تازه های آسمونی
خانه > فرهنگ و هنر > زبان و ادبیات > افعال بی‎قاعده (زمان گذشته)
  • ساحل گشت - تور کانادا
  • مشاورین املاک کوهک
  • طراحی سایت
  • تبلیغات در آسمونی
  • افعال بی‎قاعده (زمان گذشته)

    irregular-verbs

     

    افعال سه قسمت دارند : قسمت اول یا مصدر فعل ( زمان حال ) ، قسمت دوم ( زمان گذشته ) ، و قسمت سوم فعل ( شکل مفعولی فعل ) . قسمت دوم و سوم افعال با اضافه کردن d   یا  ed  به قسمت اول ساخته  می شوند .البته  استثنائاتی  هم وجود دارد که به افعال بی قاعده معروفند زیرا قسمت  دوم  و  سوم  آنها  با  اضافه  کردن d   یا ed   ساخته  نمی شود  .  متداولترین  افعال بی قاعده  در  زیر  آورده  شده اند .

    نکته : ما برای  سهولت حفظ کردن ،این افعال را از نظر ظاهری  به پنج  دسته تقسیم کردیم و سپس  افعال هر دسته را از  نظر ریتم و موسیقی مرتب کردیم . یکی از  راههای خوب برای یادگیری بهتر چیزی  استفاده  از ریتم و موسیقی است و  حتّی  در یادگیری نکات  گرامری  هم  می توان  از  آن  استفاده  کرد . 

    دسته اول

    معنی

    قسمت سوم

    قسمت دوم

    قسمت اول

    قیمت داشتن –  خرج برداشتن

    cost

    cost

    cost

    بریدن – قطع کردن

    cut

    cut

    cut

    بستن

    shut

    shut

    shut

    پرتاب کردن

    cast

    cast

    cast

    زدن – ضربه زدن – برخورد کردن

    hit

    hit

    hit

    اجازه دادن

    let

    let

    let

    گذاشتن – چیدن – غروب کردن

    set

    set

    set

    صدمه زدن – زخمی کردن

    hurt

    hurt

    hurt

    گذاشتن – قرار دادن

    put

    put

    put

    خواندن

    read

    read

    read

     

    دسته دوم

    آمدن

    come

    came

    come

                       شدن           become             became     become
                      دویدن              run               ran          run

     

     

    دسته سوم

    سوزاندن

    burnt/burned

    burnt /burned

    burn

    بوئیدن – بو دادن

    smelt/smelled

    smelt/smelled

    smell

    آموختن – یاد گرفتن

    learnt/learned

    learnt/learned

    learn

    رویا دیدن – خواب دیدن

    dreamt/dreamed

    dreamt/dreamed

    dream

    خم شدن – دولا شدن

    leant/leaned

    leant/leaned

    lean

    روشن کردن

    lit/lighted

    lit/lighted

    light

    شدن – گرفتن – ………

    got/gotten

    got

    get

    فراموش کردن

    forgot/forgotten

    forgot

    forget

    بیدار شدن

    woke/woken

    woke

    wake

     

