تازه های آسمونی
خانه > سرگرمی > شعر طنز > شعر طنز سلام
  • املاک کوهک
  • تبلیغات در آسمونی
  • شعر طنز سلام

    hi-satirical-poem 

    دختری از کوچه باغی میگذشت

    یک پسر در راه ناگه سبز گشت

    در پی اش افتاد و گفتا او سلام

    بعد از ان دیگر نگفت او یک کلام

    دختر اما ناگهان و بی درنگ

    سوی او برگشت مانند پلنگ

    گفت با او بچه پروی خفن

    می دهی زحمت به بانویی چو من؟

    من که نامم هست آزیتای صدر

    من که زیبایم مثال ماه بدر

    من که در نبش خیابان بهار

    میکنم در شرکت رایانه کار

    دختری چون من که خیلی خانمه

    بیشت و شش ساله، مجرد، دیپلمه

    دختری که خانه اش در شهرک است

    کوی پنجم، نبش کوچه، نمره شصت

    در چه مورد با تو گردد هم کلام

    با تو من حرفی ندارم والسلام!!!

    + سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


    امتیاز شما به این صفحه:
    1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
    Loading...

    < اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

    🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=78383
    loading...
  • تبلیغات در آسمونی
  • شبکه اشتراک ویدئو واو
  • ترنج - مجری دکوراسیون داخلی
  • موسسه حقوقی ثبتی آماتیس
  • کانال تلگرام آسمونی
  • اینم جالبه !

    شعری از شوهر مظلوم

    آسمونی : شعری از شوهر مظلوم از آن روزی که اینترنت بنا شد زن خونه …

    نظرات

    1. واقعآ خیلی خوبه

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.