تازه های آسمونی
تبلیغات اینترنتی

آدم و حوا

adam eve آدم و حواآدم در هفتاد بار زایمان حواء، صاحب یکصد و چهل دختر و پسر شد. و اولین فرزندان آدم و حواء هابیل بود که به همراه دختری بنام «اقلیما» متولد شد و در زایمان دوم قابیل بود که به همراه دختری بنام «لوزا» متولد شد. لوزا از زیباترین دختران آدم بود. آدم تصمیم گرفت تا او را به ازدواج هابیل و اقلیما را به ازدواج قابیل درآورد، ولی قابیل از این رأی پدر عصبانی شد و لب به اعتراض باز کرد. آدم به آنها گفت؛ هر کدام جداگانه قربانی نزد خداوند ببرید و هر کدام که مورد قبول خداوند قرار گرفت او با لوزا ازدواج خواهد کرد و آنها این چنین کردند نذر هابیل مقبول پروردگار قرار گرفت. و باز قابیل اعتراض کرد و خداوند بعد از این اتفاق ازدواج با مُحرمات را حرام نمود و به امر خدا هابیل با حوریه ای بهشتی بنام «نزله» وصلت نمود و قابیل با دختری از گروه جنّیان بنام «جهانه» ازدواج کرد.

قتل هابیل :

روزی آدم گشت مأمور این چنین * تا کند تعیین وصی و جانشین کرد تعیین طبق فرمان خدا * جانشین از بهر خود هابیل را به فرمان خداوند آدم مأمور گشت تا میراث نبوت خود و گنجینه های دانش خود را نزد هابیل فرزند کوچک تر خودش بگذارد و او را تعلیم دهد. قابیل دوباره از این قضاوت پدر لب به اعتراض گشود و باز قرار شد که آن دو نزد خدا قربانی کنند و قربانی هر کدام که قبول گردید او رسالت را بر عهده می گیرد. هابیل از گلّه خود گوسفندی پروار و قابیل از کشتزارها و مزارع خود مقداری گندم نامرغوب را نذر کرد. آتشی به اذن خداوند از آسمان فرود آمد و قربانی هابیل را بلعید و باز نذر هابیل مورد قبول خداوند قرار گرفت.

ابلیس که تمام این صحنه ها را تماشا می کرد و در انتظار فرصتی مناسب بود، نزد قابیل آمد و او را تحریک کرد تا برادر خود هابیل را به قتل برساند. در بیان اینکه به چه علّت قابیل، هابیل را به قتل رساند، اختلاف نظر وجود دارد که به بعضی از آنها اشاره می کنیم؛ 1 – قول اول این است که مطابق روایات اهل بیت سبب قتل هابیل همان مسئله جانشینی و رسالت آدم بود که چون قابیل دید پدرش آدم علیه السلام ، برادرش هابیل را به این منصب مفتخر ساخت به وی حسد ورزید و او را به قتل رساند.

2 – قول دوم آنست که قابیل به خاطر زیبایی همسر هابیل به وی حسد ورزید و درصدد قتل او برآمد.

3 – قول سوم آنست که مجلسی قدس سره در حدیثی در بحار از معاویه بن عمار از امام صادق علیه السلام روایت کرده که خداوند به آدم وحی فرمود اسم اعظم من و میراث نبوت و آسمانی را که به تو تعلیم داده ام همه را به هابیل بسپار، آدم علیه السلام نیز این کار را کرد و چون قابیل مطلع شد. خشمناک شده به نزد آدم آمد و گفت؛ پدر جان مگر من از وی بزرگتر نبودم و به این منصب شایسته تر از او نیستم؟ آدم علیه السلام گفت؛ ای فرزند اینکار به امر خداست و او هرکه را بخواهد به این منصب می رساند و خداوند او را مخصوص به این منصب فرموده اگر چه تو از وی بزرگتر هستی، و اگر می خواهی صدق گفتار مرا بدانی، هر یک از شما دو نفر، قربانی به درگاه خدا ببرید و قربانی هر یک قبول شد او شایسته تر از دیگری است. که در این حال خداوند قربانی هابیل را پذیرفت تا به آخر.

کلاغ، معلم قابیل :

قابیل به نحوه قتل آگاه نبود و با تحریک شیطان سر او را در میان دو سنگ خُرد کرد. امّا بعد از قتل برادرش دچار حیرت و پریشانی شد و نمی دانست جنازه او را کجا پنهان کند. تا اینکه دو کلاغ را دید که بعد از جدال، یکی آن دیگری را کشت و کلاغ مرده را در میان خاک دفن کرد. قابیل با دیدن این صحنه گودالی کند و هابیل را در آن دفن کرد و بازگشت. آدم با ندیدن هابیل در مورد او از قابیل پرسید؛ ناگزیر بعد از مدتی قابیل، آدم را به محل قتل برادرش بُرد و پرده از کارش برداشت. آدم آن زمین را که خون فرزندش را بلعیده بود به لعنت یاد کرد و بدین خاطر است که بعد از آن هیچ خاکی خون انسان را در خود فرو نمی برد و آدم بعد از مرگ او چهل شبانه روز گریست. ابلیس آتشکده ای برپا داشت و به عبادت آن پرداخت و به این بهانه قربانی های قابیل را می پذیرفت و اولین کسی که به پرستش آتش روی آورد، قابیل بود.

