تازه های آسمونی
خانه > بانک اطلاعات > اطلاعات شهری > موسسات خیریه و سمن های تهران
ثبت نام لاتاری
آی تک 24

موسسات خیریه و سمن های تهران

آسمونی در این بخش به معرفی معروف ترین موسسات خیریه در تهران می پردازد همچنین در ادامه این مقاله اطلاعات کاملی در مورد موسسات خیریه و درآمد آن ها برای شما عزیزان عنوان می کند که از همراهان عزیز دعوت می کنیم تا پایان این مقااله ما را همراهی کنید.

خیریه ها در کشورهای مختلف با عناوینی چون charity organizations (موسسات خیریه) و charity foundations (بنیادهای خیریه) شناخته می شوند. در برخی کشورها خیریه ها زیر مجموعه یا مترادف موسسات غیرانتفاعی (non-profit organizations) یا به اختصار NPO تلقی می شوند، یعنی موسساتی که به قصد کسب منافع مادی موسسان یا اعضا تشکیل نمی شوند؛ بلکه هدفی ماورای اهداف مالی را دنبال می کنند. در برخی کشورهای دیگر موسسات خیریه زیرمجموعه موسسات غیردولتی (non-governmental organizations) یا به اختصار NGO قرار می گیرند و در کشور خودمان ایران نیز اکثر مردم NGO را مترادف با موسسه خیریه می دانند.

حال از مباحث و اصطلاحات تخصصی که بگذریم باید گفت به رغم آنچه که از بیرون به نظر می رسد مدیریت موسسات خیریه کار چندان ساده ای نیست. موسسات خیریه به واسطه وجود نیروهای داوطلب که معمولا تعداد افراد زیادی هم هستند، دارای ساختار، روابط و گروه های رسمی و غیررسمی پیچیده و گاهی متعدد هستند که در این میان نیروهای داوطلب فعال در موسسه، عامل مهمی در ایجاد این ویژگی هستند. نیروهای داوطلب، افرادی هستند که به طور غیرموظف و به صورت رایگان زمان های آزاد خود را به انجام فعالیت هایی برای موسسه یا در موسسه صرف می کنند و به سادگی هم ممکن است در هر زمان همکاری خود را با موسسه قطع کنند.

انواع NGO قطع از دیدگاه های مختلفی قابل دسته بندی می باشد. یک دیدگاه بر اساس نوع هدف و فعالیت آنها می باشد که موسسات را می توان به انواعی از جمله خیریه محور، خدمات محور و با محدودیت توانمندسازی تقسیم نمود. موسسات فعال در خصوص حمایت و درمان بیماران سرطانی، کلیوی و کبدی، نگهداری و مراقبت افراد نابینا، بچه های یتیم و خانواده های بی سرپرست نمونه هایی از موسسات خیریه محور هستند. این گونه موسسات خیریه، موسساتی غیر دولتی، غیر انتفاعی و غیر سیاسی می باشند و پذیرای افراد داوطلب هستند. این موسسات خیریه معمولا توسط فرد یا افرادی درد آشنا و برای اهداف انسان دوستانه تاسیس شده و سپس به تدریج ساختار آن ها شکل می گیرد. 

لیست تعدادی از خیریه های استان و شهر تهران جهت یاری نیازمندان

  • خیریه امام رضا (یاری نیازمندان در تمام زمینه ها و..)

تلفن تماس: ۸۸۵۵۵۵۵۵       

  • خیریه اشرف الانبیا(کمک به ایتام و نیازمندان)

تلفن تماس: ۲۲۴۵۴۶۴۶

  • خیریه وفاق سبز علوی (یاری به نیازمندان )

تلفن تماس: ۸۸۳۲۱۹۴۰

  • طلیعه کرامت(حمایت از ایتام،معلولین و سالمندان)

تلفن تماس: ۵۵۵۰۵۲۰۰

  • خیریه  خانه سیز سیدالشهدا(یاری به نیازمندان – در تمام زمینه)

تلفن تماس: ۶۶۹۳۷۳۴۲

  • موسسه خیریه عمل(توانبخشی معلولین و…)

تلفن تماس: ۲۲۴۲۹۱۴۱

  • بنیاد خیریه فیروزنیا(یاری نیازمندان- در تمام زمینه)

تلفن تماس: ۸۸۵۲۰۵۵۹

  • بنیاد مرسل(یاری ایتام و نیازمندان در تمام زمینه ها و..)

