تازه های آسمونی
صفحه اصلی > تقویم تاریخ > تقویم تاریخ دهم شهریور – یکم سپتامبر
تبلیغات اینترنتی

تقویم تاریخ دهم شهریور – یکم سپتامبر

10shahrivar 1september2 تقویم تاریخ دهم شهریور   یکم سپتامبر 

 

  

 

 

  تقویم تاریخ روز دهم  شهریور خورشیدی برابر با یکم سپتامبر میلادی

 

رویدادها و وقایع تاریخی در چنین روزی  (۱0 شهریور –1 سپتامبر) به شرح زیر می باشد :

 

 

 

 

 

  * رویدادهای ملی

 


 

10 شهریور 1385

بر اثر سانحه آتش‌سوزی هواپیمای توپولف ایران ایرتور، دست کم 80 مسافر جان باختند. هواپیما از بندر‌عباس عازم مشهد بود و سانحه در فرودگاه مشهد به وقوع پیوست

 

10 شهریور  1359

سفارت سوئیس در تهران امور کنسولی و دیپلماتیک آمریکا در ایران را عهده‌دار شد.

 

10 شهریور 1357

 صدها دانشجوی ایرانی که در تظاهرات علیه شاه در لوس‌آنجلس شرکت کرده بودند، با پلیس امریکا درگیر شدند.

 

10 شهریور 1341

زلزله در بوئین زهرا 100 دهکده را ویران و بیست هزار نفر را به کام مرگ فرستاد.

 

10 شهریور 1332

لوئی هندرسن سفیر امریکا در یادداشتی به زاهدی آمادگی دولت امریکا را برای پرداخت 22 میلیون و 400 هزار دلار به ایران در قالب «اصل چهار» اعلام کرد‌.

 

10 شهریور 1331

هندرسن ـ سفیر امریکا ـ و میدلتون ـ کاردار انگلیس ـ در تهران در ملاقات با دکتر مصدق پیام مشترک چرچیل و ترومن را تسلیم وی کردند.

 

10 شهریور 1295

 تشکیلاتی به نام «کمیته مجازات‌» به طور مخفی تشکیل شد تا اشخاصی را ترور کند. این کمیته عده زیادی از آدمکشان حرفه‌ای را اجیر کرد.

 

 10shahrivar 1september1 تقویم تاریخ دهم شهریور   یکم سپتامبر

  * رویدادهای جهانی

 

 

1 سپتامبر 2004

گروگانگیری در مدرسه ای در روسیه که به قتل 385 تن منجر شد

یکم سپتامبر 2004 چند چچنی مسلح در شهر بسلان Beslan در Ossetia اوستیای شمالی (جنوب روسیه) وارد ساختمان یک مجتمع آموزشی شدند و دانش آموزان، معلمان و پدران و مادران دانش آموزان را در تالار مجتمع به گروگان گرفتند. یکم سپتامبر

روز گشایش مدارس (آغاز سال تحصیلی) در روسیه است و «روز دانش» نام دارد. به همین جهت پدر و مادر هردانش آموز نیز با او به مدرسه می رود تا در مراسم نخستین روز سال تحصیلی شرکت کند.

این گروگانگیری به خشومت انجامید و با ورود پلیس روسیه به داخل تالار و انفجار و تیراندازی طرفین 385 تن کشته و 785 نفر دیگر مجروح شدند.

 

1 سپتامبر 2003

سرمایه ملی روسها و بی مبالاتی سال 2003! ـ نیاز روسیه به یک خانه تکانی جدّی و گسترده

غرق شدن یک زیردریایی اتمی دیگر روسیه در آخرین روز آگوست 2003 که ضمن این رویداد 9 تن جان باختند نشان داد که بی اعتنایی برخی از روسهای حقوق بگیر دولت در انجام وظایف و حفظ اموال و منافع ملی که از زمان فروپاشی شوروی آغاز شده

بود تا به آن روز ادامه داشت. زیردریایی 40 ساله «ک ـ 151» که برای اوراق شدن، با یدک کش از پایگاهش در منطقه «برینگ» خارج می شد به سبب عدم رعایت اصول و قواعد یدک کشی دریایی و بی دقتی کارکنان مربوط غرق شد و از خدمه آن تنها یک

نفر زنده ماند و خطر آلودگی محیط نیز وجود داشت. 

