تازه های آسمونی
صفحه اصلی > تقویم تاریخ > تقویم تاریخ هشتم شهریور – سی ام آگوست
تبلیغات اینترنتی

تقویم تاریخ هشتم شهریور – سی ام آگوست

8shahrivar 30august تقویم تاریخ هشتم شهریور   سی ام آگوست

  

تقویم تاریخ روز هشتم  شهریور خورشیدی برابر با  سی ام آگوست میلادی

رویدادها و وقایع تاریخی در چنین روزی  (8 شهریور – 30 آگوست) به شرح زیر می باشد :

 

 

 

* رویدادهای ملی

 

 

 

8 شهریور 1385

 نجیب محفوظ نویسنده برجسته مصری و برنده جایزه ادبی نوبل در 95 سالگی درگذشت.

 

8 شهریور 1360

 محمد علی رجائی (رئیس جمهور)‌ و محمدجواد باهنر (نخست‌وزیر) در انفجار بمب در ساختمان نخست وزیری به شهادت رسیدند. سازمان مجاهدین خلق (منافقین) مسئولیت این انفجار را بر عهده گرفت.

 

8 شهریور 1348

 سیدضیأ الدین طباطبایی ـ عامل کودتای سوم اسفند 1299 ـ در 80 سالگی در تهران درگذشت‌.

 

8 شهریور 1348

 دولت ایران اطلاعیه 4 شهریور دولت عراق در مورد ممنوعیت ورود کالاهای ایرانی به عراق را محکوم کرد و متعاقباً سفیر خود را از بغداد فرا خواند.

 

8 شهریور 1346

 آیت الله میلانی در جلسه درس خود از یورش مجدد ساواک به مدرسه فیضیه قم اظهار تأسف کرد. آیت الله العظمی گلپایگانی و شریعتمداری نیز در اعتراض به همین حادثه از شرکت در نماز جماعت خودداری کردند.

 

8 شهریور 1322

قوای شوروی و انگلیس بسیاری از رجال ایرانی و افسران ارتش را به اتهام همکاری با آلمان بازداشت و زندانی کردند. از جمله دستگیر شدگان سرلشکر فضل الله زاهدی بود که به زندان انگلیسی‌ها در فلسطین برده شد.

 

8 شهریور 1320

از سوی دولت فروغی، در تهران حکومت نظامی اعلام شد وسپهبد امیراحمدی فرماندار نظامی تهران شد.

 

8 شهریور 1303

 سردار سپه رئیس الوزراء، کابینه خود را تشکیل داد. این کابینه تا 28 آذر 1304 برقرار بود .

 

8 شهریور 1299

کنفرانس ملل شرق در باکو تشکیل شد. در این کنفرانس هسته‌های اولیه احزاب کمونیستی در کشورهای آسیایی شکل گرفت‌.

 

8 شهریور 1297

ابراهیم منشی زاده و اسدالله ابوالفتح زاده ـ اعضای موثر کمیته مجازات ـ هنگام فرار، هدف گلوله قرار گرفتند و به قتل رسیدند.

 

8 شهریور 1286

 وزیر مختار انگلیس، قرارداد تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ روسیه و انگلستان را طی یادداشتی تسلیم وزارت امور خارجه ایران کرد.

 

8 شهریور 1286

میرزا علی اصغرخان اتابک ـرئیس الوزرا ـ مقابل در مجلس شورای ملی ترور شد. قاتل وی بلافاصله خودکشی کرد.

 

 8shahrivar 30august4 تقویم تاریخ هشتم شهریور   سی ام آگوست

 

* رویدادهای جهانی

 

30 آگوست 2005

توفان دریایی کاترینا و تلفات و زیانهای سنگینی که به ایالات متحده آمریکا وارد ساخت

30آگوست 2005 توفان دریایی «کاترینا» که از قبل پیش بینی شده بود سواحل جنوبی ایالات متحده آمریکا (سواحل شمالی خلیج مکزیک) را درهم کوبید که بیشترین آسیب به شهر بندری نیوارلیان (در ایالت لوئیزیانا) وارد آمد. این توفان به مناطق ساحلی ایالت

های میسی سی پی، تکزاس و فلوریدا هم آسیب زد. جمع تلفات کاترینا 1836 کشته و زیانهای مالی وارده از آن به ایالات متحده آمریکا 115 میلیارد دلار گزارش شده بود. این توفان در زمان خود همچنین برخی ضعف های ادارای (بوروکراسی) آمریکا را آشکار

ساخت که تا مدتی وسیله انتقاد از دولت جورج دبلیو بوش رئیس جمهور وقت این کشور و فرمانداران محلی قرار گرفته بود.

