تازه های آسمونی
تبلیغات اینترنتی

داستان زندگی ادریس

idris story1 داستان زندگی ادریس

پیامبرى ادریس (ع)

حضرت ادریس(ع)پس از آدم و شیث(علیهما السلام)به مقام پیامبری برگزیده شد. او همواره مردم را به پرستش خدای یگانه و دوری ازگناه دعوت می کرد و پیروانش را به ظهور پیامبران بعدی، بویژه خاتم الانبیاء محمد مصطفی(ص)، بشارت می داد.
در نام این پیامبراختلاف است. گروهی نامش را اخنوع و لقبش راادریس دانسته اند. دسته ای وی را «اوزریس» خوانده، ادریس رامعرف این نام شمرده اند. جمعی معتقدند نامش در تورات «اخنوع»یا «خنوع» است و «هرمس الهرامسه» و «مثلث النعمه » و «المثلث» لقب داده اند; زیرا ملک و حکیم و نبی بوده است.
علامه طباطبایی(ره)در این باره می فرماید: نام ایشان به زبان یونانی طرمیس بود که در زبان عربی اخنوع گفته می شود. اما بعضی دیگر می گویند: در زبان یونانی به ایشان ارمیس می گویند که درزبان عربی هرمس گفته می شود و خداوند عزوجل هم در کتاب قرآن ایشان را ادریس نامید.»

حضرت ادریس یکی از پیامبران الهی است که نامش دو بار در قرآن کریم آمده است.ادریس کلمه ای غیر عربی است ونامگذاریش به این اسم به این دلیل است که او حکم خدا وسنتش را به مردم درس می داده است.

ادریس از لحاظ تقدم زمانی بعد از حضرت آدم(ع) در قرآن از پیامبران شمرده شده ومیان او وآدم پنج پیامبر فاصله بوده است.ادریس در مصر متولد ودر سیصد سالگی رحلت فرمود .

حضرت ادریس (ع) از جمله پیامبرانى است که در قرآن، از آنان یاد شده است خداى سبحان فرمود:

<وَإِسْمعِیلَ وَإِدْرِیسَ وَذَاالْکِفْلِ کُلٌّ مِنَ الصّابِرِینَ»؛ (1) <وَاذکُرْ فِى الکِتابِ إِدْرِیسَ إِنَّهُ کانَ صِدِّیقاً نَبِیّاً * وَرَفَعْناهُ مَکاناً عَلِیّاً»(2)

قرآن، وى را به صفاتى، چون صبر و راستگویى و برخوردار از مقام برجسته، توصیف فرموده است. خلاصه نظر دانشمندان در باره وى این است که او نخستین پیامبرى بود که جبرئیل(ع) براى ارشاد و هدایت نسل (قابیل) بر او وحى نازل کرد تا از طغیان و سرکشى و کفر خویش دست برداشته و به پیشگاه خداوند توبه نمایند، و طبق دستوراتِ آیین او زندگى کنند.

قرآن، در باره زندگى و دستوراتِ دین و آیین ادریس (ع) مشروحاً سخن نگفته است، چنان‏که سند تاریخى و پا برجایى هم از زندگى او در دست نیست. معتبرترین کتابى که درباره او سخن گفته تاریخ الحکماء (3) است که ما به بیان برخى مطالب پراکنده‏اى که در آن وجود دارد، مى‏پردازیم، البته نه به عنوان این‏که این مطالب حقایقى بى‏چون و چراست، بلکه از باب آگاهى.

خصوصیات و شخصیت ادریس 

حضرت ادریس(ع)به کثرت درس و تعلیم و نشر احکام و سنن الهی مشهود بود و بدین سبب وی را «ادریس » نامیدند.
او نخستین کسی بود که به نوشتن پرداخت و در علم ستاره شناسی وحکمت نظر کرد. خداوند وی را از اسرار و چگونگی ترکیب فلک ونقطه اجتماع ستارگان آگاه ساخت و شمار سالها و دانش ریاضی وهیئت به او آموخت.
وقتی ادریس به پیامبری مبعوث شد، مردم به هفتاد و دو زبان سخن می گفتند و خدای متعال همه آن لغات را به وی تعلیم داد. او همچنین نخستین کسی بود که حرفه و هنر دوزندگی داشت و لباس می دوخت. قبل از وی مردم پوست برتن می کردند. ادریس خیاط بود و در مسجد سهله بدین کار اشتغال داشت.
آن پیامبر بزرگوار نخستین فرستاده خداوند بود که با اسلحه به جنگ دشمنان (فرزندان قابیل)رفت. یکی از فرزندان قابیل را به اسارت در آورد.

