تازه های آسمونی
صفحه اصلی > چهره ها > بیوگرافی مجریان > هواداران عادل فردوسی پور + بیوگرافی
تبلیغات اینترنتی

هواداران عادل فردوسی پور + بیوگرافی

adel ferdosipour biography6 هواداران عادل فردوسی پور + بیوگرافی

نام نام خانوادگی : عادل فردوسی‌پور

متولد : ۱۰ مهر ۱۳۵۳ در تهران

سمت : روزنامه‌نگار، مترجم، مدرس دانشگاه، تهیه‌کننده، مجری تلویزیونی و گزارشگر فوتبال اهل ایران

تحصیلات : کارشناسی ارشد در رشتهٔ مهندسی صنایع از دانشگاه دانشگاه صنعتی شریف

سال‌های فعالیت : از ۱۳۷۲ (روزنامه‌نگار) – از ۱۳۷۳ (گزارشگر فوتبال) – شناخته‌شده برای مجری برنامهٔ برنامهٔ ۹۰

برنامه تلویزیونی : برنامهٔ ۹۰ از شبکهٔ ۳ سیما

 adel ferdosipour biography3 هواداران عادل فردوسی پور + بیوگرافی

وی اصالتا اهل شهر رفسنجان در استان کرمان است. او دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی شریف است.
او پایه‌گذار، تهیه‌کننده و مجری برنامهٔ ۹۰ که از شبکه ۳ سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می‌شود نیز هست. در سال ۲۰۰۹، هفته‌نامۀ نیوزویک او را در فهرست پرقدرت‌ترین افراد در ایران در ردۀ نوزدهم جای داد. مجله ورلد ساکر به او لقب «جان ماتسن ایران» داده‌است.

 

زندگی

عادل در دهمین روز مهر ماه ۱۳۵۳ در محله گیشای تهران زاده شد. 

adel ferdosipour biography1 هواداران عادل فردوسی پور + بیوگرافی

تحصیل

عادل دوران دبستان را در مدرسهٔ ذوقی گذراند و با وجود علاقهٔ بسیارش به فوتبال از درسش دور نشد و دیپلم خود را از دبیرستان البرز با معدل ممتاز گرفت. سرانجام در رشتهٔ مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شد و تحصیلات خود را در همین رشته و دانشگاه تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه داد.عنوان پایان‎نامه کارشناسی ارشد او «پیش‎بینی نتایج مسابقات فوتبال با استفاده از تحلیل‎های رگرسیونی» بود. وی همچنین به تدریس درس زبان انگلیسی تخصصی صنایع و زبان انگلیسی عمومی در مرکز زبان همین دانشگاه پرداخته‌است.

 

روزنامه‌نگاری

او کار رسانه‌ای خود را در سال ۱۳۷۲، با روزنامه‌نگاری در روزنامه ابرار ورزشی به سردبیری اردشیر لارودی آغاز کرد. وی در آن زمان، دانشجوی سال سوم کارشناسی بود و در بخش ترجمه صفحه فوتبال خارجی کار می‌کرد.او پس از قبولی در آزمون گزارشگری صدا و سیما، کمی از روزنامه‌نگاری فاصله گرفت، اما پس از مدتی با مجله سروش جوان، مجله همشهری جوان و روزنامه جام‌جم به همکاری پرداخت.او برای مجله ورلدساکر نیز مطلب می‌نویسد.

adel ferdosipour biography5 هواداران عادل فردوسی پور + بیوگرافی

گزارشگری

او در پایان سال ۱۳۷۳ پس از چندین بار آزمون به صدا و سیما راه یافت و در ابتدا به گزارش برنامه منتخب ورزشی می‌پرداخت. فردوسی پور کم کم پیشرفت کرد و توانست بازی‌های بهتری را گزارش کند. او پس از گزارش‌های خوبش در جام جهانی ۹۸، توانست خود را به همه بشناساند و از آن پس بود که به عنوان گزارشگر بازی‌های زنده و مهم انتخاب شد. در آن زمان که تلفظ نادرست نام‌های خارجی در گزارش‌های فوتبال صدا و سیما زیاد اتفاق می‌افتاد، او از معدود گزارشگران مسلط به زبان‌های خارجی بود.
او در مراسم اهدای توپ طلای فوتبال ایران نیز جایزهٔ بهترین گزارشگر را از افشین قطبی دریافت کرد.

 

گفت و گو با عادل فردوسی پور :

 

 برنامه فوتبال بازی کردن هایت همچنان ادامه دارد؟

آره . هر هفته 

 

 کجا؟

 ورزشگاه انقلاب 

 

با چه کسانی ورزش میکنید؟

دوستهای قدیمی . چند تااز همکلاسی های دبیرستان و بچه های شریف دانشگاه صنعتی و دوستان دیگر.

 

 چه روزهایی؟

جمعه ها ساعت 12 تا 2ظهر ؛ اما وارد شدن به ورزشگاه برای دیگران مشکل است بخصوص که تازگی ها بیشتر هم سختگیری می کنند. باید کارت مجموعه ورزشی انقلاب راداشته باشید و اینها.

 

اغلب در حال استراحت کردن هستی . این حرف شما شوخی بود یا جدی گفتی؟ ساعات کاری ات اصلا چطوری هست؟

 نه. زیاد هم جدی نبود. البته ساعت کاری ثابت که ندارم. بستگی داره دیگه. یک وقت کار ترجمه است برای برنامه جام باشگاه ها و جنگ فوتبال آسیا و بعد هم صداگذاری و غیره. یکشنبه ها و دوشنبه ها هم که بیشتر وقتم را نود می گیرد. البته یکشنبه کمتر چون 80درصد کار دوشنبه جمع می شود و کارهای دیگر.

 

 دانشگاه چطور؟ چه روزهای کلاس داری؟

راستش این ترم در دانشگاه کلاس ندارم . تا ترم پیش شریف کلاس داشتم و تدریس می کردم . همان زبان تخصصی و زبان عمومی . یک وقتهایی هم دانشگاه آزاد و دانشگاه های غیرانتفاعی ؛ اما برای ترم بهار کلاس نگرفته ام. یک وقتهایی هم کارهای مهندسی می کنم تا یادم نرود. آن هم به صورت پروژه ای .

 

 خودت شرکت مهندسی نداری یا جایی که کار ثابت انجام بدهی؟

نه هیچ وقت بیزنس من نشده ام.

 

 چرا درس را ادامه ندادی؟کنکور دکترا؟

دیگر حوصله اش را ندارم . اصلا اسم کتاب و درس که می آید، حالم بد می شود!

 

معدلت در دانشگاه خوب بود؟

خوب نبود ، دور و بر 15 بود.

 

 برای شریف همان 15 هم خوب است. 

بد نیست ، اما بعد از فوق لیسانس احساس کردم که دیگر انگیزه ای برای درس خوندن ندارم . حوصله اش راندارم.

 

در حالی که براحتی می توانستی برای بورسیه شدن هم اقدام کنی.

هر جا که امتحان تستی باشد ، برای خودم شانس زیادی قائل هستم . کنکور اگر تشریحی بود ، رتبه ام خیلی بدتر می شد. چه کنکور لیسانس ، چه کنکور فوق لیسانس . از امتحان تستی همیشه استقبال می کنم.

 

 زبان انگلیسی ات را کجا قوی کردی؟

از همان اول دبیرستان به کلاسهای زبان می رفتم . سال آخر دبیرستان چون کنکور داشتم کلاس زبان نرفتم ؛ اما چون در آخرین ترم زبان نمره ام بالای 97درصد شده بود و می توانستم بقیه ترمها را مجانی سر کلاس بروم ، رفتم و تا آخر آن کلاسهای زبان را گذراندم . سال دوم یا سوم دانشگاه بود که این کلاسها تمام شد. کلاسهای استادی اش را هم قبول شدم ؛ اما چون کارم توی تلویزیون زیاد شده بود، نرفتم سر کلاسهای زبان آنها درس بدهم .