چندی پیش از آن هم زیردریایی اتمی «کورسک» به سبب بی مبالاتی غرق شده بود. همان زمان گفته شده بود تا زمانی که روانشناسی کارکنان دولت اصلاح نشود ـ با مجازات اخراج فرماندهان و یا قطع یدک کردن کشتی های نظامی از رده خارج شده ـ نمی

توان اطمینان داشت که این قبیل بی مبالاتی ها پایان خواهد یافت. 

برخی از افسران بازنشسته روسیه گفته بودند: این کشتی های به دور انداخته شده، قراضه نیستند و سرمایه ملی هستند و می شود در وقت لازم از آنها استفاده کرد. آیا مقامات میهن ما (روسیه) می دانند که در آمریکا هنوز کشتی های نظامی بازنشسته دوران

جنگ جهانی دوم را برای روز مبادا نگهداری می کنند؟. این وسائلی که مقامات دولت ما نام «قراضه» بر آنها نهاده اند و روزگاری مایه غرور مردم شوروی بودند از سرمایه های ملی روسها هستند که خودرا از رفاه محروم ساختند تا این وسائل ساخته شود و به

آنان غرور بخشد.    یک جامعه شناس روس گفته بود: غرق شدن زیردریایی “ک -151” هشداری بموقع بود تا با انعکاس ضعف ها بعدا چنین بی مبالاتی مشاهده نشود. 

 به گزارش رسانه ها و گفته دیدارگران از روسیه، در پی فروپاشی شوروی، بوروکراسی بد آن دوران بدتر شده، آزمندی و مادیگری که مافیابازی نتیجه آن است افزایش یافته و بی اعتنایی و ضعف تاریخی ژورنالیسم روس که ابزار وقوع اصلاح در جامعه باشد

ادامه دارد و چند روزنامه نگار که برای اصلاح دورخیز کرده بودند ترور شدند و …. بنابراین روسیه به یک خانه تکانی وسیع و جدّی نیاز دارد.

 

 

1 سپتامبر 2003

کوتاهی کرد، گزارش خلاف واقع داد و کناره گیری هم نکرد!

در پی افزایش مرگ و میر از گرما در فرانسه که جمع تلفات آن در آگوست 2003 به 12 هزار تن رسیده بود؛ از «ژان فرانسوا ماتی» وزیر بهداری وقت فرانسه خواسته شده بود که کناره گیری کند، زیرا که سرعت مقابله او با این وضعیت کافی نبود. در آن

زمان «گزارش خلاف واقع دادن» هم بر اتهامات این وزیر اضافه شده است. وی در زمانی که عده مردگان از گرما از یازده هزار نفر تجاوز کرده بود گفته بود که تنها 1500 تا سه هزار نفر مرده اند!. او یکم سپتامبر 2003 در حالی که بازهم گزارش از مرگ

و میر از گرما می رسید با تاکید گفته بود که کناره گیری نمی کند!. تاریخ نشان داده است که دود چنین بی اعتنایی به چشم همه کابینه و حزب حاکم رفته است.

 

1 سپتامبر 1970

سالگشت درگذشت فرانسوا موریاک

فرانسوا موریاک روزنامه نگار، نویسنده و شاعر شهیر فرانسوی و برنده جایزه ادبی نوبل سال 1952 یکم سپتامبر سال 1970 در 85 سالگی درگذشت. وی یکی از بزرگترین نویسندگان قرن بیستم اروپا بشمار آورده شده است. موریاک که از هواداران

ناسیونالیسم دوگلی بود و بیوگرافی این سردار فرانسه را نوشت 30 داستان، یک مجموعه شهر، چند نمایشنامه و تعدادی کتاب غیرداستانی از خود به یادگار باقی گذارده است. نخستین داستان او «دفترچه سیاه» عنوان داشت، سپس «بوسه ای برای لپر» و ….

