در تلگرام منتظر شما هستیم
عضویت در کانال آسمونی
تازه های آسمونی
صفحه اصلی > فرهنگ و هنر > شعر > مرد اسب سوار…
محل تبلیغات شما

مرد اسب سوار…

man on horseback مرد اسب سوار...

 

اسب سواری ، مرد چلاق و افلیجی را سر راه خود دید که از او کمک می خواست . مرد سوار دلش

به حال او سوخت . از اسب پیاده شد و او را از جا بلند کرد و روی اسب گذاشت تا او را به مقصد برساند .
مرد چاق وقتی بر اسب سوار شد ، دهنه ی اسب را کشید و گفت : …

اسب را بردم ، و با اسب گریخت! اما پیش از آنکه دور شود صاحب اسب داد زد : تو ، تنها اسب را

نبردی ، جوانمردی را هم بردی!

اسب مال تو ؛ اما گوش کن ببین چه می گویم! مرد چلاق اسب را نگه داشت . مرد سوار گفت :

هرگز به هیچ کس نگو چگونه اسب را به دست آوردی ؛ زیرا می ترسم که دیگر « هیچ سواری » به

پیاده ای رحم نکند…

+ کلیک نمایید و عضو تلگرام آسمونی شوید


امتیاز شما به این صفحه:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
Loading...

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=23677
loading...
تبلیغات اینترنتی
کانال تلگرام آسمونی

اینم جالبه !

شعر ای که دستت می‌ رسد کاری بکن (سعدی » مواعظ » قصاید)

یکی از زیباترین اشعار سعدی شعر “ای که دستت می رسد کاری بکن” است. سعدی …

2 نظرات

  1. واقعا جوانمردی مونده ؟ زیاد فکر نکنید اگه مونده بود ک فکر کردن نداشت البته استثنا هم وجود داره اما بسیار بسیار بسیار کم و اندک است 😥 عالی بود ممنون آسمونی جون 😉

  2. عالیه آسمونی مرسی 😉

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تبلیغات اینترنتی