 

 هیچ وقت فکر نکرده ای بروی خارج از کشور و دوره گزارشگری ببینی؟

نه . هیچ وقت به ذهنم نرسیده . بعدش هم این کارها باید از طریق سلسله مراتب انجام شود. از طریق خود تلویزیون . فکرش را نکرده ام.

 

وسوسه نشدی که به انگلیسی یک بازی را گزارش کنی؟

چرا تازگی ها خیلی وسوسه شدم که این کار را بکنم ، اما خیلی سخت است.

 

 امتحان نکردی؟

چرا چند تا بازی را همین طور امتحانی انگلیسی گزارش کردم ، اما ضبط نکردم . ببین ، خیلی فرق می کند. تو باید برای چنین کاری بتوانی به انگلیسی فکر کنی . اگر فارسی توی ذهنت بیاوری ، بعد بخواهی آن را به انگلیسی ترجمه کنی ، صحنه را از دست می دهی . البته از لحاظ فرهنگی هم فرق می کنه . این قدر که گزارشگران خارجی براحتی از بازیکنان انتقاد می کنند که ما نمی توانیم بکنیم .
در همین بازی رفت منچستر – رئال ، گری نویل که دو کارته شد، من داشتم از شبکه ESPN می دیدم ، گزارشگر بازی گفت من مطمئنم خیلی از طرفدارهای منچستر خوشحال شدند که گری نویل دو اخطاره شد. شما چنین چیزی را در خصوص بازیکن X پرسپولیس یا استقلال بگویی پدرت را درمی آورند. حتی اگر بدترین بازیکن زمین باشد.
البته بعضی از گزارشگرهای ما سر بازی های خارجی که می شود ، به خوبی از همه بازیکنان و حتی بزرگترین مربیان دنیا ایرادهای فنی می گیرند ، اما همین کار را ذره ای در بازیهای داخلی انجام نمی دهند. خوب این یک جور دوگانگی به وجود می آورد.
من که خودم سعی می کنم هر چیزی به ذهنم می رسد بگویم و تا جایی که نترسم می گویم . بعضی ها بهشان برمی خورد. بعضی ها چیزهای دیگری می گویند. البته خودسانسوزی هم هست  بچه ها شاید در ذهن خودشان چیزهایی را سانسور می کنند که واقعا دلیلی هم ندارد.

 

هیچ وقت نخواسته ای از زبان انگلیسی ات استفاده دیگری بکنی مثلا ترجمه کتاب یا چنین کاری؟

ترجمه کتاب یک موقع به ذهنم رسیده بود. شاید بعدا این کار را بکنم . اگر کتاب خوبی به دستم برسد ، تجربه بدی نیست.

 

الان برای یک گزارش چقدر وقت صرف می کنی؟

بستگی دارد. بین نیم ساعت تا یک ساعت . روزنامه ها ، مجلات خارجی که خودم دارم و اینترنت . الان مثلا برای بازیهای انگلیسی و ایتالیا لازم نیست آدم برود مطالعه زیاد بکند. بیشتر بازیکنان را می شناسی ، اطلاعاتشان را هم هر روز در روزنامه ها و اینترنت می بینی ، برای هر بازی می دانی چه خبر است.

 

 شده فکر کنی یک گزارش سخت است و اذیت شوی؟

چند سال پیش یک بازی بود که اسامی هیچ یک از دو تیم را نداشتیم . در آخرین لحظات ، اسامی دو تیم رسید. خیلی اذیت شدیم .

 

 اگر نمی رسید ، نمی توانستی گزارش کنی؟ بازیکنان را از روی قیافه نمی شناختی؟

یک سری بازیها هستند که مثلا امید قزاقستان با امید فلان جا. آدم هیچ احساسی ندارد ، هیچ شناختی هم ندارد.

 

 کجا بود در مورد سوتی هایت صحبت کرده بودی؟

سوتی زیاد داده ام . آخرین سوتی توی برنامه های با جام جهانی بود که همزمان چون از روی اینترنت خبرها را ترجمه می کردم ، سوتی های زیادی دادم . بهترین سوتی هم این بود که در یک برنامه حدود 2ساعت تمام با آقای حاج رضایی بودیم و من موقع خداحافظی گفتم :خوب من از آقای نصیرزاده که 2ساعت با ما همراه بودند تشکر می کنم! اصلا آن شب هنگ کرده بودم که رضا جاودانی گفت آقای نصیرزاده نیستند ، آقای حاج رضایی هستند.

 

 اگر موقع گزارش تمرکزت را از دست بدهی چی می شود؟

همه چیز از دست می رود. اگر حواست پرت شود، بازی ول می شود و دیگر نمی شود جمعش کرد.

 

 الان نود برایت جالبتر است یا گزارش بازی؟

هر دوتایشان . ولی کلا با نود خیلی حال می کنم .

 

 یک خورده هم ترسناک است نه؟

آره ، خیلی . ولی همان ترسناک بودنش هم جالب است . همین که یک چیزی بگوییم که دعوا درست شود یک چالشی ایجاد می کند که جالب است . به نظر من اینها یک ترس لذتبخش دارد. نمی شود تمایز قایل شد ، ولی وقتی بازیها خوب باشند ، گزارش می چسبد. برای من باشگاه های انگلیس از همه لذتبخش تر است . اصلا از این کارم لذتی می برم که مطئنم در آن رشته ای که درس خواندم ، نمی توانستم این لذت را ببرم . مثلا این که در یک شرکت کار کنم . صبح ساعت بزنم تا پنج بعدازظهر. احساسم این است که هیچ وقت نمی توانستم اینقدر لذت ببرم .

 

 به هر حال کاری که تو داری برای خیلی ها حسرت برانگیز است . متوجه می شوی چه می گویم؟

یک کاری که هم هیجان دارد، هم شهرت ، هم عشق . همه چی . من خودم چون خیلی دیوانه فوتبال بودم ، از اول به این کار خیلی فکر می کردم .

 

 تازه تو کسی هستی که شاید بیشتر از هر چیز به دلیل هوش و اطلاعات و علاقه شخصی در این کار پیشرفت کرده ای . 

ببین من وقتی که در دبیرستان بودم ، اینقدر تند تند حرف می زدم که هیچ کس حرفهایم را نمی فهمید. الان هم این مشکل را دارم . بخصوص وقتی که هیجان زده می شوم جویده جویده حرف می زنم و کسی نمی فهمد. 8-7 سال گذشته ولی هنوز این مشکل را دارم . بعلاوه هیچ وقت احساس نکرده ام صدای خوبی دارم . به نظر من اینها هیچ کمکی به رشد من نکرده . چیزی که من متوجه شدم این است که صدا عادی می شود. اوایل خیلی ها می گفتند که صدای من گوشخراش است ، ولی بعد از مدتی نمی دانم صدایم جا افتاد یا آنها عادت کردند.

 

 فکر کردی به این که یک روز این کار را کنار بگذاری؟

نه . فکر نکردم .

 

 البته تو این شرایط را داری که اگر گزارشگر نباشی می توانی درروی رشته ای که تحصیل کرده ای کار کنی ، ولی بالاخره یک روز ممکن است نتوانی به کار فوتبال ادامه بدهی .

فکر نکرده ام ؛ اما اگر یک روز نتوانم ادامه بدهم باید تمام وقت بروم به رشته خودم . قضیه عشق و علاقه است . به نظرم همین کار روزنامه نگاری هم که شما انجام می دهید و من هم خودم قبلا انجام می دادم همین حالت را دارد. یادم می آید در روزنامه هم که بودم ، بچه هایی بودند که کار می کردند، ولی چون از کارشان لذت نمی بردند، برای نوشتن یک مطلب 70 بار کاغذ را خط می زدند و چیزی هم که می نوشتند برای خودشان هیچ اهمیتی نداشت . فکر کنم در هر کاری اگر علاقه نباشد ، پیشرفت به دست نمی آید.