موریاک از مشوقان دادن استقلال به مستعمرات فرانسه و ایجاد جامعه فرانسه مرکب از آنها بود. موریاک تا آخرین روز حیات برای مطبوعات فرانسه مقاله می نوشت. وی بارها به مخاطبان روزنامه ها اندرز داده بود که روزنامه را به خاطر مطالب و محتوایش

بخرند نه پرستیژ آن و وانمود کردن وابستگی فکری و یا سیاسی خود، از طریق قراردادن روزنامه در جیب و یا روی میز و ….

 

1 سپتامبر 1969

کوتای افسران جوان لیبی و برکناری پادشاه در سی و نهمین سالروز آن ـ موافقت ایتالیا با پرداخت غرامت اشغال نظامی

دسته ای از افسران جوان لیبیایی به رهبری سرهنگ معمر قذافی [در آن زمان 29 ساله] یکم سپتامبر 1969 بر ضد ملک ادریس سنوسی پادشاه لیبی که در سفر خارج بود بپاخاستند و اورا برکنار کردند. این گروه که تحت تاثیر افکار ناسیونالیستی جمال عبدالناصر

قرار گرفته بودند بعدا بر شعارهای خود سوسیالیسم اسلامی، اختیارات تنها از آن مردم است و … را افزودند. قذافی از آن زمان تا اواسط سال 2011 عملا رهبری جماهیریه لیبی را برعهده داشت و در دهه های آخر اورا «برادر ـ رهبر» خطاب می کردند.

دوران سلطنتی بودن لیبی تنها 18 سال طول کشید. انگلیسی آن را به ریاست یک عرب حجازی تبار سلطنتی کرده بودند. لیبی از دهه دوم قرن 20 تحت سلطه ایتالیا و پیش از آن عثمانی قرارداشت و در عهد باستان از متعلقات امپراتوری رومیان بود. ایتالیایی

ها پس از تصرف لیبی در دهه دوم قرن 20 به اقتباس از یونان قدیم آن را «لیبیا» خواندند که این اسم باقی مانده است. لیبی امروز یک میلیون و 800 هزار کیلومتر وسعت (بزرگتر از ایران) و 6 میلیون جمعیت دارد که یک سوم این جمعیت در پایتخت زندگی

میکنند. لیبی کشوری ثروتمند و صاحب نفت است. معمر قذافی بیستم اکتبر 2011 به دست مخالفان مسلح افتاد و کشته شد. مخالفت مسلحانه با دولت لیبی که قذافی عملا رهبر آن بود از 17 فوریه 2011 و از شمال شرقی این کشور آغاز شده بود. شورای امنیت

به پیشنهاد غرب از 17 مارس 2011 (یک ماه پس از آغاز مخالفت مسلحانه) قطعنامه ای را تصویب کرد (قطعنامه 1973 و معروف به قطعنامه No-Fly Zone) که به موجب آن باید با هر وسیله از بکاربردن زور علیه غیر نظامیان لیبی توسط دولت این

کشور جلوگیری می شد. نمایندگان چین و روسیه ـ حامیان قدیمی دولت لیبی و صاحب منافع در این کشور ـ به این قطعنامه رای موافق دادند!. دولت مسکو دهها سال متحد لیبی بود و اسلحه به این کشور می فروخت. این قطعنامه پس از تصویب به اجرا درآمد و

چند دولت مقتدر عضو ناتو در خاک لیبی به حمایت از مخالفان دست به علمیات نظامی و بمباران زدند و مخالفان را به پیروزی رسانیدند. قضیه لیبی قبلا به این صورت در جهان سابقه نداشت.

