تازه های آسمونی
صفحه اصلی > فرهنگ و هنر > متن خواندنی > انسانیت کجاست و در چیست؟
تبلیغات اینترنتی

انسانیت کجاست و در چیست؟

where and what is humanity انسانیت کجاست و در چیست؟

” خدایا اگر زندگی دوباره ای می داشتم نمی گذاشتم حتی یک روز بگذرد ، بی آنکه به مردمی که دوستشان دارم بگویم که دوستتان دارم

به انسانها می قبولاندم که محبوب من اند و همواره در کمند عشق زندگی می کردم .

خدایا اگر دل در سینه ام همچنان می تپید ، نفرتم را بر یخ می نوشتم و طلوع خورشید را به انتظار می نشستم …..

با اشک هایم گل های رز را آب می دادم تا درد خار ها و بوسه گلبرگ هایشان را احساس کنم .

به انسان ها نشان می دادم که چه در اشتباهند که گمان می برند پیر شدند دیگر نمی توانند عاشق باشند . به هر کودکی دو بال می دادم اما رهایش می کردم تا خود پرواز را بیاموزد .

من دریافته ام که همگان می خواهند بر قله کوه زندگی کنند ،بی آنکه بدانند خوشبختی واقعی درک عظمت کوه است “

روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره انسانیت پرسیدند، در جواب گفت:

اگر زن یا مرد دارای اخلاق باشند: نمره یک می‌دهیم 1

اگر دارای زیبائی هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک می‌گذاریم: 10

اگر پول هم داشته باشند 2 تا صفرجلوی عددیک می‌گذاریم: 100

اگردارای اصل ونسب هم باشند 3 تا صفرجلوی عدد یک می‌گذاریم : 1000

ولی اگر زمانی عدد 1 رفت (اخلاق)؛ چیزی به جز صفر باقی نمی‌ماند، 000

و صفر هم به تنهائی هیچ است و آن انسان هیچ ارزشی ندارد.

ملاک و معیار انسانیت از دیدگاه استاد مرتضی مطهری:

علم

آیا ما می توانیم علم را ملاک و معیار انسانیت قرار بدهیم و بگوییم که انسان ها از نظر زیست شناسی با یکدیگر مساوی هستند.ولی یک چیز هست که اکتسابی،یعنی به دست آوردنی است که با آن معیار، انسانیت با غیر انسانیت تفاوت می کند،مرزی است میان انسان برتر و انسان فروتر،و آن دانش است.هر اندازه که انسان آگاهی و دانش بیش تری پیدا کند، انسان تر است و هراندازه که از علم و دانش بی بهره تر باشد، از انسانیت بی بهره تر است.بنابراین دانش آموز کلاس اول از کسی که هنوز به مدرسه نرفته انسان تر است.دانش آموز کلاس دوم از دانش آموز کلاس اول انسان تر است و هیمن طور…در دوره دانشگاه هم دانشجویی که سال آخر را طی می کند از دانشجویی که سال ما قبل آخر را طی می کند، انسان تر است.بعد برویم سراغ علما و دانشمندان،هر کدامشان که معلوماتش بیش تر است،انسان تر است.آیا این که علم و دانش معیار انسانیت است و تنها معیار هم هست،می تواند مورد قبول واقع شود؟

اخلاق

نظریه دیگر این است که نه، انسانیت به دانش نیست. دانش البته شرطی است برای انسانیت. آگاهی و باخبر بودن روشن بودن به جهان،به خود و به اجتماع را نمی شود نفی کرد،اما این مسلما کافی نیست.اگر هم دخالتی دارد،یکی از پایه های انسانیت است.تازه در اصل پایه بودنش هم حرف است که بعد عرض می کنم.این نظریه می گوید انسانیت به خلق و خوی است نه به دانش،خلق و خوی یک مسأله است و آگاهی مسأله دیگر.ممکن است انسان آگاه و دانا باشد،همه چیز را بداند ولی خلق و خوی او، خلق و خوی انسانی نباشد بلکه خلق و خوی حیوانی باشد، چه طور؟مثلا یک حیوان از نظر خلق و خوی تابع غرایزی است که با آن غرایز آفریده شده است،جبر غرایز بر او حکومت می کند.یعنی در مقابل غریزه اش یک اراده حاکم ندارد و حتی او همان غریزه خودش است و غیر از غریزه چیزی نیست. اگر می گوییم سگ یک حیوان درنده و در عین حال باوفاست، درندگی و وفا برای این حیوان غریزه است

بله مسأله خلق و خوی یک امر دیگر است،غیر از مسأله آگاهی است.به عبارت دیگر آگاهی به آموزش های انسان ارتباط پیدا می کند و خلق و خوی به پرورش های انسان.اگر بخواهند به انسان آگاهی بدهند،باید او را آموزش های انسان ارتباط پیدا می کند و خلق و خوی به پرورش های انسان.اگر بخواهند به انسان آگاهی بدهند،باید او را آموزش بدهند و اگر بخواهند به انسان خلق و خوی خاص بدهند، باید او را همان گونه تربیت کنند. عادت و پرورش دهند و این یک سلسله عوامل غیر از عامل آموزش می خواهد به ین معنی که عامل آموزش،شرط پرورش هست ولی شرط لازم است نه شرط کافی.