 

30 آگوست 2004

یک کارشناس و تحلیلگر مسائل ایران در وزارت دفاع آمریکا متهم به جاسوسی برای اسرائیل شد

جمعه شب (30 آگوست 2004)، شبکه تلویزیونی سی بی اس با قطع برنامه اخبار خود از کشف جاسوسی برای اسرائیل در پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) و در دستگاه «داگلاس فیت Douglas Feith» معاون وقت وزارت دفاع و

از پالیسی سازها، که بررسی برنامه های این وزارتخانه در خاور میانه و به ویژه ایران و عراق در دست بود خبرداد.

 طبق گزارشهای اولیه رسانه ها، یک تحلیلگر ارشد وزارت دفاع آمریکا مفاد اسناد طبقه بندی شده مربوط به مذاکرات و بررسی ها و طرح و برنامه های کاخ سفید به ویژه درباره ایران و قبلا عراق را به منابع اسرائیلی منتقل می کرد

و اف. بی. آی (پلیس امنیت داخلی آمریکا) از طریق تعقیب و مراقبت و شنود مکالمات و کنترل کامپیوتر این فرد متوجه این فعالیت شده بود. طبق عکسی که ماموران اف.بی.آی گرفته بودند، این اطلاعات از سوی تحلیلگر پنتاگون به

کارکنان «لابی» اصلی اسرائیل در آمریکا که گروهی متنفذ است منتقل می شدند. داگلاس فیت (متولد 1953 و از یهودیان لهستانی تبار آمریکا) که پس از اشغال نظامی عراق، مطالعات خودرا روی ایران متمرکز ساخته بود مرد

شماره 3 پنتاگون بشمار می آمد. طبق معمول، مقامات دولت اسرائیل همان وقت اتهام جاسوسی تازه را رد کردند. این نخستین مورد جاسوسی برای اسرائیل در آمریکا نبوده است که میان دو کشور روابط دوستانه تنگاتنگ وجود دارد. 

لس آنجلس تایمز 29 آگوست 2004 گزارش داد: فردی که اف. بی. آی روی او انگشت گذارده، یک سرهنگ ذخیره نیروی هوایی به نام «لاری فرانکلین» است که پس از جنگ سرد دو بلوک، زبان فارسی یاد گرفته و به صورت یک

کارشناس امور و مسائل ایران درآمده و در پنتاگون تحلیلگر عالیرتبه سیاستهای آمریکا درقبال ایران، و مورد اعتماد وولفویتس و دوگلاس فیث مقامات شماره 2 و شماره 3 (وقت) در وزارت دفاع آمریکا بود.

داگلاس فیث که از جولای 2001 تا آگوست 2005 معاون وزارت دفاع آمریکا بود بعدا استاد درس پالیسی امنیت ملی در دانشگاه جورج تاون شد و اینک در چند انستیتوی مطالعات استراتژی امنیت ملی معروف به تینک تانک کار

تحقیق و نظر دهی دارد.

    

30 آگوست 2004

راهپیمایی و اعتراض صدها هزارنفری در خیابانهای شهر نیویورک برضد جنگ، ولی …

بعد از ظهر یکشنبه 29 آگوست 2004 و در گرمای 89 درجه فارنهایت یک راهپیمایی بزرگ ضد جنگ در خیابانهای نیویورک انجام شد. شبکه تلویزیون کابلی «سی ـ سپن» عبور این تظاهرکنندگان را از «مدیسن سکور گاردن»، و

مقابل محل کنوانسیون حزب جمهوریخواه که قرار بود از سی ام آگوست جلسات چهار روزه خود را آغازکند مستقیما پخش کرد که پنج ساعت طول کشید. نیویورک تایمز، روزنامه چاپ این شهر، عده تظاهر کنندگان را 250 هزار تن

گزارش کرده بود. گردانندگان تظاهرات این رقم را نزدیک به چهارصد هزار نفر ذکر کرده بودند. پلیس حاضر به اعلام برآورد خود از شمار تظاهرکنندگان نشده بود.