تلفن تماس: ۸۸۷۶۴۰۰۵

  • خیریه پیام امید(کمک مالی به خانواده های نیازمند-وام)

تلفن تماس: ۶۶۸۸۴۱۶۶

  • خیریه یاوران ایتام(یاری ایتام و نیازمندان و..)

تلفن تماس: ۲۲۹۲۲۰۹۰

  • جمعیت امام علی(یاری نیازمندان،زندانیها،مسائل اجتماعی و..)

تلفن تماس: ۲۳۰۵۱۱۱۰

  • خیریه مولود کعبه(زنان بی سرپرست،ایتام،نیازمندان و..)

تلفن تماس: ۸۸۵۶۱۶۹۳

  • خیریه رهروان نبی اعظم(حمایت ازایتام وخانواده های نیازمند)

تلفن تماس: ۰۲۱۶۴۹۳

  • خیریه حضرت زهرا(حمایت از خانواده های نیازمند)

تلفن تماس: ۶۶۶۲۸۵۹۳

  • بنیاد نیکوکاری قائم(عج)(یاری نیازمندان در تمام زمینه ها و..)

تلفن تماس: ۲۲۰۱۷۰۴۰

  • پیام آوران(حمایت ازبیماران ایدز واعتیاد و دادن سرپناه و…)

تلفن تماس: ۴۴۲۳۱۱۲۳

  • خیریه مهر طاها(یاری به خانواده های نیازمند)

تلفن تماس: ۸۸۷۱۷۳۱۸

  • شیرخوارگاه حضرت رقیه(نگهداری از کودکان بی سرپرست)

تلفن تماس: ۵۵۰۳۰۰۵۰۰

  • خیریه یاوری سبز(حمایت از خانواده های نیازمند)

تلفن تماس: ۸۸۸۶۰۹۶۸

  • رحمت للعالمین(یاری به خانواده های نیازمنددرتمام زمینه ها)

تلفن تماس: ۲۲۲۲۷۰۴۰

  • خیریه قائمیه(یاری به خانواده های نیازمند در تمام زمینه)

تلفن تماس: ۸۸۴۶۳۵۵۱

  • خیریه حر(حمایت از ایتام و نیازمندان و…)

تلفن تماس: ۶۶۸۸۸۸۷۹

  • خیریه ریحانه النبی(اشتغالزایی و یاری نیازمندان و..)

تلفن تماس: ۸۸۰۰۷۶۳۱

  • خیریه بچه های سیب سرخ (حمایت از کودکان و نوجوانان نیازمند)

تلفن تماس: ۲۶۲۹۰۵۳۵

  • خیریه امام علی شهرری(یاری نیازمندان و…)

تلفن تماس: ۵۵۹۲۳۷۷۷

  • خیریه ریحانه(حمایت از نیازمندان و ایتام)

تلفن تماس: ۳۳۶۰۱۰۶۰

  • خیریه حضرت زهرا(جهیزیه،یاری نیازمندان و…)

تلفن تماس: ۲۲۶۷۱۵۱۵

  • خیریه نیکان(یاری بیماران،حمایت از خانواده های نیازمندو..)

تلفن تماس: ۴-۲۲۱۷۶۰۰۱

  • خیریه مسجدالنبی(یاری نیازمندان و..)

تلفن تماس: ۸۸۰۸۵۳۵۲

  • موسسه فرهنگی فردا(یاری ایتام و نیازمندان درتحصیل و..)

تلفن تماس: ۸۸۰۸۸۹۹۹

  • عترت النبی(حمایت از خانواده های نیازمند درتمام زمینه ها)

تلفن تماس: ۲۲۰۳۸۲۶۹

  • کوثردانیال(حمایت از خانواده های نیازمند)

تلفن تماس: ۶۶۶۱۶۹۷۵

  • رهایی(دادن سرپناه به کارتونخوابهای خانم وآقا-بیماران ایدزو…)

تلفن تماس: ۳۳۵۴۵۸۶۳

  • خانه مهرکودکان(یاری کودکان ونیازمندان،آموزش،اشتغال،..)