به نظر شما کاربر آسمونی انسانیت یعنی چی و شما انسانیت رو تو چی میبینید؟

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=55692
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

readings1

خواندنی های زیبا و کوتاه

بسیاری از افراد به خواندن جملات و متن هایی که پیام های زیبایی به ما …

5 نظرات

  1. فرهاد امین لو

    انسان باش ، پاکدل و یکدل

  2. از خودتان انسانیت ب جا بگذارید نه انسان
    تولید مثل را هرجانوری بلد است

  3. جمعه خان

    انسانیت چه کلمه زیباست:
    با داشتن علم نمی توانیم بگوئیم انسانیت ما خوبه
    این علم بوده که خیلی از مردم های جهان یتیم شده بیوه شده بی خانمان شده بی سرپرست شده آواره شده بد بخت شده
    این همه اسلحه سبک وسنگین توسط علم ساخته شده
    اخلاق چیزی خیلی خوبیه با داشتن اخلاق خوب میشه انسانیت هم داشت.
    ولی آنچه مهمه وجدانه، انسانهای که وجدان دارند وجدانشون بیدارند شعور دارند محیط که در آن بزرگ شدند محیط فعلی که در آن زندگی می کند اگه خوب باشه انسانیت هم دارند.
    سپاس کوچک تون ابراهیمی

  4. عالی بودن اما ادمایی هستن که حیفه بهشون بگیم ادم بهتره بگیم اسمشو نبر.به امید روزی که همه تو جایگاه خودشون بدرخشن …امین

  5. یک لحظه فکر کنید ک چند نوع موجود خلق شده؟۱اول فرشته ها۲ شیاطین۳ انسان۴حیوان
    تکلیف فرشته ها ک مشخص است؛آن ها عقل کامل اند،زیبا و دانا،و با اخلاق ولی اخلاق آن ها ب دلیل ذات پاکشان است،آن ها نمیتوانند بد باشند،پس ارزشی ندارد،همین مسئله در مورد علم آن ها هم صدق میکند،آن ها ذاتا این علم رادارند،برای کسب آن تلاش نکرده اند
    ۲ شیطان ک از آتش است و تکلیفش کامل روشن است
    حیوان؛حیوان شهوت کامل است،شهوت فقط ب معنای تقاضای جنسی نیست بلکه ب معنای خواست بیش از حد هر چیزی است،ک بیشتر در مورد مسائل جنسی است ن همیشه،پس اگر ب کسی حمله میکند یا کسی را نابود میکند یا هر کار دیگر،ب صورت غریزی عمل میکند،پس آن هم ارزشی ندارد
    حال ب انسان می‌رسیم؛ک مهمترین نکته در مورد او قدرت اختیار است،ک او هم حیوان است،هم فرشته،چون هم عقل دارد،هم شهوت،خودش میبایست راه زندگی خود را انتخاب کند،پس اگر ب سمت عام برود علم او حتی اندک،ارزش بیشتری نسبت ب فرشته دارد،یا اگر سمت شهوت برود از حیوان پایین تر است چون حیوان ذاتا این گونه است و توقعی جز حیوانیت از او نمیرود،و اگر ب اخلاق و شخصیت روی آورد باز هم از فرشتگان بالا تر است چون آن ها ذاتا پاک و با اخلاق اند،پس نتیجه میگیریم،اخلاق و دانش هر دو از اهمیت یکسانی نزد خدا برخوردار اند،چون که انسان با اخلاق ک هیچ نداند چ فایده ایی دارد،او خوب است اما کارایی ندارد،یا انسانی ک میداند و دانا است،اما تربیت نشده و حتی آداب معاشرت عادی هم بلد نیست،باز فایده ای ندارد،در نتیجه،علم و اخلاق مانند دو بال یک پرنده اند،ک انسان نقش پرنده را دارد،و مسلما با یک بال نمیشود پرواز کرد.
    این ها همه نظر شخصی حقیر بودند
    با تشکر از سایت خوبتان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.