در ادبیات فارسی چشم روشنی نهایت سرور و شادی از یک کار، و حالت رضایت از چیزی را نشان می دهد. به فرزند هم می گویند: نورچشمی. یعنی وقتی نگاهش به شخصی یا چیزی بیفتد ، همین موجب شادی او می شود.

islamic morality in the family7 اخلاق اسلامی در نظام خانواده

گویا یک نوری در دلش می تابد و بی درنگ چشمش برق می زند. در عربی هم «قره العین» همین معنا را دارد. واژه ی «قره العین» یا نور چشم ، سه بار در قرآن استعمال شده است: یکی در همین جاست. یکی هم در اوصاف بندگان بسیار شایسته خداست. در سوره ی سجده « … تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفا و طمعا و مما رزقناهم ینفقون فلا تعلم نفس ما أخفی لهم من قره أعین…» (سجده: 16و17) می فرماید: بندگانی که وقتی آیات خدا برایشان خوانده می شود ، به حال سجده به روی زمین می افتند.

این یکی از اوصاف بندگان خداست . یکی از اوصافشان هم این است که از بستر گرم بلند می شوند و مشغول راز و نیاز با خدا می شوند: «تتجافی جنوبهم عن المضاجع» پلهو ها از بستر تهی می کنند، بستر را رها می کنند و راز و نیاز با خدا می کنند. یکی هم این است «مما رزقنا هم ینفقون» از آنچه روزی شان داده ایم ، در راه خدا انفاق می کنند.

این سه تا وصفی است که در آیه ی سجده برای این بندگان شایسته خدا ذکر شده است. در ادامه می فرماید: کسانی که این سه وصف را دارند، هیچ کس نمی داند که خدا چه روشنی چشمی برایشان مهیا کرده است. اینها پاداش عملشان است. نعمت هایی را که مزد اعمال آنان است، کم و بیش بیان می کند: « جنات تجری من تحتها الأنهار»(بقره: 25) بهشتی که نهرها در آن جاری است؛ یا (و زوجنا هم بحور عین) (دخان: 54) ازدواج با حوریان بهشتی؛ و یا «و فواکه مما یشتهون» (مرسلات: 42)؛ «ولحم طیر مما یشتهون» (واقعه: 21) طبیعی است آن میوه ها و نعمت های بهشتی با نعمت های دنیایی بسیار تفاوت دارد. ولی در نهایت ، یک شمایی از آن را انسان می تواند درک کند.

ولی این آیه می فرماید: هیچ کس نمی داند که خدا چه روشن چشمی برایشان مهیا کرده است. در روایت هم داریم که می فرماید: «ولا خطر علی قلب بشر»؛(1) بر قلب هیچ انسانی خطور نکرده؛ یعنی فهم بشر عاجز از این است که اصلاً بتواند تصورش را هم بکند. ان شاء الله اگر شمه ای از آن روزی ما شد، آن گاه در بهشت لذت واقعی آن را خواهیم چشید.

به هر حال ، قرآن می فرماید: هیچ کس نمی داند که این چشم روشنی چیست. « فلا تعلم نفس ما أخفی لهم من قره أعین » معلوم می شود این قره العین بسیار بالاتر از نعمت های دیگر است . سایر نعمت ها را کم و بیش می توان فهمید ، اما این چشم روشنی، که خدا برای این بندگان خاص خود قرار داده ، هیچ کس نمی تواند تصورش را هم بکند.

بحث از «چشم روشنی» در قرآن، در داستان حضرت موسی علیه السلام هم آمده است . وقتی حضرت موسی علیه السلام متولد شد، به الهام الهی ، مادرش او را در صندوقی قرار داد و در نهر انداخت. نهر او آورد در کاخ فرعون ، و فرعونیان او را گرفتند . فرعونیان دنبال چنین افرادی می گشتند. چون فرعون شنیده بود که فرزندان بنی اسرائیل برای او خطر جدی محسوب می شوند از این رو، بچه های پسر را می کشت .

از آنجایی که همسر فرعون نازا بود و بچه دار نمی شد، او همین که چشمش به این طفل افتاد، آنچنان محبت او در دلش افتاد که بی تاب شد و به شوهرش گفت: مبادا این طفل را بکشی او را نگه دار فرزند ما شود. ما که بچه نداریم ، این طفل فرزند ما می شود و چشم من و تو با او روشن می شود: « قرت عین لی و لک » (قصص: 9) بنابراین ، موسی علیه السلام برای فرعون و زنش چشم روشنی است!

در این آیه هم ، مؤمنان و عبادالرحمان از خدا می خواهند که خدایا همسران ما را مایه ی چشم روشنی ما قرار بده؛ یعنی همسری نصیبان کن که مایه چشم روشنی ما شود؛ یعنی بالاترین خواسته ی ما از او تأمین شود. همچنین فرزندان ما به گونه ای باشند که مایه ی چشم روشنی ما باشند. هیچ نگرانی ای از آنان نداشته باشیم . همین که نگاهمان به آنان می افتد ، شاد شویم . این خواسته ای است که عبادالرحمان از خدای متعال دارند.

islamic morality in the family اخلاق اسلامی در نظام خانواده

فلسفه ی چشم روشنی زن و فرزند:

در این جا سؤال مطرح می شود که این گونه دعا کردن و این ویژگی عبادالرحمان ، نشانه ی این است که آدمی باید علاقه ی زیادی به زن و فرزند داشته باشد، چرا که بندگان خوب و شایسته خدا از او می خواهند که همسری و فرزندی داشته باشند که مایه ی خوشحالی و چشم روشنی آنان باشد .

