تازه های آسمونی
صفحه اصلی > فرهنگ و هنر > شعر > شعری در باب “وحدت”
تبلیغات اینترنتی

شعری در باب “وحدت”

unity شعری در باب وحدت

به نام جان آفرین جهاندار داور
فروزنده ماه و انجم ، خورشید خاور

به نام قادر به خلقت در کن فیکون
بى مثل و مانند از ازل تا روز آخر

نظام عالم به تدبیرش در شب و روز
به سنگین کوه ساکت در دل داده آذر

به دنیا دار ظالم ، جهانخوار غافل
یقین وعده بر چاه ویل اش داده باسر

قدرت همى زورگویان یا مستکبران را
بدست اندر زهرآلوده جام است و ساغر

چشم دل بازکنیم نه گاهست فرصت دهیم
به دین بازان معاند یا قوم کافر

صداى شیون همسایگان را شنو
ز داغ فرزند و برادر یا که خواهر

بیچاره طفلان گریان در آغوش مادر
چه بیرحمانه در دریاى خون شناور

زمین هرباغى به سستى گرنهدروى
نهال زیانبار آید جاى تناور

همدلى باغ حکومت و ملت بود
به ذهن هر خردمندى نشسته باور

باغى بکاریم و پیران را باغبانش
نگهبان شب و روز جوانان دلاور

اختلاف ملت بلاى خانمانسوز
به گاه آتش بسى خشکهاسوخته باتر

خیانتکارانى به ظاهر بوده دلسوز
بر کنیم ریشه خیانت را سراسر

همدل و همزبان ،حبیب ملت شویم
به طرد مفسد و خائن گامى فراتر

ز وحدت ملت و لطف پروردگار
به خشکد ریشه معاند یا که کافر

اختصاصی سایت آسمونی

شعر از: حبیب شکوری

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=201306
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

poem-about-autumn1

شعری درباره پاییز

با توجه به اینکه در پایان فصل پاییز هستیم بر آن شدیم تا مقاله ای …

2 نظرات

  1. بهناز ونکی

    با سلام وعرض ادب :. استاد وسرور گرامی اشعارتان بسیار دلنشین وزیبا است،قلم زیبایتان در شعر وحدت ستودنی است. ارادتمند همیشگی شما ونکی

    • حبيب شكورى

      باسپاس ازنظرمثبت آن عزیزانشاالله که قلم هامفید بنویسند و قدم ها در راه وحدت برداشته شوند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.