او مردی بود با شکمی فراخ وسینه ای بزرگ که همواره در این فکر بود که آسمان وزمین ومخلوقات پروردگاری مدبر وحکیم دارد .

سی یا پنجاه صحیفه توسط جبرئیل بر او نازل شد واو نخستین کسی است که بعد از آدم با قلم نوشت وخداوند به او علم نجوم وحساب وهیات داد که معجزه اوست و اولین کسی بود که خیاطی کرد ولباس دوخت.

قرآن مجید او را به سه صفت وصف می کند:صبر وشکیبائی-صدق وراستی-بلندی مقام وبزرگی

پادشاه زمان ادریس

امام باقر(ع) می فرماید در زمان ادریس پادشاهی ستمگر به نام یبوراسب زندگی می کرد.روزی یبوراسب از سرزمین سبز وخرمی عبور کرد که متعلق به شخص مومنی بود.پادشاه از او خواست که زمین را به او واگذار کند اما مرد گفت که خانواده خودم به آن محتاج تر است.این سخن مرد باعث ناراحتی پادشاه شد ودر نتیجه با مشورت زنش تصمیم به قتل مرد گرفتند وبا اجیر کردن چند نفر او را به قتل رساندند.خشم الهی به جوش آمد وبه ادریس وحی شد که به پادشاه اعتراض کن واین خبر را برسان که به زودی از تو انتقام خواهم گرفت وتو را از اریکه قدرت به زیر خواهم کشید وشهرت را خراب وزنت طعمه سگان خواهد شد.

ادریس وحی را ابلاغ کرد اما از طرف پادشاه به مرگ تهدید شد وچون ممکن بود به قتل برسد از آن شهر کوچ نمود واز خداوند خواست تا دیگر باران به آن دیار نبارد.خداوند به ادریس فرمود در اینصورت شهر ویران شده وعده زیادی هلاک خواهند شد اما ادریس به این امر رضایت داد وبا یارانش به غاری پناه بردند وغذای آنها توسط فرشته ای تامین می شد.از طرف دیگر عذاب خداوند نازل شد ،شهر ویران گشت ،پادشاه کشته وزنش طعمه سگها گشت.

مدتها بعد پادشاه ستمگر دیگری حکمفرما شد.

مدت بیست سال گذشت واز آسمان بارانی نباریدومردم کم کم در اثر فقر وگرسنگی به انابه وتوبه افتادند وبه تضرع ودعا پرداختند.خداوند به ادریس وحی کرد که قومت توبه کرده اند،من از آنها گذشتم تونیز بگذراما ادریس زیر بار نرفت ودر نتیجه خداوند روزیش را قطع کرد اینکار باعث ناراحتی واعتراض ادریس به خداشد.خداوند فرمود :تو سه روز بدون غذا مانده ای واینگونه درمانده شده ای پس چگونه از قومت که بیست سال گرسنگی کشیده اند غافل مانده ای؟پس برخیز ودر پی کسب روزی تلاش کن.ادریس از گرسنگی وارد شهر ومنزل پیرزنی شد که از آنجا بوی نان تازه می رسید .از پیرزن درخواست قرص نانی کرد وپیرزن گفت که نفرین ادریس چیزی برای ما باقی نگذاشته است ،اما ادریس با اصرار سهم فرزند پیر زن را گرفت وفرزند با مشاهده اینکار از ترس گرسنگی جان داد .مرگ پسر باعث ناراحتی پیرزن شد اما ادریس جان دوباره به آن پسر داد .پس از این واقعه پیر زن به ادریس ایمان آورد واین خبر را به سایر مردم داد ومردم وپادشاه به استقبال او رفته وبه او ایمان آوردند.

به دعای ادریس باران سیل آسایی بر آنان نازل شد وآنان را از قحطی نجات داد.

فرزندان ادریس

ادریس پیامبر فرزندان متعددی داشته که فقط نام «متوشلخ» و «ناخورا» و «حرقاسیل» در کتابها ذکر شده است.