تلفن تماس: ۵۵۸۰۸۸۹۸

  • خیریه حضرت زهرا(جهیزیه برای قشر متوسط و ضعیف،و..)        

تلفن تماس: ۳۳۴۳۹۰۵۱

  • نیکوکاران حامی(یاری کودکان ونیازمندان،درمان،آموزش و.)

تلفن تماس: ۲۶۷۰۰۲۱۱

  • خیریه نورا(قرض الحسنه-یاری نیازمندان)

تلفن تماس: ۶۶۶۷۵۰۲۸

  • مرکز بهزیستی نرگس(نگهداری ایتام کم توان ذهنی و..)

تلفن تماس: ۲۲۰۳۷۸۷۸

  • مهرپروران امید(یاری نیازمندان،معلولان،تهیه مسکن و…)

تلفن تماس: ۲۲۲۹۷۲۴۷

  • ستاد جهیزیه مسجد حضرت حمزه سیدالشهدا

تلفن تماس: ۵۵۶۳۷۵۷۲

  • بنیاددستهای مهربان(یاری نیازمندان درتمام زمینه ها،زندانیان)

تلفن تماس: ۶۶۴۲۱۱۲۹

  • انجمن خیریه محمودیه(پرورشگاه و شیرخوارگاه) 

تلفن تماس: ۳۳۱۲۴۳۹۵

  • نیکوکاران احسان(حمایت از ایتام وخانواده های نیازمند)

تلفن تماس: ۳۳۶۹۱۹۳۶

  • ستاد مردمی رسیدگی به امور دیه و کمک به زندانیان کشور

تلفن تماس: ۸۸۹۱۶۰۱۲-۴

  • بنیادکودک(یاری کودکان بیمار ومعلول وکمک تحصیلی و..)

تلفن تماس: ۸۸۵۰۲۱۸۲-۴ 

  • امدادگران عاشورا(بیماران بی بضاعت و…)

تلفن تماس: ۲-۲۲۳۳۵۸۸۱

  • خیریه ابوذر(حمایت از ایتام وخانواده های نیازمند)

تلفن تماس: ۶۶۴۲۶۶۷۰

  • انجمن حمایت از بیماران هموفیلی

تلفن تماس: ۶۶۴۹۸۵۵۸

  • مهرگیتی(ایتام وفقرا،اهداکامپیوتربه مدارس مناطق محروم و..)

تلفن تماس: ۸۸۳۶۹۵۶۷

  • انجمن حمایت از بیماران اسکیزوفرنیا

تلفن تماس: ۶۶۹۲۴۴۷۵

  • خیریه دارالاکرام(یاری تحصیلی،درمانی و..به نیازمندان و..)

تلفن تماس: ۸۸۰۸۸۹۹۹

  • بنیاد نیکوکاران شریف

تلفن تماس: ۶۶۱۲۷۱۲۸

+ سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


امتیاز شما به این صفحه:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (7 votes, average: 3٫86 out of 5)
Loading...

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=929
loading...
  • کانال تلگرام آسمونی
  • خدمات اینترنت پرسرعت بیسیم - شبکه رسانه
  • تبلیغات اینترنتی
  • اینم جالبه !

    استخدام تهران

    اگر تاکنون شغل مورد نظر خود را پیدا نکردید، تنها یک دلیل دارد، قوانین استخدام …

    ۵۳ دیدگاه

    1. سعدا چاردولی

      با سلام و عرض ادب اینجانب متولد ۱۳۷۲با توجه به اینکه چندسالی که بخاطر بی بضاعتی درس نخوانده ام وخاندر هستم میخواهم در خانه کار تایپی انجام دهم از شما در خاست یک لب تاپ را دارم . ۰۹۱۸۲۴۷۶۲۰۲

    2. کسی میخواد برای هیت امام حسین بانی بشه به این شماره زنگ بزنه ۰۹۰۳۷۰۹۱۷۲۵

    3. سلام یکی از آشنایان قادر به تامین جهیزیه دخترش نیست
      کمک های خودتون رو هر چند اندک به حساب ذیل واریز نمایید
      ۵۸۵۹۸۳۱۰۲۹۰۸۴۸۳۶