 تظاهرکنندگان با خود تابوت هایی که روی آنها پرچم آمریکا کشیده شده بود به علامت مرگ نظامیان آمریکایی در عراق حمل می کردند و شعار ضد جنگ می دادند. راهپیمایان فاصله 20 بلوک خیابان را پُر کرده بودند. با وجود این،

پلیس در 29 آگوست تنها 134 تن را دستگیر کرد. کنوانسیون سراسری حزب جمهوریخواه به منظور شنیدن نطق های جورج بوش و معاون او چنی و تعیین آنان به عنوان نامزدان حزب در انتخابات آتی ( 62 روز بعد در نوامبر

2004) بر پا شده بود. در این کنوانسیون نزدیک به 2500 نماینده (دلیگیت) حزب جمهوریخواه از نقاط مختلف آمریکا گرد آمده بودند. باوجود این تظاهرات انبوه و مخالفت های دیگر؛ در نوامبر آن سال باردیگر جورج بوش به ریاست

جمهوری آمریکا انتخاب شد و به حکومت خود ادامه داد.

 

30 آگوست 2004

یک میلیارد و پانصد میلیون دلار غرامت هوسبازی 60 کشیش کاتولیک در لس آنجلس!

به گزارش 29 آگوست 2004 لس آنجلس تایمز، سرکشیش کلیساهای منطقه لس آنجلس و آرنج کاونتی در ایالت کالیفرنیا باید بابت هوسبازی 60 کشیش که برای پوشیدن این لباس حق ازدواج را از خود سلب کرده اند جمعا یک میلیارد و

پانصد میلیون دلار به خانواده های نزدیک به پانصد پسر که در زمان تعرض کشیشها به آنان، کمتر از سن قانونی بودند بپردازد تا رضایت آنان جلب شود. این بزرگترین غرامتی است که کلیسای کاتولیک بابت این کار می پردازد. دادگاه

قبلا تصمیم گرفته بود که «سرکشیش» کلیساها در منطقه بکوشد در خارج از دادگاه از خانواده این پسران و یا خود آنان که به سن رشد رسیده اند جلب رضایت شود تا حکم مجازات صادر نگردد و پرونده مختومه شود. بر این پایه، توافق

حاصل شده است که به هر شاکی، جهت جلب رضایت سه میلیون و یکصد هزار دلار پرداخت شود. در سالهای اخیر در برخی از کشورها به ویژه آمریکا، صدها کشیش کاتولیک متهم به هوسبازی (عمدتا پسربازی) شده و پیرامون آنان

جنجال بپاشده بود ولی تا سال 2004 غرامتی به این سنگینی برای قربانیان تعیین نشده بود.

 

30 آگوست 2003

نظر شیراک درباره بازگشت حاکمیت عراق و …

ژاک شیراک رئیس جمهوری وقت فرانسه 30 آگوست 2003 گفت که حاکمیت و قدرت سیاسی در عراق باید بی درنگ به مردم این کشور منتقل شود و این کار زیر نظر سازمان ملل صورت گیرد، حتی اگر توان این سازمان برای

انجام این کار کافی نباشد. شیراک با بیان این مطلب به طور ضمنی این نظر تازه دولت آمریکارا که نیروهایی از کشورهای دیگر، اما تحت فرماندهی آمریکا در عراق مستقر شوند ردّ کرد. قبلا آلمان، سوریه و مکزیک از اعضای دوره ای

(وقت) شورای امنیت با این نظر دولت آمریکا مخالفت کرده بودند. با وجود این، چند کشور و عمدتا به صورت سمبولیک شماری نظامی به عراق فرستادند تا عنوان نیروهای اشغالگر «نظامیان کشورهای موتلفه» باشد که این مؤتلفین

بعدا و یکی بعد از دیگری از عراق خارج شدند. در سال 2003 و پس از انتشار اظهارات شیراک، چند مفسر آمریکایی در اظهار نظرهای خود ضمن به اشاره به کودتاهای نظامی متعدد در عراق در دهه های 1950 و 1960 نوشته

بودند که نگرانی از آن است که عراق پس از خروج کامل آمریکا بازهم دچار کودتا از همان دست شود. به باور این مفسران، استقرار دمکراسی به صورتی که در غرب وجود دارد در عراق به خاطر اختلاف نژاد و مذهب و دعاوی

تاریخی اگر محال نباشد بسیار دشوار است مخصوصا که عراق قبلا یک کشور واحد و مستقل نبوده و محصول نتایج جنگ جهانی اول است و هزاران مسئله پیچیده دیگر. 

