تازه های آسمونی
صفحه اصلی > فرهنگ و هنر > متن خواندنی > متن و شعرهای محرمی و عاشورایی
تبلیغات اینترنتی

متن و شعرهای محرمی و عاشورایی

عاشورا متن و شعرهای محرمی و عاشورایی

بهـارِ بـاغِ دل از گریـه محـرّم توست
بهشت، برگ گلی از شراره غـم توست
محرمت بـه من احرامی سیـه بخـشید
کسی که مَحرم این جامه گشت، محرم توست

امــام صابــران بـودم، خمیدم
جدا از شاخه شد یـاس امیدم
چو دست از جسم عباسم جدا شد
سـر خود را به نوک نیزه دیدم

عشقی به حسین عشق زینب نشود
این عشق جدا ز شیعه یارب نشود
در روز و شبی که من نگریم ز غمش
آن شام سحر و آن سحرم شب نشود

ماهی که ز آفتاب روشن تر بود
لب تشنه آب و تشنه باور بود
می رفت و دل از حسین می برد که او
پیغمبر کربلا، علی اکبر بود

کسی چون من گل پرپر نبیند
گلـوی پـاره اصغـر نبینـد
بدست خویش کندم قبر او را
که این قنداقه را مادر نبیند

اصغر که نسیم عشق مویش بوسید
خورشید ولایت سر و رویش بوسید
می خواست حسین تا ببوسد لب او
تیر آمد و زودتر گلویش بوسید

هر سال برای تو سیه می پوشیم
در دسته ی عاشقان علم بر دوشیم
ما، بعد هزار و چارصد سال هنوز
با یاد لب تو آب را می نوشیم

What happened the day of Ashura in the year 61 AH 5 متن و شعرهای محرمی و عاشورایی

لب تشنه ام از سپیده آبم بدهید
جامی ز زلال آفتابم بدهید
من پرسش سوزان حسینم یاران
با حنجره عشق جوابم بدهید

شوریده سری که شرح ایمان می کرد
هفتاد و دو فصل سرخ عنوان می کرد
با نای بریده نیز بر منبر نی
تفسیر خجسته ای ز قرآن می کرد

هلال خون، مه خون، ماه اشک، ماه عزاست
عزای کیست؟ گمانم عزای خون خداست
خمیده قامت گردون، شکسته پشت فلک
روانه خون دل از چشم آدم و حوّاست

چون دید به نوک نی سرش را خورشید
بر خاک، تن مطهرش را خورشید
آرام ، حریر نور خود را گسترد
پوشاند برهنه پیکرش را خورشید

به جای جای دلم جای پای تو است حسین
خوشم که حنجره ام نینوای تو است حسین
هزار چشمه ی اشکم اگر دهند به چشم
خدا گواهست که وقف عزای تو است حسین

خط تو با خون تو آغاز می شود، از آن زمان که تو ایستادی، دین راه افتاد و چون فرو افتادی، حق برخاست.

شامگاه عاشورا، آسمان تمام ستاره*های خود را می*گرید و بدین فرجام، قطره اشک درشتی از خون، از گوشه پلک آسمان به بیرون می*لغزد. خورشید، آغاز دهمین روز از ماه محرم 61 هجری را اعلام می*کند.

به جز اینکه امام حسین در عاشورا شهید شده است عاشورا نیز در تاریخ شهید شده است. و پیام اصلی عاشورا(عدالت) نیز فراموش شده است. پس در هر عاشورایی دو شهید موجود است و بر هر شهیدی نوحه ای واجب.

