تازه های آسمونی
صفحه اصلی > فرهنگ و هنر > داستانک > وسعت زیبا دیدن
تبلیغات اینترنتی

وسعت زیبا دیدن

beautiful area to see وسعت زیبا دیدن

 

در یک بیمارستان دو بیمار به نام های تام و جک وجود داشتن که تام اجازه حرکت کردن نداشت

ولی جک که تختش کنار پنجره بود می تونست هر کاری بکنه .

جک هرروز می رفت کنار پنجره و از زیبایی های طبیعت برای تام تعریف می کرد .

جک می گفت که پشت پنجره پارک بزرگی وجود دارد که حوضی در وسط ان مانند ستاره می درخشد

و پرندگان اواز می خوانند و کودکان بازی می کنند .

جک هر روز تعریف می کرد ….

یک روز صبح که تام از خواب بیدار شد دید که جک نیست …

پرستار را صدا زد و گفت که اون کجاست . پرستار گفت اون مرخص شده و تازه تو هم بهتری و می تونی حرکت کنی …

تام با اصرار فراوان بالاخره تختش رو به کنار پنجره برد … با صحنه ی عجیبی مواجه شد …

پشت پنجره یک دیوار بزرگ بود که جلوی دید رو گرفته بود ……

دوباره پرستار رو صدا زد و جریان رو براش تعریف کرد . پرستار جمله ای گفت که سر تا پای تام گیج رفت …

پرستار گفته که جک نابینا بود…

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=23595
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

history-of-the-shrine-of-imam-reza

داستان امام رضا و گنجشک

از امام رضا (ع) داستان ها و روایات زیادی نقل شده است که همه آنها …

5 نظرات

  1. خیلی از این داستان زیبا خوشم آمد من هم زمانی که این را خوندم واقعا موی تنم سیخ شد ممنون

  2. زیبا دیدن کاری نداره فقط باید جهت نگاهمون رو تغییر بدیم 😳 ممنون آسمونی جون خیلی زیبا بود 😉

  3. سلام
    من ی فیلم هندی با نقش آفرینی بابی دئول با همین موضوع دیدم
    خیلی جالب بود برام چه الان چه چند سال پیش که فیلمو دیدم
    تاثیر فیلمش خیلی بیشتر هست
    به خودم و روحیه ام کمک کرد
    ممنون از نگاه قشنگتان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.