 

می توانی به 10سال دیگر فکر کنی؟

قضیه 10سال نیست . اینجا هر لحظه ممکن است اتفاقی بیفتد و آدم اصلا به آینده اش مطمئن نیست ؛ ولی فکر نکنم خودم هیچ وقت پیشقدم شوم و بگویم من دیگر این کار را نمی کنم.

 

 در بین برنامه های تلویزیونی ، نود برای خودش یک جور ساختار شکنی داشت . تو الان از این بلندپروازی ها نداری . برای کارهای عجیب و غریب و پروژه های رویایی.

با توجه به امکانات موجود نمی شود کارهای بزرگ کرد. من خودم برنامه های خارجی را که می بینم غصه می خورم . این برنامه مجله جام باشگاه های اروپا راکه می بینم پیش خودم می گویم ، یعنی می شود ما یک روز چنین برنامه تلویزیونی بسازیم . واقعا فوق العاده است . جای کار برای پیشرفت و کارهای بهتر کردن هست ، ولی با توجه به امکانات و شرایطی که وجود دارد نمی شود. خیلی سخت است .

 

به نظر خودت از چند سال پیش که کار را شروع کرده ای ، از نظر کیفی چقدر کارت تغییر کرده است؟

فکر می کنم خیلی بهتر شده . فکر می کنم از مرحله بدتر به مرحله بد رسیده ام . یا دارم می رسم.

 

 خیلی تعارف است . مطمئنم که خودت به چنین چیزی اعتقاد نداری .

جدی می گویم . مسلما خیلی بهتر شده ام . اما باز هم خیلی جا برای بهتر شدن هست . شاید از خیلی بد رسیده ام به بد و باز هم باید بهتر بشوم تا برسم به خوب و خیلی خوب . خیلی مانده .هیچ وقت فکر نکرده ام که بهترینم ! اصلا باید اینجوری نگاه کنی . اگر فکر کنی کار خوب است و کامل است دیگر So what خب که چی؟ برای چی داری ادامه می دهی . باید فکر کنی داری رشد می کنی و نقص هایت را پیدا کنی تا بتوانی بهتر و بهتر شوی.

 

 چند وقت است ازدواج کرده ای؟

7-8 ماه است که رفته ام به خانه خودم و با همسرم زندگی می کنم . ولی بیشتر از 2سال است که ازدواج کرده ام.

 

فوتبال نقشی در شکل گرفتن این زندگی مشترک نداشت؟

نه . ربطی به فوتبال نداشت .

 

 خانمت اهل فوتبال نیست؟

چرا ، ولی فوتبال نقشی در این ماجرا نداشت.

 

 فعالیت تو در فوتبال با این وضعیت همسرت را اذیت نمی کند؟

نه ، بالاخره عادت می کند! چاره ای ندارد.

 

 

با شهرت تو چطور ، مشکلی ندارد؟

نه اصلا.

 

 سر تیم های مختلف کرکری ندارید ، سر بازیها؟

نه به این شکل .

 

 ازدواج تاثیری روی کار تو نگذاشته؟

نه . من کار خودم را می کنم و خیلی برایم جدی است . هر اتفاقی هم بیفتد من باید فوتبالم را ببینم . همه هم می دانند. وقتی فوتبال می بینم ، همه می دانند که نباید کاری به کار من داشته باشند.

 

در جایی مثل انگلیس هیچ گزارشگری ابایی ندارد از این که بگوید طرفدار کدام تیم است . اینجا همه تکذیب می کنند.

واقعا اینجا فضا اینقدر باز نیست که یک گزارشگر بگوید من قلبا طرفدار کدام تیم هستم . اینجا فوتبال دو قطبی است . اگر بگویی من قرمز هستم ، یا آبی هستم ، نصف مملکت با تو بد می شود.

 

 اگر یک روز بنا شود همه اعلام کنند که طرفدار چه تیمی هستند ، تو حاضری پیش قدم شوی و به جای این که مثل همه بی دلیل بگویی طرفدار رنگ نیستی و بی طرفی ، بگویی که مثلا از قدیم طرفدار چه تیمی بوده ای؟

نه . نمی توانم بگویم ؛ اما این را هم بگویم که الان دیگر اصلا برایم فرقی نمی کند. الان من واقعا بی طرفم . حالا یک زمانی چرا، ولی حالا اصلا نیستم . اصولا نمی شود. گزارشگر یک ذره هم به یک تیم گرایش داشته باشد ، در کارش تاثیر می گذارد. غیرقابل انکار است.

 

 تو دیگر سینما را هم مثل سابق دنبال نمی کنی؟

نه . دیگر اصلا حوصله اش را ندارم . واقعا نمی توانم بنشینم پای تلویزیون و یک فیلم را تا آخر ببینم . الان برایم جشنواره تا جشنواره شده که فیلم ببینم . قبلا خیلی خوره تر بودم . الان بهترین فیلم هم که باشد حوصله اش را ندارم . فقط مجلات سینمایی را می خوانم.

 

 یعنی در یک سال اخیر هیچ فیلمی ندیده ای؟

چرا. در جشنواره فجر چند تا فیلم دیدم که خوب نبود. فیلمهای روی پرده را در تعطیلات عید دیدم . . The OTHERS را پارسال در سینما سپیده دیدم که خیلی خوب بود.

 

خارج هم می روی ، نمی روی در سینما بنشینی فیلم ببینی؟

نه . هیچ وقت نشده . زیاد هم که سفر خارج نرفته ام .

 

 چند بار رفتی؟

فقط سیدنی و بوسان . یک سفر هم قبلا به امارات رفته بودم که کاری نبود ، یعنی از طرف تلویزیون نبود.

 

 یک بازی اروپایی را نرفته ای در ورزشگاه ببینی؟

نه . خیلی دلم می خواهد. هر بازی هم که باشد فرقی نمی کند. دلم می خواهد بروم انگلیس یک بازی را در استادیوم ببینم .

 

 چرا نمی روی؟

زورم نمی رسد اگر پولش برسد حتما می روم .

 

 فکر نمی کنی به خاطر فوتبال از زندگی عقب افتاده ای؟

نه . نگاه می کنم به طور متوسط از بقیه بچه های که با آنها همکلاس بوده ام ، عقبتر نیستم . خوشبینانه که نگاه کنیم عقب نیفتاده ام !

adel ferdosipour biography4 هواداران عادل فردوسی پور + بیوگرافی

برنامه ۹۰

برنامه نود، نام برنامهٔ زنده‌ای است که دوشنبه شب هر هفته از شبکه ۳ سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می‌شود. عادل فردوسی پور، بنیان‌گذار این برنامه بوده و نقش مجری و تهیه کنندهٔ آن را به عهده دارد. موضوع این برنامه دربارهٔ فوتبال ایران است.او در سومین جشنوار تلویزیون جام جم برنده جایزه بهترین تهیه کننده و مجری در بخش ورزش نیز شد.

 

نمایش

فردوسی‌پور در سال ۱۳۸۴ با گروه اجرایی نمایش «فنز» به نویسندگی و کارگردانی محمد رحمانیان همکاری داشت. او در این نمایش صداپیشه یک گزارشگر فوتبال بود. نمایش فنز درباره یک خانواده انگلیسی بود که همگی از طرفداران متعصب تیم منچستر یونایتد بودند. پرویز پرستویی، ترانه علیدوستی، حبیب رضایی، مهتاب نصیرپور و احمد مهران‌فر نیز در این نمایش حاضر بودند.

