تازه های آسمونی
صفحه اصلی > فرهنگ و هنر > داستانک > داستان وان حمام و بیمار روانی
تبلیغات اینترنتی

داستان وان حمام و بیمار روانی

 result of visit داستان وان حمام و بیمار روانی

 

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم:

شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟

روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.

من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌تر است.

روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد. حالا شما هم می‌خواهید تخت‌تان کنار پنجره باشد؟

 

 

نتیجه:

1- راه حل همیشه در گزینه های پیشنهادی نیست!!!

2- در حل مشکل و در هنگام تصمیم گیری هدفمان یادمان نرود . در حکایت فوق هدف خالی کردن آب وان است نه استفاده از ابزار پیشنهادی !!!

3- همه راه حل ها همیشه در تیر رس نگاه نیست...

 

مغز ما یک دینام هزار ولتی است که متاسفانه اکثرمان بیش از یک لامپ از آن استفاده نمی کنیم . ویلیام جیمز

 

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=8747
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

history-of-the-shrine-of-imam-reza

داستان امام رضا و گنجشک

از امام رضا (ع) داستان ها و روایات زیادی نقل شده است که همه آنها …

9 نظرات

  1. خیلی باحال بود و آموزنده 😆 ممنون آسمونی جون 😉

  2. واییییییییییییییییییی..خیلی جالب بود..

    • من نمیدونم این کلمه ((وای)) چیه همه ی خانم ها ازش استفاده میکنند؟؟ ایران هم هر وقت احساساتی میشه میگه: 😳 وای شرمنده…. 😳

      • وای راست میگیا؟
        بگو چرا ایمیلم نمیاد وای چیکار کنم؟مرسی از این که اسمم رو نگفتی cyrus جانم 😉

      • من تازه امروز بعد دو ماه اومدم اینترنت……خدایی همه جا نظرم رو خوندی و جواب گذاشتی…اره؟؟؟؟ 🙂

  3. ممنون که ازاین دست داستان های بامعنی و آموزنده قرارمیدید. خدایادوست دارم هوارتا!

  4. مرسی جالب بود

  5. بسیار عالی بود طنزآموزنده وجذابی بودبسیارممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.