تازه های آسمونی
صفحه اصلی > سرگرمی > شعر طنز > ماجرای زن گرفتن من
تبلیغات اینترنتی

ماجرای زن گرفتن من

 the adventure of getting my wife part i ماجرای زن گرفتن من

 

صبح هر روز مادرم غُر زد

خواهرم هِی به من تلنگر زد

 

 

که بیا زن بگیر آدم شو

فارغ از غصّه‌های عالم شو

 

 

که بیا زن بگیر پیر شدی

بی‌نهایت بهانه‌گیر شدی

 

 

زن نداری، عبوس و غمگینی

زندگی را سیاه می‌بینی

 

 

زن بگیری همیشه کیفوری

از غم و غصّه تا ابد دوری

 

 

آسمان رنگ تازه می‌گیرد

از تو دنیا اجازه می‌گیرد

 

 

شاه داماد می‌شوی پسرم

پادشاهی کن، ای تو تاج سرم

 

 

هر چه تلخیست می‌شود شیرین

یک نباتیست که… بیا و ببین…

 

 

زندگانیت می‌شود روشن

ناگهان از شرار ِ تابش ِزن

 

 

می‌کند روشن از خودش، شب تار

جان تو مثل نور لامپِ هزار!

 

 

کاملاً روبراه خواهی شد

مثل خورشید و ماه خواهی شد

 

 

سر و وضعت ردیف… جنتلمن

صاف و صوف و اتو کشیده… خَفَن

 

 

جمع خواهی شد از خیابان‌ها

از سر کوچه‌ها و میدان‌ها

 

 

خانه‌ات توی «کوچه‌ی خوشبخت»

مثل خانی نشسته‌ای بر تخت!

 

 

 

الغرض گفت و گفت… خامم کرد

عاقبت خر شدم… حرامم کرد

 

 

 

خانواده نشست و شورا کرد

هر که از ره رسید غوغا کرد

 

 

عمه می‌گفت دختر فامیل

خاله می‌گفت با کدام دلیل؟!

 

 

مادرم فکر دختری زیبا

خواهرم کرده بود فتنه به پا

 

 

بر سر ما بگو مگو شده بود

الغرض، خانه بَل‌بَشو شده بود

 

 

تا سر انجام شد قرار چنان

که دهند این جدال را پایان

 

 

جمع دنبال دختری باشد

که سری بر تر از پری باشد

 

 

دختری باحیا و شوهر دوست

که جهان مات حُسن خلقت اوست

 

 

از هر انگشت او هنر ریزان

پیش قدّش چنار آویزان!!!

 

 

خاندانش اصیل و صاحب حال

«حال» یعنی که پول و مال و منال

 

 

– خاندانی که نیست صاحب حال

وصلتش نیست جز عذاب و وبال

 

 

– هرچه باشد برادرش کمتر

مشکلاتش کم و شَرش کمتر

 

 

– دختران یکیّ و یکدانه

بهترین همسرند و همخانه

 

       

بحثشان سوژه خنده بود فقط

باب اشعار بنده بود فقط

 

 

چه بگویم چگونه و چون بود

مثل فیلم «کتاب قانون» بود

 

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=36154
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

satirical-poem

طنز دانشجو و استاد

همانطور که می دانید همیشه برای دانشجو و استاد اشعار و متن های طنزی می …

11 نظرات

  1. ممنونننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن 😆

  2. عبدالوهاب

    اولش خوب بود ولی معلوم نشد آخرش چی شد!

  3. سیلویا

    آخرش چی شد؟

  4. آدم منتظرمی مونه که چه اتفاقی میفته!بنظرم فقط کلمات روکنارهم گذاشتی

    • ناشناس

      شاعر طناز ما در مورد مسائل ازدواج این شعر رو سروده

      و در جایی شعر می سراید:

      بحثشان سوژه خنده بود فقط
      باب اشعار بنده بود فقط

  5. فاطیما

    بی مزه

  6. زن بگیر خدمتشو بکن توکارا خونه کمکش کن اونوقته که واقعا مردی

  7. من اخرش نفهمیدم زن گرفتی یانه؟=))

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.