تازه های آسمونی
خانه > سبک زندگی > کودکانه > خنده های کودکانه
  • طراحی سایت
  • ساحل گشت - تور کانادا
  • مشاورین املاک کوهک
  • loading...

    خنده های کودکانه

    Childish laughter.

     

    از پزشک جراحی که ماسک به چهره داشت پرسیدند:

    چرا موقع عمل صورت خود را می پوشانید؟

     جراح: برای این که اگر بیمار در حین عمل مرد،

    آن دنیا نتواند مرا شناسایی کند.

     

    *****************

     

    ساده دلی را پسر در چاه افتاد.

    سر به درون چاه کرد وگفت:

    «پسرجان،جایی مرو تا طنابی آورم و تو را نجات دهم!»

     

    *****************

     

    مردی خرش را در جنگل گم می کند.

    موقع گشتن به دنبال آن یک گورخر پیدا می کند.

    به آن می گوید: ای کلک لباس ورزشی پوشیدی تا نشناسمت.

     

    *****************

     

    قاضی: چرا پول این آقا را نمی دهی؟

    متهم: آقای قاضی! باور کنید یک سال است به او التماس می کنم یک هفته به من وقت بدهد،

    ولی قبول نمی کند!

     

    *****************

     

    اولی: چرا خروس موقع قوقولی قوقو کردن چشم هایش را می بندد؟

     دومی: برای این که نشان بدهد از حفظ هم بلد است بخواند.

     

    *****************

     

    اولی: وقت جنگ، یک نفر یا صد نفر برای من فرقی ندارد.

     دومی: چطور؟

     اولی: چون در هر حال من فرار می کنم!

     

    *****************

     

    مدیر: علی! چرا دیر به مدرسه آمدی؟

    علی: دو نفر سر پولی که گم شده بود دعوا می کردند و ایستادم به تماشای آنها.

     مدیر: دعوای آنها به تو چه ربطی داشت؟

     علی: آقا اجازه، آخه پول زیر پای من بود!!!

     

    *****************

     

    بیماری پیش دکتر می رود و می گوید: باید کله پاچه و مغز و جگر بخوری.

    بیمار می گوید: آقای دکتر این ها را قبل از غذا بخورم یا بعد از غذا؟

     

    *****************

     

    مردی به ساندویچی رفت و گفت: لطفاً دو تا ساندویچ بدهید.

    ساندویچی پرسید: می خوری یا می بری؟

    مرد گفت: یه می‌خوری، یه ‌می‌بری.

     

     

    *****************

     

    اولی: از بس استراحت کردم، خسته شدم.

    دومی: خب، یک کم استراحت کن تا خستگی‌ات در رود.

     

    *****************

     

    کیوان: احمد چرا برادرت را از جلسه ی امتحان بیرون کردند؟

    احمد: چون تقلب کرده بود.

    کیوان: چه طوری؟

    احمد: سر امتحان علوم دندان هایش را شمرده بود!

     

     

     

    + سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


    امتیاز شما به این صفحه:
    1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
    Loading...

    < اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

    🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=37191
    loading...
  • تبلیغات در آسمونی
  • شبکه اشتراک ویدئو واو
  • ترنج - مجری دکوراسیون داخلی
  • کانال تلگرام آسمونی
  • اینم جالبه !

    چگونگی تشکیل برف به زبان ساده برای کودکان

    وقتی هوای گرم به بالای آسمان صعود می‌کند، بخار آب را هم همراه خودش به …

    7 دیدگاه

    1. فاطمه نعمتی

      عالی بود از خنده مردم ممنون

    2. علی پیمانی

      فقط خنده بود. کیف کردم.از خنده قش کردم.عاااااااااااااااااااااالییییییییییییی بووووووووووووود.

    3. عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بود ممنووووووووووووووووووووووووووووووون.

    4. عالی بود من خوششم امد خیلی متشکرم

    5. جالب بودممنون

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.