 لیبی که چهار دهه در کنترل ایتالیا بود پس از شکست ایتالیا در جنگ جهانی دوم، زیر نظر انگلستان قرارگرفت که بعدا این دولت آن را برای نخستین در تاریخ این سرزمین سلطنتی کرد و اختیاراتش را به ملک ادریس واگذار کرد که با کودتای افسران جوان در

یکم سپتامبر 1969 برکنار شد. دولت آمریکا در آغاز کار به صورتی ناآشگار از اقدام افسران جوان لیبی حمایت می کرد ولی از زمانی که قذافی نگاه خودرا به سوی مسکو برگردانید و پایگاه هوایی آمریکا در آن کشوررا برچید با او درافتاد و از آن پس معارضه

دو دولت آغاز شد. در دهه 1980 دولت آمریکا لیبی را متهم به تلاش برای تولید سلاحهای کشتار جمعی (شیمیایی و اتمی) کرد و در آن دهه با یافتن فرصت (بهانه)، به آن کشور حمله هوایی و دریایی برد. این معارضه سالها ادامه داشت که در دهه یکم قرن 21

دو دولت به سازش هایی دست یافته و قذافی حتی مواد اولیه تولید سلاحهای کشتار جمعی را به آمریکا فرستاد و میلیاردها دلار در این کشور پس انداز نقدی کرد و ….

در سی و نهمین سالروز انقلاب نظامی لیبی (یکم سپتامبر 2008)، برلوسکونی رئیس وقت دولت ایتالیا که از روز پیش از آن در بنغازی و طُبرق (لیبی شمال شرقی و منطقه ای که در جریان جنگ جهانی دوم میدان نبرد نیروهای انگلیسی با ایتالیایی ها) بود

در ملاقات با قذافی و امضای چند قرارداد دوجانبه، همچنین به آمادگی ایتالیا برای پرداخت غرامت اشغال نظامی لیبی توسط ارتش موسولینی اشاره کرد و بر تأدیه آن صحه گذارد. این غرامت معادل پنج میلیارد دلار است که قرار شده بود به اقساط 25 ساله و به

صورت سرمایه گذاری پرداخت شود. قرار پرداخت غرامت به لیبی، درعین حال راه را برای طرح دعاوی سایر کشورها که اشغال نظامی شده بودند بازکرد. ایتالیا پس از تحقق وحدت درصدد رساندن خود به مرزهای آمپراتوری روم بود و در جریان این تلاش

لیبی را از دست عثمانی خارج کرده بود و موسولینی در تحقق همین اندیشه (احیاء امپراتوری روم) از طریق لیبی نیرو به اتیوپی و سومالی فرستاده بود. تونس و لیبی شمال غربی در عهد باستان «کارتاژ» نامیده می شدند و بیشتر اوقات درکنترل روم بودند.

هانیبال از کارتاژ بپاخاست و روم را تسخیر کرد. یکی از پسران قذافی نام خودرا به هانیبال تغییر داده بود.

 

1 سپتامبر 1939

روزی که جنگ جهانی دوم آغاز شد ـ جهان قرن 21 در زیر ابرهای رقابت های «اقتصادی ـ سیاسی»، ایستادگی و معارضه از نوعی تازه

جنگ جهانی دوم در یکم سپتامبر سال 1939(73 سال پیش، روزی چون امروز) با حمله نظامی آلمان به لهستان آغاز شد. این جنگ تا یکمین هفته ماه می سال 1945 در اروپا و تا نیمه آگوست همین سال در خاور دور ادامه یافت و مسکو و واشنگتن را دو

ابرقدرت جهان کرد و …. 

 جنگ، ساعت 5 و 45 دقیقه بامداد یکم سپتامبر آغاز شد و همان روز تا اواخر شب، نیروهای آلمان دانتزیک (گدانسک) را که طبق قراردادهای پایان جنگ جهانی اول، توسط فاتحان از آلمان جدا و به لهستان واگذار شده بود پس گرفتند. حمله نظامی آلمان به

لهستان، یک هفته پس از انعقاد پیمان عدم تجاوز آلمان و شوروی آغاز شده بود که اگر آلمان دو سال بعد این پیمان را نقض نکرده بود، جهان در کنترل این دو قدرت (مسکو و برلین) قرار می گرفت. 