ماه عاشورا رسیده، خون بود جاری زدیده
زینب مظلومه گیرد بوسه از حلق بریده
سینه سوزان دیده گریان
واحسینا، واحسینا

هر که مرا به روضه تو راه داده است
تاج محبت تو به فرقم نهاده است
از ابتدای خلقت حق در دو چشم ما
تصویری از عزای محرم فتاده است

اى که دل ها همه از داغ غمت غمگین است
وى که از خون تو صحراى بلا رنگین است
نرود یاد لب تشنه ات از خاطره ها
هر که را مى نگرم از غم تو غمگین است

آن حسینى که شرف یافته دین از شرفش
سر و جان داد ز کف تا نرود دین ز کفش
هدف تیر بلا ساخت على اصغر خویش
تا که سرمشق بگیرد بشر از این هدفش

یادتان باشد لباس مشکیم را تا کنید
گوشه ای از قبر من این جامه را هم جا کنید
کاش من در شام تاسوعا بمیرم تا شما
خرجیم را نذر خرج ظهر عاشورا کنید

مه، بارقه اى ست در شبستان حسین
شب، حادثه اى ز درد پنهان حسین
هر صبح، ز دامن افق، خون آلود
خورشید برآید از گریبان حسین

حسین ، کشته دیروز و رهبر روز است
قیام اوست ، که پیوسته نهضت آموز است
تمام زندگی او ، عقیده بود و جهاد
اگر چه مدت جنگ حسین ، یک روز است

در عزای شه دین کرببلا می لرزد
نه همین کرببلا عرض و سما می لرزد
گوئیا ناله زهرا رسد از دور به گوش
کاین چنین دست و تن شمر دغا می لرزد

درصف کرببلا جان جهان را کشتند
سبب خلقت پیدا و نهان را کشتند
یک جهان اهرمن ازکین به هوای زرو سیم
جمع گردیده سلیمان زمان را کشتند

مگر بکرببلا آب قیمت جان بود
که از عطش به فلک ناله یتیمان بود
کفن دریغ مگر بود بهر شاه شهید
که تا سه روز تنش روی خاک عریان بود

تا که از کف پسرى تازه جوان داد حسین
عالمى را ز غم خویش تکان داد حسین
تا که گلبوسه ز لب هاى پسر چید لبش
قدرت عاطفه خویش نشان داد حسین
تا که خاموش شد از زمزمه «یا وَلَدى»
عشق فریاد برآورد که جان داد حسین
جذبه عشق بنازم که پس از داغ جوان
حکمت صبر نشان بر همگان داد حسین
گفت بر هاشمیون نعش على را ببرند
کز غم داغ پسر تاب و توان داد حسین
نقد جان داد و به حق جان جهان را بخرید
در کف خلق جهان خط امان داد حسین

پرچم کرببلا همیشه بلند است
حافظ پرچم اگر خدای حسین است
هر چه که ما خواستیم فاطمه داده
آنچه فقط مانده کربلای حسین است

بال فرشته که خاک پای حسین است
فرش حسینیه عزای حسین است
فاطمه دنبالش است روز قیامت
هر که به دنبال دسته های حسین است

بر لوح کتاب خون کلام تو بلند
آوای قیامت از قیام تو بلند
خون تو زلال چشمه خورشید است
ای در عرفات عشق نام تو بلند

در خانه ای که ذکر شه کربلا رود
زان خانه نور جانب عرش علا رود
کن درد خود دوا بشفا خانه ی حسین
باید که دردمند بدارالشفا رود

زد شرر بر قلب خونین تو، در دشت بلا
داغ مرگ اکبر گلگون قبایت، یا حسین
جان فدا کردى به راه مکتب آزادگى
جان هر آزاده اى گردد، فدایت یا حسین

صد نوا خیزد ز ناى نینوایت، یا حسین
نغمه هاى عشق باشد در نوایت، یا حسین
میزند آتش، به قلب دوستانت دم به دم
داستان جانگداز کربلایت، یا حسین

در محرم سینه ها غرق ملالی دیگر است
جاری از چل چشمه دلها زلالی دیگر است
با حلولش برنخیزد جز فغان از عاشقان
طاق ابروی محرم را هلالی دیگر است

