تازه های آسمونی
خانه > مناسبت های روز > ۹ ذی الحجه – شهادت حضرت مسلم و هانی بن عروه – ۶۰ ق
املاک کوهک
فولاد صنعت صداقت
تبلیغات اینترنتی

۹ ذی الحجه – شهادت حضرت مسلم و هانی بن عروه – ۶۰ ق

moslem-ebn-aghil-By-SHIAWALLPAPERS-800x450

آسمونی :  در سال ۶۰ ه‍ محمد بن کثیر و پسرش در کوفه به جرم مهماندارى و طرفدارى از مسلم بن عقیل (علیه السلام ) به شهادت رسیدند.

در شب عرفه جناب مسلم بن عقیل (علیه السلام ) به منزل طوعه رفتند. در روز عرفه سال ۶۰ ه‍ که چهارشنبه بود جناب مسلم بن عقیل و هانى بن عروه را در کوفه شهید کردند.

حضرت مسلم در آن موقع تنهای تنها ماند و حتی یک نفر با او نبود که او را به منزل ببرد.لاجرم در کوچه های کوفه مشغول قدم زدن شد. به خانه ای رسید که پیرزنی دم درب آن ایستاده بود. آن زن طوعه کنیز اشعث بن قیس بود که او را آزاد کرده بود.

طوعه پسری داشت که هنوز به خانه نیامده بود.حضرت مسلم به طوعه گفت: قدری آب به من بده. طوعه آب برای او آورد. جناب مسلم آشامید و نشست. طوعه گفت: مگر آب نخواستی پس چرا اینجا نشسته ای؟

حضرت مسلم گفت: من غریبم و کسی را در این شهر ندارم. امشب به من پناه بده. طوعه گفت: قضیه شما چیست؟ حضرت مسلم خودش رامعرفی کرد. طوعه او را با احترام به داخل خانه راهنمایی کرد و اتاقی برای او مهیا نمود و برای او غذا آورد.

بلال پسر آن زن مومنه به خانه برگشت و دید که مادرش به اتاقی رفت و آمد می کند. از مادرش پرسید جریان رفت و آمد تو به آن اتاق چیست؟ طوعه پسرش را قسم داد که رازی را به او می گوید و او نباید به کسی بگوید. سپس گفت: حضرت مسلم به خانه ما پناه آورده است.

اما بلال که جوانی عیاش و هرزه گرد بود این خبر را به گوش محمد بن اشعث گفت و او هم موضوع را به گوش ابن زیاد رساند. پس به فرمان ابن زیاد ۷۰ نفر سوار مسلح به خانه طوعه شتافتند.

با نزدیک شدن آنها به خانه طوعه حضرت مسلم صدای پای اسبان را شنید و یقین کرد که برای دستگیری او آمده اند. زره پوشید و از خانه خارج شد و با آنها قتال کرد و چندین تن از سربازان را به هلاکت رساند.

هیچ کس هم جرات نزدیک شدن به او را نداشت. تا اینکه چندین بار پسر اشعث گفت: ابن زیاد قصد کشتن تو را ندارد. من به تو امان می دهم. اما باید با ما به قصر الاماره بیایی. سرانجام حضرت مسلم را نزد ابن زیاد بردند و پس از گفتگوهایی که بین جناب مسلم و ابن زیاد ملعون صورت گرفت و توهین هایی که به او شد ابن زیاد دستور داد که او را به بالای بام ببرند و سر مبارکش را از تن جدا کنند.

حضرت مسلم قبل از شهادتش وصیت نامه ای به عمر سعد داد که مضمونش این بود:

به سبب خویشاوندی که بین ماست انجام وصیت مرا بپذیر. زره و شمشیر مرا بفروش و هفتصد درهم قرض مرا به فلانی بده. بعد از کشتن من بدنم را دفن کن. به امام حسین(ع) اطلاع بده که به سمت کوفه نیاید. چون من به او نوشته ام که کوفیان همگی منتظر قدوم شما هستند.

عمر سعد وصیتنامه را به ابن زیاد داد لیکن آن ملعون گفت: که ما را کاری به مال او نیست. بدنش هم سزاوار دفن کردن نیست چون بر ما طاغی شد و اگر هم (امام) حسین اراده نکند که به کوفه بیاید ما اراده نخواهیم کرد که به سوی او برویم.

از آن سو هم هانی را دور بازار گرداندند و گردنش را زدند. هانی ۸۹ ساله بود و از اعیان شیعه بود و در جوانی با پیامبر(ص) هم صحبت شده بود. پس از به شهادت رساندن مسلم و هانی پیکر آن دو بزرگوار در کوچه های کوفه گردانده شد. پس از آن گروهی از قبیله هانی غیرت به خرج دادند پیکر ایشان را پایین آورده دفن کردند و بر آنان نماز خواندند.

+ سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


امتیاز شما به این صفحه:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
Loading...

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=77333
  • خدمات اینترنت پرسرعت بیسیم - شبکه رسانه
  • ترنج - مجری دکوراسیون داخلی
  • موسسه حقوقی ثبتی آماتیس
  • تبلیغات در آسمونی
  • کانال تلگرام آسمونی
  • اینم جالبه !

    ۲۷ آذر ، روز وحدت حوزه و دانشگاه

    آسمونی : ۲۷ آذر در تقویم جمهوری اسلامی ایران، به مناسبت روز شهادت آیت‌الله مفتح …

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.