دولت آمریکا واحدهای اصطلاحا رزمنده خودرا در آگوست 2010 از عراق منتقل کرد ولی حدود 50 هزار نظامی دیگررا که حق دفاع مسلحانه از خود دارند در آنجا باقی گذارده با دهها قرارگاه. طبق گزارش مقامات مربوط،

نظامیان باقیمانده آمریکایی وظایف آموزشی و از این قبیل دارند.

 

30 آگوست 1991

روزی که حزب کمونیست شوروی منحل شد ـ حزبی که نتوانست در طول 74 سال حکومت خود تفکر سوسیالیستی، مردمدوستی و حق گرایی را در مردم به وجود آورد

30 آگوست 1991 و در پی شکست کودتای ضد گورباچف (که زیاد هم جدّی نبود) حزب کمونیست شوروی ممنوع الفعالیت شد. قبل از انحلال، گورباچف از ریاست آن کناره گیری کرده بود!. این حزب 74 سال حکومت آن جماهیریه

را به دست داشت و تنها حزب اتحاد جماهیر شوروی بود. این حزب که با انقلاب بلشویکی اکتبر 1917 زمام امور را به دست گرفته بود همان اشتباهاتی را مرتکب شد که انقلاب فرانسه، انقلابهای اروپا و آمریکای لاتین و … کرده و

شکست خورده بودند ازجمله عدم تنظیم برنامه از قبل برای اداره کشور و کوتاهی در پرورش مدیر واجد شرایط برای اداره امور و اجرای برنامه ها، انتصابات غلط و توام با ملاحظات حزبی، ایجاد طبقه حزبی ها، وجه نکردن به انتقاد و

پیشنهادهای اتباع، دادن گزارش ها و آمارهای خلاف واقع، بی توجهی به حقوق طبیعی هر تبعه، ترویج و گسترش مادیگری، بی وطنی و …. این حزب در طول 74 سال حکومت حتی نتوانست تفکر سوسیالیستی، مردمدوستی و رعایت

قانون و حق در مردم ـ مردمی که در دوران حکومت آن به دنیا آمده و بزرگ شده بودند به وجود آورد که فساد اداری ـ اقتصادی و مافیابازی های پس از فروپاشی نتیجه آن است. 

 پس از فروپاشی شوروی، دو حزب کمونیست در روسیه بوجود آمده است. یکی از این دو حزب که خودرا وارث اصلی حزب کمونیست شوروی می داند به قدری کوچک است که حتی یک نماینده در پارلمان (دوما) ندارد و این، نشانه

نارضایی مردم از گذشته آن است. به گزارش منابع غرب، وضعیت عمومی در روسیه پس از فروپاشی شوروی بهتر از گذشته نشده است. مجله خبری نیوزویک (در شماره سی ام آگوست 2010) در گزارشی مشروح نوشته بود:

روسهای صاحب حرفه و فن از وطن خود گریزانند و مهاجرت می کنند زیرا از وضعیات اداری و رفتار پلیس و ناامنی و … روسیه راضی نیستند.   مدتی پس از انحلال، در جمهوری های استقلال یافته نیز احزاب کمونیست تجدید حیات

کرده اند ولی همچنان خارج از حکومتند و در اقلیت.

