تازه های آسمونی
صفحه اصلی > فرهنگ و هنر > شعر > اشعار ولادت حضرت علی اکبر
تبلیغات اینترنتی

اشعار ولادت حضرت علی اکبر

poetry nativity holiness ali akbar اشعار ولادت حضرت علی اکبر

ای اهل سماوات بریزید ستاره
میلاد محمّد شده تکرار دوباره
امشب همه والشمس بخوانید
از پارۀ دل گل بفشانید

یوسف زهرا علی اکبر
خوش آمدی علی‌اکبر

یوسف زهرا علی اکبر
خوش آمدی علی‌اکبر

یوسف زهرا علی اکبر
خوش آمدی علی‌اکبر

این آینۀ ختم رسل هست حسین است
انگار محمّد به سرِ دست حسین است
این لاله و ریحان حسین است
والله قسم جان حسین است

یوسف زهرا علی اکبر
خوش آمدی علی‌اکبر

این در دل شب شمع شب تار حسین است
در دامن گهواره گرفتار حسین است
هم ختم رسل را جگر است این
هم خون خدا را پسر است این

یوسف زهرا علی اکبر
خوش آمدی علی‌اکبر

میکال بخوانید بر او لاله ببارد
جبرییل بگویید بر او وحی بیارد
لیلا ثمرت باد مبارک
قرص قمرت باد مبارک

یوسف زهرا علی اکبر
خوش آمدی علی‌اکبر

سر تا به‌قدم حسن خدایی علی‌اکبر
انگار که پیغمبر مایی علی‌اکبر
تو چشم و چراغ همه هستی
قرآن حسین بر سر دستی

یوسف زهرا علی اکبر
خوش آمدی علی‌اکبر

یا فاطمه امشب به عروست نظری کن
در بیت امام شهدا جلوه‌گری کن
لیلا که سلامش ز خدا باد
بر دسته‌گلت دسته‌گلی داد

یوسف زهرا علی اکبر
خوش آمدی علی‌اکبر

****************************

شده روشن چراغ سحرت لیلا
صلوات خدا، بر پسرت لیلا

ای یم عصمت گوهـــر آوردی
مرحبـا لیـلا پسر آوردی (2)

جلوۀ روی او همه رسول‌الله
خلق او خوی او همه رسول‌الله

جلوۀ حُسنِ- داور آوردی
مرحبا لیلا پسر آوردی‌ (2)

از رسول خدا آینه داری تو
شرف و عزت آمنه داری تو

حیدر آوردی حیــدر آوردی
مرحبـا لیلا پسر آوردی (2)
یار خون خدا بر تو سلام الله
بر روی دست خود داری کلام‌الله

امشب عباسِ- دیگــر آوردی
مرحبـا لیلا پسر آوردی (2)

این پسر رهبر نسل جوانان است
حسن و خال و خطش تمام قرآن است

تو جوانان را رهبــر آوردی
مرحبا لیلا پسر آوردی (2)

تو به دامن علی می‌پروری لیلا
یا مگر مادر پیغمبری لیلا

ای یم عصمت گوهـر آوردی
مرحبا لیلا پسر آوردی

****************************

میـلاد علــی‌اکبــر آمـد
در جلوه حسین دیگر آمد
از امـر خـدا مگـر دوبـاره
از غـار حـرا پیمبــر آمـد

الله الله این لالۀ لیلاست- یا یوسف زهراست

این روح مطهر حسین است
این پارۀ پیکـر حسین است
‘این کوثر کوثـر محمّد
آئینـه مـادر حسیـن است

الله الله این لالۀ لیلاست- یا یوسف زهراست

عباس علی است بی‌قرارش
زینب زده بوسه بر عذارش
هم قلب ملک شـده کبوتر
هم جـان جهانیـان نثارش

الله الله این لالۀ لیلاست- یا یوسف زهراست

بابا شده محو و مات رویش
گل بوسه گرفته از گلویش
باشد که خدا به روز محشر
بخشد همه را به تار مویش

الله الله این لالۀ لیلاست- یا یوسف زهراست

قرآن حسین و خط و خالش
از حـق صلـوات بـر جمالش
“محبـوب دل عزیـز زهرا
ممـدوح محمّـد است و آلش

الله الله این لالۀ لیلاست- یا یوسف زهراست

در باغ حسین شاخۀ یـاس
بر حسن رسول اشبه الناس
لبخنــد زده بــه روی بابـا
!پیوسته ربوده دل ز عباس