 

ترجمه

فردوسی‌پور سال‌ها پس از تجربه ترجمه در روزنامه ابرار ورزشی، در سال ۱۳۸۸ قراردادی را برای ترجمه کتاب فوتبال در برابر دشمن که درونمایه‌ای فوتبالی-سیاسی دارد با نشر چشمه امضاء کرد. سایمون کوپر، نویسنده سرشناس فاینانشیال تایمز و خالق اثر فوتبال علیه دشمن چاپ این کتاب را یک سرقت ادبی خوانده‌است. وی در نوشته خود آورده‌است:«می‌خواستم بروم تهران و شخصا با این سارقین ادبی برخورد کنم…»
کتاب دوم فردوسی پور، «کتاب جامع فوتبال» نام دارد که دانشنامه‌ای ۴۰۰ صفحه‌ای و تمام رنگی در مورد فوتبال است. این کتاب ترجمه کتاب «The Football Book» است که برای اولین بار در سال ۲۰۰۸ در انگلستان منتشر شد. کتاب جامع فوتبال در اردیبهشت ۱۳۹۱ و در بیست و پنجمین نمایشگاه کتاب رونمایی شد. ناشر این کتاب نشر بهشت می‌باشد. 

 
adel ferdosipour biography2 هواداران عادل فردوسی پور + بیوگرافی

صداگذاری بازی‌های رایانه‌ای

فردوسی‌پور تعدادی از سری بازی‌های فوتبال تکاملی حرفه‌ای و فیفا را به زبان فارسی گزارش کرده‌است.

 

فردوسی پور و زلزله آذربایجان

در آغاز اولین برنامه نود بعد از وقوع زمین‌لرزه‌های آذربایجان شرقی (۱۳۹۱) عادل فردوسی پور نظر سنجی برنامه را باتوجه به این حادثه که منجر به کشته شدن و آسیب دیدن شماری از هموطنانمان شده بود، به ابراز هم دردی با هموطنانمان اختصاص داد.”به احترام قربانیان زلزله اخیر یک پیام بدون متن بفرستید” فردوسی پور این گونه از ورزش دوستان خواست که با زلزله‌زدگان آذربایجان ابراز هم دردی کنند.عادل یکی از خوش اخلاق ترین و راحت ترین گزارشگران تلویزیون است.

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=52167
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

saba-rad

بیوگرافی صبا راد

صبا راد از مجریان خوب تلویزیون ایران است که کار خود را از سال 75 …

4 نظرات

  1. تمام برنامهاش با هدف دنبال میشه وسعی داره اونچیزی که مورد قبول خودش هست رو به مردم القا کنه بسیار ادم بیخودی هست واشکارا از تیم محبوبش طرفداری میکنه ودربرنامش به شعور مردم بی احترامی میشه

