تازه های آسمونی
خانه > سرگرمی > شعر طنز > خواستگاری خر (قسمت دوم)
  • طراحی سایت
  • ساحل گشت - تور کانادا
  • مشاورین املاک کوهک
  • loading...

    خواستگاری خر (قسمت دوم)

     

     

    صبح هر روز مادرم غُر زد

    خواهرم هِی به من تلنگر زد

     

    که بیا زن بگیر آدم شو

    فارغ از غصّه‌های عالم شو

     

    که بیا زن بگیر پیر شدی

    بی‌نهایت بهانه‌گیر شدی

     

    زن نداری، عبوس و غمگینی

    زندگی را سیاه می‌بینی

     

    زن بگیری همیشه کیفوری

    از غم و غصّه تا ابد دوری

     

    آسمان رنگ تازه می‌گیرد

    از تو دنیا اجازه می‌گیرد

     

    شاه داماد می‌شوی پسرم

    پادشاهی کن، ای تو تاج سرم

     

    هر چه تلخیست می‌شود شیرین

    یک نباتیست که… بیا و ببین…

     

    زندگانیت می‌شود روشن

    ناگهان از شرار ِ تابش ِزن

     

    می‌کند روشن از خودش، شب تار

    جان تو مثل نور لامپِ هزار!

     

    کاملاً روبراه خواهی شد

    مثل خورشید و ماه خواهی شد

     

    سر و وضعت ردیف… جنتلمن

    صاف و صوف و اتو کشیده… خَفَن

     

    جمع خواهی شد از خیابان‌ها

    از سر کوچه‌ها و میدان‌ها

     

    خانه‌ات توی «کوچه‌ی خوشبخت»

    مثل خانی نشسته‌ای بر تخت!

     

    ***

    الغرض گفت و گفت… خامم کرد

    عاقبت خر شدم… حرامم کرد

     

    خانواده نشست و شورا کرد

    هر که از ره رسید غوغا کرد

     

    عمه می‌گفت دختر فامیل

    خاله می‌گفت با کدام دلیل؟!

     

    مادرم فکر دختری زیبا

    خواهرم کرده بود فتنه به پا

     

    بر سر ما بگو مگو شده بود

    الغرض، خانه بَل‌بَشو شده بود

     

    تا سر انجام شد قرار چنان

    که دهند این جدال را پایان

     

    جمع دنبال دختری باشد

    که سری بر تر از پری باشد

     

    دختری باحیا و شوهر دوست

    که جهان مات حُسن خلقت اوست

     

    از هر انگشت او هنر ریزان

    پیش قدّش چنار آویزان!!!

     

    خاندانش اصیل و صاحب حال

    «حال» یعنی که پول و مال و منال

     

    – خاندانی که نیست صاحب حال

    وصلتش نیست جز عذاب و وبال

     

    – هرچه باشد برادرش کمتر

    مشکلاتش کم و شَرش کمتر

     

    – دختران یکیّ و یکدانه

    بهترین همسرند و همخانه

            

    بحثشان سوژه خنده بود فقط

    باب اشعار بنده بود فقط

     

    چه بگویم چگونه و چون بود

    مثل فیلم «کتاب قانون» بود

    + سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


    امتیاز شما به این صفحه:
    1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 2٫00 out of 5)
    Loading...

    < اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

    🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=15450
    loading...
  • تبلیغات در آسمونی
  • شبکه اشتراک ویدئو واو
  • ترنج - مجری دکوراسیون داخلی
  • کانال تلگرام آسمونی
  • اینم جالبه !

    فطر آمده خوردنی فراوان بخورید

    از آن جا که برای همه مناسبت ها شعر طنز سروده شده است. عید فطر …

    11 دیدگاه

    1. خر ها خیلی بی ادب هستند

    2. خسته نباشی سایت زیبا و جالبی داری و معتومه خیلی برایش زحمت کشیدی
      در ضمن لطفا نام شاعر این شعر (خواستگاری خر) را بپرسم؟ باز هم ممنون

      • --> آسمونی

        ممنون از شما
        متاسفانه ما در تحقیقی که داشتیم نامی از ایشان پیدا نکرده ایم

    3. خیلی خوب بود عزیزم

    4. براووووووووووخیلی جالب بود ممنون 😉

    5. بسیار جالب بودممنونم

    6. باحال بود

    7. :))))))
      دستت درد نکنه انقد واسه این سایت زحمت کشیدی همش باحاله

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.