به نال ای دل که دیگر ماتم آمد
بگری ای دیده ایام غم آمد
گل غم سرزد از باغ مصیبت
جهان را تازه شد داغ مصیبت
جهان گردید از ماتم دگرگون
لباس تعزیت پوشیده گردون
ز باغ غصه کوه از پا فتاده
زمین را لرزه بر اعضا فتاده

شرمنده شد بهار ، ز گلزار کربلا
بلبل کند نوا که خزانِ محرم است
ما عاشقانِ لاله ی سرخِ پیمبریم
کز عطر او بهشتِ خداوند ، خرم است

در دفتر گل، ورق ورق گوهر بود
از اشک، سرانگشت نگاهم تَر بود
چیزی که به من توان زاری می*داد
قنداقه خونـین عــلی*اصغــر بــود

هفتاد و دو سینه سرخ هجرت کردند
با سرورِ آفتاب بیعت کردند
رفتند و به دریای ابد پیوستند
چون رود ، به اصل خویش رجعت کردند

ما حلقه به گوش عشق روح افزاییم
سرمست زشور جام عاشوراییم
گشتیم چو قطره ، محو در عشق حسین (ع)
اکنون به طفیل عشق او دریاییم

در دشت عطش ، لاله صفت سوخت حسین (ع)
تا مشعل آزادگی افروخت حسین (ع)
بر لوح فلق ، تا به قیامت ، نقش است
درسی که زخون ، به خلق آموخت حسین (ع)

هم «حیّ علی الفّلاح » او خونین بود
هم سجده بی سلاح او خونین بود
افسوس که چند ساعتی بعد نماز
پیشانی ذوالجناح او خونین بود

آن روز که آهنگ سفر داشت حسین (ع)
از راز شهادتش خبر داشت حسین (ع)
از بهر سرودن یکی قطعه سرخ
هفتاد و دو واژه در نظر داشت حسین (ع)

الحق که به ما درس وفا داد حسین (ع)
هر چیز که داشت بی*ریا داد حسین (ع)
یعنی که تأملی کنید ای یاران !
آن هستی خود زکف چرا داد حسین (ع)؟

همواره تجّسم قیام است حسین (ع)
در سینه عاشقان ، پیام است حسین (ع)
در دفتر شعر ما ، ردیف است هنوز
دل چسب*ترین شعر کلام است حسین (ع)

یک قافله غم ، زکربلا آوردم
صد شور و نوا ، زنینوا آوردم
بر روشنی تیره دلان کوفه
یک ماه ، به روی نیزه*ها آوردم

ازبهر ستیز و مرگ ، آماده شوید
در محضر عشق دوست ، افتاده شوید
از خون حسین بشنوید این پیغام
در طول زمان همیشه آزاده شوید

مه بارقه*ای است در شبستان حسین (ع)
شب ، حادثه*ای ز درد پنهان حسین (ع)
هر صبح ، ز دامن افق ، خون آلود
خورشید بر آید از گریبان حسین (ع)

باز شد ماه محرّم، کربلا را بنگرید
حجّ عاشورای خون، سعی و صفا را بنگرید
وعده‏گاه وصل جانان، قبله‏گاه اهل دل
کوی هفتادودو قربانی، منا را بنگرید

آیینه شدند و تابناک افتادند
مانند سپیده، سینه‏چاک افتادند
در پیش نگاه مهربان خورشید
هفتادودو آسمان به خاک افتادند

ای از ازل به مهر تو دل آشنا حسین
وی تا ابد لوای عزایت به پا حسین
هر ماه در عزای تو، ماه محرّم است
هرجا بود به یاد غمت کربلا حسین

خاک حرمت ، مهر نماز است حسین (ع)
راه تو ، همیشه چاره*ساز است حسین (ع)
ای خون تو دشنه بر گلوگاه ستم
از خون تو شیعه ، سرافزار است حسین(ع)

گر بر ستم قرون برآشفت حسین
بیداری ما خواست به خون خفت حسین
آن‏جا که زمان محرم اسرار نبود
با لهجه خون سِرّ گلو گفت حسین

