تازه های آسمونی
تبلیغات اینترنتی

لحظه های تنهائی3

رُز تنهای من

دلم می خواست وسط یک مزرعه بزرگ پر از رُز زرد بودم و وسط آن دراز می کشیدم و به آسمان نگاه میکردم ..

 

دلم می خواست شاخه ای رُز در دستانم باشد و به آرامی حسش کنم تا گلبرگ های ظریف و نرمش نریزد.

دلم هوای زیباترین گل جهان را دارد.

همیشه از بچگی من و رُز زرد منزلمان با هم تنها بودیم و حرف ها داشتیم.

 

 

وقتی از او جدا شدم هیچوقت تصور نمیکردم رُز زیبا و آرامم پژمرده شود.

…………………

چند سال از آن ایام گذشته ؟؟؟

هر روز بیاد رُز تنهایم ، لحظه ای به گوشه ای خیره میشوم .

سخت است فراموشی ….رُز زردم …

تازه می فهمم که تنهائی چه حسی دارد !!!

 

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=162643
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

one-day-a-turkish

یه روز یه ترکه …

متاسفانه بعضی از افراد عادت دارند به واسطه جوک گفتن و خندیدن، اقوام هموطن ایرانی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.