    4. سلام خداخیرتون بده پنج میلیون برای تهیه جهزیه کمک کنید.یاخودتون وسایل تهیه کنید. ۶۱۰۴۳۳۷۸۳۳۸۵۴۵۰۶

    5. سلام تورو خدا پدرمو کمک کنید پدرمو۳۰ساله راننده س با۶بچه که خواهرموبچه ی آخره معلوله پدرم به خاطرماشینش نزول ۴۰یا ۵۰تومن داره به خاطر نزول خونه شم رفت الانم میخوان ماشینشو ببرن جای نزول تو روخدا کمک کنیدنزارید خونواده ش آواره بشن ۶۳۹۵۹۹۱۱۵۳۳۵۰۷۳۱

    6. سلام من نیازمند به ۲۰ ملیون پول هستم مرض قند اعصاب دارم چشام اب اوردن پامم کبود کرده بخاطر مشکلات دست به خودکشی زدم خیلی زندگیم سخت دشواره یک بچه کوچیک هم دارم هرکس در توانش بود کمک کنه خدا اجرتون بده ۶۰۳۷۹۹۷۳۴۱۱۵۰۹۳۷ شماره حسابم ۰۹۱۴۰۵۴۶۵۱۵ اگه کسی ریخت پول پیام بده خدا خیرتون بده