زبان ادریس

ابن عباس می گوید: پنج تن از پیامبران به زبان سریانی(یونانی)سخن می گفتند:
1- آدم(ع)
2- شیث(ع)
3- ادریس(ع)
4- نوح(ع)
5- ابراهیم(ع)

ادریس چندمین پیامبر است؟ 

مشهور این است که حضرت ادریس(ع)سومین پیامبر است و پس از آدم و شیث(ع)بدین مقام برگزیده شد.
گروهی وی را دومین پیامبر می دانند و دسته ای نیز نوح راپیامبر دوم شمرده اند و ادریس را یکی از انبیاء بنی اسرائیل می دانند. ابن کثیر در پاسخ این گروه می گوید: این سخن گمانی بیش نیست.
گروهی نیز ادریس را یکی از علمای بنی اسرائیل دانسته اند. این سخن به وسیله بعضی از مفسیران رد شده است.

آیا الیاس همان ادریس است؟

ابن مسعود و ابن عباس چنان نقل کرده اند که الیاس همان ادریس است. البته این سخن صحیح نیست; زیرا طبق کتب تاریخی الیاس ازفرزندان نوح(ع)و ادریس جد پدر نوح است و این دو قابل جمع نمی نماید.

ولادت و دوران کودکی آن حضرت

اندیشمندان در مورد زادگاه و محل نشو و نماى آن حضرت اختلاف دارند، عده‏اى گفته‏اند: وى در مصر متولد شده و او را هرمس الهرامسه(4) نامیده‏اند و زادگاهش در <منف» (نام شهرى در مصر) است. و نیز گفته‏اند نام وى به زبان یونانى ارمیس بوده که معناى عربى آن هرمس و به زبان عبرى خنوخ و در عربى اخنوخ تلقى شده است و خداى – عزوجل – او را در قرآن که به زبان عربى آشکار نازل شده ادریس… خوانده است. هرمس (ادریس) از مصر بیرون رفت و در زمین گردش کرد و سپس به آن سرزمین بازگشت، [سرانجام‏] خداوند او را در هشتادو دو سالگى به نزد خود بالا برد (از دنیا رفت)(5).

دسته‏اى دیگر معتقدند که، ادریس(ع) در بابِل متولد و در همان‏جا بزرگ شد. وى در اوایل عمر خویش از علوم شیث بن آدم که جدّ اعلاى او بود بهره مى‏جست… و آن‏گاه که به حد کمال رسید، خداوند بدو نبوت و پیامبرى عنایت فرمود.

آن حضرت، مردمِ فاسد را از مخالفتِ با آیین حضرت آدم و شیث(ع) نهى مى‏کرد و [در این راستا] عده‏اى اندک از او اطاعت کرده و بیشتر آنان با وى به مخالفت برخاستند،از این رو او و پیروانش از آن سامان بیرون رفته تا به مصر رسیدند.

ادریس(ع) و همراهانش در مصر اقامت گزیدند و مردم را به امر به معروف و نهى از منکر و اطاعت از خداى – عزّوجلّ – دعوت کرد، چنان‏که گفته شده: وى مردم را به آیین الهى و یگانگى خدا و پرستش آفریدگار و رهایى مردم از عذاب آخرت به وسیله کردار شایسته در دنیا دعوت نمود و آنها را بر بى‏رغبتى به دنیا و رفتار عادلانه تشویق کرد و دستور داد تا آن‏گونه که وى مى‏گوید نماز به جاى آورند و دستور داد ایام مشخصى در هر ماه روزه بگیرند و آنها را به جهاد براى مبارزه با دشمنانِ دین و آیین خود تشویق و براى دستگیرى از مستمندان به آنان دستور پرداخت زکات را صادر فرمود.

جمله <الایمان بالله یورث الظفر؛ ایمان به خدا پیروزى را در پى دارد» برنگین انگشترى وى منقوش بود و بر کمربندى که هنگام نماز میت مى‏پوشید، این جمله نوشته شده بود: <السعید من نظر لنفسه و شفاعته عند ربه اعماله الصالحه؛ سعادتمند کسى است که در کارهاى خویش بیندیشد و کارهاى شایسته وى شفیع او نزد پروردگارش خواهد بود.»

داستانی عبرت انگیز

آورده اند: قوم حضرت ادریس(ع) بر او خیلی جفا کرد، تا اینکه خدا خطاب به ادریس فرمود اینان قدر پیامبر وحجت من را نمی دانند لذا تصمیم گرفته ام ،  تورا از ایشان بگیرم و اینگونه غیبت چهل ساله ادریس آغاز گشته و قوم او دچار عذاب الهی گشتند.

