طراحی کارت ویزیت,طراحی لوگو,طراحی ست اداری


زندگینامه مشاهیر

شخصیت و بخشی از زندگی کوروش بزرگ

Asemooni.com  

Character and life of Cyrus the Great2 شخصیت و بخشی از زندگی کوروش بزرگ

به نام خداوند بخشنده مهربان

دریغ است ایران که ویران شود ……………………………….. کنام شغالان و گرگان شود

 

مقدمه

عده ایی هستند که زندگی و شخصیت کوروش بزرگ و حتی کل تاریخ ایران باستان یا معاصر را با مسائل سیاسی قاطی کرده و در مورد تاریخ تفسیر به رای میکنند، در این مقاله آسمونی که به نوشته محمد حسینی است، قصد داریم بخشی از زندگانی کوروش بزرگ و علت اهمیت و تحریف آن و روش صحیح مطالعه تاریخ را با منابع ذکر کنیم .

شخصیت و بخشی از زندگی کوروش بزرگ(کتاب های هرودوت و گزنفون،بخشی هم از کتاب زندگی نامه ی کوروش بزرگ نوشته ی بهنام محمد پناه)

چیزی که هیچ شکی در آن نیست و با وجود اختلافاتی که در مورد نه تنها کوروش بلکه کل تاریخ وجود دارد این است که کوروش فردی راست گو و با انصاف و عادل و عاقل و جنگ جویی بی نظیر بوده است. و به شدت به عقاید دیگران احترام می گذاشته و به حامیان ادیان متعدد نه تنها ظلم نمیکرده بلکه کمک هم میکرده است و اولین بانی حقوق بشر در دنیا است و سخنان زیبا و پند هایی آموزنده به پسر خود گفته است. خیلی افراد در تاریخ بزرگ و با شخصیت بوده اند اما احترام به این فرد به آن جهت است که در زمانی این گونه با مردم برخورد کرده است که افتخار افراد و پادشاهان خونریزی و قتل عام مردم بوده و حتی این افراد در کتیبه هایی که از خود بر جای گذاشته اند به این کار افتخار میورزند و خوشحال میشوند مثل پادشاهان آشور و حتی بابل قدیم!!!

اما او با وجود داشتن قدرت و سروری بر بسیاری از اقوام این برخورد را از خود نشان داده و حتی به نسل خود هم آموزش داده و جلوی بسیاری از خونریزی ها را گرفته و بسیاری از مردمان را خدا پرست کرده است و حتی غرق در زندگی تجمّلاتی نشده و ساده زندگی میکرده است. او اولین پادشاهی بوده که در صف مقّدم با افراد خود دلیرانه به دشمن حمله میکرده است!!! بعضی ها کوروش را به خاطر فتوحاتش سرزنش میکنند و میگویند آدم خونریزی بوده است!!! این حرف کاملا مردود است زیرا کوروش بزرگ برای حمله به هر مکانی که آن را فتح کرده دلیل کاملا عقلانی دارد و حتی در تمام جنگ های خود تلاش کرده که عده ی کم تری کشته شوند!!! مثلا او شهر بابل(یکی از بزرگ ترین و زیبا ترین شهر های آن دوران) را بدون هیچ خونریزی فتح کرد!!! او نزدیک به ۴۰۰۰۰ نفر یهودی (در آن زمان یهود و زرتشت از معدود دین های الهی بودند)(که دانیال نبی (ع) در بین آنان بوده است)و ۷۰۰۰ نفر برده و کنیز را بعد از تسخیر بابل آزاد کرده و در استوانه ی معروف خود برده داری را منسوخ کرده است!!! دلیل حمله ی کوروش به بابل ، ظلم و ستم نبونید پادشاه بابل و بی احترامی او به خدای بابلیان(مردوک(یک نوع جّن)) بوده است، اگر او قصد خونریزی داشت هرگز بابل را این گونه فتح نمیکرد یا بعد از فتح مردم را قتل عام میکرد.

ولی او نه تنها این کار ها را انجام نداده بلکه به آنان احترام کامل گذاشته و حتی به دین و خدای آنان توهین نکرده و آنان را در انتخاب دین خود آزاد گذاشته است، به همین جهت مردم بابل هم به او احترام گذاشتند و برای ورودش جشن گرفتند! یا در تسخیر لیدی که آن هم پادشاه ظالم و ستم گری داشته است هم با ملایمت با آنان برخورد کرده است و حتی آن قدر با پادشاه لیدی (کروزوس) به خوبی برخورد کرده است که او تا آخر عمر با اشتیاق و علاقه به کوروش خدمت کرده است. و همچنین برخورد او با پادشاه ارمنستان هم همین گونه است. او معبد خراب شده ی یهودیان در اورشلیم را بازسازی کرد و آنان را در انتخاب مکان زندگی آزاد گذاشت. پس شخصیت کوروش برای همه واضح و مبرهن است.