حزب کمونیست شوروی که 29 آگوست 1991 ممنوع الفعالیت شد در سال 1912 از تجزیه حزب سوسیال دمکرات کارگران امپراتوری روسیه به دو جناح بلشویک (اکثریت) و مِنشویک (اقلیت) بوجود آمده بود. جناح افراطی

بلشویک، انقلاب اکتبر 1917 را به راه انداخت و با تغییر نظام روسیه [نظام لیبرال دمکرات روسیه که از فوریه 1917 پس از کنار رفتن تزار بر سر کار آمده بود] زمام این کشور را به دست گرفت و پایتخت را از سن پترزبورگ به

مسکو منتقل کرد. این حزب با ایجاد ارتش سرخ مرکب از کارگران و کشاورزان جنگ داخلی پس از انقلاب را بُرد که قدرت های جهانی وقت (بویژه انگلستان، آمریکا و ژاپن) آن را دامن می زدند. در سال 1918 نام این حزب از

بلشویک به حزب کمونیست تغییر یافت، از سال 1925 حزب کمونیست اتحادیه روسیه و سپس حزب کمونیست اتحاد شوروی نام گرفت. این حزب حاکم دارای یک کمیته مرکزی بود که اعضای «پولیت بورو» را انتخاب می کرد و

همچنین یک کنگره سالانه عمومی و یک دبیرکل داشت. کنگره سالانه که ظاهرا جای هرگونه بحث و انتقاد و طرح نظرات تازه و تصمیمگیری بود به تدریج برنامه و نظم خودرا از دست داد و دبیرکل حزب همه قدرت را قبضه کرد.

امتیازات سران حزب و حتی اعضای آن زیاد شد [برای مثال: فروشگاه ویژه، بیمارستان اختصاصی، اقامتگاه لوکس و … برای خود ایجاد و دارای اتومبیل دولتی و راننده و پیشخدمت شدند؛ حال آنکه لنین و زنش در دو اتاق زندگی و

غذایشان را شخصا تهیه می کردند، که بهتر از غذای مردم معمولی هم نبود]. همین وضعیت و منع تدریجی انتشار انتقاد افراد از مقامات دولتی و حزبی در روزنامه ها (که همه آنها دولتی و حزبی بودند و در آغاز کار همه نامه هارا

منتشر می کردند و رسیدگی می شد و قرار هم همین بود)، همچنین بی اعتنایی نسبت به نامه ها و شکوه و شکایات مردم و بدون جواب و اقدام گذاشتن این نامه ها، توزیع مقامات میان بستگان و نزدیکان، سختگیری در ارتقاء به عضویت

رسمی حزب، لوکس گرایی و افزایش تشریفات و کاهش دلسوزی برای جامعه و … حزب و دولت را (که عملا از هم جدا نبودند) به بوروکراسی و در موارد متعدد اشتباه و فساد آلوده ساخت و شکست داد. اگر چنین نشده بود، افرادی

همچون میخائیل گورباچف به دبیرکلی حزب و یلتسین به دبیری حزب کمونیست شعبه مسکو منصوب نمی شدند و آن همه عقب نشینی و بالاخره فروپاشی انجام نمی شد. فروپاشی آسان اتحاد شوروی ـ و به قولی آسانتر از نوشیدن آب ـ

بزرگترین رویداد در طول تاریخ بشر است ولی هنوز آنطور که باید بازتاب و شرح داده نشده است و دست هایی در کار است که مانع از بررسی و پژوهش «پلیس گونه» تاریخنگاران در این زمینه شده و بر معمّای قضیه افزوده است! و

ادامه کم و بیش مسائل در 15 جمهوری شوروی سابق، تردیدهارا چند برابر کرده است.

 

30 آگوست 1964

تئودوراکیس آهنگساز ـ سیاستمدار یونانی: کنترل بانکها و رسانه ها در جهان غرب در دست یهودیان است

میکیس تئودوراکیسMikis Theodorakis آهنگساز بلندآوازه یونانی که در 1964 با ساختن آهنگهای فیلم «زُربای یونانی» به شهرت دست یافت مدعی شده است که یهودیان کنترل آمریکا، و نیز سیاست پولی (بانکهای بزرگ) و

رسانه ها (رسانه های مادر که سایر رسانه ها از آنها تغذیه می کنند) را در کشورهای کلیدی جهان غرب به دست دارند.

تئودوراکیس 27 آگوست 2004 گفت که یهودیان با به دست گرفتن این دو عامل قدرت (سیاست پولی و رسانه ها)، خو را درجهان صاحب اختیار کرده اند. وی (متولد 29 جولای 1925) افزود که یهودیان آمریکا بیشتر بانکها و

رسانه های عمومی این کشور را قبضه کرده اند، یعنی جیب و مغز آمریکاییان در دست آنان است. وی ضمن ادعا گفت: از آنجا که کنترل دولت آمریکا در دست یهودیان این کشور است، آمریکاییان و جهانیان آگاه هر بد و خوب آن دولت

را به حساب یهودیان می نویسند. تئودوراکیس تاکید کرد که بیان این حقایق دشمنی با یهودیان نیست؛ او تنها نظر خود را بیان می دارد.

