در تلگرام منتظر شما هستیم
عضویت در کانال آسمونی
تازه های آسمونی
کانال تلگرام کوروش

ملاقات

meeting1 ملاقات

 

بارانی که روزها

بالای شهر ایستاده بود

عاقبت بارید

تو بعدِ سال ها به خانه ام می آمدی…

تکلیفِ رنگ موهات

در چشم هام روشن نبود

تکلیفِ مهربانی ، اندوه ، خشم

و چیزهای دیگری که در کمد آماده کرده بودم

تکلیفِ شمع های روی میز

روشن نبود

من و تو بارها

زمان را

در کافه ها و خیابان ها فراموش کرده بودیم

و حالا زمان داشت

از ما انتقام می گرفت

در زدی

باز کردم

سلام کردی

اما صدا نداشتی

به آغوشم کشیدی

اما

سایه ات را دیدم

که دست هایش توی جیبش بود

به اتاق آمدیم

شمع ها را روشن کردم

ولی

هیچ چیز روشن نشد

نور

تاریکی را

پنهان کرده بود…

بعد

بر مبل نشستی

در مبل فرو رفتی

در مبل لرزیدی

در مبل عرق کردی

پنهانی،بر گوشه ی تقویم نوشتم:

نهنگی که در ساحل تقلا می کند

برای دیدن هیچ کس نیامده است

نهنگی که در ساحل تقلا می کند

برای دیدن هیچ کس نیامده است

– شعر از : گروس عبدالملکیان

+ کلیک نمایید و عضو تلگرام آسمونی شوید


امتیاز شما به این صفحه:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
Loading...

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=2375
آموزش پیش بینی فوتبال
خرید غذای سگ، خرید غذای گربه
تبلیغات اینترنتی
کانال تلگرام آسمونی

اینم جالبه !

عاشقانه ای برای تو

آسمونی در این مقاله تعدادی از اشعار عاشقانه را که بسیار زیبا و خواندنس هستند …

3 نظرات

  1. شاعرانه شاعرش نوشته ؟ زیباست.

  2. شعر زیبایی بود.فدات آسمونی جون 😉

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تبلیغات اینترنتی