تازه های آسمونی
صفحه اصلی > کسب و کار > تبلیغات و بازاریابی > پنج نکته مهم که پیش از شروع کسب و کار از کسی نمی‌شنوید
تبلیغات اینترنتی

پنج نکته مهم که پیش از شروع کسب و کار از کسی نمی‌شنوید

job پنج نکته مهم که پیش از شروع کسب و کار از کسی نمی‌شنوید

گاهی بهترین هدیه‌ای که می‌توان از دیگران دریافت کرد، شنیدن اشتباهات و تصورات غلط آن‌ها درباره‌ی موضوعات مختلف از زبان خودشان است. همه‌ی ما در بازگو کردن خرابکاری‌ها، اشتباهات و لحظات خجالت‌آورمان تردید داریم. اما اگر بتوانیم درباره‌ی مواردی که به آن بی‌توجه بودیم و یا موضوعاتی که درک اشتباه ما از آن‌ها باعث شکستمان شده با خود صادق باشیم، می‌توانیم با انتقال آن‌ به دیگران کمک کنیم تا آن‌ها دیگر در این تله‌ها گرفتار نشوند؛ هرچند که دیگران نیز به هر حال با تله‌های منحصر به خودشان روبرو خواهند شد. در دنیای کارآفرینی و کسب و کارهای نوپا هم با وجود مطالب آموزشی فراوان، باز هم نکاتی وجود دارد که تا پیش از شروع کسب و کار ممکن است جایی نخوانده باشید یا کسی برای شما تعریف نکرده باشد.

۱. شما تنها ۱۵% وقت خود را برای انجام کاری که عاشقش هستید صرف خواهید کرد.  

چون عاشق پختن کیک فنجانی هستید شیرینی‌پزی را شروع کرده‌اید؟ به عشق حل مشکلات مشتریان کسب و کار مشاوره راه‌ انداختید؟ خودتان را آماده کنید! بیشترین ساعات روز شما به عنوان یک کارآفرین صرف انجام امور دیگری خواهد شد!

“شما تنها ۱۵% وقت خود را صرف کاری که به آن علاقمندید خواهید کرد و ۸۵% آن را صرف امور دیگری از جمله بازاریابی، امور اجرایی، فروش، طراحی استراتژی برای کسب و کار خود و جواب دادن به کوهی از ایمیل‌ خواهید کرد. این حقیقت پنهان کارآفرینی است. بقاء در گروی پذیرش سریع این حقیقت است: نقشِ اول، صاحب ِکسب و کار بودن است و بعد از آن نقش دوم شما یعنی خلق چیزهای زیبایی که به آن علاقه دارید! برای شخص من این حقیقت خیلی حس مزخرفی بود چون (پیش از شروع) هیچ دلم نمی‌خواست در نقش گرداننده‌ی یک کسب و کار باشم.”

۲. برای شما سریع‌تر از بقیه اتفاق نمی‌افتد!

مهم نیست چقدر احساس خاص بودن می‌کنید، در هر صورت نمی‌توانید واقعیات کارآفرینی و چارچوب زمانی معمول شروع یک کسب و کار را شکست دهید. من مطمئن بودم می‌توانم ظرف شش ماه به آن‌چه که می‌خواهم برسم. خیلی مصمم و با عزمی جزم، با ذره ذره‌ی قلبم و با ۱۵ ساعت کار در هر هفت روز هفته باور داشتم که با این اخلاق کاری و به کمک استعداد، مهارت و جادوی شخصی خودم می‌توانم به موفقیت میانبری بزنم و به آن ایمان داشتم! واقیت اما چیز دیگری بود: نه! برای من هم به همان اندازه طول کشید که برای دیگران.

۳. پولتان احتمالاً یک جایی تمام می‌شود.