عالم همه خاک کربلا بایدمان
پیوسته به لب خداخدا بایدمان
تا پاک شود زمین ز ابنای یزید
همواره حسین مقتدا بایدمان

روز جان‏بازی یاران حسین است امروز
کربلا عرصه میدان حسین است امروز
آسمان محو تماشای فداکاری اوست
ما سوا واله و حیران حسین است امروز

باز در جان جهان یکسره غوغاست حسین
این چه شوری است که از یاد تو برپاست حسین؟
این چه رازی است که صد شعله فرو مرد و هنوز
روشن از داغ تو ظلمت‏کده ماست حسین؟
تا قیامت نرود نقش تو از لوح ضمیر
حیرتم کُشت، بگو این چه معماست حسین؟

آن روز غریبانه و تنها جان داد
پرورده آسمان، به صحرا جان داد
اسرار شگفت عشق، معنا می‏شد
وقتی که عطش کنار دریا جان داد

ظهر عاشورا، زمین کربلا بود و حسین
پیش خیل دشمنان، تنها خدا بود و حسین
هر طرف پرپر گلی از شاخه‏ای افتاده بود
و اندر آن گلشن، خزانِ لاله‏ها بود و حسین

آن روز ز دشت کربلا خون بارید
از ابر سیاه نینوا خون بارید
آن لحظه که شد شهید فرزند رسول
از زخم دل ستاره‏ها خون بارید

آن جانِ ز جسمْ رسته، قرآن می‏خواند
با نایِ ز هم گسسته، قرآن می‏خواند
در طشت طلا به بزم شب‏اندیشان
خورشیدِ به خون نشسته قرآن می‏خواند

آیینه شدی تا که خدا در تو درخشید
خورشیدترین حادثه‏ها در تو درخشید
بر دوست همان روز که با حنجره خون
گفتی تو «بلی» کرب و بلا در تو درخشید

ای نماز عشق را تکبیر سرخ
آیت تطهیر را تفسیر سرخ
ای شکوه آفرینش، ای یقین
آبروی مکتب، ای سالار دین
ای امام لاله‏های نینوا
آفتابِ غرقِ خون در کربلا

ای حضور آسمان در جان خاک
یا حسین بن علی روحی فداک
موج‏ها هرچه تلاطم می‏کنند
پیش پایت خویش را گم می‏کنند

آب و عطش آن اراده را نرم نکرد
جز یاد خدا دل تو را گرم نکرد
دستی که نشست در کمین دستت
اللّه اللّه از خدا شرم نکرد

ای تشنه لبی، که آب شرمنده توست
تا صبح جزا سحاب شرمنده توست
در اوج عطش گذشتی از آب فرات

و اللّه که انتخاب شرمنده توست

عاشورا1 متن و شعرهای محرمی و عاشورایی

عاشورا ، اوج عشق و اخلاص نسبت به معلم حریت و اسوه جهاد و شهادت حسین بن علی (ع) می گردد و همه حتی غیر شیعه ، در مقابل عظمت روح ان ازاد مردان تعظیم می کنند.

هدفِ معمار عاشورا، حضرت حسین بن علی علیه السلام ، این است که انسان را با عبور دادن از واقعیّت عاشورا به حقیقت عاشورا برساند.

محرم و عاشورا همیشه زنده است چون خون و حماسه در رگ های غیرتمندان الهی همواره جوشان است.

باز محرم رسید، ماه عزای حسین
سینه*ی ما می*شود، کرب و بلای حسین
کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه
تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین

عالم همه محو گل رخسار حسین است
ذرات جهان درعجب از کار حسین است
دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش
یعنی که خدای تو عزادار حسین است

عطری که از حوالی پرچم وزیده است
ما را به سمت مجلس آقا کشیده است
از صحن هر حسینیه تا صحن کربلا
صد کوچه بازکنید محرم رسیده است

بر نیزه ، سری به نینوا مانده هنوز
خورشید ، فرا ز نیزه*ها مانده هنوز
در باغ سپیده ، بوته بوته گل خون
از رونق دشت کربلا مانده هنوز