    7. سلام شما را بخدا قسم که پیغام منا تا آخرش بخونید من ایمان فرامرزی ساکن جنوبیترین و محرومترین نقطه استان کرمان شهرستان رودبار جنوب بخش جازموریان روستای چاهدشت بویینگ هستم من متاهل دارای یک فرزند پسر بنام امیرعلی خودم متولد ۷۳همسرم ۷۷و پسرم هم ۹۶ خرداد ۹۴ ازدواج کردم و از شهریور ۹۴ رفتم آموزشی خدمت سربازی در بابل مازندران و بعد از دو ماه اومدم و در جهاد کشاورزی زهکلوت خدمتم را بصورت امریه انجام دادم ولی بعد از گذشت بیست روز از آموزشی که بابل بودم به دیابت نوع یک مبتلا شدم الان هزینه درمان ندارم هیچ دستگاه یا نواری ندارم قندم بالاست باید انسولین بزنم ولی نه پول انسولین دارم نه یخچالی که انسولین بزارم داخلش خراب نشه بهم گفتن که تو از خدمت معافی ولی خودم معافی نگرفتم چون که گفتن اگه کسی معافی پزشکی داشته باشه سر کارش نمیبرن من رشته ی تحصیلیم فوق دیپلم زراعت بود واسه همین تو جهاد کشاورزی خدمت کردم فاصله ی محل خدمت تا روستامون تقریبا ۱۶کیلومتر میشد و الان برج همین سه ۹۶ تموم کردم تو روستا تو کپر زندگی میکنم یعنی زن و بچه ی من الان تو یه خونه ی چوبی پلاستیکی زندگی میکنن جایی که تو مسیر بادای ۱۲۰روزه سیستان هست و دمای هوا بیشتر از ۵۰درجه بیشتر است فقط گوش کنید تو این کپر ما یخچال نیست صبح ها میرم از خونه های دیگه تو روستای دیگه کلمنا پر از یخ میکنم تا روز بعد یارانمون میشه خرجی کارم میکنم کارگری روزا از اینجا با موتور میرم شهر بعضی روزا کار گیرم میاد بعشی روزا هم نه که بیشتر از همون پول شیر خشک بچم با پول بنزینم نمیشه بخدا همین راهی که من روزا میرم تا شهر برم سر کار تو دوران خدمتم چون هر روز میرفتم دو دفعه تصادف کردم که یه دفعش یه هفته تو بیمارستان بستری بودم ولی دفعه دوم خدا خودش بهم رحم کرد اتفاق خاصی بجز چندتا خراش برام پیش نیومد اینجا که ما زندگی میکنیم گفتم که تو کپر کوچک سه در چهار یه شب بخدا مار دیدیم تا صبح رفتیم بیرون خونه خوابیدیم تو زمستان سرد که خانمم حامله بود کلیه هاش سرد خوردن بردمش دکتر آخه کجای کپر در داره بچه سه ماهه را میزاره خوابش میکنه میره یه کیلومتر اون ور تر آب بیاره ظرفا رو بشوره لباسای بچه را میبره میشوره خیلی سختمونه بخدا تا کسی تو این شرایط نباشه نمیتونه ما را درک کنه من پدرم را درک کردم که پا به پای پدرم کار کردم بچه بودم تو دوران راهنمایی رفتم بندرعباس از خونه فرار کردم تابستونا که مدرسه تعطیل بود میرفتم سر فلکه نخل ناخدا شبا رو کارتون میخوابیدم روزا میرفتم سر کار تا پول بیارم واسه خرج ثبت نام مدرسه و از یک طرف کمک خرج خانوادم باشم راهنمایی تو خوابگاه بودم از روستا تا شهر دور بود پدرم یه الاغ داشت منا میبرد ساعت چهار صبح حرکت میکردیم ساعت هفت منا میرسوند مدرسه دیگه تا چهار شنبه تو خوابگاه بودم چهار شنبه دوباره با الاغ میومد دنبالم بخدا به حضرت زهرا قسم بندر سرکار بودم میخواستن اعضای بدنما در بیارن و بفروشن تو همون سالی که کهنوج یه باند از این گروه را گرفتن ولی خدا نذاشت مثل معجزه خدا نجاتم داد خدا دید که من بچه هستم دید اومدم اینجا کار کنم دید که تو شهر غریبم کسی را ندارم قربون خدا برم من اینقد واسه اینکه بتونم درس بخونم سختی ها را بجون خریدم نه تنها خودم بلکه پدرم چطور معافی پزشکی میگرفتم تو دانشگاه بخدا شبایی بود که پول غذا نداشتم روزایی که کلاس نداشتم میرفتم گاهی کاری گیرم میومد گاهی نه قبول دارین عدالت برقرار نیست من و زن و بچم تو کپر تو این هوا بدون هیچ امکاناتی داریم زندگی میکنیم اون وقت چی به چیه بیاین شما را به امام حسین قسم بیاین وضعیت زندگی منا ببینید انصاف کجاست عدالت کجاست چرا کسی به داد ما نمیرسه این همه خییر دارن کار خیر میکنن مدرسه میسازن مسجد .