چنان گرسنگی آنان را فرا گرفت که سنگ بر شکمشان می بستند ، پس از چهل سال فقهایی در میان ایشان ظاهر شدند (خوب دقت فرمایید نقش ولایت فقیه در عصر غیبت همین است) و خطاب به مردم گفتند:

ادریس از میان ما رفت ولی خدای ادریس که هست، مگر ادریس از ما چه می خواست ؟ فقط یک جمله      “در محضر خدا معصیت نکنید”.

مردم پذیرفتند و از همان لحظه توبه نموده و گناهان خود را تر ک کردند به محض این تصمیم ، خداوند به ادریس فرمود:

برخیز که بندگانم لایق گشته اند و زمان ظهور  تو فرا رسیده است ادریس خطاب به خداوند متعال عرضه داشت :خدایا اینان قوم فاسقی هستند و ممکن است توبه شان حقیقی نباشد.

به خاطر این ترک اولی و تعلل از سوی ادریس ، خدا 3 روز گرسنگی  به او چشاند همانگونه که قومش این رنج را تحمل کرده بودند و پس از آن ادریس دو باره در میان قوم خود ظاهر گشت و به ادامه ماموریت الهی خود پرداخت.

آری ادریس پس از چهل سال دوباره ظهور کرد چون قومش لایق حضور حجت خدا شدند و شرط اصلی این ظهور اصلاح افراد آن جامعه بود.

ای کاش می دانستیم چون گنه کاریم و چون  11 حجت خدا را کشتیم خداوند آخرین گنجینه خود را از ما گرفت و تا روزی که همچون قوم ادریس پیامبر به این نتیجه نرسیم که دلیل غیبت چیزی جز گناه کاری ما نبوده خدا حجت خود را نخواهد فرستاد.

از جمله گفتار آن حضرت این است که فرمود:

– هرگز کسى نمى‏تواند خدا را بر نعمت‏هایش سپاس گوید، آن گونه که او نسبت به بندگانش عطا و بخشش فرموده است.

– خدا را با نیّت خالص بخوانید و روزه و نمازهاى خویش را نیز خالصانه به جا آورید.

– نسبت به دنیا دارىِ مردم حسد نورزید، زیرا بهره‏ورى آنان اندک است.

– کسى که از حد کفایتِ زندگى، قانع نباشد، هیچ چیز او را بى‏نیاز نمى‏کند.

– حیات و زندگىِ روح، در حکمت نهفته است.

از حضرت ادریس بیشتر بدانیم:

نام او در قرآن ذکر شده است و اولین پیامبری است که خداوند به وسیله حضرت جبرئیل برای هدایت نسل «قابیل» در حدود تعداد ۳۰ صحیفه به قلب پیامبر عظیم‌الشأن وحی فرمود. حضرت ادریس؛ بعد از شش پشت به حضرت آدم؛ می‌رسد و در حالی که جد بزرگش «حضرت شیث» وفات فرمود، در سن بیست سالگی بود.

قرآن چگونگی زندگی و آداب دینی او را به طور مفصل بیان نکرده است، ولی در ۳۰ آیه قرآن از او بحث کرده است و بیان کرده است که بسیار صادق و صابر بوده است و نزد خداوند مقام بالا و والایی داشته است.

‹‏وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِدْرِیسَ إِنَّهُ کَانَ صِدِّیقاً نَّبِیّاً. (مریم/۵۶) ‏ ‏

‏و در کتاب ( آسمانی قرآن ) از ادریس بگو. او بسیار راستکار و راستگو و بود.‏

(ای پیامبر به وسیله وحی آسمانی از اخلاق و احوال حضرت ادریس آگاهی پیدا کن و بدان که همانا حضرت ادریس پیامبری بسیار راستگو و بلند مقام بوده است.)