متعاقب حمله آلمان به لهستان، سوم سپتامبر انگلستان و دومینیونهایش (استرالیا، نیوزلاند و …) و سپس کانادا و آفریقای جنوبی به آلمان اعلان جنگ دادند. فرانسه در همان سوم سپتامبر و شش ساعت بعد از انگلستان به آلمان اعلان جنگ داد ولی جنگ این دو

کشور از ششم اکتبر آغاز شد. شوروی و اسلواکی نیز از هفدهم سپتامبر به لهستان حمله ور شدند و باقیمانده ارتش لهستان که از برابر آلمان عقب نشینی کرده بود مجبور به خروج از وطن شد و به رومانی و مجارستان پناه بُرد.

لهستان 36 روز پس از آغاز حمله به زانو درآمد و میان روسیه و آلمان قسمت شد. در جریان جنگ جهانی دوم، لهستان بیش از 20 درصد نفوس خود را از دست داد. لهستانِ اسلاوتبار قبلا هم قرنها در کنترل روسیه بود و در سال 1944، بازهم این نظامیان

روس بودند که آن را از دست آلمان خارج ساختند که تا اواخر دهه 1980 متحد روسیه بود و عضو بلوک شرق. چند سال پس از انحلال بلوک شرق که که به نوشته چندین مورخ، با غفلت گورباچف صورت گرفت، لهستان به عضویت اتحادیه نظامی غرب ـ

ناتو» درآمد و در آگوست 2008 [از فرصتی که مسئله گرجستان به دست داده بود استفاده کرد] به آمریکا اجازه داد که در خاک آن کشور پایگاه ضد موشکی و رهگیری مستقر سازد (که کرملین آن را عملی برضد روسیه تلقی کرده، نه آنطور که عنوان شده با

هدف جلوگیری از رسیدن موشکهای ایران به غرب). به اظهار تفسیرنگاران روس، دولت لهستان با دادن این مجوز باردیگر خودرا در معرض همان خطرها قرارداده است. [احتمالا اشاره این مفسران به تعرض نظامی ژنرال پاسکویچ در نیمه اول قرن نوزدهم به

لهستان بوده است که بسیار خشونت آمیز بود.].     

حمله نظامی یکم سپتامبر 1939 آلمان به لهستان در سالگرد شکست ارتش فرانسه در سال 1970 از آلمان (نبرد سدان) و تسلیم شدن ناپلئون سوم پادشاه وقت فرانسه به ویلهلم یکم پادشاه پروس آغاز شده بود. در پی این پیروزی بود که ویلهلم به «ورسای»

فرانسه رفت و خود را قیصر (امپراتور) همه آلمانی ها اعلام کرد و به این ترتیب آلمان (رایش) ابرقدرت جهان وقت شد، انگلستان دوم و روسیه به ردیف سوم پایین رفت و دوران دسته بندی نیروهای رقیب (صلح مسلح) و عمدتا بر سر بلعیدن سرزمینهای قاره های

دوردست آغاز شد که تا جنگ جهانی اول ادامه یافت و به این جنگ منتهی شد. تحمیلات تحقیرآمیز فاتحان جنگ جهانی اول بر ملت آلمان و ازجمله دادن قسمتی از اراضی آن به لهستان بود که آتش جنگ جهانی دوم را برافروخت.

به گفته اصحاب نظر، زیاده خواهی بلوک غرب پس از فروپاشی شوروی و خروج نظامی ـ سیاسی روسیه از اروپای مرکزی و شرقی که به صورت محاصره این کشور درآمده است ممکن است بعدا به دوران معارضه تازه ای منجر شود. این بار وضعیت

جهان چیزی دیگر است زیرا که قدرت های دیگری سر برافراشته و در حال طلوع هستند ـ کشورهایی که قبلا تحت استیلا بودند. این قدرت های در حال طلوع رقابت را با اقتصاد آغاز کرده اند و اقتصاد غرب را که چند قرن برتری داشت هدف قرار داده اند. 