تولد شیث و یافث :

بعد از قتل هابیل، آدم پنجاه سال از نزدیکی با حواء دوری کرد، که بعد از این مدت طولانی خداوند عطیه ای بهشتی به آنها مرحمت نمود و (شیث و یافث) را به آنها عطا کرد و به امر خداوند حوریه ای سیه چشم و زیبا بنام «نزله» از بهشت فرود آمد و با شیث ازدواج کرد و کنیزکی بنام «منزله» هم برای ازدواج با یافث آمد. و از ازدواج شیث و نزله دختری بنام «حوریه» به دنیا آمد و نسل های بعد که هم اکنون ادامه دارد دنباله ازدواج مبارک این دو تن است.

وفات آدم و حوا :

آنچه صبر و بردباری بر روی زمین است از آدم است و آنچه زیبایی است از جانب حواء، و تمام زشتیها و سوء اخلاق از طایفه جن است. درباره سن حضرت آدم قولهای مختلفی وجود دارد، که از آن جمله گفته اند؛ 930 سال، 936 سال، 1000 سال، 1030 سال، 1040 سال از عمر آدم گذشت تا اینکه گفته اند، او به مدت 10 روز در پی تَبی شدید و طولانی رحلت یافت. وفات او در روز جمعه، 11 محرم روی داد، بعد از مرگش بدن او را در تابوتی گذاشتند و در غاری در میان کوه ابوقبیس دفن کردند، تا وقتی که نوح علیه السلام در زمان طوفان بیامد و آن تابوت را با خود برداشت و در کشتی نهاد و به کوفه برد و در «غری» – شهر نجف کنونی – به خاک سپرد. حواء نیز پس از وفات آدم یک سال بیشتر زنده نبود و سپس پانزده روز بیمار شد و از دنیا رفت و در کنار جایگاه آدم او را به خاک سپردند. و آنچه که معروف است آنست که حوا را در جدّه به خاک سپردند.

نکاتی چند در مورد حضرت آدم علیه السلام :

1- بعد از رحلت آدم، ابلیس پای درخت انگور و خرما ادرار کرد. و به همین خاطر است که بعد از تخمیر آنها بوی نامطلوبی دارد و خداوند هر شراب مست کننده ای را حرام ساخته، چرا که مایع جریان یافته در آنها همان ادرار ابلیس است.

2- تعیین وقت نماز عصر به این علت است که آدم در آن ساعت از درخت ممنوعه تناول کرد و از بهشت رانده شد و نماز مغرب ساعتی است که خداوند توبه آدم را پذیرفت. رکعت اول نماز مغربی که آدم به جای آورد برای خطایی بود که مرتکب گشت، رکعت دوم بخاطر خطای حوا و رکعت سوم به جهت توبه اش اَدا شد.

3- بعد از مرگ آدم، ابلیس و قابیل به شماتت او پرداختند و به لودگی و نواختن مشغول شدند. شدیدترین شکنجه ها به هفت نفر اختصاص دارد که یکی از آن هفت نفر قابیل است. دوم، نمرود. سوم، دو نفری که در میان بنی اسرائیل مردم را به یهودیت فرا خواندند. چهارم، فرعون که گفت؛ (من پروردگارم). پنجم، دو نفر از میان این امّت.

4- آدم هنگامی که بر زمین فرود آمد، بر نگین انگشتری خود، این جمله را نقش نمود؛ محمّد رسول الله و علی ولی الله .

5- کنیه آدم ابومحمّد بود.

6- طول قامت آدم و حوا وقتی که به زمین آمدند بسیار بلند بود، آدم هفتاد ذراع و حواء سی و پنج ذراع بود.

7- آدم هزار مرتبه پیاده به زیارت بیت الحرام رفت که هفتصد بار آن حج واجب بود.

8- راهنمای آدم از سراندیب تا جده، پرنده ای بنام (صُرِد) بود و آن اولین پرنده ای است که عبادت خداوند را کرد.

9- هنگامی که فرشتگان به خلقت آدم به خاطر فساد در روی زمین خرده گرفتند، هفت هزار سال از فیض نور الهی محروم شدند و خداوند (بیتِ المعمور) را در آسمان چهارم برای عبادت فرشتگان و (بیتِ الحرام) را در زمین برای عبادت انسانها آفرید.

10- آدم به زبان عربی صحبت می کرد اما بعد از ارتکاب به گناه و آمدن به زمین لهجه او به (سریانی) تغییر یافت.

11- اسم اعظم خداوند 73 حرف می باشد که خداوند 25 حرف از آن را به آدم آموخت.

– منبع : رهبران شیعه

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=8736
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

ayatollah-mousavi-ardebili4

زندگینامه مرحوم حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی

همانطور که می دانید آیت الله موسوی اردبیلی امروز چهارشنبه 3 آذر 95 دعوت حق …

6 نظرات

  1. واقعا اطلاعاتی که دراینجانوشتید ازمنابع معتبزاست وکل مطالب دقیق است میشه یه زن هفتادبارزایمان داشته باشه وهمه ام دوقلوباشن ؟؟

  2. خیلی قشنگ بودممنون

  3. روتیکا

    ممنون خیلی مفید بود

  4. اون که پیامبر بود وآدم بود گناه کرد دیگه وای به حال ما 😉 🙄 🙄 😉

  5. غلامرضا

    حضرت آدم پیامبری معصوم وپدر همه انسانهاست وهمسرش حوا نیزمادرانسانها وزنی شریف وپاک دامن بود

  6. گفته گفته گفته

    خیلی داستان قشنگی بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.