بعضی از علمای تفسیر و مؤرخین نوشته‌اند و روایت کرده‌اند از آنجا که جد بزرگ او «حضرت شیث» یک شخصیت بسیار متدین و دارای حسنات و کمال و جمال بوده است، مردم از هر طرف، از شرق و غرب و شمال و جنوب او را با آوردن هدایایی زیارت می‌کردند و از او می‌خواستند که برای رفع نیازها و گرفتاری‌هایشان دعا کند. بعد از آنکه حضرت وفات فرمود، مردم دیگر این رابطه را قطع کردند و خاندان و فرزندانش از قطع این هدایا بسیار ناراحت شدند. شیطان فرصت را غنیمت شمرد و به درون آنها رخنه کرد که اگر شما مجسمه جد بزرگتان را بسازید و در منزل خودش آن را نصب کنند، این زیارت و آوردن این هدایا قطع نمی‌شود، آنها هم فریب خوردند و به این کار اقدام کردند و در نتیجه این کار بد و شرک‌آور بت‌پرستی رواج یافت در این موقع که حضرت ادریس در بابل اقامت داشتند، خداوند به وسیله حضرت جبرئیل برایش وحی فرستاد و به عنوان پیامبر مبعوث گردید.

حضرت ادریس؛ کسانی را که از شریعت الهی منحرف و روی گردان شده بودند و به شرک و بت‌پرستی روی آورده بودند، هدایت کرد و آنها را از این کار شرک‌آمیز بر حذر داشت ولی سرانجام اکثر آنها از پیام او سرپیچی کردند و عده کمی از او اطاعت کردند.

حضرت ادریس؛ با پیروان خود از بابل خارج شدند و به طرف مصر حرکت کردند، در آنجا مردم را به خداپرستی و انجام کارهای نیک و پرهیز از کارهای بد و بت‌پرستی دعوت کرد.

حضرت ادریس؛ با وجود داشتن رتبه پیامبری، دوزندگی و خیاطی را شروع کرد و اولین کسی بوده است که به این کار اقدام کرد و دوزندگی را به دیگران یاد داد.

روایت شده است که روزی حضرت عزرائیل از خداوند اجازه خواست که آرزو دارم حضرت ادریس را زیارت کنم، خداوند او را اجازه داد.

حضرت عزرائیل با اراده الهی به صورت یک انسان درآمد و مهمان حضرت ادریس گردید هنگام آوردن غذا از خوردن آن خودداری کرد و تا سه روز به این ترتیب حضرت عزرائیل از خوردن و آشامیدن پرهیز کرد. روز سوم حضرت ادریس از او سؤال کرد نام تو چیست؟ و تو چه کسی هستی؟ گفت: من عزرائیل هستم و گفت: من از خداوند اجازه گرفتم که ترا ببینم و مدتی با تو همنشین و رفیق باشم.

حضرت ادریس؛ گفت: من هم قبول دارم، به آن شرطی که مرا بمیرانی و بعداً مرا زنده کنی تا اینکه بدانم رنج جان دادن تا چه اندازه است و در نتیجه بیشتر به عبادت و پرستش خداوند بپردازم، از غیب ندائی از طرف خداوند آمد که درخواست حضرت ادریس؛ را به جای آور، حضرت عزرائیل با اراده و اجازه الهی جان او را گرفت و او را بمیراند و بعداً او را زنده کرد.

عزرائیل از او سؤال کرد که احوال جان گرفتن را چگونه دیدی؟ حضرت ادریس؛ جواب داد که رنج جان گرفتن مانند این است که در حالت زنده بودن کسی پوست انسانی را از بدنش جدا کنند.

بعداً حضرت ادریس؛ با حضرت عزرائیل پیمان اخوت بستند. حضرت ادریس؛ از او خواست که او را به آسمان ببرد. با اجازه و اراده خداوند او را به آسمان برد. در آنجا حضرت ادریس فرمود می‌خواهم که جهنم را ببینم. حضرت ادریس جهنم را نگاه کرد.

بعداً حضرت ادریس؛ گفت: می‌خواهم که بهشت را نیز ببینم، بهشت را هم نگاه کرد و داخل بهشت شد. حضرت عزرائیل گفت: چرا بیرون نمی‌آیی؟ حضرت ادریس؛ جواب داد؛ خداوند فرموده است:

وَإِن مِّنکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا کَانَ عَلَى رَبِّکَ حَتْماً مَّقْضِیّاً. (مریم/۷۱) ‏

‏همه شما ( انسانها بدون استثناء ) وارد دوزخ می‌شوید ( مؤمنان برای عبور و دیدن، و کافران برای دخول و ماندن ). این امر حتمی و فرمانی است قطعی از پروردگارتان.‏

و خداوند می‌فرماید:

لاَ یَمَسُّهُمْ فِیهَا نَصَبٌ وَمَا هُم مِّنْهَا بِمُخْرَجِینَ. ‏(حجر/۴۸) ‏

‏در آنجا خستگی و رنجی بدیشان نمی‌رسد، و از آنجا بیرون نمی‌گردند.‏

در حالی که به آسمان بلند شد در سن ۳۶۵ سالگی بود. حضرت ادریس؛ اولین کسی بود که نوشتن با قلم را به دیگران آموخت و اولین کسی است که خیاطی را به مردم آموخت و اولین کسی بود که به علم نجوم و ستاره‌شناسی، ریاضیات و اسلحه‌سازی آشنایی داشت و اولین کسی بود که برای سنجش اشیاء دستگاه میزان را ساخت.