  2. علی قدرتی

    این همه درآمد دولت به کجا می‌رود؟
    از لحاظ میزان ذخایر نفتی سومین کشور دنیا هستیم. در گاز هم دومین کشور دنیا هستیم. ده درصد معادن دنیا (فلزات، سنگ های قیمتی و …) هم در ایران است. دولت این همه درآمد دارد و با این حال همیشه ناله می کند و از مردم می‌خواهد که از دریافت یارانه انصراف بدهند.
    مبلغی را کارت به کارت می‌کنید و 900 تومان از حسابتان کم می‌شود. می‌خواهید ببینید در کارت بانکی چقدر پول دارید 125 تومان از حسابتان کم می‌شود. حساب کنید در کل کشور چه درآمد بزرگی برای دولت ایجاد می‌کند.
    جمع هزینه های دریافت گذرنامه 150 هزار تومان است. یک خانواده 4 نفری باید 600 هزار تومان بپردازد تا گذرنامه بگیرد و اگر بخواهد توسط پرواز هوایی از کشور خارج شود باید عوارض خروج هوایی که آن هم نفری 150 هزار تومان است را بپردازد. یعنی برای چهار نفر مبلغ یک میلیون و دویست هزار تومان پرداخت می شود برای هیچ چیز.
    هزینه بیمه کردن اتومبیل سواری حدود یک میلیون تومان است. هزینه دریافت گواهینامه پایه یک هم یک میلیون تومان است.
    درآمد جرایم رانندگی چقدر است؟ از یکی از سربازهایی که در چهارراه‌ها جریمه می کنند بپرسید که امروز چقدر جریمه نوشته. با کمال تعجب رقمی مثل 12 میلیون تومان را خواهید شنید. ببینید در کل کشور چقدر می شود!
    با این حال، دولت پول ندارد و همیشه از مردم می خواهد که از دریافت یارانه انصراف بدهند و مرتبا بهای برق، گاز و آب را افزایش می دهد.
    قیمت بنزین و گازوئیل یکدفعه افزایش داده شد. قیمت بنزین در مدتی کوتاه از صد تومان به هزار تومان رسید. چقدر درآمد دولت افزایش یافت!
    به قبض آّب، برق، گاز یا تلفن دقت کنید. ببینید روی یک قبض چند نوع مالیات و عوارض نوشته شده! در مغازه ای که سه عدد یخچال دارد مبلغ قبض برق به یک میلیون تومان می رسد.
    افراد خیر چقدر به دولت کمک می کنند و کارهای دولت را انجام می دهند؟ کمیته امداد چقدر درآمد دارد؟
    درآمد حاصل از کشت و صنعت مغان، ذوب آهن اصفهان، تراکتور سازی تبریز و سایر کارخانه های نیمه دولتی چقدر است؟
    و همچنان دولت پول ندارد و مردم از منت کشیدن برای ماهی 45 هزار تومان خلاصی ندارند.
    کسی که می خواهد خانه ای بسازد باید مبلغ گزافی مثلا 100 میلیون تومان به شهرداری بپردازد. کسی که مغازه می سازد مبلغ بزرگ تری مثلا 300 میلیون تومان باید بپردازد. خلافی هایی که از ساخت و سازهای بدون مجوز دریافت می شود، هزینه های انشعابات آب، برق و گاز، عوارض سالیانه مسکن، عوارض سالیانه خودرو، عوارض نصب تابلوهای تبلیغاتی …. مواظب باشید دود از کله تان بلند نشود.
    عوارضی که در اتوبان ها از سواری ها و کامیون ها دریافت می شود مانند چاپخانه ای است که شب و روز پول چاپ می کند. کامیونی که از تبریز به راه می افتد تا به تهران برسد 60 هزار تومان عوارض می دهد. همین طور در مسیر اصفهان، بعد در مسیر شیراز، بعد بندر عباس، در مسیر برگشت هم همان مبالغ را دوباره پرداخت می کند و این همه بر قیمت جنسی که در کامیون حمل می شود افزوده می گردد. حتی در تنگه هرمز نیز از کشتی ها عوارض گرفته می شود.
    خودروسازان، ماشین های سواری را که به قیمت کم تر از 10 میلیون تومان تمام می شود به قیمت بالای 30 میلیون تومان به مردم می فروشند. کامیون ها و تریلی ها را هم که خدا می داند.
    در اکثر خیابان ها پارکبان وجود دارد و برای نیم دقیقه پارک کردن ماشین باید هزینه بپردازید. هر پارکبان روزانه مبلغی حدود 100 هزار تومان به دولت می پردازد. ببینید در کل کشور چقدر می شود.
    به هر پارک یا ترمینالی که با ماشین بروید باید ورودیه پرداخت کنید. همین طور است شهرک های نمایشگاهی.
    ارث نیز شامل مالیات می شود و در حدود 30 درصد مبلغ ریالی ارث به دولت پرداخت می شود.
    با این وجود، دولت بی پول است و از مردم می خواهد که از دریافت یارانه انصراف بدهند و نان را گران می کند.
    کسی که برای موردی مثل چک برگشتی شکایت می کند باید به مبلغی مثلا پانصد هزار تومان تمبر باطل کند. هر چه مبلغ مورد شکایت بیشتر باشد مبلغ تمبرهای باطل شده نیز بیشتر می شود و مثلا باید به قدر پنج میلیون یا ده میلیون تومان تمبر باطل کند. بعد دادگاه تشکیل می شود و فرد محکوم را دولت جریمه می کند. یعنی هر دو طرف را دولت سرکیسه می کند اما خدا می داند که حقدار چه موقع به حقش خواهد رسید.
    گمرک چقدر درآمد دارد! یکی برای وارد کردن ماشین 100 میلیون تومان هزینه گمرک پرداخت می کند. برای هر کالایی که وارد می شود درصدی باید پرداخت شود. چقدر واردات وجود دارد! چه رقم بزرگی می شود! سپس کالاهای فوق را وارد کننده به عمده فروش می فروشد و 9 درصد مالیات بر ارزش افزوده می دهد. عمده فروش به خرده فروش می فروشد و 9 درصد مالیات می دهد. خرده فروش به مصرف کننده می فروشد و 9 درصد مالیات می دهد. چه اجناس خارجی و چه اجناس تولید داخل هر چند بار که دست به دست شوند برای هر بار 9 درصد مالیات پرداخت می شود. تصور کنید که چه درآمد بزرگی برای دولت ایجاد می شود و این باعث می شود قیمت اجناس تا چند برابر افزایش یابد!
    لذا کارخانه‌ها مواد اولیه را به قیمت بسیار گرانی تهیه می کنند و نیز مبلغ زیادی برای برق، گاز و آب (که بصورت تصاعدی محاسبه می‌شوند) می‌پردازند و عوارض جاده‌ای حمل و نقل کالا و مالیاتی که کارخانه می‌پردازد و بیمه ای که برای کارگران، خودروها و … پرداخت می‌شود که همه‌شان به جیب دولت می‌رود سبب می‌شود که قیمت محصولی که تولید می‌کنند بسیار زیاد شود و به دنبالش میزان فروش کاهش می یابد و ناچار می‌شوند حقوق کمی به گارگرها بپردازند و تعداد کارگرها را به حداقل برسانند و یا واحدهای تولیدی را تعطیل کنند. بسیاری از مردم حداقل حقوق را دریافت می کنند اما نوبت به دولت که می‌رسد می‌گوید موادی که از معادن استخراج می‌شوند، بنزین، گازوئیل، تولیدات پتروشیمی، میل گرد، تیرآهن و … باید به قیمت جهانی به مردم فروخته شوند اگرچه به قیمت بسیار پائینی تولید می‌شوند.
    مردم ایران با بسته شدن راه های درآمد شان به ناچار سرمایه شان را به بانک ها منتقل می کنند تا از سود سپرده بانکی استفاده کنند که برای از بین بردن این درآمد نیز دولت مرتبا به بانک ها دستور می دهد که سود سپرده ها را کم کنند.
    از تمامی این ها که گفتیم بگذریم. در حرم امام رضا چندین محل جمع آوری نذورات وجود دارد. یکی چک می دهد، یکی گردن بندش را می دهد، یکی پول نقد می دهد، دیگری به حساب واریز می‌کند. خلاصه این که با درآمد شهر مشهد می توان یک مملکت را اداره کرد. من از یکی از جمع آوری کنندگان نذورات پرسیدم که این پول ها به کجا می روند؟ او جواب داد: “به اداره بهزیستی”.
    ولی می دانیم که بهزیستی همیشه با کمبود بودجه مواجه است و اگر افراد خیر کمک نکنند نمی تواند اموراتش را اداره کند!
    قم چقدر درآمد دارد؟ جمکران چقدر؟ شاه عبدالعظم چقدر؟ چندین هزار امامزاده وجود دارد، درآمدشان چقدر می شود؟ فکر می کنم از کله تان دود بلند شد.
