تازه های آسمونی
خانه > سبک زندگی > کودکانه > شعر کودکانه – کنار گل تو باغچه
  • ساحل گشت - تور کانادا
  • مشاورین املاک کوهک
  • طراحی سایت
  • تبلیغات در آسمونی
  • شعر کودکانه – کنار گل تو باغچه

     

    babaypoam

     

     

    کنار گل تو باغچه

    نشستن دو تا زنبور

    یه مهمونی گرفتن

    با یه دونه ی انگور

    خانوم و آقا مورچه

    رد میشدن از اونجا

    زنبورای مهربون

    صدا زدن بفرما!

    شاپرک و کفشدوزک

    می پریدن رو گلها

    زنبورا ی مهربون

    صدازدن بفرما!

    کنار باغچه حالا

    زیاد شدن مهمونا

    مورچه ها و کفشدوزک

    شاپرک و زنبورا

    یه مهمونی گنده

    دادن اون دو تا زنبور

    منم بردم براشون

    دو تا خوشه ی انگور

    + سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


    امتیاز شما به این صفحه:
    1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 2٫00 out of 5)
    Loading...

    < اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

    🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=26868
    loading...
  • تبلیغات در آسمونی
  • شبکه اشتراک ویدئو واو
  • ترنج - مجری دکوراسیون داخلی
  • کانال تلگرام آسمونی
  • اینم جالبه !

    چگونگی تشکیل برف به زبان ساده برای کودکان

    وقتی هوای گرم به بالای آسمان صعود می‌کند، بخار آب را هم همراه خودش به …

    13 دیدگاه

    1. بوی گل رز

      عالی عالی عالی

    2. شعر بانمکی بود… 🙄
      بچه که بودیم با چه چیزایی خوش بودیم 🙁

    3. ساحل خانوم خیلی شعر قشنگی سرودی متشکرم

      • باسلام ونهایت تشکر ازشماآقامهدی نظرلطف وبزرگواری شماست بینهایت ازلطف شماممنون وسپاسگزارم

    4. 😉 شعر زنبورها 😉

      توباغچه خونمون لونه کردن زنبورای کوچولو 😉 😀
      ویز ویز کنان روگلهامی نوشند شهدگلها 😉 😀
      میسازندبه لطف خدابرای ما عسلی گوارا 😉 😀
      شیرین وعطری محبوبند این مخلوقات خدا 😉 😀
      واسه سلامتی حرف نداره عسل طبیعی 😉 😀
      توکوه ودشت وصحرا پیدا میشه خیلی جا 😉 😀
      مهمون گلهایند خواب ندارندروزهااین زنبورا 😉 😀
      عسل آماده میشه بازحمت دهقان وزنبورا 😉 😀
      نعمت شیرین گواراخداآفریده برا مابنده ها 😉 😀
      شاعر:ساحل

    5. خیلی عالی بود.
      بچه ی خواهرم خیلی خوشش آمد.

    6. طعم صلوات

      یک روزکه پیغمبر در گرمی تابستان همراه علی می رفت در سایه نخلسـتـــان
      دیدند که زنبوری ازلانه خود زد َپـــر آهستــه فـرود آمـد بـــــــر دامـن پیغمــبر
      بوسید عــبا یش را ، دور قدمش پر زد از خاک کف پایِِِِِِِـــش صد بوسه دیــگر زد
      پیغمبر از او پرسید آهسته بگو جـــانــم طعم عسلــت از چیست هرچند که می دانم
      زنبور جوابش داد چون نام تو می گویم گل می کند از نامت صد غنچه به کنـــدویم
      خوش تر زنبات هستی ای سرور شاه دین طعم عسل از من نیست طعم صلوات است این

      • --> آسمونی

        زنده باد مهدی عزیز

      • « اللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ »
        چقدرزیبانوشتی آقامهدی وچقدرشعرزیبایی بوددستت دردنکنه ممنون

    7. بابا شوخی کردم…………………………………………. به دل نگیرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر. من می بخششششششششششششششش……..

    8. شما چرا از حشرات استفاده کردید ولی در کل خوب بود من راضی نیستم.

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.