بیمارستان میسازن خدا خیرشون بده واقعا خدا حفظشون کنه یعنی یه خونه کوچک تو شهر زهکلوت واسه ما ببندن بخدا آرزوی من اینه که زن و بچم یه سر پناه داشته باشن چرا وقتی اون وقت میتونم برم تو شهر هر روز سر کار از این روستا دل خوشی ندارم خانمم حامله بود فشارش رفته بود بالا قبل از زایمانش ماشین که نبود با موتور بردمش بیمارستان راه دور بود وقتی آمبولانس بهمون رسید فشارش ۲۲بود دکترا ترسیدن عملش کنن ولی خدا بازم به دادمون رسید من این همه سختی کشیدم و خواهم کشید ولی هیچ وقت یه ذره از لطف خدا نا امید نشدم آهای آدما ما کسی صدای آرزوی ما که یه خونه است را میشنوه یا نه چرا بغیر از خدا کسی صدای ما را نمیشنوه چرا کسی نیست کمکمون کنه شما را به حضرت فاطمه زهرا قسمتون میدم که اگه صدای ما را میشنوید بیاید ببینید حرف ما را به گوش مسولین برسونید بگید بله تو کشور خودمون اینجور کسایی هستن بهشون بگید به فکر ما هم باشن با تشکر ۰۹۰۳۵۲۶۲۹۷۳فرامرزیسلام شما را بخدا قسم که پیغام منا تا آخرش بخونید من ایمان فرامرزی ساکن جنوبیترین و محرومترین نقطه استان کرمان شهرستان رودبار جنوب بخش جازموریان روستای چاهدشت بویینگ هستم من متاهل دارای یک فرزند پسر بنام امیرعلی خودم متولد ۷۳همسرم ۷۷و پسرم هم ۹۶ خرداد ۹۴ ازدواج کردم و از شهریور ۹۴ رفتم آموزشی خدمت سربازی در بابل مازندران و بعد از دو ماه اومدم و در جهاد کشاورزی زهکلوت خدمتم را بصورت امریه انجام دادم ولی بعد از گذشت بیست روز از آموزشی که بابل بودم به دیابت نوع یک مبتلا شدم الان هزینه درمان ندارم هیچ دستگاه یا نواری ندارم قندم بالاست باید انسولین بزنم ولی نه پول انسولین دارم نه یخچالی که انسولین بزارم داخلش خراب نشه بهم گفتن که تو از خدمت معافی ولی خودم معافی نگرفتم چون که گفتن اگه کسی معافی پزشکی داشته باشه سر کارش نمیبرن من رشته ی تحصیلیم فوق دیپلم زراعت بود واسه همین تو جهاد کشاورزی خدمت کردم فاصله ی محل خدمت تا روستامون تقریبا ۱۶کیلومتر میشد و الان برج همین سه ۹۶ تموم کردم تو روستا تو کپر زندگی میکنم یعنی زن و بچه ی من الان تو یه خونه ی چوبی پلاستیکی زندگی میکنن جایی که تو مسیر بادای ۱۲۰روزه سیستان هست و دمای هوا بیشتر از ۵۰درجه بیشتر است فقط گوش کنید تو این کپر ما یخچال نیست صبح ها میرم از خونه های دیگه تو روستای دیگه کلمنا پر از یخ میکنم تا روز بعد یارانمون میشه خرجی کارم میکنم کارگری روزا از اینجا با موتور میرم شهر بعضی روزا کار گیرم میاد بعشی روزا هم نه که بیشتر از همون پول شیر خشک بچم با پول بنزینم نمیشه بخدا همین راهی که من روزا میرم تا شهر برم سر کار تو دوران خدمتم چون هر روز میرفتم دو دفعه تصادف کردم که یه دفعش یه هفته تو بیمارستان بستری بودم ولی دفعه دوم خدا خودش بهم رحم کرد اتفاق خاصی بجز چندتا خراش برام پیش نیومد اینجا که ما زندگی میکنیم گفتم که تو کپر کوچک سه در چهار یه شب بخدا مار دیدیم تا صبح رفتیم بیرون خونه خوابیدیم تو زمستان سرد که خانمم حامله بود کلیه هاش سرد خوردن بردمش دکتر آخه کجای کپر در داره بچه سه ماهه را میزاره خوابش میکنه میره یه کیلومتر اون ور تر آب بیاره ظرفا رو بشوره لباسای بچه را میبره میشوره خیلی سختمونه بخدا تا کسی تو این شرایط نباشه نمیتونه ما را درک کنه من پدرم را درک کردم که پا به پای پدرم کار کردم بچه بودم تو دوران راهنمایی رفتم بندرعباس از خونه