همواره تجّسم قیام است حسین
در سینه عاشقان ، پیام است حسین
در دفتر شعر ما ، ردیف است هنوز
دل چسب*ترین شعر کلام است حسین

اشکم ز هجر روی تو خوناب شد حسین
مویم ز غصه رشته ی مهتاب شد حسین
هر جا کنار آب نشستم ز داغ تو
از بس که سوختم جگرم آب شد حسین

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم
از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم
در رکاب تو فدایی می شدیم

قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش که در محشر نگویند
چرا پرونده ات امضاء ندارد

در کلاس عاشقی عباس غوغا می کند
در دل هر عاشقی عباس مأوا می کند
هر کسی خواهد رود در مکتب عشق حسین
ثبت نامش را فقط عباس امضا می کند

با آب طلا نام حسین قاب کنید
با نام حسین یادی از آب کنید
خواهید مه سربلند و جاوید شوید
تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

پرسیدم ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟
آهی کشیدوگفت:که ماه محرم است
گفتم: که چیست محرم؟
باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است

آبروی حسین به کهکشان می ارزد
یک موی حسین بر دو جهان می ارزد
گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست
گفتا که حسین بیش از آن می ارزد

محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشوار به پا شد

الحق که به ما درس وفا داد حسین (ع)
هر چیز که داشت بی*ریا داد حسین (ع)
یعنی که تأملی کنید ای یاران !
آن هستی خود زکف چرا داد حسین (ع)؟

کربلا دارالنعیم زینب است
کعبه خود تحت حریم زینب است
عمر زینب فخر مولا بود و بس
او به زهرا المثنی بود و بس

دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم
بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامان حسین اگر نگیرم چه کنم

بر سینه ی من نوشته بین الحرمین
نصف قلبم با ابالفضل،نصف دیگر با حسین

سلام من به محرم, محرم گل زهرا
به لطمه های ملائک, به ماتم گل زهرا

دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود
دلها همه آماده ی پرواز شود
با بوی محرم الحرام تو حسین
ایام عزا و غصه آغاز شود

بازدلم غم گرفت دوباره ماتم گرفت
ماه محرم آمد تمام عالم گرفت

عزاداران حسینی، پروانگانی شیفته نورند که شمع محفل آرای خویش را یافته و از شعله شمع، پیراهنِ عشق پوشیده اند و آماده جان باختن و پرسوختن و فدا شدن اند.

عزاداری، احیاء خط خون و شهادت، و رساندن صدای مظلومیت آل علی به گوش تاریخ است.

عزاداری برای شهید کربلا، انتقال «فرهنگ شهادت» به نسلهای آینده است.

عزاداری، شور و عاطفه را از شعور و شناخت، بر خوردار می سازد و ایمان را در ذهن جامعه هوادار، زنده نگه می دارد.

عمیقترین پیوندها میان عقل و عشق و عاطفه و برهان، در سایه عزاداری برای عاشورا شکل می گیرد.

محرّم، فروردین جانهاست و بهار ایمانهای سست شده و طراوت اندیشه های مرده و افسرده و خوابیده، و شکوفایی غنچه های بسته بیداری و آگاهی و ایثار و فداکاری است.

محرّم، وجدان همیشه بیدار تاریخ، و گلوی هماره فریادگر زمان است.

محرّم، ماه پاسداری از حرمت انسان است.

محرّم، حریم ایمان و حصار قرآن است.

محرّم، اهرم حرکت دهنده انسانها و پدیدآورنده شورشهای شیعی و نهضتهای علوی و قیامهای مکتبی است.

عاشورا، سقّای تشنه کامانِ عزّت است .

عاشورای حسین علیه السلام، دادخواهی غدیرعلی علیه السلام، پس از نیم قرن مظلومیّتِ حقّ است.

حسین علیه السلام شناگر دریای خون بود و رهپوی وادی عشق. و در قربانگاه خود، در آخرین لحظات نیز، سرود توحید و رضا خواند.

