تازه های آسمونی
صفحه اصلی > فرهنگ و هنر > شعر > شعری در وصف خدا
تبلیغات اینترنتی

شعری در وصف خدا

0227 شعری در وصف خدا

پیش از اینها فکر می کردم خدا
خانه ای دارد کنار ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس خشتی از طلا

پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور

ماه برق کوچکی از تاج او
هر ستاره، پولکی از تاج او

اطلس پیراهن او، آسمان
نقش روی دامن او، کهکشان

رعد و برق شب، طنین خنده اش
سیل و طوفان، نعره توفنده اش

دکمه ی پیراهن او، آفتاب
برق تیغ خنجر او ماهتاب

هیچ کس از جای او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست

پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویر بود

آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان، دور از زمین

بود، اما در میان ما نبود
مهربان وساده و زیبا نبود

در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت

هر چه می پرسیدم، ازخود، ازخدا
از زمین، از آسمان، از ابرها

زود می گفتند : این کار خداست
پرس و جو از کار او کاری خداست

هر چه می پرسی، جوابش آتش است
آب اگر خوردی، عذابش آتش است

تا ببندی چشم، کورت می کند
تا شدی نزدیک، دورت می کند

کج گشودی دست، سنگت می کند
کج نهادی پای، لنگت می کند

با همین قصه، دلم مشغول بود
خوابهایم، خواب دیو وغول بود

خواب می دیدم که غرق آتشم
در دهان اژدهای سرکشم

در دهان اژدهای خشمگین
بر سرم باران گرز آتشین

محو می شد نعره هایم، بی صدا
در طنین خنده ی خشم خدا …

نیت من، در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا

هر چه می کردم، همه از ترس بود
مثل از بر کردن یک درس بود

مثل تمرین حساب وهندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه

تلخ، مثل خنده ای بی حوصله
سخت، مثل حل صدها مسئله

مثل تکلیف ریاضی سخت بود
مثل صرف فعل ماضی سخت بود

تا که یک شب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد یک سفر

در میان راه، در یک روستا
خانه ای دیدم، خوب و آشنا

زود پرسیدم : پدر، اینجا کجاست ؟
گفت، اینجا خانه ی خوب خداست!

گفت : اینجا می شود یک لحظه ماند
گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند

با وضویی، دست و رویی تازه کرد
با دل خود، گفتگویی تازه کرد

گفتمش، پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست ؟ اینجا، در زمین ؟

گفت : آری، خانه او بی ریاست
فرشهایش از گلیم و بوریاست

مهربان وساده و بی کینه است
مثل نوری در دل آیینه است

عادت او نیست خشم و دشمنی
نام او نور و نشانش روشنی

خشم، نامی از نشانی های اوست
حالتی از مهربانی های اوست

قهر او از آشتی، شیرین تر است
مثل قهر مهربان مادر است

دوستی را دوست، معنی می دهد
قهر هم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌با دوست معنی می دهد

هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست
قهری او هم نشان دوستی است…

تازه فهمیدم خدایم، این خداست
این خدای مهربان وآشناست

دوستی، از من به من نزدیک تر
از رگ گردن به من نزدیک تر

آن خدای پیش از این را باد برد
نام او را هم دلم از یاد برد

آن خدا مثل خیال و خواب بود
چون حبابی، نقش روی آب بود

می توانم بعد از این، با این خدا
دوست باشم، دوست، پاک و بی ریا

می توان با این خدا پرواز کرد
سفره ی دل را برایش باز کرد

می توان درباره ی گل حرف زد
صاف وساده، مثل بلبل حرف زد

چکه چکه مثل باران راز گفت
با دو قطره، صد هزاران راز گفت

می توان با او صمیمی حرف زد
مثل یاران قدیمی حرف زد

می توان تصنیفی از پرواز خواند
با الفبای سکوت آواز خواند

می توان مثل علفها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد

می توان درباره ی هر چیز گفت
می توان شعری خیال انگیز گفت

مثل این شعر روان و آشنا :
“پیش از اینها فکر می کردم خدا …”