    چقدر ملک در اختیار سازمان اوقاف است؟ از کرایه این املاک چقدر درآمد دارد؟ سازمان اوقاف در سال 1385 بیش از 7400 ملک و بیش از 58 میلیارد تومان درآمد داشت و حالا درآمدش بیشتر از 4 برابر آن سال است.
    چقدر خمس و زکات جمع می شود؟ مال امام چطور؟ همه مردم ایران فطره می دهند، چقدر می شود؟ خلاصه اینکه اگر یک از میلیون درآمدهای اماکن متبرکه و فطره به فقرا داده می شد، یک نفر فقیر در ایران پیدا نمی‌شد.
    این که مال مردم را پاک می کنند خیلی جالب است. می گوید 10 میلیون تومان بده به من تا دارایی هایت پاک شوند. همه می‌دانیم صحیح این است بگوید: «به کسانی که ظلم کرده ای حق شان را بده تا دارایی هایت پاک شوند». این یعنی اینکه تمامی این تشکیلات به منظور دزدی کردن طراحی و ساخته شده‌اند.
    حال به اینجا می رسیم که این درآمدها به کجا می‌روند. واضح است که این همه سرمایه اگر در داخل کشور می ماند حالا ایران از آمریکا هم ثروتمندتر بود. پس به خارج از کشور می‌رود. به جیب کسانی که دنیا را اداره می‌کنند.
    چه کسانی دنیا را اداره می‌کنند؟
    زمانی بود که کشورهای اروپایی با روش‌های قدیمی دنیا را استعمار می‌کردند. متوجه می‌شوند که نگهداری آن همه سرباز در کشورهای مختلف هزینه بسیار زیادی دارد و بهتر است بجای آن، در حکومت‌ها و مذاهب نفوذ کرده و از این طریق استعمار کنند. بعد انقلاب ساختگی فرانسه را به راه می اندازند و سپس شاه‌های اروپایی به ظاهر از قدرت کنار می‌کشند و ادعا می‌کنند که مقامی تشریفاتی هستند و در اداره مملکت نقشی ندارند و این دروغی بیش نیست و دولت‌ها توسط آن ها اداره می‌شوند چون آن‌ها سرمایه غیر قابل تصوری دارند و برای تمامی امور دولت‌های دنیا برنامه ریزی و اعمال نفوذ می‌کنند. هم اکنون دنیا توسط خانواده های سلطنتی اروپایی و تعدادی خانواده یهودی اداره می‌شود که بارزترین آن‌ها خانواده یهودی روچیلد (Rothschild) در انگلستان و خانواده سلطنتی انگلستان است. ملکه انگلستان (الیزابت دوم) سه میلیون هکتار زمین در کشورهای مختلف دارد. شاید این گفته را شنیده باشید: “در زمین‌های متعلق به انگلستان آفتاب غروب نمی‌کند”.
    این خانواده ها از 100 سال قبل برای همه چیز برنامه ریزی کرده‌اند و تمامی حکومت‌های دنیا برای آن‌ها کار می‌کنند. دولت‌ها ملت‌ها را می‌چاپند و به آن‌ها می‌فرستند. بانک‌های سوئیس را هم ایجاد کرده‌اند که آشکار نمی‌کنند که چه سرمایه‌هایی را در آنجا تلنبار می‌کنند.
    روشی که برای اداره تمامی دنیا استفاده می‌شود این است که دولت‌ها با افزایش مالیات‌ها، عوارض، قبوض و … ملت ها را می‌چاپند و روز به روز راه‌های درآمد برای مردم بسته می‌شوند. این وضع در اروپا حتی شدیدتر از ایران است و اروپایی‌ها 70 درصد درآمدشان را مالیات می‌دهند. برای نگه داشتن ماشین در پارکینگ خانه شان باید مالیات بدهند. اگر اتومبیلی بخرند باید به اندازه قیمت آن مالیات بپردازند و …
    جالب این است که برای کشورهای اروپایی برنامه ریاضت اقتصادی هم تدوین می‌کنند تا دولت‌ها مردم را بیشتر از این هم بچاپند. برای ما هم برنامه اقتصاد مقاومتی را می‌نویسند. هر دو برنامه توسط یک نفر طراحی شده.
    برای اینکه دولت‌های دنیا بتوانند خفقان ایجاد کنند و مردم دنیا جرات اعتراض به دولت‌ها را نداشته باشند، بطور مداوم جنگ و وحشت در دنیا تولید می‌کنند. زمانی جنگ سرد را بین آمریکا و شوروی سابق تولید کرده بودند. سران حکومت شوروی اعضای فراماسونری بودند. بعد از جنگ سرد هم نوبت آن رسید که از مسلمانان برای ایجاد رعب و وحشت استفاده کنند. طالبان، القاعده، داعش، حکومت جمهوری اسلامی ایران و … همگی تولید شده اند تا عامل ایجاد وحشت و ترس باشند و جنگ بین اسرائیل و حماس نیز در همین راستا است.
    از روزی که استعمارگران تصمیم گرفتند که از سربازان استفاده نکنند، جاسوس‌هایی را به مجامع مذهبی تمامی دنیا فرستادند و کم کم هدایت طرز فکر و ایدئواوژی مسلمانان را به عهده گرفتند. تعدادی خانواده یهودی در زمان حکومت عثمانی مسلمان شدند تا بتوانند در حکومت و مجامع مذهبی نفوذ کرده و در جهت براندازی امپراطوری عثمانی و ترویج افکار خرافی تلاش کنند. هم اکنون نواده‌های آن‌ها در تمامی کشورهای اسلامی شریان‌های اقتصادی را در دست دارند و دولت‌های اسلامی کاملا تحت کنترل این یهودی‌ها هستند. دولت‌های اسلامی را وادار می‌کنند تا در جهت ترویج افکار خرافی، تحریک مسلمانان بر علیه دنیا و تولید تروریست سرمایه گذاری های کلانی بکنند.
    شما ملاحظه می کنید دولت ادعا می کند که دچار کمبود بودجه است. اما عاشورا که می‌رسد پلاکاردهای پلاستیکی خیلی بزرگی که توسط دستگاه های مدرن و با هزینه بسیار زیادی چاپ شده‌اند در سرتاسر خیابان‌های تمامی شهرهای ایران نصب می‌شود.
    اگر به سخنان خامنه‌ای دقت کنید متوجه می‌شوید که همیشه از جنگ، دشمن، مکر، حیله و استکبار جهانی سخن می گوید. اما درست این است که بگوید که تا حالا هرچه شده را فراموش کنید و بیائید در صلح زندگی کنیم. اسلام دین رحمت است.
    تمامی دنیا با این سیستم اداره می‌شود که مثلا در ایران مردم عادی در سختی زندگی می‌کنند اما هنگامی که جذب سپاه، بسیج و سایر ارگانهای اسلامی می‌شوند منافع بسیاری نصیب‌شان می‌شود. مردم تمامی کشورهای دنیا به سختی پول در می‌آورند اما وقتی که جذب گروه‌های اسلامی می‌شوند کمک‌های فراوانی دریافت می‌کنند. در حقیقت این خانواده‌های یهودی که دنیا را اداره می کنند، تلاش می‌کنند تا کل دنیا را مسلمان کنند. چرا؟ جواب را مرحوم حسین پناهی داده:
    «اینکه شما در خانه چه برنامه‌‌اى می‌‌بینید به ما مربوط است، اینکه در خیابان چه می‌‌پوشید به ما مربوط است، آنچه می‌نوشید و آنچه می‌‌گوئید به ما مربوط است!
    با چه کسى بیرون می‌روید به‌ ما مربوط است،
    چه دینی دارید و چگونه آرایش می‌کنید به ما مربوط است؛
    اما …
    امنیت، قدرت خرید، کیفیت تحصیل، آینده فرزندان‌تان، تفریح جوانان‌تان، امنیت راه‌ها، مشکل مسکن و بقیه موارد:
    به ما مربوط نیست»
    یعنی در هر کشوری که حکومتش اسلامی می‌شود دولت مجوز پیدا می‌کند که در همه چیز مردم دخالت کند اما خودش در مقابل هیچ چیزی پاسخگو نباشد.
    در تمامی کشورهای دنیا مردم در سختی زندگی می‌کنند اما وقتی که مردم جذب گروه‌های اسلامی می‌شوند منافع بسیاری نصیب شان می‌شود و به این نتیجه می‌رسند که در راه درستی قدم گذاشته اند. در ادامه این روند، مردم را از گروه‌های اسلامی به تدریج به گروه‌هایی مثل داعش و طالبان جذب می‌کنند. در گروه‌های تروریستی حقوق زیادی مثل 10 هزار دلار در ماه دریافت می کنند. ملاحظه می کنید که داعش روز به روز پیشرفت می‌کند. یک روز به مصر حمله می‌کند. فردا شهری را در یمن تسخیر می‌کند و ….
    در کشورهای اسلامی خرافات ترویج می‌شود و گروه‌های تروریستی هم به کشتن مردم خرافی تحریک می‌شوند تا همیشه مسلمانان درگیر جنگ و بمب گذاری باشند.