 تئودوراکیس قبلا و در نوامبر سال 2003 با بیان یک مطلب ضد یهودیان خشم آنان را برانگیخته بود. وی برای کاستن از این خشم حاضر شد که 27 آگوست 2004 با روزنامه اسرائیلی «هاآرتص» مصاحبه کند و در این مصاحبه

بود که گفت یهودیان بر بانکها و رسانه ها مسلط هستند و از این طریق مهار جهان را به دست دارند که کاررا خرابتر کرد و باعث انتقاد تازه و بیش از پیش یهودیان شد.

 اظهارات سال 2003 تئودوراکیس به خود او و دولت یونان آسیب وارد ساخت. به اظهار تئودوراکیس، یهودیان آمریکا از آن پس مانع برگزاری کنسرتهای وی در آن کشور شدند و به علاوه، چون دولت یونان خواست انجمن های

یهود برای ردّ اتهامات تئودوراکیس را نپذیرفت؛ مسافرت به این کشور توریستی را محدود کردند. تئودوراکیس از زمانی که آهنگ سرود ملی فلسطینی ها را نوشت دولت اسرائیل و یهودیان را با خود بد کرده بود که مصاحبه های وی مزید برعلت شد.

 تئودوراکیس در عین حال یک آهنگساز سیاستمدار است. وی که یک چپگرای لیبرال است تاکنون چندبار نماینده پارلمان یونان و یک بار وزیر کابینه این کشور بوده است. مبارزات تئودوراکیس برضد حکومت سرهنگها در یونان

مشهور است. وی از مدافعان حقوق بشر و برضد هرگونه استبداد و سرکوبگری است. تئودوراکیس تحصیلکرده فرانسه است.

 

30 آگوست 1918

اظهارات تأمل برانگیز یک زن سوسیالیست انقلابی که 3 گلوله به لنین زد ـ به اظهار این زن، لنین انحصارگر، سرکوبگر و قاتل ناسیونالیسم روس بود

سی ام آگوست 1918 هنگامی که لنین رهبر انقلاب بلشویکی روسیه و بنیادگذار اتحاد جماهیر شوروی پس از ایراد سخنرانی در یک کارخانه در مسکو برای کارگران، از آنجا خارج می شد تا بر اتومبیل سوار شود هدف سه گلوله که از

تپانچه یک زن خارج شده بود قرار گرفت و از ناحیه گردن و شانه مجروح شد. گلوله ای که به شانه لنین اصابت کرد به ریه او نیز تا حدی آسیب رساند. باوجود این، لنین توانست وارد اتومبیل شود و به کرملین بازگردد و با پای خود به طبقه

دوم ساختمان برود. وی در همان ساختمان (بدون انتقال به بیمارستان) تحت درمان قرارگرفت ولی گلوله ای که به شانه او اصابت کرده بود در بدن لنین باقی ماند که گفته شده است عامل سکته مغزی او در سال 1924 (شش سال بعد)

بود. برخی از مورخان نوشته اند که لنین از بیم توطئه قتل، از انتقال به بیمارستان خودداری کرده بود و خارج ساختن گلوله از بدن او در کاخ کرملین امکان نداشت!.

زن دستگیرشده به اتهام تیراندازی، در بازجویی پلیس سیاسی وقت (چِکا) خودرا Fanya Kaplan متولد دهم فوریه 1890 و از اعضای حزب سوسیالیست انقلابی [حزبی که در انقلاب فوریه 1917 تزار را برکنار کرد و کرنسکی

را روی کار آورد ولی در انقلاب اکتبر همان سال به دست بلشویک ها کنار زده شد] معرفی کرد و گفت که لنین را خائن به سوسیالیسم مورد نیاز روسیه (سوسیال دمکراسی) و یک سرکوبکر تشخیص داد و تصمیم به قتل او گرفت و این

