تازه های آسمونی
صفحه اصلی > سبک زندگی > آداب و اخلاق > فرق بین فضیلت و رذیلت
تبلیغات اینترنتی

فرق بین فضیلت و رذیلت

difference between virtues and vices فرق بين فضيلت و رذيلت

 

فضیلت‏ حکمت عبارت است از علم به حقایق اشیاء و اعیان موجودات چنانکه هستند، و حکمت از یقین و آرامش خاطر جدا نخواهد بود.بنابر این صرف فراگرفتن بعضى از مسائل و بیان کردن آن حتى به نحو شایسته و درست اما بدون وثوق و اطمینان نفس حکمت نیست، و فرا گیرنده چنین چیزى حکیم نیست، زیرا حقیقت‏حکمت از اذعان یقینى منفک نیست و او فاقد این حال است.مثل او مانند تشبه کودکان به مردان است، یا بعضى از حیوانات [همچون طوطى و میمون] که اقوال و افعال انسان را محاکاه و تقلید مى‏کنند.

 

اما فضیلت عفت (خویشتن‏دارى) را دانستى که عبارت است از ملکه اطاعت و فرمان بردن قوه شهوت از عقل، به طورى که کار و تصرف قوه شهوت محدود به امر و نهى عقل باشد، به این معنى که مقدم داشتن مصلحت و رو گرداندن از مفسده به اشاره و تجویز او باشد و در اوامر و نواهى عقل مخالفت نکند.و سزاوار است که انگیزه اتصاف به آن ملکه (خوى) و صدور آثار آن صرفا همان فضیلت و کمال بودن آن براى نفس و حصول سعادت حقیقى باشد، نه چیزى دیگر از قبیل دفع ضرر یا جلب نفع یا اضطرار و ناچارى.بنابر این اعراض از لذایذ دنیوى براى کسب و تحصیل لذایذ بیشترى از همان نوع، عفت نیست، چنانکه بعضى کسان ترک دنیا را براى دنیا مى‏خواهند، و همچنین در ترک آن به سبب سستى و ضعف و خود آن قوه و آلت آن یا به علت اینکه از کثرت دست‏یازى به آنها حال نفرت پدید آمده است‏یا به واسطه ترس از بیماریها یا آگاهى مردم و سرزنش آنان یا به سبب درک نکردن آن لذات چنانکه حال کوه‏نشینان و بیابان‏گردان چنین است، اینها و مانند اینها عفت نیست.

 

اما فضیلت‏ شجاعت، دانستى که ملکه انقیاد و اطاعت قوه غضب از عقل است‏به طورى که کارها و تصرفاتش بر حسب امر و نهى او باشد.و اتصاف به آن و صدور افعال و آثار آن انگیزه‏اى جز کمال و فضیلت‏ بودن آن نداشته باشد. بنابر این اقدام بر کارهاى هولناک و فرو رفتن در جنگهاى سخت و بزرگ و بى‏باکى نسبت‏به درد و رنجها و شکنجه‏ها براى رسیدن به جاه و مال یا دستیابى به همسرى صاحب جمال، یا دیگر شهوتها صادر از ملکه شجاعت نیست‏بلکه منشا آن یا رذیلت آزمندى یا ترس است چنانکه حال لشکریان ستمکار یا راهزنان و دزدان چنین است.

 

پس کسى که در کارهاى هولناک بیشتر فرو مى‏رود و براى رسیدن به آن اغراض حتى نسبت‏به قهرمانان جرات بیشترى بروز مى‏دهد بیشتر ترسو و حریص است، نه اینکه واقعا شجاعتر و دلاورتر باشد.و بر همین قیاس، وقوع در مهلکه‏ها و خطرها که ممکن است‏به سبب تعصب درباره نزدیکان و پیروان باشد و بسا باعث آن تکرار این افعال همراه با غلبه و پیروزى است و او مغرور از آن بنا به عادت باکى از اقدام ندارد.مثل او مانند مرد مسلحى است که از جنگ با یک کودک پروائى ندارد و بنابر این عدم احتراز وى به سبب شجاعت نیست‏بلکه به واسطه ناتوانى کودک است.و از این قبیل است‏حمله کردن و دلیرى نمودن بعضى از حیوانات که از ملکه شجاعت ناشى نشده است‏بلکه از طبیعت نیرو و غلبه صادر شده است.

 

خلاصه آنکه شجاع واقعى افعالش به فرمان و اشاره عقل صادر مى‏شود و انگیزه‏اى جز نیک و زیبا بودن شجاعت ندارد، و چه بسا مواردى که حذر کردن از آنچه هولناک است مقتضى عقل است و با شجاعت منافاتى ندارد، و بسا که استقبال از بعضى خطرها نشان شجاعت نیست و از این رو گفته‏اند که ناله و بى‏تابى نکردن هنگام شدت وقایع مصیبت‏بار و درد و رنجهاى پى‏درپى نشان دیوانگى است نه شجاعت. و همچنین خود را بدون سبب عقلى یا شرعى در مهالک انداختن، مثلا متعرض درندگان موذى شدن، یا از کوه و جاهاى بلند پرتاب کردن یا بدون دانستن شنا در دریا و مانند آن افکندن از نشانه‏هاى جنون و حماقت است.