فرجام کوروش بزرگ(از کتاب ((زندگی نامه ی کوروش بزرگ)) نوشته ی بهنام محمد پناه)

در مورد مرگ کوروش سه روایت(کلی) گوناگون وجود دارد که ما هر یک را بررسی میکنیم:

 

کتزیاس:

او یک مورخ یونانی است: کوروش در اواخر عمرش با آمرایوس پادشاه قبایل دربیگی وارد جنگ میشود و چون گروهی از هندو ها با فیل های بسیار به یاری دربیگی ها آمده بودند اگرچه سپاه کوروش مردانه در برابر فیل های جنگی مقاومت کرده و میجنگیدند اما سرانجام تار و مار شده و خود کوروش از اسب به زمین افتاد و یکی از هندو ها با زوبین به رانش ضربه وارد کرد ، سربازان ایرانی کوروش را به عقب منتقل کردند. روز دوم جنگ
آمورگس پادشاه اسکوت ها با ۲۰۰۰۰ نفر به یاری کوروش آمد و در جنگی که مجددا بین سپاهیان کوروش و دربیگی ها در گرفت

ایرانیان پیروز شدند و دربیگی ها با برجای گذاشتن ۳۰۰۰۰ کشته فرار کردند و در بیگی ها خراج گذار ایران شدند ، اما کوروش بر اثر زخمی که بر رانش خورده بود پس از سه روز در گذشت.

Character and life of Cyrus the Great1 شخصیت و بخشی از زندگی کوروش بزرگ
این روایت از نظر من به چند دلیل مردود است:

۱- کوروش به هیچ وجه سابقه نداشته که به جایی بی دلیل حمله کند ، و مورخ هم دلیل حمله او را ذکر نکرده است.

۲- مورخین یونانی به دلیل کینه ایی که از ایرانیان سر حمله به آتن به دل دارند ، هیچ وقت به صراحت و دقیق در مورد ایران مسئله ایی را بیان نمیکنند و به همین دلیل روایات آنان به این راحتی قابل باور نیست.

۳- مهم تر از همه این که : تمامی مورخین اعم از خارجی و داخلی این مسئله را تصدیق میکنند که آن حس افسانه گرایی که یونانیان دارند باعث میشود همیشه مقداری افسانه وارد اصل و واقعیت داستان بکنند.

 

هرودوت:

هرودوت یک مورخ یونانی( در آسیای صغیر به دنیا آمده که در آن زمان جزء قلمرو ایران محسوب میشده اما خود را یونانی معرفی میکند) میگوید: کوروش پس از فتح بابل به فکر تسخیر قبیله ی ماساژت ها(قومی در بالای شمال شرقی ایران کنونی)افتاد. قبل از حمله خواب دید داریوش پسر ویشتاسب(عمو زاده ی کوروش) دو بال از شانه هایش در آورده که یکی بر آسیا و دیگری بر اروپا سایه افکنده است. کوروش که فکر میکرد او قصد خیانت دارد ، به پسر عموی خود(ویشتاسب) گفت که بعد از جنگ او را نزد خود بیاورد و او هم بعد از اطمینان دادن در مورد وفاداری او و خانواده اش قبول کرد که بعد از جنگ او را نزد کوروش بیاورد. کوروش با خیال آسوده به مهیا کردن مقدمات نبرد پرداخت، او ابتدا از ملکه ی ماساژت ها خواستگاری نمود ولی ملکه ماساژت ها که میدانست این خواستگاری نه به قصد او بلکه برای تسلط یافتن بر قوم اوست رد کرده و به کوروش پیغام داد که بگذار ما در سرزمین خودمان سلطنت کنیم و ما به فاصله ی دو روز از رود خانه دور میشویم و شما هم همین کار را بکنید و اگر چنین کنی ما هرگز دیگر شما را اذیت نمیکنیم و به شما حمله ور نمیشویم. کوروش جلسه ای ترتیب داده و به مشورت پرداخت. همه پیشنهاد ملکه را قبول کردند جز کروزوس(پادشاه قدیم لیدی که در آن زمان دوست او شده بود) و او پیشنهاد داد که در نزدیکی رود بساط عیش و نوش برپا کرده و بخوریم و بیاشامیم تا سکا ها که تا به حال همچین چیزی ندیده اند در دام افتاده و مست شوند و ما به آن ها شبیخون زده و نابودشان کنیم که مورد پذیرش کوروش واقع شد، پس همین کردند و سکا ها در دام افتاده و پسر ملکه ی آنان اسیر شد ، وقتی این خبر به گوش ملکه رسید خشمگین شده و به کوروش گفت که تو با نیرنگ پیروز شدی و خوشحال مباش ، پسر من را آزاد کن و به کشورت برگرد که من تو را بی غرامت میبخشم ولی کوروش چنین نکرد و پسر ملکه که نمیتوانست ننگ خواری را تحمل کند، از کوروش خواست که دستانش را باز کنند و بعد از آن با سلاح یکی از سربازان خود را کشت، که وقتی این خبر به ملکه رسید ، به کوروش حمله کرده و او را شکست داد و کشت و سرش را برید و در تشتی از خون انداخت و گفت بنوش تا سیراب شوی ای خونخوار…!