    دسته چهارم

    خریدن

    bought

    bought

    buy

    آوردن

    brought

    brought

    bring

    گرفتن-رسیدن

    caught

    caught

    catch

    درس دادن _ آموزش دادن

    taught

    taught

    teach

    جنگیدن – مبارزه کردن

    fought

    fought

    fight

    حفرکردن – کندن

    dug

    dug

    dig

    پیداکردن – دریافتن

    found

    found

    find

    آسیاب کردن

    ground

    ground

    grind

    تغدیه کردن

    fed

    fed

    feed

    ملاقات کردن – برخورد کردن

    met

    met

    meet

    اشک ریختن – گریستن

    wept

    wept

    weep

    ترک کردن – گداشتن – رها کردن

    left

    left

    leave

    احساس کردن

    felt

    felt

    feel

    جاروکردن

    swept

    swept

    sweep

    نگه داشتن

    kept

    kept

    keep

    خوابیدن

    slept

    slept

    sleep

    معنی داشتن – منظور داشتن

    meant

    meant

    mean

    فرستادن

    sent

    sent

    send

    گذراندن – صرف و خرج کردن

    spent

    spent

    spend

    ساختن – مجبورکردن

    made

    made

    make

    شنیدن

    heard

    heard

    hear

    برگزار کردن – نگه داشتن

    held

    held

    hold

    گفتن

    said

    said

    say

    پرداختن

    paid

    paid

    pay

    ایستادن

    stood

    stood

    stand

    فهمیدن

    understood

    understood

    understand

    برنده شدن – پیروز شدن

    won

    won

    win

    فروختن

    sold

    sold

    sell

    گفتن

    told

    told

    tell

    درخشیدن

    shone

    shone

    shine

    شلیک کردن – شوت کردن

    shot

    shot

    shoot

    چسبیدن

    stuck

    stuck

    stick

    گم کردن – از دست دادن

    lost

    lost

    lose

    نشستن

    sat

    sat

    sit

    داشتن – خوردن – مجبور کردن

    had

    had

    have

    ساختن

    built

    built

    build

    فکر کردن

    thought

    thought

    think

     
     
    دسته پنجم
     

    شکستن

    broken

    broke

    break

    انتخاب کردن

    chosen

    chose

    choose

    منجمد شدن – یخ بستن

    frozen

    froze

    freeze

    بیدار شدن – بیدار کردن

    woken

    woke

    wake

    صحبت کردن

    spoken

    spoke

    speak

    دزدیدن

    stolen

    stole

    steal

    وزیدن – ضربه زدن – دمیدن

    blown

    blew

    blow

    نقاشی کردن – طراحی کردن – کشیدن

    drawn

    drew

    draw

    پرواز کردن

    flown

    flew

    fly

    رشدکردن – پرورش دادن

    grown

    grew

    grow

    دانستن – شناختن

    known

    knew

    know

    قسم خوردن

    sworn

    swore

    swear

    نشان دادن

    shown

    showed

    show

    پرت کردن –دور ریختن

    thrown

    threw

    throw

    پوشیدن – به تن داشتن

    worn

    wore

    wear

    تحمل کردن – متولد شدن – دربرگرفتن

    borne

    bore

    bear

    انجام دادن

    done

    did

    do

    شروع کردن

    begun

    began

    begin

    رفتن

    gone

    went

    go

    آواز خواندن

    sung

    sang

    sing

    غرق شدن – فرورفتن

    sunk

    sank

    sink

    نوشیدن

    drunk

    drank

    drink

    زنگ زدن(مثلا تلفن)

    rung

    rang

    ring

    خوردن

    eaten

    ate

    eat

    افتادن

    fallen

    fell

    fall

    دادن

    given

    gave

    give

    بخشیدن

    forgiven

    forgave

    forgive

    رانندگی کردن

    driven

    drove

    drive

    سواری کردن –راندن (مثلاً دوچرخه، موتور، اسب)

    ridden

    rode

    ride

    بلند شدن – طلوع کردن

    risen

    rose

    rise

    نوشتن

    written

    wrote

    write

    مخفی کردن

    hidden

    hid

    hide

    منع کردن

    forbidden

    forbade

    forbid

    گرفتن – بردن

    taken

    took

    take

    تکان دادن

    shaken

    shook

    shake

    بودن

    been

    was / were

    be

    دیدن

    seen

    saw

    see

    شنا کردن

    swum

    swam

    swim

    لم دادن – دراز کشیدن

    lain

    lay

    lie

     

    + سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


    امتیاز شما به این صفحه:
    1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (7 votes, average: 3٫00 out of 5)
    Loading...

    < اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

    🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=25150
    loading...
  • تبلیغات در آسمونی
  • شبکه اشتراک ویدئو واو
  • ترنج - مجری دکوراسیون داخلی
  • کانال تلگرام آسمونی
  • اینم جالبه !

    احوالپرسی در زبان ایتالیایی

    آسمونی : احوالپرسی در زبان ایتالیایی می خواهید برای تعطیلات به ایتالیا بروید و یا …

    9 دیدگاه

    1. لطفا گذشته ی talk رو بزارید

    2. قسمت سوم فعلcarry چیه؟
      لطفا پاسخ دهید

    3. قسمت سوم carry چیه؟

    4. خوب بود به دردم خورد ولی چرا
      .
      .
      .
      همین جوری گفتم ناراحت نباش
      .
      ای فضول تو چی کار داری اینجا دیگه پایین نگاه نکن
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      خیلی بی شعوری لخت بودم

    5. امیرحسین

      خیلی عالی بود من برای امتحان زبان ترم دوم از این فعل ها استفاده کردم وتوانستم قبول شوم خیلی خیلی ممنون

    6. بسیار عالی و زیبا ..
      ممنونم

    7. ممنونم ..

    8. سایت بسیار عالی ای بود . خیلی ممنونم چون به درسام خیلی کمک کرد.

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.