هنوز هم بشریّت، تشنه درسهای «مکتب عاشورا»ست، مکتبی که الفبای آن، فداکاری، جانبازی، خلوص و خدامحوری است.

حسین علیه السلام، چشمه ای از حقیقت و حرّیت است که تا ابد کام تشنگان آزادی را سیراب می سازد.

روز عاشورا، روز به بار نشستن خون در سوگ پرپر شدن گل های محمدی است.

روز عاشورا، روز هجرت آگاهانه و جانبازی عاشقانه در راه دوست است.

روز عاشورا، روز متفرق شدن دنیاطلبان و زرخواهان از محضر رهبر است.

روز عاشورا، روز پایداری و وفاداری در عصر غروب دین در روزگار بی تفاوتی هاست!

روز عاشورا، روز انجام بزرگترین مسئولیت «آدم» در دشوارترین شرایط است.

روز عاشورا، روز عاشورایی شدن حق جویان و حق طلبان است.

روز عاشورا، روز مُحرِم شدن در حرم مُحرَّم است!

روز عاشورا، روز تماشای چگونه مردن برای آموختن چگونه زیستن است.

روز عاشورا، روز استقامت در دین، به بلندای «صراط مستقیم» است.

عاشورا، صحنه پیکار تمامی ایمان در برابر تمامی کفر است.

نهضت عاشورا، پایه*گذار تمامی نهضت*های بر حق روزگاران است.

مهم*ترین درسی که عاشورا به جوانان می*آموزد، پایداری است؛ پایداری در برابر ستم طاغوت*ها.

عاشورا، یادآور مردان غیوری است که امر به معروف و نهی از منکر را ارج نهادند.

روز عاشورا، وداع پرسوز و گدازترین خواهر، با عزیزترین برادر تاریخ است.

ظهر عاشورا، میعادگاه ملاقات خداوند با سالار شهیدان(علیه السلام) است.

آن*گاه که سرور جوانان اهل بهشت را کشتند، غم بر دل انسان تا ابد لانه کرد.

عاشورا، مبدئی دوباره برای جان گرفتن اسلام است.

چشم حق بین و گوش حق شنو و قلب روشن، توشه عاشوراییان است.

حنجره ها را بگشایید و نفس ها را فریاد کنید، تا سکوت کفر، عاشورا را در خود نبلعد.

عاشورا، طراوت جاودانه روح انسان، تجلّی یاد خدا، و جدا کننده نور و ظلمت از هم است.

عاشورا، گلستانی است با سَروْهای سرخ شهادت و نخل‏های ارغوانی ایثار و خون، و دانشگاهی است که هر سالک الی اللّه‏ باید آن را ببیند.

عاشورا، رستاخیزی است که پرده از چهره همه زشتی‏ها می‏کشد و پلیدان را رسوا می‏سازد.

عاشورا، آینه‏ای است که تمامی مفاهیم انسانی را با ابعاد حقیقی‏اش در خود متجلّی ساخته است.

عاشورا، تجلی‏گاه آرامش و اطمینان نفوس مطمئنه است، مشعل فروزانِ معرفت، فرا روی انسان‏ها است.

عاشورا، نقطه اوج ادای امانت انسان است. عاشورا، نمایش قدرتِ روح در کوران حوادث و نشانه آرامش در توفان بلاهاست.

عاشورا، تولد دوباره حیات آدمیّت و حماسه جاودان عشق و تجلّی زیبای توحید است.

عطر تربت کربلا بر دوش قلم‏هاى عاشورایى نشسته است تا بنویسند: لبیک یا حسین!

پررنگ‏تر از خون، حدیثى در عاشورا نوشته نشده است که دل‏هاى کربلایى آن را بخوانند.

قدم به قدم، صداى «یا حسین» در کربلا کاشته شده است؛ مراقب باشیم روىِ حُرمت لاله‏ها پا نگذاریم!

