تازه های آسمونی
تبلیغات اینترنتی

مرد عرب و سگ

The Arab man ousg مرد عرب و سگیک مرد عرب سگی داشت که در حال مردن بود. او در میان راه نشسته بود و برای سگ خود گریه می‌کرد. گدایی از آنجا می‌گذشت، از مرد عرب پرسید: چرا گریه می‌کنی؟ عرب گفت: این سگ وفادار من، پیش چشمم جان می‌دهد. این سگ روزها برایم شکار می‌کرد و شب‌ها نگهبان من بود و دزدان را فراری می‌داد. گدا پرسید: بیماری سگ چیست؟ آیا زخم دارد؟ عرب گفت: نه از گرسنگی می‌میرد. گدا گفت: صبر کن، خداوند به صابران پاداش می‌دهد.

گدا یک کیسه پر در دست مرد عرب دید. پرسید در این کیسه چه داری؟ عرب گفت: نان و غذا برای خوردن. گدا گفت: چرا به سگ نمی‌دهی تا از مرگ نجات پیدا کند؟

عرب گفت: نان‌ها را از سگم بیشتر دوست دارم. برای نان و غذا باید پول بدهم، ولی اشک مفت و مجانی است. برای سگم هر چه بخواهد گریه می‌کنم. گدا گفت : خاک بر سر تو! اشک خون دل است و به قیمت غم به آب زلال تبدیل شده، ارزش اشک از نان بیشتر است. نان از خاک است ولی اشک از خون دل.

 

منبع: از مثنوی و معنوی

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=135041
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