فرار کردم تابستونا که مدرسه تعطیل بود میرفتم سر فلکه نخل ناخدا شبا رو کارتون میخوابیدم روزا میرفتم سر کار تا پول بیارم واسه خرج ثبت نام مدرسه و از یک طرف کمک خرج خانوادم باشم راهنمایی تو خوابگاه بودم از روستا تا شهر دور بود پدرم یه الاغ داشت منا میبرد ساعت چهار صبح حرکت میکردیم ساعت هفت منا میرسوند مدرسه دیگه تا چهار شنبه تو خوابگاه بودم چهار شنبه دوباره با الاغ میومد دنبالم بخدا به حضرت زهرا قسم بندر سرکار بودم میخواستن اعضای بدنما در بیارن و بفروشن تو همون سالی که کهنوج یه باند از این گروه را گرفتن ولی خدا نذاشت مثل معجزه خدا نجاتم داد خدا دید که من بچه هستم دید اومدم اینجا کار کنم دید که تو شهر غریبم کسی را ندارم قربون خدا برم من اینقد واسه اینکه بتونم درس بخونم سختی ها را بجون خریدم نه تنها خودم بلکه پدرم چطور معافی پزشکی میگرفتم تو دانشگاه بخدا شبایی بود که پول غذا نداشتم روزایی که کلاس نداشتم میرفتم گاهی کاری گیرم میومد گاهی نه قبول دارین عدالت برقرار نیست من و زن و بچم تو کپر تو این هوا بدون هیچ امکاناتی داریم زندگی میکنیم اون وقت چی به چیه بیاین شما را به امام حسین قسم بیاین وضعیت زندگی منا ببینید انصاف کجاست عدالت کجاست چرا کسی به داد ما نمیرسه این همه خییر دارن کار خیر میکنن مدرسه میسازن مسجد .بیمارستان میسازن خدا خیرشون بده واقعا خدا حفظشون کنه یعنی یه خونه کوچک تو شهر زهکلوت واسه ما ببندن بخدا آرزوی من اینه که زن و بچم یه سر پناه داشته باشن چرا وقتی اون وقت میتونم برم تو شهر هر روز سر کار از این روستا دل خوشی ندارم خانمم حامله بود فشارش رفته بود بالا قبل از زایمانش ماشین که نبود با موتور بردمش بیمارستان راه دور بود وقتی آمبولانس بهمون رسید فشارش ۲۲بود دکترا ترسیدن عملش کنن ولی خدا بازم به دادمون رسید من این همه سختی کشیدم و خواهم کشید ولی هیچ وقت یه ذره از لطف خدا نا امید نشدم آهای آدما ما کسی صدای آرزوی ما که یه خونه است را میشنوه یا نه چرا بغیر از خدا کسی صدای ما را نمیشنوه چرا کسی نیست کمکمون کنه شما را به حضرت فاطمه زهرا قسمتون میدم که اگه صدای ما را میشنوید بیاید ببینید حرف ما را به گوش مسولین برسونید بگید بله تو کشور خودمون اینجور کسایی هستن بهشون بگید به فکر ما هم باشن با تشکر ۰۹۰۳۵۲۶۲۹۷۳فرامرزیسلام شما را بخدا قسم که پیغام منا تا آخرش بخونید من ایمان فرامرزی ساکن جنوبیترین و محرومترین نقطه استان کرمان شهرستان رودبار جنوب بخش جازموریان روستای چاهدشت بویینگ هستم من متاهل دارای یک فرزند پسر بنام امیرعلی خودم متولد ۷۳همسرم ۷۷و پسرم هم ۹۶ خرداد ۹۴ ازدواج کردم و از شهریور ۹۴ رفتم آموزشی خدمت سربازی در بابل مازندران و بعد از دو ماه اومدم و در جهاد کشاورزی زهکلوت خدمتم را بصورت امریه انجام دادم ولی بعد از گذشت بیست روز از آموزشی که بابل بودم به دیابت نوع یک مبتلا شدم الان هزینه درمان ندارم هیچ دستگاه یا نواری ندارم قندم بالاست باید انسولین بزنم ولی نه پول انسولین دارم نه یخچالی که انسولین بزارم داخلش خراب نشه بهم گفتن که تو از خدمت معافی ولی خودم معافی نگرفتم چون که گفتن اگه کسی معافی پزشکی داشته باشه سر کارش نمیبرن من رشته ی تحصیلیم فوق دیپلم زراعت بود واسه همین تو جهاد کشاورزی خدمت کردم فاصله ی محل خدمت تا روستامون تقریبا ۱۶کیلومتر میشد و الان برج همین سه ۹۶ تموم کردم تو روستا تو کپر زندگی میکنم یعنی زن و بچه ی من الان تو یه خونه ی چوبی پلاستیکی زندگی میکنن جایی که تو مسیر بادای ۱۲۰روزه سیستان هست و دمای هوا بیشتر از ۵۰درجه