کار را به تنهایی انجام داد. وی افزود که لنین را به این سبب خائن به انقلاب روس ها می داند که از رهگذر خودخواهی، مجمع ملی روسیه را که پس از انقلاب ایجاد شده بود و حزب سوسیالیست انقلابی در آن اکثریت داشت منحل کرد و

به جای آن «ساویت» ایجاد کرد تا پیروان او (بلشویک ها) اکثریت یابند و قدرت در دست او باشد. فانیا گفته بود که لنین، جز مارکسیسم، اشکال دیگر سوسیالیسم را رد کرده و به جای بررسی و تصویب قانون اساسی تازه در مجلس

موسسان مرکب از نمایندگان همه گروهها، این کار حیاتی را بر عهده ساویت ها و نمایندگان فقط بلشویکها گذارده است که عملی دمکراتیک نیست و مغایر وعده های انقلاب است. در جامعه فئودالی روسیه فرضیه کارل مارکس

(کمونیسم) نمی تواند پیاده شود زیراکه توده های روس نه آن را درک می کنند و نه آن را می خواهند. «مارکسیسم» ناسیونالیسم را از روس ها می گیرد و چیزی هم به آنان نمی دهد. ناسیونالیسم روس بود که این کشور مغول زده عقب

مانده را امپراتوری کرد. 

فانیا همچنین گفت که او از 16 سالگی در تظاهرات و انقلابات ضد تزار و فئودالیسم و فساد اداری شرکت می کرد و به همین اتهام اورا دستگیر و به سیبری تبعید کردند که در طول ده سال زندگی سخت در اردوگاه کار اجباری بیش

از نیمی از توان بینایی خودرا از دست داد و علیل شد که پیروزی انقلاب فوریه 1917 وی را آزاد کرد که پس از انقلاب بلشویکها در اکتبر همان سال و برگرداندن ورق، انحلال احزاب، فراری دادن دگراندیشان به خارج از روسیه و در

انحصار بلشویک ها قرارگرفتن همه مدیریت ها در روسیه و همه کاره شدن آنان ـ روسیه فقط متعلق به بلشویک ها ـ پی به خیانت لنین به مردم بُرد و تصمیم به از میان برداشتن او گرفت.

«چکا» بعدا اعلام کرد که نام بانو فانیا در ولادت، Vera figner بوده که به Feiga H. Ryatblat تبدیل کرده که پس از سوء قصد به لنین فانیا معرفی کرده است، خانواده او از یهودیان روسیه است. چکا گفته بود که فانیا پیش از

انقلاب، و پس از شرکت در یک خرابکاری در شهر «کی اف» به سیبری تبعید شده بود و 11 سال در آنجا به صورت زندانی با اعمال شاقه بسر برده بود 

«فانیا» چهار روز پس از تیراندازی به لنین و در سوم سپتامبر 1918 اعدام شد. به نوشته بسیاری از مورخان، کار «فانیا» بهانه به دست بلشویکها داد که 800 تا 1200 تن از مخالفان سیاسی خودرا معدوم سازند. به نوشته شماری

کم از مورخان، تیراندازی به لنین کار تنها «فانیا» نبود، یک توطئه بزرگ بود که «چکا» مصلحت ندیده بود صدایش را درآورد. در آن زمان، روسیه درگیر جنگ داخلی سرخ ها (کمونیستها) و سفید ها (تزاریست ها به علاوه عوامل

قدرت های وقت: انگلستان، آمریکا، فرانسه و ژاپن) بود.

 

30 آگوست 1521

بلگراد و بوداپست در دست عثمانی

30آگوست 1521 بلگراد و 29 آگوست سال 1526 بوداپست به تصرف عثمانی درآمدند و باردیگر دولت استانبول (قسطنطنیه) که جانشین دولت روم شرقی شده بود حاکم بر اروپای جنوبی و مرکزی (بالکان و منطقه دانوب) شد و این

وضعیت قرنها باقی ماند. پیشروی عثمانی در آن منطقه با فتح کوزوو در سال 1389 آغاز شده بود. بلگراد = بیلگراد = بیوگراد (پایتخت صربستان) در زبان اسلاوها به مفهوم «شهر سفید» است. این شهر دو میلیونی از قدیمی ترین

