تازه های آسمونی
صفحه اصلی > فرهنگ و هنر > شعر > غزل چشم دیگر آهو، از فاضل نظری
تبلیغات اینترنتی

غزل چشم دیگر آهو، از فاضل نظری

 other eye deer غزل چشم دیگر آهو، از فاضل نظری 

ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم تویی

ماه پشت ابر پنهان شد، گمان کردم تویی

 

رد پایی تازه از پشت صنوبرها گذشت…

چشم آهوها هراسان شد، گمان کردم تویی

 

ای نسیم بی‌قرار روزهای عاشقی

هر کجا زلفی پریشان شد، گمان کردم تویی

 

سایه‌ی زلف کسی چون ابر بر دوزخ گذشت

آتشی دیگر گلستان شد، گمان کردم تویی

 

باد پیراهن کشید از دست گل‌ها ناگهان

عطر نیلوفر فراوان شد، گمان کردم تویی

 

چون گلی در باغ، پیراهن دریدم در غمت

غنچه‌ای سر در گریبان شد، گمان کردم تویی

 

کشته‌ای در پای خود دیدی یقین کردی منم

سایه‌ای بر خاک مهمان شد، گمان کردم تویی

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=102709
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

poem-about-autumn1

شعری درباره پاییز

با توجه به اینکه در پایان فصل پاییز هستیم بر آن شدیم تا مقاله ای …

% دیدگاه، نظر شما چیست؟

  1. نازنین محسنی

    دروود
    خسته نباشید
    خیلی وبتون عالیه

    گر بگویم با خیالت تا کجاها رفته ام
    مردمان این زمانه سنگسارم می کنند…
    استاد فرامرز عرب عامری

    رج به رج هر بیت را از روی چشمت ساختم
    شعرهایم دستباف مهربانی های توست…
    استاد فرامرز عرب عامری

    عطسه هایم عرصۀ پاییز را پر کرده است
    حرف رفتن می زنی هی صبر می آید فقط
    استاد فرامرز عامری

    روی نبودت هم حسابی تازه وا کردم
    یاد تو می ارزد به بودنهای خیلیها
    استاد فرامرز عرب عامری

    تو در کنار خودت نیستی نمی دانی
    که در کنار تو بودن چه عالمی دارد
    استاد فرامرز عرب عامری

    یک امشبی که آمده بودی به خواب من
    من از غم فراق تو خوابم نبرده بود…
    استاد فرامرز عرب عامری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.