فلسفه ی این کار این است که انسان به طور طبیعی یک میل غریزی، به همسر و فرزند دارد. این حکمت الهی است که خدا بر انسان چنین میل غریزی را قرار داده است ، بخصوص در مورد همسر که مایه ی بقای نسل انسان می شود. اگر چنین میلی در انسان نبود ، انسان ها حاضر نمی شدند سختی زندگی خانوادگی را تحمل کنند. آن میل طبیعی ، کشش غریزه و لذت جنسی است که موجب می شود انسان سختی های زندگی و خانوادگی را تحمل کند . در نتیجه، نسل بشر باقی می ماند؛ یعنی من و شما محصول این حکمت الهی هستیم .

اگر خدا در پدران و مادران ما چنین میل غریزی را قرار نداده بود، من و شما به وجود نمی آمدیم . چه حکمتی از این بالاتر؟ فلسفه ی وجودی این غریزه طبیعی در انسان این است که نسل بشر تداوم و تکثر پیدا کند. علاوه بر این ، خدای متعال برای استحکام خانواده ها ، میان همسران و فرزندان مودت و محبت برقرار می کند. قرآن می فرماید: « و من آیاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجا لستکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه » (روم: 21) این مودت و رحمت، غیر از آن کشش غریزی است .

بعد از اینکه فرد همسر شایسته خویش را انتخاب کرده، محبت بین آنان به وجود می آید. میل غریزی موجب انتخاب همسر و تشکیل خانواده می شود. پس از آن، میان همسران مودت و محبت به وجود می آید که مایه ی استحکام خانواده هاست. بنابراین، مقتضای حکمت الهی این است که چنین محتبی بین مرد و زن ، بین همسران و بین پدر و مادر با فرزندان به وجود آید تا چرخه ی زندگی بچرخد و خانواده تشکیل شود و از خانواده ، اجتماع پدید آید.

متأسفانه خانواده ، در دنیای صنعتی امروزی با آسیب های فراوانی مواجه است . امروزه زندگی ماشینی و پیشرفته صنعتی موجب تضعیف خانواده و ارتباط های خانوادگی شده است، واقعیت هایی که با اندک تأمل در جهان پیرامون می توان به آن پی برد .

بشر امروز قدر این رحمت و نعمت الهی را ندانست و به خاطر لذت های زودگذر دنیایی و کسب ثروت و شهرت، نقش خانواده در زندگی اجتماعی بسیار کم رنگ شده است. زن و مرد در جوامع غربی ، اغلب هر یک به دنبال لذایذ زودگذر دنیایی خود هستند و روابط خانوادگی از هم گسسته است. امروز در جوامع غربی ، همجنس بازی و ازدواج دو هم جنس قانونی شده است.

آن گاه بچه ای هم از جایی می آورند و این بچه عضو خانواده ی آنان می شود و در اسناد هم ثبت می شود که این بچه متعلق به اینهاست و از آنان ارث می برد. شهرداری هم، در جاهایی که رشد جمعیت منفی است به آنان کمک مالی می کند که از بچه نگهداری کنند . این میوه ی زندگی بر اثر ناسپاسی از نعمت هالی الهی به وجود آمده است .

 islamic morality in the family1 اخلاق اسلامی در نظام خانواده

پیامد ناسپاسی از نعمت های الهی:

مودت و رحمتی که خدا بین همسران و یا پدر و مادر و فرزندان قرار داده، اگر از حد خودش فراتر برود و افراطی شود، دچار انحراف خواهد شد دیگر آن اهدافی که برای آن، خانواده را تشکیل داده و آن حکمتی که خدا بر این حکمت، این محبت را قرار داده، تأمین نمی شود و انسان ها به کمال مطلوب نخواهند رسید. همان گونه که فقدان محبت و مودت ، که ناشی از انحراف از فلسفه واقعی تشکیل خانواده است ، آسیب زاست ، محبت افراطی هم موجب انحراف است وآسیبی دیگر است که برخی دیگر از خانواده های امروزی دچار آن هستند .

اگر پدر و مادری محبت افراطی به فرزند داشته باشند ، آن فرزند درست تربیت نمی شود، لوس، بی هنر و سر بار دیگران بار می آید، از خود شخصیتی ندارد، هویت ندارد، و وابسته به دیگران است. علت آن هم ، همان محبت های افراطی پدر و مادر است . اگر محبت پدر و مادر کنترل شده و تحت ضابطه نباشد، همان محبتی که باید مایه ی حیات انسانی باشد، مایه ی بدبختی آنان خواهد بود .

همان گونه که فرزندان محروم از محبت پدر و مادر ممکن است جنایتکار بار بیایند، محبت بیش از حد هم موجب می شود که فرزند وابسته، بی عرضه و لوس تربیت شود و سربار دیگران شود، نه به درد خودش بخورد نه به درد دیگران .

 پی نوشت: 

1- محمد باقر مجلسی، بحارالانوار ، ج 8، ص 171 ، باب 23. روایت 113.
2- شرح نهج البلاغه، ج 2، باب 35، ص 243.
3- همان، ج 4، ص 33، ب 55.

همچنین مطلب زیر را در آسمونی بخوانید:

اخلاق اسلامی چیست

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=114853
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

a-few-bad-habits

چند عادت ناپسند اجتماعی

به نام یگانه عالم دراین مطلب به چند عادت ناپسند اجتماعی اشاره می کنیم که …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.