الله الله این لالۀ لیلاست- یا یوسف زهراست

ای نسل جوان که بی‌قرارید
از بـاغ بـهشت گـل بیـارید
‘در محضر حضرت محمّد
روی قــدم علــی گذاریــد

الله الله این لالۀ لیلاست- یا یوسف زهراست

****************************

هم درمقام و نام و جلالت تو اکبری
هم اینکه درعشیره شماازهمه سری

گفتااگرکه ختم رسالت نمیرسید
حتما تو اخرین نبی هستی پیمبری

وقتی تورا بدست پدر داد مادرت
بوسیدروی ماهت و گفتا که محشری

بایدبرای رزم تو لشکربیاورند
الحق عرب ندیده شبیه ت دلاوری

وقتی لجام اسب کشیدی سوی نبرد
دشمن ندید اکبری یا این که حیدری

دشمن چشیده مزه شمشیر تیز تو
وقتی چو شیر بر صف او حمله میبری

اقا شما کرامتتان هم محمدیست
حالا شما به کرببلایم نمیبری

صدبار گفته اند و مانیز گفته ایم
اقا غلام دربدرت را نمیخری

****************************

عشقت میان سینه ی‌ من پا گرفته

شکر خدا که چشم تو ما را گرفته

دریاب دلها را تو با گوشه نگاهی

حالا که کار عاشقی بالا گرفته

عمریست آقا جان دلم از دست رفته

پائین پای مرقدت مأوا گرفته

گیسو کمند خوش قد و بالای ارباب

شش گوشه هم با نور تو معنا گرفته

از کودکی آواره ی کوی تو هستم

دست دلم را حضرت زهرا گرفته

مانند جدت رحمتٌ للعالمینی

حیف است دست خالی ما را نبینی

زلف تو را موج پریشان می شناسد

چشم تو را آیات باران می شناسد

عطر تو و پیراهنت را یوسف شهر

کوچه به کوچه صبح کنعان می شناسد

اعجاز چشمان تو را آیه به آیه

آری دل تازه مسلمان می شناسد

آقا کرامات نگاه روشنت را

خورشید در هر صبحگاهان می شناسد

خشم و خروش و هیبتت را بین میدان

هوهوی رعد و برق طوفان می شناسد

خورشید از شرم نگاهت رو گرفته

در ساحل نورانیت پهلو گرفته

بالاتر از حد تصور ها کمالت

دل می برد از اهل این عالم خیالت

صبح ازل چشمان مبهوت ملائک

بودند شیدای تماشای جمالت

می جوشد از خاک قدمهای تو زمزم

کوثر شراب خانگیّ لا یزالت

کی می شود با بالهای این چنینی

پرواز تا اوج شکوه بی مثالت

آنجا که بال جبرئیل آتش گرفته

بام نخست پر کشیدنهای بالت

خُلقاً و خَلقاً ، منطقاً عین رسولی

دیگر چه گویم از تو و خوی و خصالت

وقتی که تکبیرت طنین انداز می شد

می گفت لیلا مادرت : شیرم حلالت

می ریزد از عطر نگاهت یاس آقا

تنها تویی هم شانه با عباس آقا

هر صبح بر لب نغمه ی تکبیر داری

تو آفتابی ، صبح عالمگیر داری

با حلقه های گیسوی پر پیچ و تابت

صد کاروان دل در تب زنجیر داری

از لهجه ات عطر خدا می بارد آقا

هر گاه بر لب نغمه ی تکبیر داری

از میمنه تا میسره می پاشد از هم

وقتی که در دستان خود شمشیر داری

باید برایت ذوالفقاری دست و پا کرد

حیدر شدی و هیبتی چون شیر داری

از هیبت چشم تو دشمن می گریزد

پلکی بزن تا عالمی بر هم بریزد

حالا که خاکم را سرشته دستهایت

بگذار تا باشم همیشه خاک پایت

بال و پری می خواهم امشب از تو آقا

تا که تمام عمر باشم در هوایت

آه ای اذان گوی سحر گاه مدینه

یاد نبی را زنده می سازد صدایت

ای کاش چشمانم تبرّک می شدند از

گرد و غبار بال خاکیّ عبایت

ای زینت کرب و بلای حضرت عشق

بگذار باشم زائر پائین پایت

عمریست از مهر تو در دل توشه دارم

شوق طواف مرقد شش گوشه دارم

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=64429
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

text-on-the-snow2

متنی زیبا در مورد بارش برف

همانطور که می دانید فصل زمسنان و بارش برف و باران در راه است. به …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.