تازه های آسمونی
صفحه اصلی > فرهنگ و هنر > شعر > اشعاری در مورد حبیب بن مظاهر
تبلیغات اینترنتی

اشعاری در مورد حبیب بن مظاهر

habib1 اشعاری در مورد حبیب بن مظاهرحبیب بن مظاهر که شیخ طوسی او را در میان فهرست اصحاب امام علی، امام حسن و امام حسین قرار داده است ولی در میان فهرست صحابه پیامبر اسلام از وی یاد نمی‌کند و از این کار شیخ طوسی بر می‌آید که حبیب از صحابه نبوده است. اگر می خواهید در مورد حبیب بن مظاهر بیشتر بدانید این مقاله آسمونی را تا انتها مطالعه کنید چرا که زندگینامه حبیب بن مظاهر و اشعاری در مورد او را برای شما عزیزان تهیه کرده ایم.

نویسندگان استیعاب و اسد الغابه وی را در شمار صحابه پیامبر اسلام نیاورده‌اند. وی در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان با علی بن ابی‌طالب همراه بود و در کربلا نیز در کنار حسین بن علی حضور داشت و کشته شد.

وی چهارده سال پیش از هجرت پیامبر اسلام در خاندان بنی اسد در یمن بدنیا آمد. سال نهم هجری با خانواده‌اش به مدینه آمد و در آنجا ساکن شد. حبیب از کسانی بود که برای حسین بن علی نامه نوشت و هنگامی که مسلم بن عقیل به کوفه وارد شد، در منزل مختار به حمایت از او سخن گفت آنها پس از خیانت کوفیان به سمت کربلا رفته و با او همراه گشتند وی در ظهر عاشورا و در سن ۷۵ سالگی کشته شد وی در بسیاری از علوم از جمله فقه، تفسیر، قرائت، حدیث، ادبیات، جدل و مناظره تبحر داشت و حافظ کل قرآن مجید بود.

سر وی در کنار سر عباس بن علی و علی‌اکبر در آرامگاه باب‌الصغیر در سوریه بخاک سپرده شد و بدن او را در چند متری مدفن حسین بن علی دفن کرده‌اند و هم‌اکنون نیز قبر او با ضریح نقره‌ای در نزدیکی ضریح حسین بن علی قرار دارد.habib2 اشعاری در مورد حبیب بن مظاهرمن کی ام، خاک زیر پای حسین

گرد نعلین بچه های حسین

تا شنیدم شبی صدای حسین

آمدم سمت کربلای حسین

من اگرچه نحیفم و پیرم

پای عشق حسین چون شیرم

یابن زهرا حسین، حاصل من

مهرت از کودکی است در دل من

ای که از تو سرشته شد گل من

شده تنهایی تو قاتل من

آمدم تا حبیب تو بشوم

زخم دیدی؟ طبیب تو بشوم

کوفه با مسلم تو بد تا کرد

خون به قلب علی و زهرا کرد

نامه ی مکر را که امضا کرد

فتنه ی جنگ را که برپا کرد

گفتم ای پیر بی شکیب برو

تو حبیبی، ای  حبیب برو

آمدم تا بپات جان بدهم

از غم بچه هات جان بدهم

چند دفعه برات جان بدهم

در همین کربلات جان بدهم

وه، چه خوب است جان نثار شدن

در ره دوست نیزه زار شدن

کاش آقا، سرم جدا بشود

دشنه بین گلوم جا بشود

– تن من- سهم نیزه ها بشود

با سم اسب ها فنا بشود

تو ولی طعمه ی خطر نشوی

پاره پیکر، بدون سر نشوی

ای خدا! بعد رفتن اصحاب

اهل بیت حسین را دریاب

نگرانم برای طفل رباب

می دهد هیچ کس به این ها آب؟!

تا که عباس خیمه بان باشد

حرمت خیمه در امان باشد

***

حبیب ابن مظاهر طرفدار حسینم

غـلام و جانْ‌نثـار امــام عـالمینم

حبیبم من حبیبم، شهادت شد نصیبم(2)

*****

حبیـب کربـلایم شهیـد نــی‌نوایم

شده وقف ولایت سر از تن، جدایم

حبیبم من حبیبم، شهادت شد نصیبم(2)

*****

مـن از سـن جـوانی گرفتار حسینم

کلاف جان به دستم خریدار حسینم

حبیبم من حبیبم، شهادت شد نصیبم(2)

*****

مــرا پـرورده مــادر بـرای جــانْ نثــاری

چه غم گر،خون‌پاکم به صورت‌گشته جاری

حبیبم من حبیبم، شهادت شد نصیبم(2)

*****

مـن از کوفـه شبانــه در این وادی رسیدم

در این صحرا شهادت بـود تنهــا امیــدم

حبیبم من حبیبم، شهادت شد نصیبم(2)

*****

حسین فرزنـد زهـرا برایـم نامــه داده

کنم تا جـان فدایش به من منت نهاده

حبیبم من حبیبم، شهادت شد نصیبم(2)

*****

نماز من شهادت قیام من حسین است

همه عالـم بدانند امام من حسین است

حبیبم من حبیبم، شهادت شد نصیبم(2)

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=204149
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

poem-about-autumn1

شعری درباره پاییز

با توجه به اینکه در پایان فصل پاییز هستیم بر آن شدیم تا مقاله ای …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.