این متن این ایراد ها را دارد:

۱-بر طبق اسناد موجود جسد کوروش بزرگ کامل و سالم به پاسارگاد رفته است پس سر او هرگز جدا نشده

۲-کوروش به قدری همسر اول و تنها همسر خود را دوست داشت که هرگز بعد از مرگ او(بعد از فتح بابل ، بیمار شده ، فوت کرد)به شدت ناراحت شد و هرگز دیگر حتی به فکر ازدواج هم نیفتاد و این مسئله در تمامی اسناد موجود است. و با شناخت بر شخصیت کورش ، او هرگز آدمی نبوده که به خاطر تسلط بر قوم کسی از ملکه ی آن ها خواستگاری کند!!!

۳-طبق اسناد خود مورخین دیگر و کتیبه ها و حتی خود هرودوت ایرانیان ابدا از ترفند ها و نیرنگ های ناجوانمردانه استفاده نمیکردند و خود پارس ها ابدا شراب نمیخوردند و معتقد بودند که انسان باید همیشه هوشیار باشند پس هرگز امکان این نیرنگ وجود نداشته. جند تن از مورخین یونانی معتقد اند که دو سپاه در دو طرف رود با هم روبه رو شدند که ملکه ی آنان گفت یا بیایید این طرف تا بجنگیم یا بگذارید ما بیاییم که کوروش پس از مشورت تصمیم گرفت که به آن سوی رود برود که در حین عبور سکا ها حمله کرده و آن بخش از سپاه کوروش که عقب مانده بودند را کشته و بساط عیش و نوش برپا کردند و ایرانیان به آن ها شبیخون زدند و انتقام گرفتند(خیلی خیلی خلاصه بیان شد)که این مطلب که ذکر شد معتبر تر است.

Character and life of Cyrus the Great3 شخصیت و بخشی از زندگی کوروش بزرگ

گزنفون:

کوروش کوچک(با کوروش بزرگ متفاوت است) با سپاهی که اکثر آنان یونانی بودند به جنگ برادرش داریوش دوم میرود و در نزدیکی بابل از برادرش شکست خورده و کشته میشود و سربازان یونانی یا کشته میشوند و یا به رهبری گزنفون فرمانده شان فرار میکنند. پس نتیجه میگیریم که گزنفون یک جنگجوی یونانی بوده نه مورخ اما در صحنه های آن روزگار مستقیما دخیل بوده: او معتقد است کوروش به سن کهن سالی میرسد و خواب میبیند که قرار است فوت کند و پارس ها را به دور خود جمع کرده وصیّت کرده و با پسر خود خداحافظی میکند و با گذشت بعد از سه روز از خوابش فوت میکند.
این مطلب در مورد مرگ کوروش از همه معتبر تر و عقلانی تر است چون این مورخ هیچ تعصبی نسبت به ایرانی ها ندارد با وجود یونانی بودن ، و در ضمن کل ایران باستان را گشته تا در مورد کوروش اطلاعات جمع کند و این که در خود دستگاه حکومتی هخامنشیان در زمان داریوش دوم بوده است در حالی که هرودوت در یونان زندگی میکرد و از صحنه ی وقایع دور بود،و هر چیزی که یونانی ها در مورد کوروش بزرگ میگفتند مینوشت!!!

 

رفع ابهامات

متاسفانه عده ایی سود جو از تاریخ به نفع خود استفاده کرده و آن را براساس اهداف و اعتقادات خود تغییر می دهند. در مورد کوروش بزرگ هم که یک فرد تاریخی است این مسئله صدق میکند و اتفاقا به دلایلی که ذکر خواهد شد تاریخ زمان او زیاد تحریف شده است.

