تازه های آسمونی
صفحه اصلی > فرهنگ و هنر > شعر > اشعار پیاده روی اربعین
تبلیغات اینترنتی

اشعار پیاده روی اربعین

arbaein poems اشعار پیاده روی اربعینبه مناسبت فرا رسیدن موسم پیاده روی عاشقان حسینی به سمت  کربلای معلی حرم حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و حضرت ابالفضل العباس (ع)  در سالروز اربعین ،  آسمونی تعدادی از اشعار آیینی را به منظور استفاده علاقه مندان و ذاکران اهل بیت منتشر می کند. با ما همراه شوید

هر لحظه دعا بهر فرج دارم من

این لطف ز ثامن الحجج دارم من

با پای پیاده میروم کرببلا

در هر قدمی ثواب حج دارم من

***

با تو نبود مرا نیازی به کسی

در هر نفسم فقط توام هم نفسی

امروز اگر خسته شدم عیبی نیست

فردای قیامتم تو فریاد رسی

***

ما زائر اربعین و عاشوراییم

از نسل غدیر و حضرت زهراییم

با پای پیاده عازم کرببلا

سرباز سپاه زینب کبراییم

**

از خستگی و درد لبالب باشم

حاشا به شکوه در بر رب باشم

خورشید بسوزان تن من را شاید

یک لحظه شبیه عمه زینب باشم

***میثم داودی:

ای شوق پابرهنه که نامت مسافر است

این تاول است در کف پا یا جواهر است

راهی شدی به سمت رسیدن به اصل خویش

دور از نگاه شهر که فکر ظواهر است

دل های شست وشو شده و پاک بی شمار

چشمی که تر نگشته در این جاده نادر است

سیر است گرچه چشم و دلت از کرامتش

در این مسیر سفره ی افطار حاضر است

وقتی که در نگاه تو مقصد حرم شود

پاگیر جاده می شود آن  دل که عابر است

با آب وتاب سینه زنان گرم قل قل است

کتری آب جوش که در اصل شاعر است

فنجان لب طلا پر و خالی که می شود

هر بار گفته ام نکند چای آخر است

حامد حجتی :

اگرچه شعر برایت به سینه ام دارم

برای تا تورسیدن چقدر کم دارم

تو از وجود پُری… بی نهایتی… محضی

منی که آمده ام رنگی از عدم دارم

من از حوالی آن کوچه های بارانی است

که در هوای شما باد در سرم دارم

گدا شدم به در خانه تو آمده ام

چقدر خوب که ارباب با کرم دارم

نفس به سینه ام افتاده باز دلتنگم

چقدر حسرت یک لحظه بازدم دارم

«رواق منظر چشم من آشیانه توست»

عجیب نیست که ایمان به پا قدم دارم

دو دسته اشک گرفته است هیاتی در من

میان شور غزلخوانی ام دو دم دارم

امیر قافله عشق گفته است که من

درون سینه عشاق هم حرم دارم

arbaein poems2 اشعار پیاده روی اربعینغلامرضا سازگار:

دل به عشق یوسف زهرا نهاده می رویم

از نجف تا کربلا پای پیاده می رویم

یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام

مرغ روحم پر زند در قتلگاه و علقمه

تا گذارم چهره بر خاک عزیز فاطمه

یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام

یابن زهرا سربه کف در سرزمینت آمدم

تا شوم زوار روز اربعینت آمدم

یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام

زائر قبر شریف یوسف زهرا شدم

همسفر با کاروان زینب کبری شدم

یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام

کربلا یا کربلا یاکربلا یاکربلا

زینب خونین جگر برگشته از شام بلا

یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام

ای خدا پروانه ی قبر علی اکبر شدم

زائر هفتاد و دو آلاله ی پرپر شدم

یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام

وحید دکامین:

گر به شأنت واژه ها دارد روایت میشود

فیضِ شعر از جانب لطفت عنایت میشود

یک زمان از گریه آسایش ندارد چشم من

تا شنیدم اشک های من دوایت میشود

هر که آمد تحت قُبّه در جوار مدفنت

در روایت هست مشمول عنایت میشود

بر دل گم کرده راهی، چون رسول ترک هم

یک نگاهی میکند چشمت، هدایت میشود

با نگاه لطف آقا نوکر درمانده اش

بعد از اینها صاحب صدها کرامت میشود

کار او دنیا نمی ماند زمین از لطف دوست

در قیامت همْ  به حبّ او شفاعت میشود

هرکه پایش باز شد در هیئتت دانسته است

هرچه می بخشی به سائل بی نهایت میشود

پرچمت را هرکسی که دید و گفتا جز سلام

حاصل این کرده اش روزی ندامت میشود

گو به هرکس اربعین میل زیارت کرده است

با توسّل بر رقیه او ضمانت میشود

هرکسی را کربلا مهمان خوانت میکنی

او به دستان اباالفضلت سقایت میشود

در طواف پیکر صد پاره ات از تیر و تیغ

محشری برپا شده گویی قیامت میشود

پیش چشم مادرت زهرا میان قتلگاه

بر تن عریان تو دارد جسارت میشود

arbaein poems1 اشعار پیاده روی اربعینعلی پور زمان :

قلبم قلمرو همه ی عاشقانه هاست

من، اربعین ، حرم ، سفر بیکرانه هاست

لبهای خادمان تو گرم ” تفضَّل ” است

” شُکراً ” جواب زائر تو بر نشانه هاست

خانه به خانه شور شما طعم عاشقی

مسجد چراغ دارد و نوری به خانه هاست

دل می زند به وسعت دریا و می رود

آن زائری که در دل تنگش بهانه هاست

دیدیم طفل در بغل و کودک و جوان

فصلی پر از شکفتن شوق جوانه هاست

با یاد شاعران به لبم آمده غزل

با یاد دوستان نفسم از ترانه هاست

اینجا ستون به آخر خط می رسد ولی…

اینجا جنون جاری آن جاودانه هاست

محمود ژولیده :

کربلای عمر هرکس بی گمان خواهد رسید

روز عاشورای ما هم یک زمان خواهد رسید

عاقبت باید حسینی رفت از دارِ جهان

ورنه در بستر بِسَر عمرِ گران خواهد رسید

دست و پنجه نرم کردن با شهادت ساده نیست

هرکسی کرب و بلایی شد ، به آن خواهد رسید

نوکرِ ارباب پیوسته دلش باشد جوان

پیر  هم  گردد به آقایش جوان خواهد رسید

غم مخور ، پای پیاده ،کربلا ، روزی نشد

عاقبت یک روز ، جا مانده ، دَوان خواهد رسید

دستِ بی مهری نباید داد با ارباب، چون

دستِ پر مِهرش به دست دوستان خواهد رسید

آزمایشهای تو در تو ، به دل صیقل دهد

وانگهی ، روزی ، جواب امتحان خواهد رسید

اشک عاشق ، تازه روز اربعین گل می کند

آشنا باشیم ،زنگ کاروان خواهد رسید

ناله زینب کند کاری که بر “هل من معین”

پاسخ لبیک از کلِّ جهان خواهد رسید

گر بماند نزد حق یک روز از عمر جهان

طالب خون خدا،صاحب زمان خواهد رسید

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=214113
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

poem-about-autumn1

شعری درباره پاییز

با توجه به اینکه در پایان فصل پاییز هستیم بر آن شدیم تا مقاله ای …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.