تازه های آسمونی
صفحه اصلی > سرگرمی > شعر طنز > شعر طنز داماد بی مادر زن
تبلیغات اینترنتی

شعر طنز داماد بی مادر زن

the grooms mother شعر طنز داماد بی مادر زن

 

دوش مادر زن به من پرخاش کرد
هیکلم با چوب آش و لا ش کرد

 

 

گفت : ای داماد ، ای آدم نشو
حیف آن دختر که من دادم به تو

 

 

من نمی دانستم آدم نیستی
لایق لطف دمادم نیستی

 

 

هر کسی داماد شد در عمر خویش
بی گمان یا خر بُود یا گاومیش

 

  

گفتمش : من اول آدم بوده ام
تاج گل بر فرق عالم بوده ام

 

  

بعد از روی جوانی خر شدم
پایبند خانه و همسر شدم

  

 

آدم اول کم کمک خر می شود
بعد از آن ناچار شوهر می شود

  

 

هر کسی کو زن گرفت از بی غمی
نام او دیگر نباشد آدمی

 

  

غیر شوی حضرت حوا ، که بود
شوهری «آدم» بر او صدها درود

 

  

حق تعالی نام او آدم گذاشت
چون که این داماد ، مادر زن نداشت

 

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=39457
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

satirical-poem

طنز دانشجو و استاد

همانطور که می دانید همیشه برای دانشجو و استاد اشعار و متن های طنزی می …

10 نظرات

  1. علی علی اوغلو

    مدینه گفتی و کردی کبابم اسم ادم اوردی سردردم بازشد
    ازاینکه مرتبا درطول تاریخ ازادمیت ادم تعریف میکنند نه بخاطراینکه ایشان واقعا آدم بوده پایگذار ومسبب همه مصیبت های بشر همین اقا بوده که ما بندگان خدارا بواسطه شکمبارگی ولاسبارگی ایشان ازبهشت برین بیرون انداختند بین اولاد خود اختلاف وخونریزی وقتل وغارت راه انداختند عده ای را هابیلی وعده ایرا قابیلی خواندند وبه اینهم بسنده نکرده یکوقت چنگیزرا بجان بشریت انداختند یک وقت تیمور یک وقت اقا محمدخان قاجار را وقتی دیگر مستر ادولف هیتلر را ویک وقت دیگر تاواریش استالین وموسیو ناپلئون وبربرراو ( دائی جان ناپلیون یادت نره )یک وقت ایران وتوران راه انداختند که هنوزهم تمام نشده تازه همین حضرت ایشان اولین مبدع فحش واولین سراینده اولین فحش تاریخ حیات کره ارض هم هستند میگویند بعدازاینکه ازبهشت رانده شدند وزندگی را با ننه حوا درجنگلهای سرزمین سبا شروع کردند مثل اولاد هایشان در این زمانه گفتند ما اهل تشریفات و تجملات نیستیم با یک مانتو برگ انجیری ویک تیشرت یاسمنی با چند دانه میوه اموراتمان میگذرد ادم باید قانع باشد تجملات ورفاه چیز خوبی نیست همین تحریم ازبهشت عزت است رفع تحریم ذلت می اورد ما ترجیح میدهیم شکممان گرسنه باشد اما عزتمان حفظ شود وخوش باشیم حتی لازم باشد روزی یک وعده غذا بخوریم باید همنکارا بکنیم چندی بدین منوال گذشت وزندگی داشت یکنواخت میشد تنبلی بابا ادم شروع میشد وازانطرف هم غر غر ننه جان شروع میشد بالاخره زندگی خرج داردباشعارکه نمیشو تا ابدالاباد دهنهارا بست شعار عین ادامس است دهنت میجنبد ولی چیزی به شکم وامونده نمیرسد دردسرندهم قرارشد که ادم خان هفته ای یکی دوبار برودماهیگیری یکی دوبارهم برود شکار ویک بارهم برای میوه چینی ضمنا مثل بجه ادم چشم وگوش خودرا درویش کند هی چشم به ساپورت تنگ ونازک دلربای دخترا وبه سروسینه انها ندوزد وبقیه اوقاتی هم که درخانه است درکارهای خانه اعم ازجاروپارو بشور بساب کهنه شوری واب اوردن ازچشمه وحمل ونقل وسایل سنگین وپختن نان وهیزم شکستند وذغال درست کردن را بعهده بگیرد واگروقت اضافه اورد درپختن غذا وشستن ظرفها هم به عیال کمک کند یک روزی این ادم خان که صبح علی الطلوع بشکار رفته وتا تنگ غروب سگدوزده دنبال این اهو ان مارال ان یکی جیران دویده ونتوانسته بود یکی ازانهارا مخ شوبزند وشکارکند ودم غروب باشکم گرسنه ودهان تشنه ودماغ سوخته و دست خالی بخانه برمیگردد (بخانه برمیگردیم ) میبیند ننه حوا درغاررا پیش کرده وکلون پشت ان را هم انداخته ناچار باقطعه سنگی به درودیوار میکوبد تا عیال را ازامدن خوداگاه کند تا بیاید دررا بروی همسر عزیز وخسته اما دست خالی بازکند وقتی حوا خانم صدای گرومب گرومب ضربات ادم را میشنود ازان تو داد میزند کیه ؟(کیه کیه درمیزنه من دلم میلرزه دروبالنگر میزنه من دلم میلرزه ) بابا ادم باان خشونت مردانگی بانگ میزند اخه ک..خل مگرغیر ازمن وتودراین عالم کس دیگرهم هست که میپرسی کیه منم دیگه امااحتیاط زنانگی ننه حواهنوزقانع نشده بود ازپشت در میگه (اگر راست میگی که ادمی پس یک نشان ازادمیت )را غیراز همین لباس زیبا نشان بده ان شکاری که کردی نشان بده بیچار ادم خان میماند که چه بگوید البته اگربخواهم کل داستان ادمیت ادم را بنویسم مثنوی 70 من کاغذ شود فقط لطفا آثارومواردی که این جناب ادم دردنیا ازخود بیادگارگذاشته بنده چندتای انرا داخل کمانک اوردم اما چون بحث شیرین فحش وفحشکاری وبد اموزی بود به حواشی دیگر نپرداختم
    اگر انشالله اسمون جون خوشش امد ازاین دست مطالب را داشته باشد ادامه خواهد داشت ضمنا باید به بزرگواری خود ببخشید به علت تحریم فلفل نمک این وجیزه خیلی کم بود اگر اب گیرمان بیاید بد شنا نمیکنم

  2. ای خداعمرت بده ازته دل همه ی مرداگفتی دست وهورا

  3. طنز خیلی جالب بود ممنون 😆

  4. یه چیز بگم؟؟؟؟ خب مادرزنه راست میگفت. 🙄

  5. من از دیروز که این متن رو دیدم هزار بار
    خوندمش وهزار بار خندیدم.
    واقعا متشکرم.فقط اگه میشه از این نوع
    طنز ها بیشتر بذارید و آدرسشم به من بدید
    تا همش دنبال نگردم.

  6. واقعا عالی و خنده دار بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.