بله، حتی اگر عاقلانه آماده‌ی کار شوید، وام یا یک سرمایه‌گذاری مطمئن هم بگیرید، احتمالاً یک جایی در آن میان پول اکثر کارآفرینان ته می‌کشد! تمام شدن پول یک قسمت شایع در این سفر کارآفرینانه است. توقعش را ندارید، چون برای سفر بلند مدت آماده شده بودید. اما ناگهان وسط ابرها و آسمان‌های آبی هواپیمای کوچک دوموتوره‌ی شما به سرفه می‌افتد! عقربه‌ی نمایشگر سوخت ناگهان به سمت صفر سقوط می‌کند و فقط یک راه پیش روی شما می‌ماند؛ هواپیمای خود را روی باند فرود متروکه و وسط ناکجاآبادی که حساب بانکی شماست فرود آورید! موجودی شما: چهارده دلار!”

اما خم به ابرو نیاورید. استفانی سن‌کلر اصرار دارد که این امکان وجود دارد که از این تجربه سخت در کارآفرینی سربلند بیرون بیائید و قوی‌تر از قبل بشوید. این هم جزئی از مراحل گذار است که شما را وارد لیگ استارتاپی‌های گردن کلفت می‌کند! لیگی که وقتی از جهنم بی پولی سالم خارج شدید و در آن حضور یافتید، دیگر متوقف‌نشدنی خواهیدشد! دست‌یابی به این موفقیت ‌را مدیون روبرو شدن با ترس‌ها و پایبند ماندن به رویاهایتان هستید.

۴. بزرگترین چالشتان خود شما خواهید بود!

همان‌طور که اشاره شد برای همه‌ی کارآفرینان حفظ جریان نقدینگی دشوار است، همان‌طور البته جلب مشتریان جدید و استخدام نیروهای کارآمد. اما به نظر استفانی در فرآیند کارآفرینی هیچ یک سخت‌تر از روبرو شدن با تردیدهای شخصی خودتان نیست. او خواندن کتاب “کار را انجام بده” نوشته‌ی استیون پرسفیلد را توصیه می‌کند و برای کمک به کارآفرینان آینده در مواجهه با واقعیت می‌گوید: “بزرگترین چالشی که در گرداندن یک کسب و کار مقابل شما خواهد بود مقاومت خودتان است. همیشه! ختم کلام!”

۵. بازاریابی اختیاری نیست!

خیلی با ترویج و تبلیغ خودتان راحت نیستید؟ استفانی می‌گوید اگر چه شاید ترویج و معرفی شخصی برای برخی کارآفرینان کار سختی باشد، ولی بدون انجام بازاریابی هم موفقیت به‌دست نمی‌آید. استفانی سن‌کلر می‌گوید: “در دوران کارآفرینی و هنگام شروع کسب و کار، این بزرگ‌ترین ضعف من بود چون خیال می‌کردم بازاریابی تنها معادل نوشتن نامه‌های آزاردهنده‌ی فروش با آن فِلِش‌های عریض و طویل ِ”بخرید!” و ایمیل‌های درخواست عضویت و …. است. و خب من نمی‌توانستم! برایم محال بود! پس این شد که سرم را در دنیای خیالی خود گرم کردم و لجوجانه به خود قبولاندم که مشتریان خود به خود سراغ آثار درخشان من خواهند آمد! و البته همین اصرار ناآگاهانه باعث شد برای زمان درازی غذای من تنها کنسرو و اسپاگتی باشد!”

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=120547
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

purpose-of-advertising2

هدف از تبلیغات چیست

تبلیغ ریشه درزندگی اجتماعی انسانها دارد عملی است که در آن فروشنده یا تولیدکننده‌ای با …

2 نظرات

  1. بارانا

    سلام من یه ایده راجع به فروش اقلام موردنیاز درتمام مکانهای اداری دارم فقط بایک تماس باقیمتی کمترازفروشگاه دارم اما در اجراواستقبال مخاطبا شک دارم ……..لطفادر عیبهای این ایده بنده رویاری بفرماید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.