    در طول تاریخ، تولید خرافات، همیشه پر درآمدترین شغل بوده. این درآمد باعث شده که پیغمبر را معصوم کنند، 12 تا امام تولید کنند، آن‌ها را هم معصوم کنند، مراجع تقلید و رساله تولید کنند، چند صد هزار امام زاده بسازند، ولی فقیه تولید کنند، برای دنیا منجی بسازند و …
    شما در قران حتی یک کلمه در مورد این‌ها نمی‌توانید پیدا کنید. خدا با هیچ کس رودربایستی ندارد و اگر پیامبر یا کس دیگری معصوم بود در قران ذکر می‌شد. همچنین اگر امامی وجود داشت نامش گفته می‌شد. در قران گفته شده که از ولی تان پیروی کنید و با استناد به آن تفسیر می‌کنند که پیامبر، امامان و رهبر مسلمانان معصوم هستند. این گفته مثل این است که به کودک گفته می شود که به حرف پدرش گوش کند یا به مردم گفته می‌شود که از مسئولین پیروی کنند. این به معنی معصوم بودن پدر یا مسئول کشور نیست.
    پیامبر 21 عدد زن رسمی داشت. موقت‌ها را خدا می‌داند. در 54 سالگی با عایشه 9 ساله ازدواج کرد. در آیه 50 سوره احزاب هم اجازه داده شده که زن‌های مومن، بدون پرداخت مهریه به پیامبر حلال شوند. امام‌ها هم هر کدام شان بطور متوسط 50 تا زن داشتند. نکته اینجاست که آدم معصوم از عهده یک زن به سختی بر می‌آید. پنجاه تا زن و عصمت چطور یکجا جمع می‌شوند؟
    در آیه سوم سوره مائده ذکر شده که امروز دین تان را کامل کردم. یعنی تمامی مسائل دینی در قران بیان شده. از این آیه می‌توان فهمید که بغیر از قران و پیامبر، هر چیز دیگری که بنام دین تولید شده فقط برای این بوده که دزدها بتوانند دزدی کنند.
    استدلال می کنند که باید کسی باشد که راه را نشان دهد. در پاسخ باید گفت که این جهان محل امتحان است. هر کسی باید قران و هر آنچه را که لازم است مطالعه کند و بر اساس تصمیمی که در برابر مشکلات گرفته می‌شود ارزش اشخاص مشخص می‌شود. اگر کسی باشد که همه چیز را از خدا بپرسد و به مردم بگوید مثل این است که معلم یک نفر را آورده تا در جلسه امتحان به شاگردها تقلب برساند.
    امروزه سکان کشتی تولید خرافات به دست یهودی‌ها افتاده و میلیون‌ها صفحه تفسیر نوشته شده تا ثابت کنند که امام‌ها معصوم بودند. برای سنی‌ها هم برعکس این تفاسیر را می‌بافند تا همیشه جنگ و اختلاف بین شیعه و سنی حاکم باشد.
    این یک برنامه ریزی است که امام حسین یا امام رضا را این طور بزرگ و معصوم کرده‌اند تا راه باز شود برای معصوم کردن مرجع تقلید و ولی فقیه و در آخر نتیجه این می‌شود که هرچه مرجع تقلید یا ولی فقیه می‌گوید سخن خداست و مردم نباید در مورد دستورات مراجع تقلید یا ولی فقیه فکر کنند بلکه باید بدون چون و چرا اطاعت کنند.
    از آن طرف هم به داعش می‌گویند که شیعه کافر است و انسان را در حد خدا بزرگ می‌کند. بدین گونه انگیزه بزرگی برای داعش ایجاد می‌شود تا حرم‌های شیعه را منفجر و شیعه‌ها را قتل عام کند.
    مرتبا تبلیغ می‌کنند که فلان افراد بیمار از امام رضا شفا گرفتند. اما اگر به آمار نگاه کنیم می‌بینیم که بیشترین موارد ابتلا به سرطان دنیا در ایران رخ می‌دهد و ایران از لحاظ میزان بروز بسیاری از بیماری‌های جسمی و روانی در صدر دنیا قرار دارد. اگر تنها یک مورد بیماری مثلا قطع نخاع توسط آزمایشات و تصویر برداری پزشکی تائید می‌شد و پس از رفتن به حرم امام رضا توسط آزمایشات و تصویر برداری پزشکی تائید می‌شد که فرد مذکور شفا یافته، در کتب پزشکی جهان توصیه می‌شد که برای درمان آن بیماری از حرم امام رضا استفاده شود.
    این خانواده های یهودی، تمامی کشورهای دنیا را به این شکل اداره می‌کنند که در کشورهای مختلف تشکل‌هایی مثل حسینیه، هیئت عزاداران اباعبدالله الحسین، فراماسونری، کابالیسم، شیطان پرستی و … را تولید می‌کنند. در این تشکل‌ها تعدادی جاسوس را به عنوان نماینده خدا معرفی می‌کنند که دائما در تماس با خدا هستند و گفته‌های خدا را به مردم می‌رسانند. تعدادی افراد عوام پیدا می‌شوند که این گفته‌ها را قبول می‌کنند و کاملا مرید آن جاسوس‌ها می شوند. مقامات اجرایی کشورها (وزرا، رئیس جمهور و روسای ادارات) از میان این افراد عوام انتخاب می‌شوند. بعد جاسوس‌ها از زبان خدا به افراد عوام می گویند که چطور کشور را اداره کنند.
    نمونه بازر این نوع مدیریت، آقای احمدی نژاد است که در کابینه اش یک صندلی خالی و متعلق به امام زمان بود. احمدی نژاد گفته بود: “امام زمان هر روز می‌آید و به کارهای دولت نظارت می‌کند و کشور را در مقابل دشمنان محافظت می‌کند”.
    امام زمان مرتبا از احمدی نژاد می‌خواست که یارانه پرداختی به نان، آب، برق، گاز و … قطع شود، قیمت بنزین، گازوئیل، فلزات، محصولات پروشیمی و … افزایش یابد و به قیمت جهانی برسد. مالیات‌ها، عوارض و هرآنچه که از مردم گرفته می‌شود افزایش یابد تا بودجه دولت افزایش یابد، به نفت وابسته نباشد و مملکت پیشرفت کند. احمدی نژاد مطابق برنامه‌های امام زمان عمل کرد، روحانی هم همان مسیر را ادامه می‌دهد غافل از اینکه این سرمایه‌ها به بانک‌های سوئیس منتقل می‌شوند و در دست دولت نمی‌مانند.
    به جرج واشنگتن (نخستین رئیس جمهور آمریکا. او فردی فراماسون بود) گفته بودند که واشنگتن شهر خدا است و خدا در این شهر فرود خواهد آمد. جورج واشنگتن را هم پیامبر خدا کرده بودند. همانطور که احمدی نژاد را یکی از 313 نفر اصحاب امام زمان کردند.
    مسئولین رده بالای کشور آمریکا در سازمان فراماسونری انتخاب می‌شوند. مجسمه‌ها و نمادهای فراماسون در کاخ سفید و بسیاری از میادین واشنگتن ساخته شده و حتی روی دلار چاپ شده‌اند تا در ذهن افراد فراماسون جنبه مقدس پیدا کنند. بدین شکل به برنامه هایشان جنبه مقدس و الهی می‌دهند تا افراد عوامی که از فراماسونری به قدرت می‌رسند تصور کنند که افراد برگزیده خدا هستند و بدون چون و چرا برنامه‌های خدا را که توسط سازمان فراماسونری در اختیارشان قرار می‌گیرد اجرا کنند.
    در ایران نیز برنامه مشابهی انجام می‌شود و افراد عوامی که به قدرت می‌رسند تصور می‌کنند که افراد برگزیده خدا هستند و بدون چون و چرا برنامه‌هایی که به اسم خدا و امام زمان دیکته می‌شود را اجرا می‌کنند.
    شما می‌بینید که مطهری، شریعتی، طالقانی، مفتح و سایر افراد سیاسی که فهم و شعور داشتند را به شکل مرموزی کشتند چون می‌دانستند که نمی‌توانند برنامه‌هایشان را روی آن‌ها پیاده کنند.
    پر واضح است که کشور ثروتمندی مانند ایران، اگر توسط ملاها و این افراد عوام که هیچ اطلاعی از علم سیاست، اقتصاد، مدیریت و … ندارند اداره می‌شد، در عرض یک روز حکومت را از دست می‌دادند. این ها ظاهر حکومت هستند. در واقع حکومت توسط خانواده‌های یهودی اداره می‌شود.
    گروه های جاهلی مانند داعش یا طالبان اگر حمایت کننده نداشته باشند و راه و روش را به آن‌ها نشان ندهند، خود به خود از بین می روند اما ملاحظه می کنید که این گروه‌ها به سرعت پیشرفت می‌کنند.