– شعر از :  زنده یاد قیصر امین پور

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=3405
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

poem-about-autumn1

شعری درباره پاییز

با توجه به اینکه در پایان فصل پاییز هستیم بر آن شدیم تا مقاله ای …

8 نظرات

  1. سروده زیبایی…

  2. ناشناس

    شعر بسیار زیبایی بود چطور میتونم عضو بشم؟

    • ناشناس

      در بالا سمت راست سایت، ایمیل خود را وارد نموده و با وارد کردن کد امنیتی عضو شوید، پس از ثبت نام ایمیل تاییدیه ای که به ایمیلتان ارسال میشود را باز کرده و تایید نمایید

  3. عالییییییییییییییییییییییییییی

  4. خیلی زیبا وقشنگ سروده شده بود.فــــــــــــــدات آسمونی جون 😉

    • 😈 :twhttp://www.asemooni.com/wp-includes/images/smilies/icon_mad.gifisted: 😆 💡 😕 😛 ❓ 😡 😡 😡
      😉 😈 🙄 😳 :mrgreen: 😆 💡 👿 😥 ➡ ❓ 😐 😡 😮 😛 😀 😕 🙂 🙁 ❗ 😯 8)
      😉 😈 🙄 😳 :mrgreen: 😆 💡 👿 😥 ➡ ❓ 😐 😡 😮 😛 😀 😕 🙂 🙁 ❗ 😯 8)
      😉 😈 🙄 😳 :mrgreen: 😆 💡 👿 😥 ➡ ❓ 😐 😡 😮 😛 😀 😕 🙂 🙁 ❗ 😯 8)
      😉 😈 🙄 😳 :mrgreen: 😆 💡 👿 😥 ➡ ❓ 😐 😡 😮 😛 😀 😕 🙂 🙁 ❗ 😯 8)
      😉 😈 🙄 😳 :mrgreen: 😆 💡 👿 😥 ➡ ❓ 😐 😡 😮 😛 😀 😕 🙂 🙁 ❗ 😯 8)
      :win
      😉 😈 🙄 😳 :mrgreen: 😆 💡
      😉 😈 🙄 😳 :mrgreen: 😆 💡 👿 😥 ➡ ❓ 😐 😡 😮 😛 😀 😕 🙂 🙁 ❗ 😯 8)

      😉 😈 🙄 😳 :mrgreen: 😆 💡 👿 😥 ➡ ❓ 😐 😡 😮 😛 😀 😕 🙂 🙁 ❗ 😯 8)

      👿 😥 ➡ ❓ 😐 😡 😮 😛 😀 😕 🙂 🙁 ❗ 😯 8)

      k: 😈 🙄 😳 :mrgreen: 😆 💡 👿
      😉 😈 🙄 😳 :mrgreen: 😆 💡 👿 😥 ➡ ❓ 😐 😡 😮 😛 😀 😕 🙂 🙁 ❗ 😯 8) 😥 ➡ ❓ 😐 😡 😮 😛 😀 😕 🙂 🙁 ❗ 😯 8)

      • شعرخیلی زیبایی بود 🙂 دستتون دردنکنه 🙂 ممنونم 🙂 وخیلی ازبچه های آسمونی از زیبایی این شعر هیجاناتشون روباتصاویر بروزدادندمثلا چهره غمگین یاگریه باید منظورش دلتنگی برای خداست 🙂 وعروسکهای عصبانی که گذاشته برای شیطان است که نکنه شیطون یه وقت به سراغ مابیایی وماروازیادخدادورکنی لحظه ای 🙂 وشادی و لبخندعروسکها هم منظورش خدایا توبهترین مهربانان وبخشنده ترین بخشندگانی وخدایا دوستتداریم عالی بود 🙂 بسیارممنونم 🙂

  5. بسیار زیبا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.