 این صاحبنظران گفته اند که دقّت در متن (تکست) دو مصاحبه تلویزیونی ولادیمیر پوتین در آگوست 2008 که در وبسایت کرملین درج شده بود، [اگر تغییر رفتار شخصی ندهد و خودپرست و پولدوست نشود] دورنمای «آینده» معارضات جهانی را تا حدّی به

دست می دهد. از این دو مصاحبه طولانی و پرمعنا چنین برمی آید که پوتین دست غرب را خوانده، ضعف هایش را کشف کرده، دشمنان غرب را شناخته، بر اوضاع جهان وقوف کامل یافته و بنابراین هر حرکت تازه رقیب را بدون پاسخ نخواهد گذارد. [که دیدیم

در ماجرای لیبی همرنگ غرب شد و باخت]. 

 مفسران رویدادهای وقت (سال 2008) گفته بودند که رسانه های روسیه در انتشار و تفسیر و تعقیب اظهارات پوتین بگونه ای هماهنگ با دولتشان عمل کرده بودند ـ عملی که در 90 سال پیش از آن سابقه نداشت. ضعف ژورنالیسم شوروی یکی از علل

فروپاشی این امپراتوری از درون بشمار رفته است.

 

1 سپتامبر 1870

شکست فرانسه و تامین وحدت آلمان

ناپلئون سوم (لویی ناپلئون) پادشاه وقت فرانسه پس از این که نیروهایش در جنگ «سدان» از آلمانی ها شکست خوردند، یکم سپتامبر 1870 میلادی تسلیم ویلهلم اول پادشاه پروس شد. ویلهلم که یگانهای ارتش او بعدا تا پاریس پیش رفتند در «ورسای» خود را

امپراتور همه آلمانی ها اعلام کرد و به این ترتیب، نقشه بیسمارک برای تامین وحدت آلمان با سه جنگ محدود عملی شد و رایش دوم پا به عرصه وجود گذارد.

در جنگ آلمان و فرانسه عده نیروهای فرانسه 235 هزار و شمار نیروهای آلمان 380 هزار بود و از استعداد رزمی بیشتری نیز برخوردار بودند. مردم شهر پاریس با وجود تسلیم شدن پادشاه فرانسه، دست به یک مقاومت جانانه زدند که خود تاریخ جالبی دارد و

در زمان وقوع در این سایت آمده است. (برای مشاهده آن از پنجره «جستجو» در بالا و سمت راست استفاده شود)

 

1 سپتامبر 70

سالروز ویران شدن اورشلیم به دست رومیان

یکم سپتامبر سال 70 میلادی نیروهای امپراتوری روم به فرماندهی تیتوس Titus پسر وسپاسیان Vespasian امپراتور وقت، شهر اورشلیم را پس از یک محاصره طولانی، جز برج جنوبی آن که هزار یهودی از آن دفاع می کردند متصرف شدند؛ ویران

ساختند و قتل عام کردند. برج جنوبی هم هفتم سپتامبر سقوط کرد. در جریان تخریب اورشلیم، معابد یهود از بین رفت. مقاومت یهودیان در برابر سلطه رومیان چهار سال طول کشیده بود.

این شهر شش قرن و اندی پیش از آن نیز به دست بخت النصر امپراتور بابل ویران شده و باقیمانده ساکنانش به اسارت به بابل منتقل شده بودند که کوروش بزرگ بنیاد گذار ایران زمین پس از تصرف بابل آنان را به سال 538 پیش از میلاد به زادگاه خود

بازگردانید و به هزینه ایران شهرشان را از نو ساخت . کوروش به هزینه ایران بنادر فنیقی صیدا و صور( در لبنان امروز ) را که بابلی ها ویران ساخته بودند باز سازی کرد.

کار نگارش جزئیات ویرانی دوم اورشلیم را «فلابیوس ژوزفوس» مورخ یهودی که در آغاز جنگ از اعضای مقاومت بود در سال 75 میلادی به پایان رسانید که موجود است. جنگ هنگامی آغاز شده بود که وسپاسیان فرماندار متصرفات روم در شرق مدیترانه

بود و با بلاش شاه اشکانی ایران مناسبات حسنه داشت، به گونه ای که در سال 69 میلادی پس از درگذشت امپراتور روم هنگامی که جمعی از افسران رومی وی را به عنوان نامزد خود به سنای این کشور معرفی کردند وسپاسیان به بلاش پیغام فرستاد که چون در

