در تلگرام منتظر شما هستیم
عضویت در کانال آسمونی
صفحه اصلی > سرگرمی > داستان طنز > داستان طنز راننده تاکسی
تبلیغات اینترنتی

داستان طنز راننده تاکسی

 

The comic story of a taxi driver and passenger داستان طنز راننده تاکسیچهار تا رفیق میخوستن سوار تاکسی بشن ولی پولی نداشتن که بدن! با خنده ﻗﺮﺍﺭ میذارن وقتی به مقصدشون رسیدن چهارتایی پیاده بشن و فرار کنن!
وقتی به مقصد میرسن چهارتایی شون در های ماشین رو باز میکنن و شروع میکنن به فرار! ﻣﯿﺮﻥ ﺗﺎ ﻣﯿﺮﺳﻦ ﺑﻪ ﯾک ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺗﺎﺭﯾﮏ اینقدر تاریک که ﻫﯿﭽﮑسی کس دیگه ای رو نمی دید فقط صدای نفس نفس زدنشون شنیده می شد!
یکی از اون چهارتا زد رو شونه ﺑﻐﻠﯿﺶ ﮔﻔﺖ ﻓﮑﺮﺷ رو بکن الآن ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ داره !
طرف برگشت گفت: بابا راننده منم، فقط بگین چی شده !؟

خخخخخ من که از این داستان کوتاه طنز خیلی خندیدم امیدوارم شما هم از این داستان خنده دار لذت برده باشید. 

+ عضو تلگرام آسمونی شوید: کانال تلگرام

امتیاز شما به این صفحه:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
Loading...
< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=139632
تبلیغات اینترنتی
کانال تلگرام آسمونی

اینم جالبه !

داستان طنز سرکاری

یک داستان سرکاری بسیار جالب را می توانید در ادامه این مقاله آسمونی بخوانید. اتومبیل …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تبلیغات اینترنتی