از بحث ادریس علیه السلام چند پند و اندرز نتیجه‌گیری می‌شود:

۱ـ هر کس از عبادت خدا و خدمت به خلق سرباز ندارد پیش خداوند محبوب و ارزشمند می‌گردد.

۲ـ هر کس خدا را عبادت کند، از کرم و رحمت خداوند محروم نمی‌گردد.

۳ـ انسان به اندازه ممکن باید برای استفاده از دنیا و به دست آوردن و زمینه فراهم کردن طاعت خداوند تلاش و سعی نماید.

۴ـ حضرت ادریس می‌فرمود: نیکی با بندگان خدا و مردم بالاترین شعار تشکر و سپاس از خداوند است.

قبض روح حضرت ادریس(ع)

خداوند بنا به دلایلی به یکی از فرشتگان غضب نموده ودر نتیجه بالهایش را کنده واو را به جزیره ای در دریای سرخ تبعید نموده بود . فرشته نزد ادریس رفته واز او درخواست شفاعت نمود وادریس او را دعا کرد وخداوند فرشته را عفو کرد . فرشته در عوض از ادریس خواست که از او حاجتی بخواهد وادریس درخواست کرد که به آسمان چهارم پرواز کند.وقتی ادریس به آسمان چهارم رفت عزرائیل را دید که با تعجب به او نگاه می کند .ادریس وقتی دلیل تعجب او را پرسید عزرائیل در جواب گفت : خداوند به من دستور داده که جان تو را درمیان آسمان چهارم وپنجم بگیرم در حالیکه میان این دو آسمان وسایر آسمانها از یکدیگر پانصد سال فاصله است .آنگاه او رادر همانجا قبض روح نمود .

– منابع قرآنی: مریم۵۶-۵۷/ انبیاء۸۵

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=18144
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

abdolhosein-dastgheib2

زندگینامه شهید آیت اله سید عبدالحسین دستغیب

سید عبدالحسین دستغیب شیرازی معروف به شهید دستغیب، مجتهد شیعه ایرانی، شهید محراب، رئیس حوزه …

10 نظرات

  1. خوب بود ولی کامل نبود چطور به درجه اگاهی رسید چون تمام انبیا بشر بودن وپس از اگاهی وبیداری به مقام رسیده اند

  2. درمورد حضرت ادریس در مشروح بالا تشابهات و وام گیری از زندگی چند نبی امده است.مثل بخش چهل سال…
    و بخش تمرداز فرمان و امر الهی برای گذشتن از نفرین که با بخشهای اواخر شرح متضاد هستش..از انرو که اگر نبی اطاعت امر حق نکند نبی نیست

  3. خیلی خوب بود

  4. ممنون از بیوگرافی کاملتون

  5. مطالب گسترده تری نیز می توان نوشت ولی ممنونم کمکم کرد.

  6. ادریس شه گو

    مچکرم

    خیلی کامل

    اما داستان ‌‌وارد شدن ادریس نبی. ب بهشت
    با عصا. داخل شد
    مختصر. بگم
    ب بهانه عصا. دوباره برگشت
    اولین پیامبری بود. ک. باجسم. وارد. بهشت شد

  7. سلام در کل اطلاعات شما بد نبود اما در مورد تعداد صحیفه آسمانی نازل شده برحضرت ادریس تحقیق بیشتری نموده و اصل آن را بیابید و بنویسید و واینکه از یک پیامبر الهی بعید است که هر چند که خودش گرسنه باشد سهم نان دیگری را بگیرد با اینکه بعد از این کار او را زنده نماید لطفا در مورد پیامبران معصوم با تمام دقت مطلبب نویسید و من الله التوفیق

  8. سلام علیکم خیلی زیباست از نحوه ی تربیت و اخلاق و .. اطلاعاتی دارید؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.