شهر «رم» شهرت چشمگیر ندارد ممکن است در صورت رای مثبت سنا، انتخاب او با مخالفت پاره ای از ژنرالها رو به رو شود و از او خواست که در این صورت به وی کمک کند که حقش را بگیرد و بلاش موضوع را به سنای ایران (مهستان) احاله کرد و

سنای ایران تصویب کرد که در صورت درخواست وسپاسیان چهل هزار سوار کماندار که پیاده روم حریف آن نبود به کمک او برود، ولی وسپاسیان پس از رای سنای روم در جلسه مورخ 21 دسامبر 69 میلادی، با مقاومت رو به رو نشد که به کمک ایران نیاز پیدا

کند. با وجود این، توسط پسر خود تیتوس نامه تشکر آمیز به مهستان فرستاد. تیتوس در 19 سپتامبر سال 81 میلادی از بیماری طاعون درگذشت.

 

برخی دیگر از رویدادهای 1 سپتامبر

 

1 سپتامبر 1991

  ازبکستان اعلام استقلال کرد. این کشور از تقسیمات سیاسی ترکستان روسیه ساخته شده و چند دهه از اعضای جماهیریه شوروی بود. ازبکستان که سمرقند ـ شهر تاریخی امپراتوری پارسها در آنجا واقع شده است دارای یک جامعه بزرگ تاجیک

(پارسی زبان) است. تقسیم ترکستان روسیه و اسما به چند کشور بدون توجه به واقعیت های جغرافیایی صورت گرفته بود و جنبه سمبولیک داشت. از 1991 به این سوی، یکم سپتامبر روز ملّی جمهوری ازبکستان است.

 

1 سپتامبر 1983

 نیروی هوایی شوروی یک هواپیمای مسافربر خطوط هوایی کره جنوبی را که در مسیر خود از آمریکا به کره، وارد قلمرو شوروی شده بود سرنگون ساخت. در این رویداد 269 تن سرنشینان این هواپیما (پرواز 007) کشته شدند. لاورنس مک

دونالد عضو کنگره آمریکا یکی از مسافران این هواپیما بود.

 

1 سپتامبر 1951

  آمریکا، استرالیا و نیوزیلند یک پیمان دفاع مشترک امضا کردند که به آنزوس ANZUS معروف شده است.

 

1 سپتامبر 1914

  شهر سن پترزبورگ روسیه به پتروگراد تغییر نام داد. نام این شهر در 1924 و پس از درگذشت لنین و برغم توصیه او «لنینگراد» شد که پس از انحلال حزب کمونیست و فروپاشی شوروی در سال 1991 به نام نخست خود سن پترزبورگ بازگشت

داده شده است. این شهر به دست پتر یکم، تزار روسیه ساخته شده است. ایستادگی سه ساله این شهر در برابر ارتش آلمان که آن را در محاصره داشت معروف است. سن پترزبورگ از زمان پتر یکم تا پیروزی انقلاب بلشویکی 1917 پایتخت امپراتوری روسیه

بود.

 

1 سپتامبر 1715

  لوئی چهاردهم پادشاه فرانسه که 72 سال سلطان این کشور بود درگذشت. دوران سلطنت او بیش از هرپادشاه دیگر اروپا طول کشیده بود. او موفق شد که به حکومت فئودالها (اشراف) در فرانسه پایان دهد و قدرت را در پایتخت متمرکز سازد. از وقایع

دوران سلطنت او یکی هم امضای یک پیمان دوستی با ایران (دولت صفویه) بود.

 

 

1 سپتامبر 1687

 هنری مور Henry More فیلسوف انگلیسی که از فلاسفه نئو پلیتونیک (افلاتونی نوین) بود در 73 سالگی درگذشت.

 

 

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=42441
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

23shahrivar-14september

تقویم تاریخ بیست و سوم شهریور – چهاردهم سپتامبر

     تقویم تاریخ روز بیستم   و سوم شهریور خورشیدی برابر با یازدهم سپتامبر …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.