در زمان پهلوی رضا و محمد رضا پهلوی برای این که در صدد تغییر عقاید مردم ایران و به قول خودشان اروپایی و مدرن کردنشان بودنند ، کار های زیادی انجام دادند که آن بخشی از آن قبیل اقدامات که مربوط به این بحث است را بیان میکنم:

این افراد برای این که عقاید مردم را تغییر دهند و آن ها را از اسلام و امل گرایی (به قول خودشان) دور کنند، به ایران باستان و مخصوصا کوروش و هخامنشیان و هنر و فرهنگ ایران باستان روی آورده و به آن ها اهمیت دادند و حتی در جاهایی آن را تغییر دادند.
مثلا محمد رضا پهلوی جشن های ۲۵۰۰ ساله ی پادشاهی برگزار کرده و سال هجری شمسی را به سال پادشاهی تغییر داده و مبنا
را بر سال به حکومت رسیدن کوروش بزرگ گذاشتند. یا مثلا القابی از جمله شاهنشاه و آریامهر برای خودش انتخاب کرد و یا مثلا این شعر معروف از فردوسی که میگوید هنر نزد ایرانیان است و بس را این گونه معنا کرده که هنر فقط نزد ایرانیان است!!! در حالی که بس به معنی بسیار بوده و حکیم فردوسی آن را برای هموزنی و قافیه و ردیف دار شدن بیت خود در آخر آورده و او یک نژاد پرست نبوده است.
و کار های دیگر که تحلیل خوب یا بدش به عهده ی شما. مسئله ی مورد بحث این جا است که بعد از انقلاب افراد متعدد به خاطر این که پهلوی از کوروش و تاریخ ایران باستان حمایت میکرد سعی در تغییر چهره ی تاریخ داشتند و انگ هایی از جمله این که زنان در دوران کوروش سنگ سار میشدند و کوروش یک آدم ظالم و خود خواه بوده به این فرد بزرگ زدند!!!! که هیچ کدام سند تاریخی ندارند و فقط به علت تعصبات بی معنا انجام شده بود و میشود!!! مثلا خراب کردن مجسمه ی آریو برزن و یا اقدام به تخریب کاخ پارسه (به اصطلاح تخت جمشید) که از آن جلو گیری شد ، از این قبیل اند.

 

نحوه ی مطالعه ی تاریخ

ایران افراد بزرگ و با کفایتی مثل کوروش بزرگ کم نداشته و این افراد و بزرگان باز هم برای کشورشان جان فشانی خواهند کرد. مسئله ی مهم این است که در مورد هر مبحثی باید به صورت علمی و عملی مرتبط با همان مسئله بحث کرد مثلا در رابطه با اقتصاد که یک علم است هر کسی توان نظریه دادن را دارد یا حتی در سیاست لازم است فرد در مورد حوادثی که اتفاق می افتد نظر خود را بیان کند ، اما تاریخ یک بحث کاملا سندی است یعنی باید با سند و مدرک مسئله ایی را ثابت یا رد کرد درست مثل ریاضیات، پس برای مطالعه ی تاریخ به دنبال کتب و منابع موثق بروید و خواهشمندم هر چیزی شنیدید قبول نکنید و جویای سند و منبع آن شوید.
زنده باد ایران.

 

نوشته از: محمد حسینی ، مخاطب و نویسنده سایت آسمونی

- سایت آسمونی Asemooni.com


صفحه اصلی آسمونی خانه   بازگشت به ابتدای صفحه رفتن به بالا    ارسال به دوستان چاپ این مطلبچاپ مطلب   عضویت در مطالب آسمونی

tag برچسب :

13 دیدگاه در ”شخصیت و بخشی از زندگی کوروش بزرگ

  1. درود بر کوروش بزرگ…شاه شاهان….شاه چهار گوشه جهان….

    زنده باد ایران…زنده باد پارسی زبانان..زنده باد پارسیانی که بعد گذشت ۲۵۰۰ سال هنوز ارادت خاصی به این والا مرد دارند….زنده باد زرتشتیان صلح طلب….

    کسایی که کوروش رو دوست دارن با دل و جونشون چونکه خودشونم انسانهایی از نوع کوروش پاک هستند..

    افتخار میکنم زندگیم آمیخته با شیوه زندگی کوروش است…امیدوارم روزی برسه که هیچ عربی در دنیا نباشه و آزادگی…. دین واحد در جهان باشه…. آمین

    خداوندا این کشور را از گزند بیگانگان و خائنان دور بدار….

نظر شما چیست؟

نظرتان را به زبان پارسی نوشته و گفتار اخلاقی را لحاظ نمایید.