 

با اینکه شجاعت در آغاز موجب آزار و رنج است ولى لذت آن در پایان پدیدار مى‏شود (بخصوص اگر در حمایت از دین و آئین و دفاع از عقاید حقه به کار رود) .پس انسان شجاع چون دوستدار کار زیباست و بر راى صحیح ثابت قدم است وقتى دانست که عمرش دستخوش زوال و نابودى است و آثار کار زیبا با گذشت روزگار باقى مى‏ماند، زیباى باقى و پایدار را بر پست و دون فانى و ناپایدار بر مى‏گزیند، و از دین و عقیده خود دفاع مى‏کند، و از آنچه همنوعانش حذر مى‏کنند باکى ندارد، زیرا مى‏داند که ترسوى بزدل در حمایت از دین مقصر است، و مقاومت لشکر شیطان اگر چند روزى دوام یابد، با آلودگى به لذت و پستى زائل شدنى است، و او به محرومیت از سعادت جاوید راضى نمى‏شود.از این رو فخر شجاعان و سرور دلاوران [على علیه السلام] که درود خداى رحمان بر او باد به یاران خود فرمود: «اى مردم! اگر کشته نشوید بازهم خواهید مرد، سوگند به آن که جان پسر ابى طالب به دست اوست هزار ضربه شمشیر بر سر آسانتر است از مرگ در بستر» .

 

خلاصه آنکه هر کارى که از شجاع در هر وقت صادر مى‏شود به مقتضاى عقل و مناسب آن موقع است.و شجاع داراى نیروى تحمل بر مصیبتها و ملکه صبر بر سختیهاى روزگار است، و از شداید امور آشفته و مضطرب نمى‏شود، و آنچه را عامه مردم بزرگ مى‏شمارند کوچک مى‏شمرد، و هنگامى که خشمگین مى‏شود خشمش به مقتضاى عقل است، و انتقامش محدود است‏به آنچه عقل و شرع نیکو مى‏شمرند و به آنچه سزاوار نیست تعدى و تجاوز نمى‏کند.باید دانست که انتقام به طور مطلق بد و ناپسند نیست، و در بسیارى جاها نزد عقل و شرع مستحسن است، و حکما تصریح کرده‏اند که عدم انتقام از کسى که سزاوار است از او انتقام گرفته شود در نفس آدمى افسردگى و زبونى پدید مى‏آورد که جز با انتقام از میان نمى‏رود، و بسا هست که این افسردگى و زبونى به بعضى از رذائل مهلک مى‏کشاند.

 

اما عدالت، دانستى که عبارت است از اطاعت و انقیاد قوه عملى از عقل، یا همدوشى و سازش قوا با یکدیگر و بودن آنها زیر فرمان عقل، به طورى که تنازع و کشمکش از میانشان برخیزد و بعضى بر بعض دیگر غلبه و چیرگى نیابند، و بر هیچ کارى جز آنچه عقل مقرر مى‏دارد اقدام نکنند.و این معنى هنگامى به کمال مى‏رسد که براى انسان ملکه راسخى پدید آید که همه کارهایش به آسانى با میانه‏روى و اعتدال صادر شود، و غایت و هدف دیگرى نداشته باشد جز خود این ملکه که فضیلت و کمال است.بنابر این کسى که کارهاى اشخاص عادل را با تکلف و به ریا یا براى جلب قلوب مردم یا به دست آوردن جاه و مال انجام مى‏دهد عادل نیست.

 

و بر همین قیاس همه انواع فضائل که تحت اجناس مذکور مندرج است که در برابر هر یک از آنها رذیله‏اى شبیه آن وجود دارد، پس سزاوار است که طالب سعادت آنها را بشناسد و از آنها بپرهیزد، مثلا سخاوت عبارت از ملکه‏اى است که با وجود آن مال به آسانى به مستحق آن بخشیده مى‏شود، در حالى که غایت‏برانگیزنده آن صرفا فضیلت و کمال بودن آن باشد نه اغراض دیگر. بنابراین بخشش و بذل مال براى به دست آوردن بیشتر یا دفع ضرر یا نیل به مقام یا رسیدن به لذات حیوانى سخاوت نیست.و همین گونه است‏بذل و بخشش در مورد غیر مستحق و اسراف در خرج، زیرا مبذر به اهمیت قدر و ارزش مال جاهل است، و نمى‏داند که اگر در مواقعى مال نباشد اهل و عیال تباه مى‏شوند و آدمى از کسب معارف و فضائل اعمال باز مى‏ماند، و مال در ترویج احکام دین و نشر فضیلت و حکمت دخالت و تاثیرى بزرگ دارد.

 

بسا هست که منشا اسراف و تبذیر ناآگاهى به صعوبت تحصیل مال حلال است، و این حال غالبا براى کسى پیش مى‏آید که ناگهان از طریق میراث یا غیر آن مالى به کف آورده که به رنج و کار و کوشش خود نبوده است، و مثل وى همان کسى است که از دشوارى کسب مال حلال غافل است، زیرا کسبها و سودهاى طیب و پاک جدا اندک است، و مبادرت به بسیارى از کسبها براى آزادگان مشکل است.و به همین جهت است که آزادگان از مال دنیا تهى‏دست و کم بهره‏اند و از بخت‏خود شکایت دارند.و در مقابل اینان کسانى هستند که به سبب بى‏مبالاتى در تحصیل مال به هر نحو و از هر طریق که باشد بیشتر برخوردارند.یکى از حکما گفته است: «به دست آوردن مال همچون بالابردن سنگ گران به قله کوه است و انفاق و خرج کردن آن همانند رها کردن آن است‏» .

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=19871
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

a-few-bad-habits

چند عادت ناپسند اجتماعی

به نام یگانه عالم دراین مطلب به چند عادت ناپسند اجتماعی اشاره می کنیم که …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.