    اگر در گوگل کلمات دلار و 11 سپتامبر را به زبان انگلیسی وارد کرده و دکمه جستجو را بزنید تصاویر دلارهای تا شده را نشان می‌دهد که روی اسکناس 5 دلاری نقاشی برج دوقلو، روی 20 دلاری نقاشی آتش گرفتن برج دوقلو و روی 50 دلاری نقاشی فرو ریختن برج دوقلو چاپ شده. یعنی قبل از چاپ شدن دلار، نقشه 11 سپتامبر را کشیده بودند چون می‌دانستند زمانی خواهد رسید که در آمریکا بیلیونرهای جدیدی ظهور خواهند کرد که موی دماغ این خانواده‌های یهودی خواهند شد. برنامه این بود که آن بیلیونرها توسط مسلمان‌ها کشته شوند.
    لازم است متذکر شوم که هر نهضت، انقلاب، جنگ و رکودی که در جهان رخ می‌دهد توسط این خانواده‌های یهودی طراحی و تولید شده. مثلا برای شروع انقلاب اسلامی، کارتر (رئیس جمهور آمریکا) دست در دست فرح و شاه دست در دست همسر کارتر، رفتند و بر سر میزی نشستند که رویش لیوان مشروب بود. این را از تلویزیون ایران پخش کردند و جرقه انقلاب را زدند. بعد از آن هم هیچ کس خمینی را نمی‌شناخت. مردم در طول روز به تظاهرات می‌رفتند و شب به رادیو بی بی سی انگلستان گوش می‌دادند. شاه هم روی بی بی سی پارازیت پخش می‌کرد. خمینی را بی بی سی به مردم شناساند و مرتبا پیام‌های خمینی را به مردم می‌رساند و می‌گفت که فلان روز، مردم فلان شهر تظاهرات کنند. یعنی انقلاب اسلامی نتیجه عمل بی بی سی بود.
    بعد از انقلاب هم فرماندهان ارتش و عده زیادی را اعدام کردند. برنامه این بود که فرماندهان ارتش اعدام شوند تا صدام جرات پیدا کرده و به ایران حمله کند. پیامبر پس از فتح مکه، مشرکین و دشمنانش را بخشید. صحیح این بود که خمینی هم بعد از پیروزی انقلاب، فرمان عفو عمومی می‌داد.
    بعد از آن هم عراق به ایران حمله کرد. بعد از 6 ماه صدام متوجه شد که اشتباه بزرگی مرتکب شده و چندین کشور واسطه شدند تا غرامت ایران را بپردازند و جنگ خاتمه پیدا کند اما ایران راضی به صلح نشد یعنی از 8 سال، شش ماه عراق مقصر بود، هفت و نیم سال هم ایران راضی به صلح نمی‌شد. می‌گویند خمینی راضی به صلح نمی‌شد چون خاک کشورمان در دست عراق بود اما این گفته صحیح نیست چون هنگامی که او به صلح راضی شد نیز مقدار زیادی از خاک کشورمان در دست عراق بود. هنگامی که آمریکا به عراق حمله کرد صدام خاک ایران را پس داد.
    مسئله اینجاست که هفت و نیم سال از هشت سال را ایران مهاجم بود و حالا مدعی هستیم که کسانی که در جنگ کشته شده‌اند شهید هستند. مردم از بیچارگی نمی‌دانند چه کنند، دولت هم حقوق مردم را به خانواده شاهد و جانبازان می‌دهد. بیست و هفت سال از پایان جنگ گذشته و هنوز هم سهمیه های رزمندگان، جانبازان و اسرا برقرار است و بیشتر هم می‌شود. عراق را هم دوست شماره یک ایران می‌دانند. دوست شماره دو هم روسیه است که صدام را تجهیز می‌کرد.
    مطلب دیگر این که این خانواده های یهودی حتی به خود یهودی‌ها هم رحم نمی‌کنند. این ها مسبب جنگ‌های اول و دوم جهانی بودند. کشتن یهودی‌ها در جنگ دوم جهانی هم جزئی از دستور کارشان بود که آن را “هولوکاست” نامیدند و بهانه‌ای است تا در کشورهایی مثل آمریکا مالیات پرداخت نکنند و هر قدر که می‌توانند زور بگویند.
    این که خامنه ای می‌گوید: “اسرائیل محو خواهد شد” برنامه ای است که توسط این خانواده‌های یهودی طراحی شده. این‌ها اسرائیل را در نقطه حساس مسلمان‌ها ایجاد کرده‌اند تا برای مدت درازی جنگ و خونریزی ایجاد شود و در آخر هم یهودی‌های مقیم اسرائیل به این نتیجه خواهند رسید که نمی‌توانند تا ابد جنگ کنند و اسرائیل را ترک خواهند کرد.
    بدین ترتیب هولوکاست دوم که عبارت از نابودی اسرائیل است رخ خواهد داد تا بهانه‌ای باشد در دست این خانواده‌های یهودی برای زورگویی و پرداخت نکردن مالیات.
    این که خمینی گفت: “نظام سوسیالیستی شوروی فرو خواهد ریخت” و اینچنین هم شد بیانگر این است که آن خانواده‌های یهودی برنامه شان را از زبان خمینی می‌گفتند تا او را در نظر مردم جهان به اسطوره و فردی ملکوتی تبدیل کنند. علائم ظهور امام زمان را نیز بر طبق برنامه‌هایشان تدوین کرده‌اند تا در زمان مناسب، فردی را به عنوان امام زمان معرفی کنند و به بهانه برقراری عدالت در دنیا، مردم را به جنگ بکشانند.
    سرکردگان شوروی سابق و روسیه کنونی اعضاء فراماسونری بوده و هستند و سناریویی که با هماهنگی آمریکا بازی کرده‌اند و می‌کنند این است که هر جا جنگی رخ می‌دهد آمریکا به یکی از طرفین و شوروی به طرف مقابل کمک می‌کند تا هر چه ممکن است جنگ به درازا بکشد و کشور درگیر جنگ به مخروبه‌ای تبدیل شود مثل سوریه.
    بلشویک‌های روسیه یهودی هستند. مارکز و انگلز که مکتب کمونیسم را ابداع کردند نیز یهودی بودند. چند تا از خانوداه‌های یهودی که دنیا را اداره می‌کنند ساکن روسیه هستند و حکومت شوروی سابق و روسیه کنونی توسط آن‌ها اداره می‌شد و می‌شود.
    حال به اینجا می رسیم که چرا این خانواده‌های یهودی عاشق جنگ، خونریزی، رکود و تحریم هستند؟ این موضوع دو علت دارد. یکی اینکه جنگ سبب فقر و فقر سبب ایجاد ملتی جاهل و خرافه پرست می‌شود. چنین ملتی ملاها و مراجع تقلیدش را پرستش می‌کند و این خانواده‌های یهودی برنامه‌هایشان را از طریق ملاها و مراجع تقلید اجرا می‌کنند. دوم اینکه رشد اقتصادی کشورها سبب تولید بیلیونرهای جدیدی می‌شود که آن‌ها هم می‌خواهند با نفوذ در دولت‌ها، سیاست‌های خودشان را پیش ببرند. این خانواده‌های یهودی با ایجاد رکود سبب می‌شوند که بیلیونرها سقوط کنند و به گرد پای آن‌ها هم نرسند.
    چرا هیچ جا سخنی از این خانواده‌های یهودی گفته نمی‌شود؟ علتش این است که این‌ها مالک رسانه‌ها، استودیوهای فیلم سازی بزرگ دنیا و اینترنت هستند و اطلاعات از فیلترشان عبور می‌کند و بعد منتشر می‌شود. همچنین مالک بانک‌ها و شرکت‌های بزرگ دنیا مثل شرکت‌‌های بیمه گر، تولید مواد خام و داروها، بازارهای سهام، سیاستمدارها، دولت‌ها، سرویس‌های اطلاعاتی و جنایات سازمان یافته هستند.
    بانک‌های بزرگ بین المللی متعلق به آن‌ها است. قسمتی از سرمایه‌هایی را که از دولت‌ها می‌دزدند به این بانک‌ها منتقل می‌کنند و سپس همان پول را به دولت‌ها وام می‌دهند و دولت‌ها رفته رفته در باتلاق بدهی فرو می‌روند. دولت آمریکا حدود 17 تریلیون دلار بدهی دارد.
    در تمامی کشورهای دنیا بسیاری از افراد معروف عضو سازمان فراماسونری هستند و با حمایت این سازمان توانسته‌اند به شهرت برسند. یعنی پیشرفت زیاد و معروف شدن برای افراد عادی فوق العاده دشوار شده. این‌ها تا می‌توانند دنیا را پر از نمادهای فراماسونری می‌کنند. این نمادها در بسیاری از نقاط دنیا و حتی در تابلوهای مترو تهران، کتب درسی مدارس ایران، سریال قهوه تلخ، لوگوهای صدا و سیما، تبلیغات ایرانسل، نمای بیرونی ساختمان مجلس شورای اسلامی که به شکل هرم ساخته شده، تعداد 33 پنجره مجلس، مطابقت گونیا و پرگار در عکس هوایی ساختمان مجلس، علامت ضربدر پشت رئیس مجلس، نقش ستاره داود در فرودگاه مهرآباد، هرم‌های بازار هنر مشهد و … یافت می‌شوند.

  3. علی جدی

    12 .آفرین پسر خوب ایران .آفرین باز هم ادامه بده . از خراسان شمالی12

  4. روح اله

    مرسی از مصاحبه خوشم اومد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.