آسمونی
ضرب المثل

جوجه هاتونو شمردین؟

ثبت نام لاتاری

Dont count your chickens before they hatch جوجه هاتونو شمردین؟

یکی از مثل‌های شیرین فارسی که بعضاً در رجزخوانی‌ها و خودنمایی‌ها کاربرد دارد، این مثل معروف است: که «جوجه را آخر پاییز می‌شمارند!» آسمونی در این بخش در مورد ضرب المثل جوجه را آخر پاییز می‌شمارند و اینکه چرا آخر پاییز جوجه ها را می شمارند صحبت می کند.

جوجه را آخر پاییز می شمارند

معنی ضرب المثل جوجه را آخر پاییز می شمارند:

نتیجه کار آخرش مشخص میشود نباید از ابتدا زیاد دلخوش و امیدوار بود

جوجه رو آخر پاییز میشمرن ؟

این ضرب المثل زیبای ایرانی همواره در لحظاتی از سال در زبانهاست اگر  به مفهوم دقیق آن فكر  توجه كنید خواهید فهمید كه ما چه جوجه هایی   را كه می بایست آخر پاییز میشمردیم از دست دادیم  می دانید چرا ؟

بخاطربی توجه ای خودمان  و عجول بودن در دوره ای از زندگی , جوجه ای را كه می توانستیم درست پرورش دهیم و آخر پاییز جز جوجه های شمرده شده قراردهیم از دست داده ایم .

می دانید كه جوجه ها  ,همان كارهایی هستند كه بعد از طی دوره ی خود انجام می دهیم  یا بدون هیچ سودی به اتمام رسیده اند  و یا به شكست منجر شده , یا موفق بوده ایم  , این آخری همان  جوجه ای است كه  جز شمرده ها  حساب میشود  و.بله كار های موفق به پایان رسیده.

همیشه انساهایی كه چرخ عجول بودن به پای خود میبندند  و در هر كاری می خواهند  گوی سبقت را بدون فكر از دست دیگران بدزدند  ,جوجه هایشان همیشه ناقص العضو هستند .

زیرا كه فكر و اندیشه را به جهت سرعت وبی دقتی و سهل انگاری  از دست  می دهند همیشه تفكر بنیاد  و اساس زندگی این بشر سر در گم بوده است ولی تفكر بدون سرعت و دقت   هیچ سودی بحال كسی نخواهد  داشت , در این حالت است كه جوجه ها یكی  پس از دیگری از گردونه  شمارش پاییزی  خارج می شوند ,

همیشه مغز بی جمجمه  و  جمجمه ی بی مغز هر دو در عذابند.این حقیقت  باعث می شود كه اصل اول, تفكر مورد  سوال  قرار گیرد ,پس همیشه  تفكر و تعقل  را ابتدای هر كاری باید سر لوحه كار خود قرار دهیم.

البته لازم به ذكر است, كه وسواس هیچ  سنخیتی با تعقل وتفكر ندارد, آن فقط  افراط در تعقل است , پس باید تفكر وتعقل و سرعت و دقت این چند اصل بهم وابسته همیشه  در طول هم  باشند  نه در عرض هم .

اگر در عرض هم باشد گاهی اوقات یكی  از دیگری پیشی خواهند گرفت و عنان كار از دستتان در خواهد رفت .

و اما یك  نكته  كه هیچ وقت آن را نباید ازذهن خارج كنیم  این است كه كه در ابتدای هر كاری تقدیر را از یاد نبرید ولی نكته دیگر كه تكمیل كننده همه ی این عرایضم هست این  است كه  ,

از تو حركت  از خدا بركت.

امیدوارم سال دیگر جوجه ها تون اینقدر زیاد باشند كه موقع شمردن از زیر دستتان در برن

چرا جوجه را آخر پائیز می شمارند؟

منظور جوجه‌های طبیعی از مادران طبیعی‌زاست، نه این جوجه‌های فلک‌زدهٔ سزارینی که هر لحظه ممکن است به دنیا بیایند و لقمهٔ چپ ما (از ما بهتران) شوند!

جوجه‌های طبیعی در فصل بهار سر از تخم درمی‌آورند تا بزرگ شوند و به پاییز برسند، بسیاری از آنها دچار آسیب‌های گوناگون می‌شوند و از میان می‌روند و چه بسا که شمار اندکی از آنها که همهٔ پیشامدها و قضا و قدر الهی و انسانی را از سر بگذرانند، به پاییز می‌رسند و در شماره می‌آیند و حساب می‌شوند.

بنابراین، مصداق این مثل، جایی است که یافته‌ها و بهره‌ها را زمانی باید قطعی و مسلّم دانست که از گذر آزمون‌ها و رویدادها گذشته و ثبات و دوام خود را نشان داده باشند.

به عبارت دیگر، خردمند کسی است که به نتیجهٔ آنی کارش یا کاری فریفته نشود و پایان کار را بنگرد. در این خصوص حضرت جلال‌الدّین مولوی گفته‌ است:

هر که اوّل بین بُود، اَعْما بُوَد

هر که آخر بین، چه بامعنا بُوَد

خود همین بیت نیز به صورت مَثَل درآمده است. این مثل هم مشابه مَثَل «جوجه را آخر پاییز می‌شمارند» است. در خصوص پیدایی این مثل، مولوی در داستانی می‌گوید:

«مردی شتابان به دکاّن زرگری رفت و گفت: ترازو بده تا زری که دارم وزن کنم. زرگر گفت که غربال ندارم. مرد گفت: ترازو می‌خواهم، نه غربال! زرگر گفت: جارو در دکاّن موجود نیست!

مرد عصبانی شد و گفت: لودگی بگذار و خود را به کری مَزن! ترازو بده می‌‌خواهم زر بسنجم!

زرگر در پاسخ گفت: ای مرد! سخنت را شنیدم و منظورت را فهمیدم، امّا می‌بینم که تو پیرمردی هستی با دست لرزان و می‌دانم که چون زر بر ترازو بکشی، به زمین خواهد ریخت و آنگاه از من، جارو طلب خواهی کرد تا آن‌را بروبی و غربال خواهی خواست که زر از خاکروبه جدا سازی. من پایان کار تو را از نخست دانسته‌ام:

هر که اوّل بنگرد پایان کار

اندر آخر او نگردد شرمسار

مولانا جلال‌الدّین مولوی، در جای دیگری می‌گوید:

مرد آخر بین مبارک بنده‌ای است

و یا این‌که:

چشم آخر بین تواند دید راست

چشم اوّل بین، غرور است و خطاست

و یا این بیت:

به آغاز اگر کار خود ننگری

به فرجام، ناچار، کیفر بری!

مشابه دیگر این امثال، مثل «گوسفند را در آغل می‌شمارند» است. زیرا گوسفندی که در صحرا و دشت باشد، قابل محاسبه نیست. چه بسا که تا رسیدن به آغل، دچار پیشامدی شود و از بین برود.

 

 

تازه های مرتبط

ضرب المثل های کردی

ضرب المثل قسم حضرت عباس را باور کنم یا دم خروس

قضیه ضرب المثل جوجه ها را آخر پاییز می‌شمارند چیست ؟

آسمونی

ضرب المثل هرکی خربزه می خوره پای لرزش می شینه

آسمونی

ضرب المثل اگر علی ساربونه ، می دونه شترو کجا بخوابونه

آسمونی

ضرب المثل های معروف ایرانی با معنی

آسمونی

درج نظر