شهرهای اروپاست که قبلا به ترتیب: وینکا، سینگیدونوم و ناندورفهروار Nandoffehervar نامیده می شد. بلگراد در طول دو هزار و شش سال 54 حمله نظامی را از سر گذرانیده است که گلوله باران شدن طولانی آن در آغاز

جنگ جهانی اول معروف است.بوداپست (پایتخت مجارستان) پس از پیروزی عثمانی ها در جنگ موهاکس (موهاچ) به تصرف دولت استانبول درآمد. این شهر از ادغام شهرهای بودا Buda (آب) و پشت Pesht (پست) به وجود آمده

است. این دو شهر در پیافزایش جمعیت و گسترش، به صورت یک شهر واحد درآمده اند که این شهر بوداپست (بوداپشت) نام گرفته است. مردمان ساکن در صربستان، مجارستان، بلغارستان و مناطق اطراف آنها عمدتا آسیایی هایی هستند

که امپراتوری ایران در طول قرنها مانع مهاجرت آنان به ایران زمین شده و آنان را به اروپا فراری داده بود.

 

30 آگوست 30

روزی که کلئوپاترا خودکشی کرد

کلئوپاترا Cleopatra ملکه یونانی تبار مصر پس از شکست تلاشهایش به منظور به دام انداختن “اوکتاویان” امپراتور روم برای حفظ حکومت یونانیان (جانشینان اسکندر که خود از اعقاب آنان بود)، سی ام آگوست سال 30 پیش از میلاد

با نیش افعی دست به خودکشی زد. وی قبلا با هدف ادامه حکومت اسکندریان بر مصر، ژولیوس سزار امپراتور روم را به دام عشق خود گرفتار کرده بود و پس از او، مارکوس آنتونیوس را دلبند و شوهر خود ساخته بود که در جنگی که

میان اوکتاویان (جانشین ژولیوس سزار) و مارکوس روی داد مارکوس شکست خورد. کلئوپاترا که تاریخ مصرف مارکوس را پایان یافته دیده بود با نیرنگ وی را وادار به خودکشی کرد تا بتواند اوکتاویان را به دام اندازد که موفق نشد.

 

 

برخی دیگر از رویدادهای 30 اوت

 

30 آگوست 2006

 “نجیب محفوظ” نویسنده مصری و برنده جایزه نوبل در ادبیات در 95 سالگی درگذشت.

 

30 آگوست 1963

 تلفن مستقیم میان کاخ کرملین و کاخ سفید واشنگتن معروف به تلفن سرخ آغاز بکار کرد تا از یک اشتباهی نظامی که منجر به جنگ اتمی شود جلوگیری بعمل آید.

 

30 آگوست 1944

  نیروهای شوروی که سرگرم عقب زدن ارتش هیتلر از اروپای جنوبی و شرقی بودند؛ شهر بوخارست پایتخت رومانی را از چنگ آنان بیرون آوردند. هدف عمده هیتلر از تصرف رومانی دست یافتن بر ذخایر نفت این کشوربود.

 

30 آگوست 1941

 محاصره شهر لنینگراد (سن پترزبورگ) توسط ارتش هیتلر آغاز شد که مدتها طول کشید.

 

30 آگوست 1922

 میهندوستان ترک به فرماندهی مصطفی کمال (آتاتورک) نبرد 4 روزه با یونان درDumlupinar را بردند که در منطقه کوتاهیه روی داده بود و آخرین نبرد بزرگ دو نیرو بود. به همین مناسبت سی ام آگوست در جمهوری

ترکیه روز پیروزی نامگداری شده و یک روز ملی است. پس از شکست امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول، یونانیان برای جداساختن مناطق یونانی نشین پیشین آناتولی که ریشه در دوران باستان دارد به این مناطق نیروی نظامی

فرستادند که ترکها و عمدتا «خودجوش» دست به مقاومت طولانی زدند. قدرت های وقت در عمل از دعاوی یونانیان حمایت می کردند. اگر مقاومت آن زمان ترکها نبود اینک کشوری به نام جمهوری ترکیه وجود نداشت.

 

 

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=42526
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

23shahrivar-14september

تقویم تاریخ بیست و سوم شهریور – چهاردهم سپتامبر

     تقویم تاریخ روز بیستم   و سوم شهریور خورشیدی برابر با یازدهم سپتامبر …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.