تازه های آسمونی
خانه > سرگرمی > داستان طنز > مرگ و مرد (طنز)
  • طراحی سایت
  • ساحل گشت - تور کانادا
  • مشاورین املاک کوهک
  • loading...

    مرگ و مرد (طنز)

    یارو نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش …

    مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت ..

    مرده یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعدا …

    مرگ : نه اصلا راه نداره. همه چی طبق برنامست. طبق لیست من الان نوبت توئه …

    مرده گفت : حدداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر …

    مرگ قبول کرد و مرده رفت شربت بیاره. توی شربت 2 تا قرص خواب خیلی قوی ریخت …

    مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت .

    مرده وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد نوشت آخر لیست ... و منتظر شد تا مرگ بیدار شه …

    مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت…

    بخاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم …

    + سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


    امتیاز شما به این صفحه:
    1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
    Loading...

    < اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

    🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=20218
    loading...
  • تبلیغات در آسمونی
  • شبکه اشتراک ویدئو واو
  • ترنج - مجری دکوراسیون داخلی
  • کانال تلگرام آسمونی
  • اینم جالبه !

    داستان طنز خنده دار کوتاه

    پبرای همه ما خواندن داستان کوتاه خنده دار و طنز، دلنشین و جذاب است و …

    4 دیدگاه

    1. اخه من نمیدونم وقتی اسمتوپاک کردی چرادوباره نوشتیش

    2. خیلی خوب بود .منظور این بوده که از دست تقدیر ،راه فراری نیست ، ممکنه بتونی یه کم پس و پیشش کنی ولی نهایتا” آونچه برات مقدر شده به وقوع میپیونده .

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.