history-of-the-shrine-of-imam-reza

داستان امام رضا و گنجشک

از امام رضا (ع) داستان ها و روایات زیادی نقل شده است که همه آنها …

2 نظرات

  1. علي علي اوغلو

    داستان چهارشنبه سوری درزادگاه زرتشت
    اسمونی عزیز ضمن عرض تبریک زودهنگام بمناسبت فرارسیدن عید سعید نوروز وارزوی موقیت روزافزون برای دست اندر کاران سایت محبوب ووزین مراسم وحواشی نوروز سرشار از حکمت ومعرفت است (برگ درختان سبز درنظر هوشیار – هرورقش دفتریست معرفت کردگار ) حتی ان قسمتهائیکه به افسانه واسطوره آغشته شده هیچ نقطه مضر وبیهوده ای درانها دیده نمیشود مثلا سفره سین چهارشنبه سوری سفره هفت سین تحویل سال سیزده فروردین (مورد افسانه نحسی عدد سیزده مربوط به فرنگیها بوده به غلط به این روزخجسته چسبانیده شده من درمتون چنین چیزی ندیدم )لذا حیفم امد مراسم چهارشنبه سوری درولایت ما دشت مغان را به نظر شریف بازدید کنندگان فرهیخته اسمونی نرسانم دراینجا چنین مرسوم است که همه چهارشنبه های اسفندماه را درپشت بامها اتش روشن میکنند وانهارا (کوول چرشنبه یعنی چهارشنبه خاکستری ) مینامند ودراین چهارشنبه ها اهالی با تهیه یک تکه لباس یا یک کاسه حنا ویا یک قواره پارچه مقداری میوه خشک برای دیدن خانواده هائیکه عزیزی را طی سال ازدست داده اند میروند ضمن دلجوئی باتقدیم هدایا انهارا ازعزا دراورده اماده استقبال از اخرین چهارشنبه موسوم به گل چهارشنبه وعید نوروز میکنند ودرچهارشنبه خاکستری دوم که همه ازغزا درامده نوبت اشتی کنان ونامزد بازی وبعضا خواستگاری است که جوانان شالی راازروزنه پشت بام نامزدویا اقوام خود اویزان میکنند صاحب خانه بفرا ست درمی یابد که صاحب شال چه کسی وبرای چه امیدی شال اویزان کرده فلذا هدیه ایکه به شال میبندد که مناسبت کامل باموضوع داشته باشد نام این مراسم (شال ساللادی ) است زنده یاد استادشهریار دردیوان حیدربابا باین موضوع اشاره فرموده که شبیه این مراسم درسایربلاد بصورت قاشق زنی اجرا میشود اما این کجا وان کجاواژه سوری م بمعنی سرخ است وهم نوعی گل سرخ ونام بسیار معمول دخترا درخانواده ها واین نشان دهنده ذوق لطیف بخشی از مردم شریف ایران زمین میباشد که بهترین ایام وبهترین اسامی را برای تقویم سنتی خود انتخاب میکنند واما استفاده از ابزار محترقه ابدا درقدیم مرسوم نبوده درزمان قاجار حکومت بخاطر اعلام شرکت درشادی مردم توپ در میکردند وچون همه جا توپ نبوده مردم دراثر بداموزی ان روبه اینگونه اعمال نکوهیده اورده اند وسایلی ازمخلوط شوره زرنیخ وکلرات وکوگرد ودوده درست کرده انرا درپوست انار یا مازوی جنگلی ریخته وفتیله ای هم دران تعبیه کرده با اتش زدن ان را منفجر میکردند دران زمانها درشهرها فقط چهارشنبه اخر سال را جشن میگرفتند جشنها هم اتش افروختن بته وپریدن ازروی ان وخواندن شعر اتیل ماتیل چرشنبه بختیم آچیل چرشنبه ( به پر به پر چهارشنبه بخت مرا بازکن چهارشنبه ) ومعمولا شام چهارشنبه سوری رشته پلو با قیصی پلوئی دراغلب خانه ها پخته میشود وبعدازصرف شام سینی پرازخشکبار شامل بادام گردو فندق وانواع کشمش مانند فخری شانی سبزه ومویز وبرگه زردالو سنجد همچنین گندم وعدس ونخود وکنجد برشته که با چند شمع رنگی به تعداد افرادخانه وحتی اگر نوزادی دراه باشد وبه تعداد اتاقهای خانه که درداشته باشد اماده کرده بزرگ خانه معمولا مادر بزرگ و بی بی دعا سرسلامتی خوانده هریک ازافراد خانواده شمع خودرا روشن نموده کاسه خودرا ازمحتویات سینی پرکرده مشغول خوردن میشود واین قبیل کار تا نصف شدن شمعها ادامه می یابد ودراین موقع بقیه شمها دراتاقها وراهروها ومطبخها بهمان صورت که روشن است دربشقاب فلزی قرار داده میشود وهیچکس حق ندارد شمع هارا فوت ویا خاموش کند چون شگون بد دارد این مراسم باخواندن شعرو نواختن الات موسیقی گفتن چیستان یا شاهنامه وفال حافظ تا پاسی ازشب ادامه می یابد اما اصیل ترین ومعنوی ترین بخش این مراسم صبح الالطلوع خورشید روزچهارشنبه است که مردم اززن ومرد وبویژه دختران وپسران جوان دم بخت پا پوشیدن لباسهای نوی رنگارنگ ازخانه ها بیرون زده وازروی پل رود خانه ویا جوی اب یا چشمه محل زندگی خود رد شده یا می پرند وپس ازان بازی تخم مرغ شروع میشود وهرخانواده تخم مرغهای رنگی خودرا بادیگران والبته بیشتر با دوستان وفامیل خود به هم زده مال هرکدام که شکست انرا باخته وتخم مرغ مال اندیگری میشود سپس انهارا پوست کنده همراه بانان وپنیری که همراه دارند بعنوان صبحانه میخورند وناگفته نماند نطفه دلداد گی ها وانتخاب همسر وازدواجهای طول سال درهمین مراسم بسته میشود .
    گفت پیغمبر به اصحاب کبار — تن مپوشانید از باد بهار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.