بیشتر است فقط گوش کنید تو این کپر ما یخچال نیست صبح ها میرم از خونه های دیگه تو روستای دیگه کلمنا پر از یخ میکنم تا روز بعد یارانمون میشه خرجی کارم میکنم کارگری روزا از اینجا با موتور میرم شهر بعضی روزا کار گیرم میاد بعشی روزا هم نه که بیشتر از همون پول شیر خشک بچم با پول بنزینم نمیشه بخدا همین راهی که من روزا میرم تا شهر برم سر کار تو دوران خدمتم چون هر روز میرفتم دو دفعه تصادف کردم که یه دفعش یه هفته تو بیمارستان بستری بودم ولی دفعه دوم خدا خودش بهم رحم کرد اتفاق خاصی بجز چندتا خراش برام پیش نیومد اینجا که ما زندگی میکنیم گفتم که تو کپر کوچک سه در چهار یه شب بخدا مار دیدیم تا صبح رفتیم بیرون خونه خوابیدیم تو زمستان سرد که خانمم حامله بود کلیه هاش سرد خوردن بردمش دکتر آخه کجای کپر در داره بچه سه ماهه را میزاره خوابش میکنه میره یه کیلومتر اون ور تر آب بیاره ظرفا رو بشوره لباسای بچه را میبره میشوره خیلی سختمونه بخدا تا کسی تو این شرایط نباشه نمیتونه ما را درک کنه من پدرم را درک کردم که پا به پای پدرم کار کردم بچه بودم تو دوران راهنمایی رفتم بندرعباس از خونه فرار کردم تابستونا که مدرسه تعطیل بود میرفتم سر فلکه نخل ناخدا شبا رو کارتون میخوابیدم روزا میرفتم سر کار تا پول بیارم واسه خرج ثبت نام مدرسه و از یک طرف کمک خرج خانوادم باشم راهنمایی تو خوابگاه بودم از روستا تا شهر دور بود پدرم یه الاغ داشت منا میبرد ساعت چهار صبح حرکت میکردیم ساعت هفت منا میرسوند مدرسه دیگه تا چهار شنبه تو خوابگاه بودم چهار شنبه دوباره با الاغ میومد دنبالم بخدا به حضرت زهرا قسم بندر سرکار بودم میخواستن اعضای بدنما در بیارن و بفروشن تو همون سالی که کهنوج یه باند از این گروه را گرفتن ولی خدا نذاشت مثل معجزه خدا نجاتم داد خدا دید که من بچه هستم دید اومدم اینجا کار کنم دید که تو شهر غریبم کسی را ندارم قربون خدا برم من اینقد واسه اینکه بتونم درس بخونم سختی ها را بجون خریدم نه تنها خودم بلکه پدرم چطور معافی پزشکی میگرفتم تو دانشگاه بخدا شبایی بود که پول غذا نداشتم روزایی که کلاس نداشتم میرفتم گاهی کاری گیرم میومد گاهی نه قبول دارین عدالت برقرار نیست من و زن و بچم تو کپر تو این هوا بدون هیچ امکاناتی داریم زندگی میکنیم اون وقت چی به چیه بیاین شما را به امام حسین قسم بیاین وضعیت زندگی منا ببینید انصاف کجاست عدالت کجاست چرا کسی به داد ما نمیرسه این همه خییر دارن کار خیر میکنن مدرسه میسازن مسجد .بیمارستان میسازن خدا خیرشون بده واقعا خدا حفظشون کنه یعنی یه خونه کوچک تو شهر زهکلوت واسه ما ببندن بخدا آرزوی من اینه که زن و بچم یه سر پناه داشته باشن چرا وقتی اون وقت میتونم برم تو شهر هر روز سر کار از این روستا دل خوشی ندارم خانمم حامله بود فشارش رفته بود بالا قبل از زایمانش ماشین که نبود با موتور بردمش بیمارستان راه دور بود وقتی آمبولانس بهمون رسید فشارش ۲۲بود دکترا ترسیدن عملش کنن ولی خدا بازم به دادمون رسید من این همه سختی کشیدم و خواهم کشید ولی هیچ وقت یه ذره از لطف خدا نا امید نشدم آهای آدما ما کسی صدای آرزوی ما که یه خونه است را میشنوه یا نه چرا بغیر از خدا کسی صدای ما را نمیشنوه چرا کسی نیست کمکمون کنه شما را به حضرت فاطمه زهرا قسمتون میدم که اگه صدای ما را میشنوید بیاید ببینید حرف ما را به گوش مسولین برسونید بگید بله تو کشور خودمون اینجور کسایی هستن بهشون بگید به فکر ما هم باشن با تشکر ۰۹۰۳۵۲۶۲۹۷۳فرامرزی

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    تبلیغات اینترنتی