تازه های آسمونی
صفحه اصلی > فرهنگ و هنر > شعر > سگان را جاى آزار کمى نان دهیم
تبلیغات اینترنتی

سگان را جاى آزار کمى نان دهیم

Instead of hurting the dog a bit of bread سگان را جاى آزار كمى نان دهيم

گر غریب افتد با کسى شرم و حیا
لاجرم پیشه سازد جور و جفا

این سخن بجا مانده از عهد کهن
نقل قولى از سعدى شیرین سخن”

((چه خوش گفت فردوسى پاکزاد
که رحمت بر آن تربت پاک باد

میازار مورى که دانه کش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است))

ترحم یا محبت نهان گنج ماست
محنت جاندار دیگر رنج ماست

آدمى از آدمیت یابد بها
ز ارکان آدمیت شرم و حیا

گر کسى براین خصائل پانهاد
اسباب آدمیت را جا نهاد

آشنا بوده هر گوشى با این خبر
که اشرف مخلوقاتست نوع بشر

اشرفیت بر عقل و پندار آمده
به خلق نیکو هم به کردار آمده

چه گویم ز رفتار آن مرد صیاد
باسگش،دیگرسگى همراهش مباد

چه بیرحمانه میزد با چوب و تبر
زخمها بر جان سگ از پا تا به سر

سگ خیره برسیماى آن صاحب جفا
ساکت و در نگاهش موج میزد وفا

بى جهت بود رفتار آن صیاد مخوف
با سگى با وفا و همراهى رئوف

تلخ بود تلخ تر از تلخ شد ماجرا
در بیابان رها شد سگ بینوا

به سرعت برق و باد رسید این خبر
به هر گوشى ز عامى و صاحب نظر

وجدان هر آدمى آمد به درد
ز رفتارى که باسگ آن صیادکرد

زخم سگ را محیط بانى نیکونهاد
شستشوداد به دستان و مرهم نهاد

مهربانى ها با سگ بیمار کرد
نوازش فراوان و هم تیمارکرد

خوشا دستى ز آستین آید به یارى
سگ و جاندار دیگر باشد به زارى

سگان را جاى آزار کمى نان دهیم
در راه خدا نانى به حیوان دهیم

به هر کار نیک اجرى عظیم است
اجرى عظیم از رحمان و رحیم است

اختصاصی سایت آسمونی

شعر از: حبیب شکوری

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=146583
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

poem-about-autumn1

شعری درباره پاییز

با توجه به اینکه در پایان فصل پاییز هستیم بر آن شدیم تا مقاله ای …

% دیدگاه، نظر شما چیست؟

  1. آرزو شكوري حاجلاري

    عالی مثل همیشه ?????
    احسنت بر پدرم ?????

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.