تازه های آسمونی
صفحه اصلی > فرهنگ و هنر > متن خواندنی > داستان کوتاه فداکاری مادر
تبلیغات اینترنتی

داستان کوتاه فداکاری مادر

Mother Sacrifice داستان کوتاه فداکاری مادر

دکتری به خواستگاری دختری رفت، ولی دختر او را رد کرد و گفت به شرطی قبول میکنم که مادرت به عروسی ما نیاید.

آن جوان به فکر فرو رفت و نزد یکی از اساتید خود رفت و با خجالت چنین گفت :

در سن یک سالگی پدرم مرد و مادرم برای اینکه خرج زندگیمان را تامین کند، در خانه های مردم رخت و لباس می شست.

حالا دختری که خیلی دوستش دارم، شرط کرده است که فقط بدون حضور مادرم حاضر به ازدواج با من است.این موضوع مرا خجالت زده کرده و بر سر دوراهی مانده ام، به نظرتان چکار کنم.

استاد به او گفت :

از تو خواسته ای دارم به منزل برو و دستان مادرت را بشور، فردا به نزد من بیا و به تو می گویم چکار کنی.

جوان به منزل رفت و با حوصله دستان مادرش را در دست گرفت که بشوید ولی ناخواداگاه اشک بر روی گونه هایش سرازیر شد زیرا اولین بار بود که دستان مادرش درحالی که از شدت شستن لباسهای مردم چروک شده و تماما تاول زده و ترک برداشته بودند، را دید.

طوری که وقتی آب را روی دستان مادر میریخت از درد به لرز میفتاد.

پس از شستن دستان مادرش نتوانست تا فردا صبر کند و همان موقع به استاد خود زنگ زد و گفت :

ممنونم که راه درست را به من نشان دادید. من مادرم را به امروزم نمیفروشم چون اون زندگیش را برای آینده من تباه کرده است.

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=90149
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

one-day-a-turkish

یه روز یه ترکه …

متاسفانه بعضی از افراد عادت دارند به واسطه جوک گفتن و خندیدن، اقوام هموطن ایرانی …

7 نظرات

  1. مریم گلی

    افتابی من عضو تازه واردم و از مطلب هات مخصوصا داستان هات خیلییی خوشم میاد ممنون ک اوغات فراغت مانوجونا رو پر میکنی

  2. خیلی عالی و تأثیر گذار بود ممنونم

  3. آسمونی امروز خوبی ؟ برق منظور ارتباطتون قطع شده بود در مورد نظرم بابت مطلب گویا حاضری با خودت ازدواج کنی که خب ندیدم دیگه پرانتز و:
    نمیخواس . بهرحال مرسی

  4. سلام.اسمونی جون.هر سه مطلب خیلی خیلی آموزنده بود.خصوصا مطلب شیوانا.ممنونم.دوست دارم.اگه میشه بیشتر از این مطالب بفرست.

  5. سلام آسمونی جون خیلی طول کشید تا مطالبو ببینم , خیلی ها هستن دست فروششون تو این موارد پرفکته وای به احوالشون ,یک مادر و یک پدر هدایای ناب
    الهی که بودنشون برکت خونه و سایه اشون روشنایی اونه , و بعضی که برای
    فرار از مسئولیتشون زمانیکه پیر یا دچار آزایمر و بیماری های مختلف میشن با
    قساوت تموم میزارشون تو خونه سالمندا در حالیکه توان اینو دارن اما اوناییکه
    هم که توان ندارن باز ثروتمندن چون با تموم وجود پرستاریبشونو بعهده میگرن
    چقد آدما با هم فرق بد پیدا کردن انگار خودشون تا ابد جوون و قبراق میمونن
    مطلب خوبی بودبرای امثال آدمائی که عرض شد… برم سر ریاضی…راستی
    نظرمو در مورد مطلبی که برقتون رفت رو میتونین اینجا نشون بدین ؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.