عاشورا، جاده‏اى پر عبور براى عاشقانه‏هاى جگرسوزِ آب است.

خاطرات ما ورق مى‏خورد: توفیق ناله‏هاى «بین‏الحرمینى» را به لباس سوگ عاشورا سنجاق مى‏کنیم و به یاد کربلا مى‏گرییم.

خون حسین علیه السلام و یارانش، قبله نمای کمال و سعادت است.

محرم، سیاه پوش لحظه های عاشوراست.

کربلا چرا تشنه ای؟ این اشک زلال و شیرین نسل هاست که قطره قطره بر پهنای گونه دلت می بارد.

حادثه عاشورا، کمر تاریخ را شکست و ماندگارترین باور را بر پهنه زمان نگاشت.

حسین علیه السلام ، آرزوی جویندگان و آبروی یابندگان است.

محرم، تنها ماهی است که در تقویم ها با سرانگشت خونین ورق می خورد.

محرم، ماه آمیختگی با حسین علیه السلام و آموختگی از اوست .

عاشورا، بغضِ گریه را می شکند و جام سینه را از خون لبریز می کند.

کربلا، عمیق ترین زخمی است که بر پیکر زمین نشسته، و رساترین فریادی است که در دهلیز تاریخ پیچیده است.

محرم، حریم حرم خدا و حرمت سنت حسین علیه السلام است.

عاشورا، تکلیف است و عاشورایی شدن عمل به تکلیف.

عاشورا، مجمعِ عمومی حماسه سازان هستی است.

حسین علیه السلام، تندیس ایمان و عشق الهی است.

حسین علیه السلام، نام آورترین نام و نامدارترین سردار بر چکاد روشنی هاست.

محرم، ماه تجدید حیات بشریت است.

عاشورا، از جاذبه ها دل کندن و به جذبه دوست رسیدن است.

هیچ نقطه ای در هویت هستی نیست که از حرکت و شعر و شعور عاشورایی خالی باشد.

عاشورا، انفجاری از نور بود و تابشی از حق، که بر اندیشه ها تجسم کرد.

عاشورا، تداوم رسالت انسان در پهنه خلقت است.

حسین علیه السلام، تفسیر بعثت، ترجمان نبوت و معنای امامت است.

عاشورا، صحنه نمایش فراگیر و فشرده تمامیت کارزار خوبی و بدی است.

حسین، زیباترین نامی است که در شناسنامه بشر نوشته اند.

حسین علیه السلام، میزان سنجش صداقت آدمی است و قبول ولایت حسین، براتِ آزادی انسان از جهنم پلیدیهاست.

تاسوعا، مقدمه جان*فشانی و عاشورا، سرفصل دلباختگی در محضر حسین علیه السلام است.

عاشورا، شراره عشق حق است که بر جان عاشقان حسین علیه السلام فرو می ریزد.

ای خدا! جوششِ چشمه های عاشورا را در قلب ما جاری کن، و دل های ما را از زلال مهرش سیراب گردان.

عاشورا، قرارگاه عشق است و پناهگاه عاشقان. کیست که از این معبر عبور کند و قرار و پناه نگیرد؟

عاشورا، تداوم رسالت انسان در پهنه خلقت است.

عاشورا، عرضه اثبات ظفرمندی انسان خداگونه بر سپاه ابلیس است.

عاشورا، صحنه نمایش فراگیر و فشرده تمامیت کارزار خوبی و بدی است.

عاشورا، عاشقانه ای آرام در قلب واقعه کربلاست.

محرم، ماه محرم شدن در پیشگاهِ خدا و مَحرم شدن، با حسینیان است.

راه حسین علیه السلام، کوتاهترین راه رسیدن به بهشت است.

خون جاری عاشورا، تا ابدیت در رگ و ریشه آزادگی جاری است.

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=3683
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

readings1

خواندنی های زیبا و کوتاه

بسیاری از افراد به خواندن جملات و متن هایی که پیام های زیبایی به ما …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.