تازه های آسمونی
صفحه اصلی > سرگرمی > شعر طنز > پیغام گیر تلفن شاعران ایرانی
تبلیغات اینترنتی

پیغام گیر تلفن شاعران ایرانی

telephone پيغام گير تلفن شاعران ايرانی

فکر می کنید اگه در دوره سعدی و حافظ و … تلفن بود اونم از نوع منشی دار ! ،
منشی تلفن خونشون چی می گفت ؟

 

پیغام گیر سعدی

از آوای دل انگیزه تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغامه تو خواهم گفت پاسخ
فلک گر فرصتی دادی به دستم

 

پیغام گیر حافظ

رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زان زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور

 

پیغام گیر فردوسی

نمیباشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم بجای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا بر آید بلند آفتاب

 

پیغام گیر خیام

این چرخ فلک، عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده ای از من یاد
رفتم سر کوچه، منزله کوزه فروش
آیم چو به خانه، پاسخت خواهم داد

 

پیغام‌ گیر مولانا

بهر سماع از خانه‌ام، رفتم برون، رقصان شوم
شوری برانگیزم به پا، خندان شوم، شادان شوم
بر گو به من پیغام خود، هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم، جان تو را قربان شوم!

 

پیغام‌ گیر باباطاهر

تلیفون کرده ای جانم فدایت
الهی مو به قربون صدایت
چو از صحرا بیایم، نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت

 

پیغام گیر منوچهری

از شرم، به سرخی باشد رویم
در خانه نباشم که سلامی گویم
بگذاری اگر پیام، پاسخ دهمت
زان پیش که همچون برف گردد رویم

 

پیغام‌ گیر شاعران شعر نو

افسوس می خورم،
چون زنگ میزنی،
من خانه نیستم که دهم پاسخ تو را،
بعد از صدای بوق،
بر گو پیام خود،
من زود می رسم،
چشم انتظار باش

 

پیغام گیر مولانا :

بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم!

شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم شادان شوم! 

برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود

فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم!

 

پیغام گیر نیما : 

چون صداهایی که می آید 

شباهنگام از جنگل

از شغالی دور 

گر شنیدی بوق 

بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم 

در فضایی عاری از تزویر 

ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه 

پاسخی گیرد ز من از دره های یوش 

 

 

پیغام گیر شاملو : 

بر آبگینه ای از جیوه ء سکوت

سنگواره ای از دستان آدمی

تا آتشی و چرخی که آفرید

تا کلید واژه ای از دور شنوا 

در آن با من سخن بگو 

که با همان جوابی گویمت

آنگاه که توانستن سرودی است 

 

 

پیغام گیر سایه :

ای صدا و سخن توست سرآغاز جهان 

دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان 

گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد 

به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز کتمان 

 

 

پیغام گیر فروغ :

نیستم.. نیستم..اما می آیم.. می آیم ..می آیم

با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار می آیم..

می آیم ..می آیمو آستانه پر از عشق می شودو من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند سلامی دوباره خواهم داد

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=1082
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

satirical-poem

طنز دانشجو و استاد

همانطور که می دانید همیشه برای دانشجو و استاد اشعار و متن های طنزی می …

2 نظرات

  1. خیلی باحال بود ممنون عالی بود آسمونی جون 😉

  2. واقعا جالب بودن
    ولی میخوام بدونم شعرها واقعا مال خود شاعراست یا ساختگی؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.